به گزارش ایسنا، در بحبوحه لحظاتی که همه چیز را آرمانی و رویایی میبینیم، بهناگاه اتفاقاتی میافتد که انگار ما را به گذشته یا آینده یا شاید هم دنیایی موازی پرت میکند؛ جایی که باز باید از نو آغاز کنیم. گذشته نیز همچون آینده نامحدود است و فقط به عنوان گسترهٔ وسیعی از احتمالات وجود دارد.
این دقیقاً همان فضایی است که سعید حسینی -نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «سرآغاز»- در تازهترین اثر خود به تصویر کشیده است؛ فیلم درامی معمایی روانشناسی که بر پایه تئوری جهانهای موازی و زندگیهای چندگانه است که کشمکش پارادوکسیکال یک شخصیت مرد در چند زندگی متفاوت را روایت میکند.
این فیلم ابتدا در گروه هنر و تجربه اکران شد و این روزها به شکل آنلاین در یکی از پلتفرمهای نمایش خانگی در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.
در ادامه بیشتر با فضای این فیلم آشنا خواهید شد:
ایسنا: آقای حسینی، ایدهٔ اولیهٔ ساخت فیلمی با این مضمون فلسفی-علمی از کجا شکل گرفت؟
سعید حسینی: ببینید، من همیشه بهعنوان یک فیلمساز، این پرسش برایم مطرح بوده که آیا واقعیتی که ما در زندگی تجربه میکنیم، تنها واقعیت موجود است یا نه؟ تفاوت بین حقیقت و واقعیت همیشه ذهن مرا درگیر میکرده؛ حقیقت آن چیزی است که باید اتفاق بیفتد و واقعیت، آن چیزی است که اتفاق میافتد. سؤال این است که چه اتفاقی بین این دو میافتد؟
این دغدغه، هستهٔ اولیهٔ شکلگیری «سرآغاز» بود. کمکم با نظریه ریسمان، فیزیک کوانتوم و مباحث فلسفی در این حوزه آشنا شدم و این مفاهیم، ایده فیلم را پروراندند. سعی کردم جهانهای موازی را با تجزیه هویت در روانشناسی پیوند بدهم و نشان دهم که چگونه انتخابهای متفاوت در زندگی، انسان را به دنیاهای متفاوتی سوق میدهند. از طرفی، تجربههای شخصی خودم هم بیتأثیر نبود؛ گاهی در یک لوکیشن خاص یا با شنیدن یک داستان، احساس میکردم شاید ما در یک دنیای شبیهسازی شده، انعکاسی از یک زندگی واقعی را تجربه میکنیم.

ایسنا: با توجه به فضای فلسفی و تخصصی فیلم، کار پژوهشی و نگارش فیلمنامه چقدر طول کشید و دشوار بود؟
حسینی: تولید یک فیلم مستقل با این رنگوبوی علمی، کار بسیار سختی است. من حدود پنج سال، شاید هم هفت سال، با بازنویسی فیلمنامه درگیر بودم. بخش اعظم زمان صرف پژوهش و تحقیق شد تا بتوانم مفاهیم را بهدرستی در قصه بگنجانم. اما هیچوقت از این داستان ناراضی نبودم، چون دغدغهام این بود که فیلمی بسازم که مخاطب را صرفاً سرگرم نکند. وقتی من بهعنوان مخاطب از سینما بیرون میآیم، دوست دارم حداقل چند سؤال مهم در ذهنم ایجاد شود که تا مدتها به فکر آن فیلم باشم، تحقیق کنم و تفحص کنم. این برای من در سینما خیلی مهم است و از فیلمسازان بزرگی مثل کریستوفر نولان الهام گرفتهام.
ایسنا: ابتدای فیلم، فضایی علمی و تخیلی دارد، اما به مرور حس میشود قصه به سمت انسانمحوری و مسائل فردی میرود. این تغییر فضا عمدی بود یا به دلیل محدودیتها؟
حسینی: عرض میکنم که برخی از این تغییرات کاملاً عامدانه بود. بهعنوان مثال، ما شخصیت مرد اصلی فیلم را در سه دنیای متفاوت روایت میکنیم؛ گاهی او راوی کتابی به نام «آئوراس» است، گاهی نویسندهٔ آن کتاب، و گاهی خود قصهٔ آن کتاب. جاهایی عمداً از قصهٔ اصلی فاصله میگیریم تا به راوی یا شخصیتهای دیگر بپردازیم.
اما درست میفرمایید که بخشی از این خلأها به دلیل مسائل مالی بود. ما فیلمنامهای ۱۲۰ صفحهای داشتیم و حداقل پنج یا شش دقیقه تصویربرداری بیشتر باید به سکانسهای واقعیت مجازی شرکت اضافه میشد، اما بودجه این اجازه را نداد. متأسفانه در فیلمهای مستقل، عدم حمایت مالی باعث میشود از خیلی چیزها بگذریم. ناچار شدیم آنچه را که در تصویر نمیگنجید، در دیالوگها بگنجانیم. هرچند خودم سینما را با تصویر بیشتر دوست دارم و این موضوع برایم دلنشین نبود، اما سعی کردم در لابهلای قصه، آن خلأها را کمرنگتر کنم.
ایسنا: خرده داستانهایی مثل زندگی زن و شوهری با شغل خبرنگاری و خدمهٔ هواپیما، چه نسبتی با خط اصلی فیلم داشتند؟
حسینی: این داستانکها به هیچوجه اضافی نیستند. آنها بُعد قضاوتی شخصیت بشر را نشان میدهند. مثلاً ما همسر رئیس شرکت را داریم که قاضی است و در دادگاه، داوری دیگران را انجام میدهد، اما در کوچکترین مسائل زندگی شخصی خودش گرفتار است و نمیتواند آنها را حل کند. این اتفاق برای تکتک شخصیتهای فیلم میافتد؛ یعنی شخصیتی که میآید جلوی خودش بوده و به «تجزیه هویت» دچار شده. این داستانکها، چالش درونی آدمها را با خودشان به تصویر میکشند و در نهایت، مسیرشان را به سادگی توضیح دادهایم.
بیشتر بخوانید:
تناسخ و دنیاهای موازی در فیلم سینمایی «سرآغاز»

ایسنا: فیلم چه سالی تولید شد و چقدر زمان برد؟
حسینی: اگر تولید را از سال ۱۳۹۷ در نظر بگیریم، من حدود پنج سال درگیر این پروژه بودم. اما خود فیلم در سال ۱۴۰۲ تولید شد. بخش اعظم این زمان به خاطر مشکلات تأمین بودجه و مستقل بودن کار بود. متأسفانه در سینمای ما، تهیهکنندگان تمایل چندانی به سرمایهگذاری روی فیلمهای فلسفی و تفکربرانگیز ندارند.
به خاطر دارم که فیلمنامه را برای یک تهیهکننده باسابقه بردیم، اما ایشان گفت بروید کمدی بسازید! من سال ۹۷ در فیلمنامه دربارهٔ هوش مصنوعی و واقعیت مجازی حرف میزدم، در حالی که حتی در بدنهٔ علمی کشورمان هم چندان به این موضوعات پرداخته نمیشد. ولی برای تهیهکنندگان، بحث بیزینس و فروش در اولویت است و من ذرهای دغدغه برای ساخت چنین فیلمهایی در آنها نمیدیدم. در وضعیت فعلی کشور هم که برخی تهیهکنندگان ترجیح میدهند در ملک یا خرید و فروش ماشین سرمایهگذاری کنند تا اینکه فیلمی با ریسک تجاری بالا بسازند.
ایسنا: بودجهٔ نهایی فیلم چقدر شد؟
حسینی: حدود ۹۸۰ میلیون تا یک میلیارد تومان، با احتساب نوسانات ارز.

ایسنا: در انتخاب بازیگران، فاکتور خاصی داشتید؟ چرا از چهرههای شناخته شده استفاده نکردید؟
حسینی: دو نکته در انتخاب بازیگران برایم مهم بود. اول اینکه معمولاً نویسندهها هنگام نوشتن فیلمنامه، شخصیتها را با شناختی که از بازیگران دارند، مینویسند. اما در «سرآغاز» به این نتیجه رسیدم که بهتر است از بازیگران غیرچهره استفاده کنم تا مخاطب با پیشزمینهٔ ذهنی از نقشهای قبلی بازیگر، فیلم را نبینند و شخصیتها را باورپذیرتر احساس کند. این الگو را در سینمای آلمان و فرانسه هم میبینیم که از بازیگران ناشناخته استفاده میکنند.
دوم اینکه من میخواستم فیلم را صفر تا صد در مشهد تولید کنم. خودم متولد مشهد نیستم، اما سالهاست با دوستان مشهدی فعالیت میکنم و بچههای بسیار مستعدی آنجا هستند که متأسفانه فضای کافی برای بروز استعدادشان پیدا نمیکنند. دوست داشتم بازیگران و عوامل پشت صحنهٔ ما بومی باشند و فیلمی بسازیم که هم در سطح کشور محبوبیت داشته باشد و هم در جشنوارهها دیده شود.
حدود ۷۰ درصد بازیگران سابقهٔ حرفهای نداشتند و ما برای برخی، مثل سجاد محبی که در تیتراژ اول معرفی شده، بیش از سه ماه تست و تمرین بازیگری انجام دادیم. خود سجاد محبی تعریف میکرد که تنها یک فیلم ایرانی در سینما دیده و اصلاً فیلم ایرانی نگاه نمیکرده، اما عاشق سینما بود و کارهای خارجی تماشا میکرد و با دیدن آگهی تست، حس کرد این فیلم متفاوت است و آمد.

ایسنا: چرا فیلم را به جای اکران عمومی، در گروه هنر و تجربه نمایش دادید؟ از نتیجهٔ کار راضی بودید؟
حسینی: ببینید، من از همان ابتدا میدانستم که فیلم قرار نیست از نظر مالی در هنر و تجربه موفقیت خارقالعاده ای داشته باشد، چون این گروه، مخاطب خاص خودش را دارد و سالنهای محدودی در اختیار دارد. اما خودم دوست داشتم «سرآغاز» در این قالب اکران شود. آقای شهاب کاظمی تهیهکننده فیلم که زحمت بسیاری کشیدند، حتی پیشنهاد اکران عمومی را هم به من دادند، اما من خودم تصمیم نهایی را گرفتم و از ایشان ممنونم که به این تصمیم احترام گذاشتند.
دلم میخواست فیلمی که حرفی هنری و فلسفی برای گفتن دارد، در همان قالب هنری دیده شود، نه در رده عمومی. گرچه از نظر مالی، حتی فیلمهای چهرهدار و پرفروش هم در هنر و تجربه، فروش چندانی ندارند اما شیرینیاش این است که مخاطب خاص و فهیم، قدر فیلم را بیشتر میداند.
ایسنا: الان که فیلم در پلتفرم آنلاین اکران شده، بازخوردها چطور است؟
حسینی: خوشبختانه این امکان فراهم شده تا مخاطبان بیشتری بتوانند فیلم را ببینند. فکر میکنم هر کسی با نوع نگاه خودش، میتواند آن مرز بین حقیقت و واقعیت را که در فیلم روایت میشود، برداشت کند. جهانشمول بودن داستان، اجازه میدهد مخاطب با شناختی که از خودش دارد، به دنیای «سرآغاز» وارد شود.

ایسنا: با توجه به وضعیت فعلی سینما، چه برنامهای برای پروژههای بعدی دارید؟
حسینی: متأسفانه وضعیت فعلی کشور مزید بر علت شده. من چند روز پیش آمار فروش سینما را دیدم که بسیار نگرانکننده و ترسناک است. مردم در معیشت روزمرهشان ماندند و تهیهکنندهها هم ریسک سرمایهگذاری روی فیلمهای غیرکمدی را ندارند. من دو فیلمنامه در دست دارم؛ یکی در ژانر معمای جنایی که بسیار جذاب است و دیگری اثری روانشناختی بر اساس تحقیقات فروید و یونگ که یک فیلم تکلوکیشنی و کلاس آموزشی است و فکر میکنم اگر ساخته شود، بسیار تأثیرگذار خواهد بود.
اما ترجیح میدهم فعلاً صبر کنم تا شرایط بهتر شود یا از طریق رایزنی با دوستان در کشورهای دیگر، بتوانم آنها را در خارج از ایران تولید کنم. نمیخواهم فیلمنامههایم را که سالها برایشان زحمت کشیدهام، به خاطر ساخت یک فیلم سطحی، هدر بدهم. دوست دارم حداقل، تفکری که پشت این فیلمنامههاست، جا بیفتد و یا اگر قرار است ساخته شوند، با یک ماحصل قدرتمندتر به سراغشان بروم.
ایسنا: آیا فیلم «سرآغاز» در جشنوارههای خارجی هم حضور داشته است؟
حسینی: بله، آقای کاظمی فیلم را به جشنوارههای مختلفی فرستادند و جوایزی هم گرفتیم از جمله تقدیرنامه حضور در بخش مسابقه اصلی جشنواره بینالمللی فیلم افقهای تازه لهستان (New Horizons Film Festival)، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران از جشنواره بینالمللی فیلم سانتو دومینگو جمهوری دومینیکن آمریکا (Festival de Cine Global de Santo Domingo)، جایزه بهترین فیلمنامه خارجی از جشنواره بینالمللی فیلم اواخاکا مکزیک( Oaxaca FilmFest)، جایزه بهترین کارگردان هنری از جشنواره بینالمللی فیلم ایندی مالدیو هند (Indie Film Festival Maldives) و همچنین دیپلم افتخار استعدادجوان فیلمسازی از طرف هیات داوران جشنواره بینالمللی فیلم گوایانا سیوداد ونزوئلا (Ciudad Guayana International Film Festival). البته هیچ کدام جایزهٔ مادی نداشت، اما حضور در جشنوارهها خودش ارزشمند بود.
نکته پایانی:
دنیای «سرآغاز»، دنیایی است که هر کسی با نگاه خودش میتواند آن را برداشت کند و این، دقیقاً همان آغازی بود که میخواستم در سینمای ایران رقم بخورد؛ سرآغازی برای تفکر در مورد مرزهای میان حقیقت و واقعیت.
در ادامه تیزر این فیلم را ببینید:
انتهای پیام

