مرتضی حسینزاده در گفتوگو با ایسنا، به مناسبت روز بزرگداشت شیخ اشراق، اظهار کرد: شهابالدین یحییبن حبش سهروردی، مشهور به شیخ اشراق، از برجستهترین فیلسوفان جهان اسلام و بنیانگذار حکمت اشراق است. هرچند کمتر از چهار دهه زندگی کرد، اما در همین عمر کوتاه دستگاهی فلسفی بنیان گذاشت که قرنها بر اندیشه ایرانی و اسلامی اثر گذاشته و هنوز نیز از مهمترین جریانهای فلسفه اسلامی به شمار میرود.
وی با اشاره به زادگاه این حکیم نامدار افزود: سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری در شهر تاریخی سهرورد، واقع در شهرستان خدابنده استان زنجان، متولد شد و همین موضوع، جایگاه ویژهای به استان زنجان در تاریخ اندیشه ایران بخشیده است. سهرورد تنها زادگاه یک فیلسوف نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و تمدنی ایران محسوب میشود و معرفی صحیح این شخصیت میتواند ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی استان را بیش از پیش نمایان کند.
این استاد فلسفه با بیان اینکه سهروردی از همان دوران جوانی در مهمترین مراکز علمی زمان خود تحصیل کرد، گفت: او ابتدا در مراغه نزد مجدالدین جیلی، از استادان برجسته فلسفه، دانش آموخت و سپس برای تکمیل مطالعات خود راهی اصفهان شد که در آن روزگار یکی از مهمترین مراکز فلسفه ابنسینایی بود. پس از آن نیز سفرهای متعددی انجام داد و ضمن گفتوگو با عالمان و اهل سلوک، به تأمل، ریاضت و نگارش آثار فلسفی پرداخت.
پایان زندگی سهروردی؛ روایتی آمیخته با سیاست و مذهب
وی درباره سالهای پایانی زندگی شیخ اشراق اظهار کرد: سهروردی در نهایت به شهر حلب رفت و در دربار ملک ظاهر، فرزند صلاحالدین ایوبی، جایگاه ویژهای یافت؛ اما صراحت در بیان دیدگاههای فلسفی و تفاوت نگاه او با جریانهای رایج، مخالفت گروهی از فقیهان را برانگیخت.
حسینزاده ادامه داد: در سال ۵۸۷ هجری قمری این فیلسوف جوان در حلب درگذشت. درباره چگونگی مرگ او روایتهای گوناگونی وجود دارد و به همین دلیل نمیتوان با قطعیت درباره نحوه وفاتش سخن گفت، اما آنچه مسلم است اینکه مرگ او در فضایی آمیخته با فشارهای دینی و سیاسی رخ داد و از همین رو در سنت فلسفی به «شیخ مقتول» شهرت یافته است.
حکمت اشراق؛ تلفیق عقل، شهود و اخلاق
عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان با اشاره به مهمترین ویژگی فلسفه سهروردی گفت: مهمترین اثر او کتاب «حکمةالاشراق» است که نظام فلسفی وی را به صورت منسجم ارائه میکند. علاوه بر آن، آثاری همچون التلویحات، المشارع و المطارحات و المقاومات از مهمترین آثار عربی او هستند.
وی افزود: سهروردی در زبان فارسی نیز آثار ارزشمندی همچون عقل سرخ، آواز پر جبرئیل، صفیر سیمرغ، لغت موران و فی حقیقةالعشق را به یادگار گذاشته است؛ آثاری که نشان میدهد او علاوه بر فیلسوف بودن، نویسندهای توانا در بهرهگیری از زبان نمادین و تمثیل نیز بوده است.
وی با اشاره به معنای واژه اشراق اظهار کرد: اشراق به معنای تابیدن و روشن شدن است و حکمت اشراق بر این اصل استوار است که حقیقت را نمیتوان تنها از راه استدلالهای منطقی شناخت، بلکه جان انسان نیز باید آمادگی دریافت حقیقت را پیدا کند.
سهروردی مخالف عقل نبود
حسینزاده با تأکید بر اینکه گاهی تصور نادرستی از فلسفه اشراق ارائه میشود، گفت: برخی گمان میکنند سهروردی عقل را کنار گذاشته است، در حالی که این برداشت صحیح نیست. او خود از برجستهترین فیلسوفان مشائی بود و منطق و فلسفه ابنسینا را بهخوبی میشناخت.
وی افزود: تفاوت او در این بود که معتقد بود استدلال عقلی به تنهایی برای رسیدن به حقیقت کافی نیست و معرفت کامل زمانی حاصل میشود که عقل، شهود و پاکی درون در کنار یکدیگر قرار گیرند.
نور، بنیادیترین مفهوم در فلسفه شیخ اشراق
این پژوهشگر فلسفه، مفهوم «نور» را محور اصلی اندیشه سهروردی دانست و گفت: نور در فلسفه اشراق صرفاً نور فیزیکی نیست، بلکه حقیقتی است که هم خود آشکار است و هم دیگر موجودات را آشکار میکند.
وی ادامه داد: در بالاترین مرتبه این نظام فلسفی «نورالانوار» قرار دارد که همان مبدأ هستی و خداوند است و همه موجودات به اندازه بهرهمندی از نور، در مراتب مختلف هستی قرار میگیرند.
حسینزاده افزود: سهروردی موجودات مادی را «برزخ» یا جسم ظلمانی مینامد. ظلمت در اینجا به معنای شر نیست، بلکه نشاندهنده وابستگی موجودات مادی به نور برای ظهور و آگاهی است.
علم حضوری؛ یکی از ماندگارترین میراثهای سهروردی
وی یکی از مهمترین نوآوریهای شیخ اشراق را تبیین مفهوم «علم حضوری» دانست و گفت: انسان برای اینکه بداند وجود دارد، نیازی به استدلال ندارد؛ هر انسان، وجود خود را به صورت مستقیم درک میکند و همین تجربه، مبنای علم حضوری است.
عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان افزود: این نظریه بعدها تأثیر بسیار عمیقی بر فلسفه اسلامی گذاشت و فیلسوفانی همچون ملاصدرا نیز در گسترش این بحث از اندیشههای سهروردی بهره بردند.
عالم مثال؛ پلی میان ماده و عقل
حسینزاده با اشاره به مفهوم عالم مثال در حکمت اشراق، گفت: از دیدگاه سهروردی، میان جهان مادی و عالم عقول، مرتبهای وجود دارد که بعدها با عنوان عالم مثال شناخته شد؛ جهانی که مادی نیست اما صورت، رنگ و شکل در آن معنا دارند.
وی افزود: رسالههای رمزی سهروردی را نیز باید در همین چارچوب فهمید. شخصیتهایی مانند سیمرغ، عقل سرخ و جبرئیل، شخصیتهای داستانی نیستند، بلکه هر کدام نمادی از مراحل مختلف معرفت و سیر معنوی انسان به شمار میروند.
احیای حکمت ایرانی با نگاهی نو
وی درباره نسبت حکمت اشراق با فلسفه ایران باستان نیز گفت: سهروردی خود را احیاگر حکمت خسروانی معرفی میکند، اما نباید حکمت اشراق را بازسازی صرف اندیشه ایران پیش از اسلام دانست.
حسینزاده افزود: هنر سهروردی در این بود که عناصر فلسفه افلاطونی، نوافلاطونی، ابنسینایی، عرفانی و میراث ایرانی را در قالب نظامی تازه و متناسب با فضای فکری جهان اسلام بازآفرینی کرد.
چرا سهروردی هنوز زنده است؟
این استاد فلسفه گفت: اهمیت سهروردی فقط به این دلیل نیست که فیلسوف بزرگی در قرن ششم هجری بوده است؛ اندیشههای او هنوز نیز میتوانند برای انسان معاصر الهامبخش باشند.
وی خاطرنشان کرد: سهروردی به ما میآموزد که دانستن صرفاً انباشتن اطلاعات نیست، بلکه میان معرفت، خودشناسی، اخلاق و شیوه زیستن پیوندی عمیق وجود دارد. شاید راز ماندگاری او نیز همین باشد که فلسفه را از یک بحث صرفاً نظری به راهی برای رسیدن به حقیقت، روشنایی و کمال انسانی تبدیل کرد.
انتهای پیام

