مجید لباف خانیکی، یکم شهریورماه، در نشست تخصصی با موضوع «قنات، روایت آب در فرهنگ ایرانی» که در مکتب بافت برگزار شد، با اشاره به اهمیت آب در زندگی انسان، اظهار کرد: آب از یک سو یک ترکیب شیمیایی است و بخش قابل توجهی از بدن انسان را تشکیل میدهد و از سوی دیگر برای انجام تقریباً تمام فعالیتهای اقتصادی، چه در صنعت و چه در کشاورزی، به آب نیاز داریم؛ بنابراین با عنصری مواجه هستیم که نقشی بنیادین در زندگی انسان و جوامع دارد.
وی اضافه کرد: اهمیت آب به اندازهای است که برخی پژوهشگران از احتمال وقوع «جنگ آب» در آینده سخن گفتهاند، بهویژه در منطقه خاورمیانه که بسیاری از کشورها با محدودیت منابع آب مواجه هستند. در مقابل، گروهی دیگر این نظریه را رد میکنند و معتقدند محدودیت منابع آب لزوماً به جنگ منجر نمیشود. فارغ از این اختلاف نظر، آنچه اهمیت دارد این است که آب یکی از عناصر اساسی شکلدهنده تمدنهای منطقه بوده است.
این عضو هیأت علمی دانشگاه نزوی عمان ادامه داد: به نظر من اغراقآمیز نیست، اگر بگوییم مدیریت منابع آب یکی از پایههای تمدن ایرانی بوده است. این موضوع در جنبههای مختلف تمدن ایران بازتاب پیدا کرده و اگر بخواهیم به سطح بالاتری از خودآگاهی ملی برسیم و خودمان را به عنوان یک انسان ایرانی بهتر بشناسیم، باید ازجمله به این پرسش توجه کنیم که آب چگونه در زوایای مختلف تمدن ایرانی حضور داشته است.
آب؛ عاملی مؤثر در شکلگیری ساختارهای اجتماعی
لباف خانیکی با اشاره به چارچوب نظری مطالعه رابطه آب و جامعه، بیان کرد: زمانی که درباره تمدن و جامعه صحبت میکنیم، معمولاً از دیدگاههای ساختارگرایانه استفاده میشود. این نظریهها تلاش میکنند الگوهای حاکم بر یک جامعه را استخراج و انتزاع کنند، اما یکی از نقدهایی که به آنها وارد است، تمایل به تعمیم این الگوها به جوامع دیگر است.
وی ادامه داد: برای نمونه، نظریههای کارکردگرایانه دورکیم در بستر جامعه فرانسه شکل گرفتهاند و نمیتوان بدون بررسی شرایط تاریخی و محیطی، همان سازوکارها را عیناً به جامعه ایران تعمیم داد. وقتی درباره آب صحبت میکنیم، باید از این چارچوبها فراتر برویم و وارد قلمرو «رئالیسم انتقادی» شویم. رئالیسم انتقادی یکی از مبانی جامعهشناسی زیستمحیطی است و بر این موضوع تأکید دارد، که انسان منفک از محیط طبیعی خود تکامل پیدا نکرده است، نه در تکامل زیستی و نه در تکامل فرهنگی. انسان همواره تحت تأثیر محیطی بوده که در آن زندگی کرده است.
لباف خانیکی با بیان اینکه این تأثیر را حتی در زندگی روزمره نیز میتوان مشاهده کرد، اضافه کرد: برای مثال، وقتی هوا گرم میشود، رفتار و فعالیت ما تغییر میکند و وقتی هوا سرد میشود، فعالیتهای متفاوتی انجام میدهیم. کمبود آب، کمبود برق و سایر عوامل محیطی نیز میتوانند بر فعالیتهای انسانی و حتی روابط اجتماعی تأثیر بگذارند.
انقلاب کشاورزی و آغاز رابطه گسترده انسان با منابع آب
وی با تأکید بر اهمیت نگاه تاریخی به موضوع آب، بیان کرد: نمیتوان از منظر علوم اجتماعی به آب پرداخت اما فرآیندهای تاریخی را نادیده گرفت، زیرا امروز ما ریشه در گذشته دارد. بنابراین باید ببینیم آب از چه زمانی اهمیت بیشتری در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی پیدا کرده است.
این عضو هیأت علمی دانشگاه نزوی عمان ادامه داد: حدود ۱۲ هزار سال پیش، پس از پایان دوره یخبندان، بشر با یک تحول بزرگ تمدنی به نام «انقلاب کشاورزی» یا «انقلاب نوسنگی» مواجه شد. کشاورزی در ابتدا در مناطقی از خاورمیانه ازجمله منطقهای که با عنوان کریدور شام یا لِوانت شناخته میشود، آغاز شد.
لباف خانیکی اضافه کرد: در مراحل نخست، کشاورزی به شکل دیم انجام میشد، یعنی هنوز نظامهای گسترده آبیاری وجود نداشت و کشاورزان از بارشهای طبیعی برای تولید محصول استفاده میکردند. اما به تدریج، حدود هزاره سوم پیش از میلاد، فعالیتهای آبیاری گسترش پیدا کرد و آب به یکی از عوامل مهم در توسعه کشاورزی تبدیل شد.
وی بیان کرد: در بینالنهرین، دو رودخانه بزرگ دجله و فرات، زمینه شکلگیری تمدنهای آبی را فراهم کردند. اقتصاد و سپس اقتصاد سیاسی این مناطق بهشدت به آبیاری وابسته شد، زیرا وقتی کشاورزی از حالت دیم به کشاورزی آبی تبدیل شد، محصول بیشتری در واحد سطح به دست آمد.
مازاد تولید؛ آغاز تجارت و شکلگیری طبقات اجتماعی
این عضو هیأت علمی دانشگاه نزوی عمان با بیان اینکه افزایش تولید کشاورزی پیامدهای اجتماعی گستردهای داشت، خاطرنشان کرد: زمانی که تولید کشاورزی از میزان نیاز جمعیت بیشتر شد، «مازاد تولید» شکل گرفت. شاید در نگاه نخست این موضوع ساده به نظر برسد، اما مازاد تولید یکی از تحولات مهم در تاریخ جوامع انسانی بود.
لباف خانیکی ادامه داد: محصولات اضافی باید ذخیره یا مبادله میشدند و از همینجا تجارت اهمیت پیدا کرد. جامعه میتوانست محصولات کشاورزی خود را با کالاها یا مواد اولیهای که در منطقه وجود نداشت مبادله کند و از این طریق ارزش افزوده و ثروت ایجاد شود.
وی اضافه کرد: ایجاد ثروت موجب شد بخشی از جامعه دیگر مجبور نباشد مستقیماً در تولید کشاورزی فعالیت کند. در نتیجه گروههایی از صنعتگران، پیشهوران، سربازان، دبیران و حاکمان شکل گرفتند و جامعه به تدریج لایهلایه شد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه نزوی عمان بیان کرد: هرچه جامعه پیشرفتهتر شد، تعداد افرادی که مستقیماً در کشاورزی فعالیت میکردند کاهش یافت، بهگونهای که امروز در کشورهای صنعتی، بخش بسیار کوچکی از جمعیت در کشاورزی فعال هستند و بخش عمده جمعیت در حوزههای دیگر فعالیت میکنند، در حالی که غذای مورد نیاز جامعه همچنان تولید میشود.
کانالهای آبی؛ رگهای حیاتی شهرهای اولیه
لباف خانیکی با اشاره به شکلگیری نخستین شهرها در کنار شبکههای آبیاری، خاطرنشان کرد: شهرهای اولیه در کنار رودخانهها و بر اساس نظام کشاورزی و آبیاری شکل گرفتند و با توسعه جمعیت، شبکههای انتقال آب نیز گسترش پیدا کردند.
وی این شبکهها را به رگهای خونی بدن تشبیه کرد و گفت: همانطور که در یک توده سلولی، برای انتقال غذا و خروج مواد زائد به رگهای خونی نیاز است، در شهرهای اولیه نیز کانالها نقش رگهای حیاتی را ایفا میکردند. کانالها آب را به زمینهای کشاورزی و هستههای جمعیتی میرساندند و کانالهای دیگر مواد زائد را خارج میکردند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه نزوی عمان با اشاره به مشکلات زندگی در کنار دجله و فرات، اضافه کرد: یکی از مشکلات مهم، طغیانهای دورهای این رودخانهها بود. این طغیانها میتوانستند زمینهای کشاورزی و محصولات را تخریب کنند و بازسازی آنها به نیروی کار و سازماندهی گسترده نیاز داشت. البته رسوباتی که سیلابها به همراه میآوردند نیز یکی از عوامل حاصلخیزی خاک بینالنهرین بودند.
نظریه «استبداد شرقی» و نقش آب در تمرکز قدرت
لباف خانیکی به نظریه کارل ویتفوگل اشاره کرد و افزود: ویتفوگل در کتاب «استبداد شرقی» بر این باور بود که توسعه نظامهای کشاورزی مبتنی بر آبیاری، به سازماندهی نیروی کار و ایجاد نظامهای مدیریتی و بروکراتیک پیچیده نیاز داشت. بر اساس این نظریه، سازماندهی نیروی کار برای ساخت و نگهداری شبکههای آبیاری به ایجاد قدرت سیاسی متمرکز منجر شد و در نهایت نوعی تمرکز قدرت هرمی را در جوامع خاورمیانه ایجاد کرد که ویتفوگل از آن با عنوان «استبداد شرقی» یاد میکند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه نزوی عمان بیان کرد: البته این نظریه مخالفان جدی دارد. منتقدان معتقدند ویتفوگل فرآیند پیچیدهای مانند استبداد را بیش از اندازه به محیط زیست و منابع آب تقلیل داده و نظریه او نوعی جبرگرایی محیطی است. بنابراین نمیتوان گفت هر جا نظام آبیاری گسترده وجود داشته، الزاماً بروکراسی متمرکز و استبداد شکل گرفته است.
لباف خانیکی با اشاره به شکلگیری دولتشهرهای سومری، خاطرنشان کرد: حدود ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد، دولتشهرهای سومری دارای محدودهای پیرامونی بودند که شامل زمینهای کشاورزی، مسیرهای تجاری، بازارها و منابع مورد نیاز شهر میشد. هرچه کشاورزی و آبیاری گسترش پیدا میکرد، مازاد تولید افزایش مییافت و بازارهای محلی دیگر پاسخگوی آن نبودند. در نتیجه، هینترلند دولتشهرها بزرگتر میشد و این محدودهها با یکدیگر تداخل پیدا میکردند. رقابت بر سر زمین، کانالهای آبی، مسیرهای تجاری و بازارها افزایش یافت و در نهایت جنگ میان دولتشهرها شکل گرفت.
این عضو هیأت علمی دانشگاه نزوی عمان اضافه کرد: یکی از نخستین جنگهای ثبتشده تاریخ، جنگ میان دو دولتشهر سومری «اوما» و «لاگاش» بود که حدود ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد بر سر یک محدوده زمین و منابع مرتبط با آن رخ داد. این جنگ نشان میدهد، که آب و نظام آبیاری چگونه میتوانست با تولید، مازاد اقتصادی، قلمرو، قدرت سیاسی و جنگ پیوند بخورد.
آب و شکلگیری نخستین امپراتوری
لباف خانیکی با اشاره به ظهور سارگون، بیان کرد: حدود ۲۲۰۰ پیش از میلاد، نخستین امپراتوری بزرگ تاریخ، به احتمال زیاد به دست سارگون اکدی شکل گرفت. این اتفاق نیز در دورهای رخ داد که نظامهای کشاورزی و آبیاری توسعه یافته و مازاد تولید افزایش پیدا کرده بود. توسعه آبیاری، افزایش تولید، ایجاد مازاد، گسترش تجارت و رقابت بر سر بازارها و قلمروها، دولتشهرهای مختلف را به یکدیگر نزدیک و در مواردی درگیر کرد و در نهایت زمینه برای شکلگیری قدرتهای سیاسی بزرگتر فراهم شد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه نزوی عمان با اشاره به روابط تجاری میان بینالنهرین و عمان، ادامه داد: در آن دوره میان بینالنهرین و منطقه عمان مبادلات تجاری وجود داشت و مس یکی از کالاهای مهمی بود که از عمان به بینالنهرین منتقل میشد و در مقابل محصولات کشاورزی مورد مبادله قرار میگرفت.
ساسانیان؛ نمونهای از پیوند اقتصاد سیاسی و آب
لباف خانیکی با اشاره به دوره ساسانی، اضافه کرد: اگر بخواهیم نمونهای از حکومتهایی را بررسی کنیم که اقتصاد سیاسی آنها وابستگی زیادی به نظامهای آبیاری داشته، ساسانیان نمونه مهمی هستند. یکی از عوامل مؤثر در تضعیف ساسانیان، عدم رسیدگی کافی به شبکههای آبیاری و سدهای بینالنهرین جنوبی در دوره خسرو پرویز بود. جنگهای طولانی با روم شرقی منابع مالی و اجتماعی حکومت را تحلیل برد و توجه دولت مرکزی از نگهداری این شبکه پیچیده آبیاری منحرف شد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه نزوی عمان، خاطرنشان کرد: در نتیجه، برخی سدها آسیب دیدند و زمینهای گستردهای در معرض سیلاب قرار گرفتند و محصولات کشاورزی از بین رفتند. این اتفاق به معنای از دست رفتن بخشی از درآمد حکومت بود. پس از خسرو پرویز نیز تلاشهایی برای احیای این اقتصاد سیاسی آبی انجام شد، اما منابع کافی برای بازسازی کامل وجود نداشت.
لباف خانیکی تصریح کرد: نمیتوان تمام تحولات سیاسی و اجتماعی را صرفاً به آب و محیط زیست نسبت داد، اما نمیتوان نقش آب را نیز نادیده گرفت. آب در طول تاریخ با تولید، تجارت، سازمان اجتماعی، قدرت سیاسی و حتی جنگ پیوند داشته است و شناخت این رابطه میتواند به درک دقیقتر تاریخ و تمدن ایرانی کمک کند.
انتهای پیام