دهه پایانی صفر، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ این ایام، فصل بیدارباش واقعیت پس از طوفان هیجان محرم است. ایامی که در آن، ذوق دیدار با مولا جای خود را به حسرت جدایی از حضرت رضا(ع) میدهد. در این بازه زمانی حساس، آیین تعزیهخوانی که ریشههایش در خاک سخت و استوار خراسان جسته شده است، از حالت بازگو کننده داستانهای گذشته خارج شده و به تبلور حضور دردناک غایب تبدیل میشود.
یک پژوهشگر نمایشهای آئینی، معتقد است: تعزیه در دههی پایانی صفر، دیگر یک نمایش تاریخیِ ساده نیست، بلکه یک مراسم وداع و تجدید پیمان عاشقانه است.
محمد ناصری در گفتوگو با ایسنا افزود: در حالی که در محرم، تمرکز بر شهادت و انتقامجویی است، در دهه پایانی صفر، تمرکز تعزیهخوانی در خراسان رضوی بر وفاداری در غیاب، صبر یاران و رسالت زینبی برای ادامه راه قرار دارد.
وی بیان کرد: این تغییر، تعزیه را از یک روایت خشک تاریخی، به یک تجربه زیسته روحی تبدیل میکند که مستقیماً با دغدغههای معنوی مردم امروز خراسان گره میخورد.
این پژوهشگرِ نمایشهای آئینی خاطرنشان کرد: در این ایام، تعزیهخوانی در شهرها و روستاهای مختلف خراسان روایتگرِ این حقیقت است که مسیر عاشقی با شهادت امام حسین(ع) پایان نمییابد.
ناصری، با تأکید بر اهمیت تعزیهخوانی به عنوان یکی از مهمترین آیینهای مذهبی-فرهنگی در دهه پایانی صفر، در خصوص وضعیت این هنر بومی در شهرها و روستاهای خراسان رضوی گفت: ریشههای این آئین و اصالت آن در مردمی بودنش است.
این پژوهشگر حوزه نمایشهای آئینی و فولکلور، با اشاره به ریشههای تاریخی تعزیه در خراسان با رد این تصور که تعزیه نوعی تئاتر مذهبی است، توضیح داد: این هنر در واقع خاستگاه تئاتر مدرن است.
وی اظهار کرد: از نظر پژوهشی و تاریخی، تعزیه از تئاتر جلوتر است. بسیاری از محققان معتقدند که پدر تئاتر امروزی، خود حاصل تلفیق تعزیه ایرانی و سایر آیینهای کهن است. حتی میتوان ردپای ریشههای این هنر را به دوران اساطیری و مانند داستان سیاووش در شاهنامه نیز جستجو کرد، هرچند شکل امروزی آن بعداً تبلور یافته است.

ناصری افزود: در خراسان رضوی، ما شاهد تنوع ظریفی در سبکهای اجرای تعزیه هستیم. در حالی که در شهرهای بزرگ ممکن است تأثیرات مدرنتری در طراحی و دوخت لباس یا صحنهآرایی دیده شود، در روستاها یا دیگر مناطق، اصالت و خالصترین شکل اجرای تعزیه حفظ شده است.
وی تأکید کرد: برخلاف بسیاری از نهادهای رسمی که بودجههای کلان دارند، گروههای تعزیهخوانی در این استان بر پایهی مشارکت خالصانه مردم استوار هستند.
ناصری گفت: در اکثر روستاها و شهرهای خراسان، گروه تعزیهای فعالیت دارد که بازهی سنی بسیار گستردهای، از هشت سال تا ۸۰ سال را در بر میگیرد.
وی این پیوستگی نسلها را ضامن بقای این هنر دانست و تصریح کرد: مهم در تعزیهخوانی سلسله مراتبی است که بر اساس سن، تجربه و کسوت شکل گرفته است. یک فرد ممکن است از طفلخوانی شروع کند و در طول سالها، از نقشهای پایینتر مانند سربازان، به نقشهای مهمتری همچون حضرت مسلم، حضرت علیاکبر، حضرت زینب (س) و نهایتاً ائمه معصومین (ع) برسد.
این پژوهشگر هنرهای آئینی افزود: این فرآیند تربیتی باعث میشود تعزیهخوانها علاوه بر مهارتهای نمایشی، درسهای اخلاقی و معنوی عمیقی را در زندگی شخصی خود جذب کنند. همچنین، نقش بانیان در پایداری این هنر غیرقابل انکار است.
وی بیان کرد: در خراسان، بانیان تعزیه معمولاٌ خانوادههای محلی هستند که به صورت نسل در نسل، هزینههای لباس، سازندگان ابزار تعزیه (مانند شمشیرها و پرچمها) و پذیرایی از مخاطبان را تقبل میکنند. این مشارکت مالی مردمی باعث میشود تعزیه کاملاٌ از دخالتهای سیاسی و ایدئولوژیک خارج شده و به عنوان یک هویت فرهنگی خالص باقی بماند.
چالشهای فرسودگی و کمبود حمایتهای ساختاری
ناصری در ادامه چالشهای جدی را نیز برای آینده این هنر ترسیم کرد و گفت: بزرگترین تهدید، فرسودگی نسلها و کمبود حمایتهای ساختاری است.
وی تصریح کرد: اگرچه بسیاری از هنرمندان مذهبی و آئینی در شهرستانهای خراسان، تعزیهخوان هستند، اما این قشر بزرگ، از حمایتهای بیمهای، فرهنگی و مالی نهاد رسمی مانند اداره ارشاد یا سازمانهای مشابه، محروم ماندهاند.
این پژوهشگر حوزه نمایشهای آئینی و فولکلور با انتقاد از وضعیت حمایتی که در آن، تمرکز بودجهها بر تئاتر مدرن و موسیقی رسمی است و تعزیه، صرفاٌ به عنوان یک فعالیت مردمی و خیریه تلقی میشود، گفت: این موضوع باعث شده است که بسیاری از هنرمندان جوان، با وجود علاقه فراوان، با مشکلات معیشتی مواجه شوند و این امر میتواند در بلندمدت منجر به کاهش انگیزه و خروج نسل جوان از این عرصه شود.
وی اظهار کرد: هنرمندان تعزیه حامی رسمی ندارند و حرکتی از سوی نهادهای رسمی هم دیده نمیشود. تمامی سرمایههای حقوقی در تئاتر و موسیقی با تعداد نفرات کم در نظر گرفته میشود و بسیاری از هنرمندان تعزیهخوان از بیمه هنرمندان محروم هستند.
ناصری اظهار کرد: همچنین، تهاجم فرهنگی و تغییر سبک زندگی در شهرهای بزرگتر خراسان، تأثیر خود را بر جذابیت تعزیه گذاشته است.
این پژوهشگر نمایشهای آئینی خاطرنشان کرد: جذب نیروهای جدید، به ویژه در نقشهای طفلخوانی که نیازمند صدای نازک و حرکات خاصی است، به دلیل تغییر سبک زندگی و کاهش زمان آموزشهای سنتی، سختتر شده است. با این حال، خوشبختانه گروههای تعزیهای که آموزشهای رسمیتری را در دستور کار دارند، توانستهاند با جذب نیروهای جوانتر و آشنا به تکنولوژیهای جدید، این شکاف نسلی را جبران کنند.
اخلاص، رمز ماندگاری تعزیه در دل مخاطب
ناصری در ادامه به تفاوت تعزیه با سایر هنرهای نمایشی پرداخت و گفت: موفقیت در این هنر، بیش از هر چیز به اخلاص و عمق باور وابسته است.
وی خاطرنشان کرد: یک تعزیهخوان اگر بخواهد هنرش به دل تماشاچی بنشیند، باید پیشزمینه قبلی از لحاظ اجرا داشته باشد. شاید بعضی از تماشاچیان بعضی از هنرمندان را با بهترین لباس دیدهاند، اما کار و هنرش به تماشاچی انتقال نمییابد. در مقابل، کسانی را دیدهایم که معنویت و عجین شدن در نقش اهلبیت در روحیه و حسشان تأثیرگذار است و بهترین اجرا را داشتهاند.

این پژوهشگر حوزه نمایشهای آئینی و فولکلور افزود: مهمترین آن داشتن اخلاص است؛ زیرا در زمانهای دیگر، در داخل جامعه نباید فردی متفاوتتر از نقشهای تعزیه باشد. تعزیهخوان باید تمام روزهای زندگی، سبک آنها را داشته باشد تا شنونده و بیننده، او را به خوبی درک کند. این سبک زندگی است که باعث میشود تعزیهخوان در صحنه، نه به عنوان یک بازیگر، بلکه به عنوان یک مجری حقیقی و حامل پیام ایثار و عشق شناخته شود.
نقش زنان و کودکان در بستر تعزیههای خراسان
وی در ادامه به مقوله حضور زنان و کودکان در این عرصه پرداخت و تأکید کرد: اگرچه تعزیهخوانی کلاسیک مردانه است، اما زنان و کودکان نقشهای پررنگی در زیرساختهای این آیین دارند.
ناصری توضیح داد: در نوع اجرای کلاسیک تعزیه که در بسیاری از روستاهای خراسان رایج است، از زنان در نقشهای مردانه استفاده نمیشود، اما زنان نقشهای مهمی در مدیریت، لباسدوزی و اجرای تعزیههای اختصاصی خودشان ایفا میکنند.
پژوهشگر نمایشهای آئینی در خصوص نقش کودکان، بیان کرد: نقش طفلخوانی از حساسترین و در عین حال زیباترین بخشهای تعزیه است. کودکانی که از سنین پایین (گاهی ۶ یا ۷ سالگی) وارد این عرصه میشوند، با ایفای نقشهایی مانند حضرت سکینه (س) یا طفلان مسلم، عمیقترین مفاهیم شهادت و بیگناهی را تجربه میکنند.
نسخهشناسی و ادبیات تعزیه در خراسان
ناصری در ادامه به متون و نسخههای تعزیه در خراسان رضوی اشاره کرد و اهمیت اسناد مکتوب را در حفظ اصالت این هنر حائز اهمیت دانست و گفت: نسخههای تعزیه در خراسان، گنجینهای از ادبیات عرفانی و عاشورایی است.
این پژوهشگر نمایشهای آئینی همچنین به ارائه راهکارهایی برای حفظ و توسعه تعزیه در خراسان رضوی ارائه داد و افزود: اولین گام، ثبت رسمی و حمایت از هنرمندان این حوزه است.
وی خاطرنشان کرد: باید گنجینه پیرغلامان و تعزیهخوانان خراسان را به عنوان یک موزه زنده و ارادت مردمی بشناسیم. جوانان باید درک کنند که این میراث، هویت آنهاست و نباید به راحتی از دست برود.
ناصری تأکید کرد: ما نیاز به برنامهریزی آموزشی داریم تا سواد و تحصیلات تعزیهخوانان افزایش یابد. بازیگری که سواد بیشتری داشته باشد، در انتقال حس موفقتر است و معینالبکاها باید با نظارت دقیق، کیفیت اجراها را بالا ببرند.
وی افزود: همچنین، باید از ظرفیت بانیان محلی برای ایجاد زیرساختهای ماندگارتر استفاده کرد. اگرچه اکنون تعزیه خودجوش است، اما این خودجوش بودن نباید بهانهای برای رها کردن این هنر توسط نهادهای فرهنگی باشد. برای اینکه زنجیره انتقال نسلها قطع نشود ما نیاز به همراهی نهادها داریم.
انتهای پیام

