پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۳۲
اندیشه «شیخ اشراق»؛ راهی به شناخت حکمت خسروانی

/۸ مرداد؛ روز بزرگداشت شیخ شهاب‌الدین سهروردی/

اندیشه «شیخ اشراق»؛ راهی به شناخت حکمت خسروانی

خراسان رضوی (ایسنا) - یک استاد دانشگاه گفت: درک حکمت خسروانی و ایران باستان از طریق فلسفه شیخ اشراق میسر است و از آن سو، مهم‌ترین نکته آن است که ما را وامدار فلسفه یونان نمی‌کند.

سیدحسین سیدموسوی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینکه فلسفه اشراق سهروردی بر مبنای نور و ظلمت بنا نهاده شده است، اظهار کرد: سهروردی نور را دارای مراتب می‌داند و پایین‌ترین مراتب نور را ظلمت معرفی می‌کند و از آن با عنوان غواسق نیز نام می‌برد. این تعبیر بعداً از سوی کسانی چون ملاصدرا و پیروان حکمت متعالیه مورد پذیرش قرار نگرفت به این دلیل که موجودات مادی را از مرتبه نوری خارج می‌کند و در عین حالی که این موجودات هستی دارند، معتقد است که ارتباطی با نور ندارند و ظلمت صرف هستند.

وی ادامه داد: طبیعی است که این تقسیم‌بندی، ارتباط مخلوقات را با خداوند دچار مشکل می‌کند، در حالی که اگر تقسیم بندی بر مبنای وجود و عدم باشد، باید گفت که وجود دارای مراتب تشکیکی یا حتی مظاهر تشکیکی است که از عالی‌ترین درجه آن آغاز می‌شود و تا پایین‌ترین درجه ادامه می‌یابد و در این تقسیم‌بندی موجودات مادی نیز لحاظ می‌شوند و ارتباطشان با حق که عالی‌ترین درجه هستی را داراست، روشن می‌شود و یک ارتباط علی و معلولی بین آن‌ها برقرار می‌گردد، در حالی که این حالت در نور و ظلمت اتفاق نمی‌افتد.

دانشیار گروه معارف اسلامی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: تقسیم هستی به نور و ظلمت باعث می‌شود که بخشی از موجودات هستی، یعنی موجودات مادی، ارتباطشان با مبدأ هستی قطع شود. اما رابطه عقل و شهود را بنگرید که عقل مرتبه‌ای پایین‌تر از شهود دارد، عقل استدلال می‌کند و گاهی این استدلالات برای استدلال‌کننده چندان تأثیرگذار نیست، از همین رو می‌بینید که بسیاری از عقلا خطا می‌کنند و گاه حتی دانسته خطا می‌کنند. برای نمونه، متخصصان پزشکی که سیگار می‌کشند یا ممکن است اعتیادهایی داشته باشند، در عین حال که برای بیماران و مراجعان چنین چیزهایی را توصیه نمی‌کنند، یا انسان‌هایی که مدرس اخلاق هستند اما در مباحث ابتدایی اخلاق نیز گیر کرده‌اند، مصداق این سخن‌ هستند.

سیدموسوی با بیان اینکه مرتبه شهود عبارت است از اینکه فرد با همه وجود به درک و دریافت می‌رسد، گفت: مثال بسیار ساده اینکه ما کی می‌توانیم درک حس پدر و مادر را داشته باشیم؟ زمانی که خود پدر یا مادر شویم و تا پیش از آن، درک درستی از مادر بودن و پدر بودن نداریم. از همین رو گاهی دقت می‌کنید که بین والدین در برخورد با فرزندان اختلاف جدی پدید می‌آید و علت آن است که یکی شهود پدرانه دارد و دیگری شهود مادرانه، و اگر پدر بتواند شهود مادرانه را درک کند، اختلاف از میان می‌رود یا برعکس، اگر مادر شهود پدرانه را دریابد، آن اختلافات برطرف می‌شود. پس شهود مرتبه‌ای عالی از ادراک است و عقل نیز مرتبه‌ای دارد، ولی به اعتقاد من، درجه شهود از عقل برتر است.

وی خاطرنشان کرد: سهروردی در حکمت اشراق دقیقاً همین تعبیر را مطرح می‌کند که در یک روز، تمام این مطالب بر من اشراق شد، اما به خاطر سفرهایی که داشتم، نوشتن آن به درازا کشید وگرنه در یک آن، همه مطالب به من داده شد. پس این بحث که شهود مرتبه‌ای عالی‌تر دارد، به معنای بی‌اعتباری عقل نیست و این نکته را حتماً باید در نظر داشت که انسان‌ها در ادراکات متفاوت‌اند؛ برخی عقلگرا هستند و اگر استدلال عقلی نباشد، موضوعی را نمی‌پذیرند، برخی نقل‌گرا هستند، یعنی وقتی مسئله‌ای را می‌گویید و توضیح می‌دهید، می‌پرسند آیا در قرآن آمده؟ در روایات آمده؟ چه کسی گفته است؟ یا گاهی می‌گویند که این کلام شما با کلام فلانی در تضاد است و فلانی چنین اعتقادی ندارد. برخی شهودگرا هستند و می‌گویند باید با همه وجود چیزی را درک کنم و تا وقتی چنین نکنم، نمی‌پذیرند که مثال ساده‌اش همان حالت پدر و مادر بودن است. برخی نیز تجربه‌گرا هستند که اگر امری تنها از جهت تجربی ثابت شود، می‌پذیرند.

دانشیار گروه معارف اسلامی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد با تاکید بر اینکه عام‌ترین ابزار برای ادراک، عقل است، تصریح کرد: اعتبار عقل نزد شهودگرایان نیز پذیرفته شده است، ولو اینکه بعضی از عرفا مانند مولانا معتقدند «پای استدلالیان چوبین بود  پای چوبین سخت بی‌تمکین بود»، اما این کلام به معنای نفی اعتبار عقل نیست، بلکه به معنای وجود مرتبه‌ای عالی‌تر از عقل است. ما اطلاعات دقیقی از حکمت ایران باستان نداریم و اطلاعات، به‌واقع، در این زمینه فراوان نیست، مگر آنچه سهروردی به ما ارائه داده است؛ چه بسا منابعی در اختیار او بوده که به ما نرسیده است.

سیدموسوی اضافه کرد: تلاش سهروردی بر این است که حکمت ایرانی و خسروانی را در مقابل حکمت یونانی مطرح کند. این کار بسیار بزرگ و شایسته‌ای است که اعلام کنیم آنچه داریم، مربوط به حکمت خود ما است و از جایی نگرفته‌ایم و احیاناً اگر یونانیان نیز این اندیشه را به دست آورده‌اند، باز به نحوی از طریق ایرانیان گرفته‌اند. نکته جالب اینکه سهروردی معتقد است نخستین فیلسوف، پیغمبر بوده است و او سعی می‌کند میان وحی و فلسفه پیوند بزند. شیخ اشراق می‌خواهد فلسفه را الهام الهی به بشر معرفی کند. بنابراین درک حکمت خسروانی و ایران باستان از طریق فلسفه شیخ اشراق میسر است و از آن سو، مهم‌ترین نکته آن است که ما را وامدار فلسفه یونان نمی‌کند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها