کارگردان و بازیگر نمایش «آنها کلفت نیستند» در گفتوگو با ایسنا با اشاره به رویکرد متفاوت این اثر در اقتباس از نمایشنامه «کلفتها» اثر ژان ژنه، گفت: در این نمایش تلاش کردیم به جای پرداختن صرف به تقابل طبقات اجتماعی، از زاویهای متفاوت به جایگاه، نقش و ارزشهای انسانها نگاه کنیم و مخاطب را درگیر تحلیل و تفسیر اثر کنیم.
رضا باقرپور افزود: موضوع نمایش صرفاً این نیست که طبقات اجتماعی بخواهند یکدیگر را مغلوب کنند یا طبقات فرودست بخواهند طبقات بالاتر را از بین ببرند و نسبت به آنها نفرت داشته باشند، بلکه شاید جایگاهها، نقشها و ارزشها دچار اشتباه شده باشند و نیاز به بازتعریف داشته باشند؛ به همین دلیل تأکید ما این است که کلفتها نیز انسان هستند.
وی با اشاره به شیوه اجرایی این نمایش، ادامه داد: تلاش کردیم رویکردی متفاوت نسبت به جریان معمول تئاتر در تبریز داشته باشیم. نمونههایی از این نوع نگاه و شیوه اجرایی پیش از این نیز در تبریز دیده شده، اما تعداد آنها چندان زیاد نبوده است.
وی این اثر را در زمره تئاتر تجربی با بهرهگیری از مؤلفههای مدرن و پستمدرن دانست و گفت: کارهای قبلی ما بیشتر فیزیکال و بدون کلام بودند، اما در این اثر سراغ مؤلفههای دیگری از تئاتر پستمدرن رفتیم. اگرچه تئاتر فیزیکال نیز یکی از زیرشاخههای این جریان محسوب میشود، این بار تلاش کردیم از مؤلفههای بیشتری برای انتقال مفهوم استفاده کنیم.
این کارگردان با بیان اینکه این شیوه ممکن است برای مخاطب تازه و درگیرکننده باشد، توضیح داد: این نوع اجرا باعث میشود ذهن مخاطب پویاتر شود و صرفاً پاسخ دریافت نکند، بلکه در تمام لحظات اجرا در حال تحلیل و تفسیر باشد. به همین دلیل، زمانی که اجرا تمام میشود، اجرای مخاطب تازه آغاز شده است.
وی ادامه داد: مخاطب پس از پایان نمایش، به جای اینکه صرفاً پاسخهایی را که ما ارائه کردهایم دنبال کند، پرسشهای خودش را مطرح میکند و بر اساس برداشت شخصی خود به تحلیل اثر میپردازد. در اینجا برداشت شخصی مخاطب برای ما اهمیت بیشتری از چیزی دارد که خودمان میگوییم.
وی در پایان از مخاطبان خواست از شیوههای نو و نوگرایانه در تئاتر استقبال کنند و گفت: برای شکوفایی تئاتر به انعطافپذیری نیاز داریم. گاهی تصور میشود چنین آثاری تنها برای مخاطب خاص یا افرادی با تحصیلات بالا مناسب هستند، در حالی که تجربه نشان داده است مخاطبان تئاتر میتوانند با دقت و برخورد مناسبی حتی با آثاری مواجه شوند که با انتظارات قبلی آنها متفاوت است.

نویسنده نمایش «آنها کلفت نیستند»، نیز درباره شکلگیری این اثر اظهار کرد: این نمایشنامه به عنوان اثری که روی صحنه رفته، نخستین اثر من محسوب میشود، اما در مجموع سومین اثری است که نوشتهام. ایده اصلی اینگونه شکل گرفت که چگونه میتوان یک اثر فاخر از ژان ژنه را که بسیاری از ما با آن آشنا هستیم، به شکلی با مسائل روزمره و زندگی امروز مرتبط کرد. این فکر، نقطه آغاز شکلگیری نمایش «آنها کلفت نیستند» بود.
محمدامین حیدری با اشاره به تفاوتهای این اثر با متن اصلی، بیان کرد: یکی از نقاط قوت نمایش، استفاده از نامها و کلیت داستانی آشنا برای مخاطب است. برای مثال، شخصیتهای کلر و سولانژ ممکن است پیش از این نیز برای مخاطبان شناخته شده باشند و بخشی از ماجرا را بدانند، اما اقتباس تنها در کلیت داستان به ما کمک کرده و در جزئیات و روند روایت تغییرات زیادی ایجاد شده است.
وی درباره چالشهای نویسندگان تازهکار و ضرورت حمایت از آنها نیز گفت: توصیه من به کارگردانها این است که پذیرفتن یا رد کردن یک نمایشنامه نباید صرفاً بر اساس مهارت یا سابقه نویسنده باشد. هر نمایشنامه، چه قوی و چه ضعیف، ظرفیت بهتر شدن دارد و بخش قابل توجهی از این ظرفیت به کارگردان مربوط میشود. هر نمایشنامهای، حتی اگر حاصل کار یک نویسنده تازهکار باشد، در صورتی که به یک کارگردان توانمند سپرده شود، میتواند ظرفیت جذب مخاطب زیادی داشته باشد.
دیگر بازیگر این نمایش نیز با اشاره به سابقه پنجساله خود در تئاتر، گفت: این نخستین اجرایی است که در آن با دیالوگ روی صحنه میروم و پیش از این بیشتر در حوزه تئاتر فیزیکال فعالیت داشتم. به دلیل همراهی، راهنمایی و مشاورههای خوبی که از اعضای گروه دریافت کردم، توانستم تا حدودی از پس این تجربه پرچالش بربیایم و به همین دلیل استرس چندانی نداشتم.
مبینحسین زارعی درباره تفاوت تئاتر فیزیکال با نمایشهای دیالوگمحور، توضیح داد: در تئاترهای فیزیکال که تأکید اصلی بر بدن و حرکت است، احساس و مفهوم بیشتر از طریق بدن و حرکت به مخاطب منتقل میشود، اما در نمایشهای دیالوگمحور، احساس، مفهوم و منظور از طریق بیان کلامی انتقال پیدا میکند. در تئاتر فیزیکال، بازیگر انرژی بسیار زیادی صرف اجرا میکند و به اعتقاد من، این شیوه دشوارتر است و هر کسی نمیتواند به راحتی از عهده آن برآید.
این بازیگر در پایان با تأکید بر اهمیت نقد مخاطبان، گفت: دوست دارم مخاطبان هر نظری که درباره کار دارند مطرح کنند؛ به جز تعریف. شخصاً معتقدم تعریف به کار من نمیآید و اگر مخاطب انتقاد درستی از من داشته باشد، میتوانم از آن برای پیشرفت استفاده کنم.

طراح لباس نمایش نیز در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: لباسهای نمایش تقریباً از نمایشنامه اصلی یا اجراهای قبلی آن الهام نگرفتهاند، بلکه در جریان همفکری و گفتوگو با کارگردان به ایدههای مورد نظر رسیدیم. پس از شکلگیری ایدهها، از دورههای تاریخی مختلف الهام گرفتیم و با تلفیق آنها، لباسهایی را که بازیگران روی صحنه میپوشند طراحی و آماده کردیم.
زهرا آقایی با اشاره به فشردگی زمان آمادهسازی لباسها، گفت: به دلیل فشار کاری، این فرآیند به صورت فشرده و فورسماژور پیش رفت. تقریباً در کمتر از یک ماه، ایدهپردازی، خرید، طراحی و دوخت لباسها انجام شد و تلاش کردیم در کوتاهترین زمان ممکن لباسها را به گروه تحویل دهیم.
به گزارش ایسنا، وی با اشاره به کمتوجهی به طراحی لباس در تئاتر و سینما، اظهار کرد: لباس بخش بسیار مهمی از تئاتر است و میتوان احساسات و ویژگیهای شخصیتی بازیگران و حتی بخشی از داستان را از طریق لباس به مخاطب منتقل کرد. کمتوجهی به طراحی لباس میتواند مانعی برای پیشرفت این حوزه در تئاتر باشد و به نظرم این مسئله واقعاً حیف است.
انتهای پیام