این گاریهای چوبی که با جعبههای مخصوص عایقبندی شده، بستنیهایی با طعم واقعی گلاب و میوههای فصل را به دست مردم میرساندند، نقش پررنگی در زندگی روزمره داشتند. در واقع ورود این گاریها به محله، تنها برای خرید بستنی نبود؛ بلکه بهانهای بود تا اهالی از کوچک و بزرگ دور هم جمع شوند.
در واقع، گاریهای چوبی بستنیفروش، یکی از مجاری اصلی انتقال اخبار و اطلاعات در محلههای خراسان بود؛ به طوری که فروشندگان این گاریها، اخبار محله را از خانهای به خانه دیگر منتقل میکردند.
امروز اگرچه آن گاریهای چوبی جای خود را به صنعت بستنیسازی مدرن و فروشگاههای بزرگ دادهاند، اما برای بسیاری از اهالی خراسان، این گاریها همچنان نمادی از تجربه شیرین دوران کودکی و روابط نزدیک اجتماعی در گذشته است.
یک پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان، در بررسی سیره بستنیفروشان دورهگرد در دهههای گذشته در شهرهای خراسان رضوی، با اشاره به خاطرات فراموش شده از اصوات، آیینها و ساختارهای اجتماعی خرید بستنی در قدیم، بر لزوم مستندسازی این میراث ناملموس تأکید کرد.

حمید ضیایی، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: حدود ۷۰ تا ۸۰ سال پیش، ورود یک بستنیفروش به محله با فریادهای خاص و ریتمیکی مانند بستنی آی بستنی، نوبر بهاره همراه بود که سکوت و یکنواختی روزهای معمولی را میشکست.
وی توضیح داد: این عبارات و نام بردن از نوع بستنی، تنها یک تبلیغ تجاری نبود، بلکه به نوعی دعوتنامهای برای اهالی محله محسوب میشد که با وجود محدودیت تکنولوژی و عدم وجود رسانههای گروهی در آن زمان، با قدرت و وضوح در فضا پخش میشد و مردمان بسیاری را، چه در خانه و چه در کوچه، به سمت گاری بستنیفروش میکشاند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان، با تکیهبر اسناد و خاطرات مکتوب و شفاهی بیان کرد: در گذشته، بستنیفروشان دورهگرد معمولاً با گاریهای دستی و یک مخزن عایقبندی شده در شهر حضور داشتند.
ضیایی معتقد است: برای یک بستنیفروش دهه ۱۳۰۰ احتمالاً قابل تصور نبود که ۱۰۰ سال بعد صنعت بستنی به این عظمت برسد و طعمها و رنگهای گوناگون جایگزین آن طعم اصیل و سادهی تاریخساز شود یا اینکه روزی ردپای آن گاری و لباس فروشنده به عنوان یک اثر تاریخی در موزهای شخصی یا عمومی حفظ شده باشد.
وی افزود: بستنیفروشان قدیمی در شهرهای خراسان در کنار فروش بستنی اغلب ناقل اخبار محلی، شایعات یا حتی رویدادهای مهم شهر بودند، به طوری که گفتوگو با آنها دریچهای به دنیای دیگر محلهها و داستانهای پشت پرده شهر میگشود.
این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان، خاطرنشان کرد: در آن دوران، کودکان و بزرگسالان برای خرید بستنی با اشتیاق منتظر میماندند تا نوبت به آنها برسد.
وی همچنین اشاره کرد: نحوه سرو بستنی با استانداردهای امروزی متفاوت بود و معمولاً در لیوانهای مقوایی ساده یا حتی قوطیهای خالی ریخته میشد و با قاشقهای چوبی یا فلزی قدیمی توزیع میگردید.
ضیایی در ادامه به طعم و مزه تاریخی این بستنیها اشاره و تأکید کرد: روش ساخت آنها کاملاً سنتی و بر پایه مواد اولیه طبیعی و فصلی بود. در بهار، بستنیهایی بر پایه گلهای خوشبو مانند گلاب و گل محمدی یا میوههای زودرس تولید میشد که عطر و بوی بهار را تداعی میکرد و در تابستان، طعمهای میوهایترش و شیرین مانند شاتوت، آلبالو و گیلاس جایگاه ویژهای داشتند که این تنوع مستقیماً بر اساس دسترسی به محصولات کشاورزی منطقه خراسان بود.
وی با اشاره به تغییرات سریع سبک زندگی در شهرهای خراسان رضوی در گذر زمان بیان کرد: امروزه فریادهای بستنی آی بستنی شنیده نمیشود و جای خود را به ویترینهای بستهبندی شده صنعتی داده است، اما حافظه جمعی مردم خراسان همچنان در برابر این خاطرات مقاوم است و بسیاری از بزرگسالان شهرهای مختلف، با شنیدن حتی یک کلمه مرتبط با این فراخوانها، ناخودآگاه به خاطرات کودکی خود باز میگردند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان، خاطرنشان کرد: حفظ این خاطرات و آیینها بخشی از وظیفه تاریخنگاری فرهنگی است و گاریها، چمدانها، لباسها و حتی شیوه حسابوکتاب بستنیفروشان که گاهی به صورت نسیه و بر اساس اعتماد متقابل انجام میشد، نشان دهنده ساختار اجتماعی محله محور قدیم بود.
ضیایی در ادامه از مسئولان فرهنگی خراسان رضوی درخواست کرد که بیش از پیش به ثبت و مستندسازی این فرهنگ عامه در حال فراموشی بپردازند، بسیاری از این گاریها و اشیاء مرتبط اکنون تنها به عنوان یادگاری در موزههای شخصی قرار دارند، در حالی که میتوانند بخشی از هویت شهری و میراث ناملموس مردم خراسان را تشکیل دهند.
وی بازنویسی و تنظیم این خاطرات را نه تنها برای علاقهمندان به تاریخ، بلکه برای تمام شهروندان امروزی خراسان رضوی که در پی یافتن ریشههای هویتی خود هستند، حائز اهمیت دانست.
انتهای پیام
