محمود سیادت در گفتوگو با ایسنا ضمن اشاره به توافق اخیر سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان که در مشهد نهایی شد، اظهار کرد: اقبال لاهوری افغانستان را قلب آسیا مینامد که این کشور میتواند بهعنوان پل ارتباطی میان آسیای مرکزی و آسیای جنوبی عمل کند.
وی افزود: خوشبختانه امارت اسلامی نیز اخیرا در راستای توسعه شبکههای مواصلاتی جادهای و ریلی تحرکات مثبتی داشته و کشورهای همسایه نیز با توجه به چالشهای اخیر در بنادر کراچی و بندرعباس، اشتیاق و آمادگی خود را برای سرمایهگذاری در این حوزه اعلام کرده است.
سیادت با اشاره به چالشهای تاریخی در مسیر ترانزیتی ترکمنستان گفت: سالها در تعامل با ترکمنستان با نوسانات سیاستی مواجه بودیم که عملاً جریان ترانزیت کالای ایرانی به مقصد ازبکستان، تاجیکستان و قزاقستان را با چالشهای جدی مواجه میکرد. از این رو، بهرهگیری از ظرفیت مسیر افغانستان برای دسترسی به شیرخانبندر مرز مشترک افغانستان و تاجیکستان یک ضرورت حیاتی است. دستور اخیر ملا برادر، معاون اقتصادی کابینه افغانستان، برای تجهیز فوری زیرساختهای این مرز، نشانه مثبتی است که میتواند تحولی در ترانزیت منطقه ایجاد کند.
رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و افغانستان با ابراز گلایه از کندی در اجرای پروژههای زیرساختی داخلی، تأکید کرد: فرصتهای ترانزیتی بهدستآمده، مشروط به سرعت عمل ماست. متأسفانه در بسیاری از پروژههای کلیدی، دچار تأخیر در اجرا شدهایم. پروژه جاده ماهیرود به فراه که سالهاست نیمهتمام مانده و همینطور اتصال ریلی چابهار به زاهدان، بیرجند و در نهایت شمتیغ، نمونههایی از فرصتسوزیهای ناشی از کمکاریها و مشکلات بودجهای است.
وی ادامه داد: دسترسی ایران به آبهای گرم یک مزیت خدادادی است که کشورهای محصور در خشکی مانند ازبکستان، تاجیکستان و افغانستان بهشدت به آن نیاز دارند. تاکنون آنگونه که شایسته است از این فرصت طلایی بهرهبرداری نشده است. امیدوارم با تغییر نگاه و رویکردهای حمایتی اخیر، بهویژه پس از تجربیات تلخ در بنادر جنوبی، این ظرفیتها را به هاب ترانزیتی منطقه تبدیل کرده و از این موقعیت استراتژیک برای تقویت اقتصاد ملی بهره ببریم.
گذار از صادراتمحوری به تولید مشترک؛ راهبرد جدید ایران در بازار افغانستان و تاجیکستان
رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و افغانستان به تغییر راهبرد ایران در تعامل با بازارهای منطقه اشاره و اظهار کرد: آنچه در توافق اخیر نهایی شده، فراتر از صرف ترانزیت کالا، تمرکز بر تولید مشترک است. مدل سنتی صرفا صادرات کالای نهایی، دیگر پاسخگوی رقابتهای فشرده منطقه نیست. برای کاهش هزینههای تمامشده و دور زدن چالشهای لجستیکی، بنا داریم بخشی از زنجیره تولید و کالاهای واسطهای را در خاک افغانستان یا در قالب پروژههای مشترک تولید کنیم. این رویکرد ضمن کاهش هزینههای ترانزیتی، پیوند اقتصادی عمیقتری میان ایران، افغانستان و تاجیکستان ایجاد خواهد کرد.
سیادت با تأکید بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی کشورهای فارسیزبان افزود: امروز یک نگاه راهبردی برای پیوند میان کشورهای فارسیزبان در منطقه در حال تقویت است. در حالی که رقبای منطقهای ما، از جمله ازبکستان، با شتاب و سرمایهگذاری گسترده در حال تسخیر سهم بیشتری از کیک اقتصادی افغانستان هستند و ما شاهد کاهش تدریجی سهم صادراتی خود هستیم، باید مدل همکاری را تغییر دهیم. نباید صرفا به بازار افغانستان بهعنوان یک مصرفکننده کالای نهایی نگاه کرد؛ چراکه با رشد واحدهای صنعتی در داخل افغانستان که تنها در سال جاری بیش از ۱۵۰۰ واحد به آن افزوده شده، رقابت دشوارتر شده است. راهبرد ما باید همافزایی برد-برد و استفاده از ظرفیت این کشورها برای نفوذ به بازارهای ثالث باشد.
رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و افغانستان در پاسخ به پرسشی درباره ظرفیت زیرساختی جادهای و ریلی برای پذیرش ترافیک کالای ایرانی گفت: در مورد تاجیکستان، به دلیل برخورداری از زیرساختهای ریلی به جا مانده از دوران شوروی و توسعههای بعدی، زیرساختها وضعیت مطلوبی دارند. در افغانستان نیز تحولات با سرعت خوبی در حال انجام است. پروژه ریلی ما که تا ایستگاه روزنک ۶۰ کیلومتری هرات متوقف بود، اکنون با همکاری امارت اسلامی در حال امتداد تا شهرک صنعتی هرات است. علاوه بر این، توافق برای اتصال ریلی هرات به مزارشریف نیز صورت گرفته که تأمین مالی آن بر عهده طرف افغانستانی و مشارکت فنی آن با ایران است.
وی خاطرنشان کرد: اگرچه تکمیل کامل شبکه ریلی زمانبر است، اما فعلاً میتوان با بهرهگیری از زیرساختهای جادهای موجود، حجم ترانزیت را افزایش داد. در مجموع تهران و کابل، با جدیتِ تمام پیگیر توسعه مسیرهای ریلی هستند تا این شریانهای حیاتی بتوانند بستر لازم را برای تبدیل شدن منطقه به یک هاب ترانزیتی فراهم کنند.
سیادت با انتقاد از وضعیت موجود در مرزهای ورودی و خروجی ایران اظهار کرد: برای بهرهمندی از فرصتهای ترانزیتی، نیازمند تجهیزات مدرن، تسهیلات گمرکی و بهویژه شفافیت هستیم. متأسفانه با وجود اینکه بخش بزرگی از ظرفیت ترانزیتی به دلیل چالشهای موجود در بنادر جنوبی محاصره در جنوب فعلا محدود است، اما همچنان شاهد توقفهای غیرمعمول و طولانیمدت کالاها و کامیونها در مرزهای زمینی هستیم. این وضعیت، اعتماد تجار و بازرگانان خارجی به مسیرهای ترانزیتی ایران را روز به روز کاهش میدهد. اولویت اصلی دولت باید این باشد که مرزها را از محل توقفهای چندروزه و آسیبزا به محل تردد و عبور سریع تبدیل کند.
وی با اشاره به وضعیت بحرانی در مرزهای میلک دوغارون و ماهیرود، افزود: در هر سه مرز اصلی خود با مشکل انباشت کالا و توقفهای آزاردهنده مواجه هستیم. برای نمونه، در مرز دوغارون شاهد توقفهای ۱۰ تا ۱۲ روزه هستیم؛ در حالی که هماکنون حدود ۳۰۰ کامیون حامل سوخت در آنجا متوقف شدند که این وضعیت از نظر ایمنی، بسیار خطرناک و در حد یک بمب ساعتی است. اگر حادثهای رخ دهد، پیامدهای جبرانناپذیری خواهد داشت. به عنوان بخش خصوصی با پرسشهای بیپاسخی روبرو هستیم: چرا علیرغم تمام شعارهای توسعهای، در عمل اقدامی برای رفع ریشهای مشکلات مرزی انجام نمیشود؟ تا زمانی که نگاه بخشینگر امنیتمحور و غیر اقتصادی بر مدیریت مرزها حاکم باشد و با بیتفاوتی، بیبرنامگی و فساد در برخی بخشها مقابله نشود، هر چقدر با کشورهای همسایه قرار داد بسته شود، نمیتوانیم از ظرفیتهای خدادادی کشور استفاده کنیم.
وی ادامه داد: تجربه سال گذشته نشان داد که وقتی مرز افغانستان با پاکستان بسته شد، حجم ترانزیت به سمت بنادر ایران سرازیر شد و به دلیل نبود زیرساخت و توقفهای طولانی، کرایهها به شدت بالا رفت و تجار از استفاده از مسیر ایران پشیمان شدند. اگر امروز با نگاهی جدید، زیرساختها و شفافیت لازم را ایجاد نکنیم، با باز شدن مسیرهای جدید و هجوم حجم بالای کالا، باز هم با بنبست مواجه خواهیم شد. چالش اصلی، مرزهاست؛ جایی که فساد و نبود پاسخگویی، فرصتهای اقتصادی را به چالش میکشد.
انتهای پیام

