مالک منتظر در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: امروز «ناترازی انرژی» دیگر صرفاً یک مساله فنی در صنعت برق یا گاز نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین موانع پیش روی تولید، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ مسالهای که آثار آن از نیروگاه و شبکه انتقال آغاز میشود، اما در نهایت به کارخانه، کارگر، بازار، صادرات و سفره مردم میرسد.
این کارشناس مسائل اقتصادی تاکید کرد: اگرچه طی ماههای اخیر اقدامات مختلفی برای کاهش ناترازی انجام شده و طبق اعلام توانیر، میزان ناترازی برق از حدود ۱۷ تا ۱۸ هزار مگاوات در سالهای گذشته به کمتر از ۱۰ هزار مگاوات رسیده است، اما خود مسئولان نیز تأکید دارند که شرایط موجود همچنان مطلوب نیست و شبکه با چالشهای جدی مواجه است.
وی با اعلام اینکه صنعت، نخستین قربانی ناترازی است، افزود: در شرایطی که تولید صنعتی به برق و گاز مستمر نیاز دارد، اعمال محدودیت انرژی عملاً به معنای اعمال محدودیت بر تولید است و برای برخی صنایع، خاموش شدن برق تنها به معنای توقف چند ساعته خط تولید نیست. در صنایع فولاد، پتروشیمی، سیمان، آلومینیوم و بسیاری از صنایع انرژیبر، توقف و راهاندازی مجدد تجهیزات میتواند هزینههای قابل توجهی ایجاد کند و حتی به فرآیند تولید و تجهیزات آسیب بزند.
وی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، تولید صنعتی یک زنجیره بههمپیوسته است. وقتی یک واحد تولیدی به دلیل کمبود انرژی متوقف میشود، آثار آن میتواند به پیمانکاران، تامینکنندگان مواد اولیه، شرکتهای حملونقل، کارگران و بازار مصرف نیز منتقل شود.
منتظر ادامه داد: نمیتوان هزینه ناترازی انرژی را فقط با محاسبه «مگاوات برق تامیننشده» سنجید؛ بخشی از هزینه واقعی ناترازی در قالب کاهش تولید، افزایش قیمت تمامشده، کاهش صادرات، از دست رفتن بازار و کاهش انگیزه سرمایهگذاری نمایان میشود و باید گفت مشکل فقط کمبود تولید نیست و یکی از خطاهای رایج در تحلیل ناترازی انرژی این است که مسئله را صرفاً به کمبود نیروگاه یا افزایش مصرف محدود کنیم و واقعیت این است که ناترازی حاصل مجموعهای از عوامل است؛ از اقتصاد انرژی و قیمتگذاری گرفته تا فرسودگی زیرساختها، کمبود سرمایهگذاری، رشد مصرف، راندمان نیروگاهها، تلفات شبکه و نبود یک برنامه منسجم و بلندمدت برای توسعه ظرفیت تولید و انتقال.
این کارشناس مسائل اقتصادی و صنعتی همچنین با اعلام اینکه صنعت فولاد نمونهای روشن از آسیبپذیری است، گفت: صنعت فولاد یکی از نمونههای روشن اثرگذاری ناترازی انرژی بر توسعه صنعتی کشور است و ایران طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای در زنجیره فولاد انجام داده و ظرفیتهای قابل توجهی ایجاد کرده است، اما ظرفیت اسمی کارخانه بهتنهایی ارزش اقتصادی ایجاد نمیکند؛ آنچه اهمیت دارد، امکان تولید پایدار و مستمر است. کارخانهای که بخش قابل توجهی از سال را با محدودیت برق یا گاز مواجه باشد، نمیتواند از ظرفیت اسمی خود استفاده کند و از طرف دیگر، افزایش هزینه انرژی همزمان با محدودیت تامین آن، فشار مضاعفی بر صنایع وارد میکند. این مساله بهویژه برای صنایعی که در بازارهای بینالمللی با رقبای متعدد مواجه هستند، اهمیت بیشتری دارد و بنابراین سیاستگذار باید به یک سؤال اساسی پاسخ دهد: آیا منطقی است که برای توسعه ظرفیت صنعتی سرمایهگذاری کنیم، اما انرژی لازم برای بهرهبرداری از این ظرفیت را تضمین نکنیم؟
منتظر بیان کرد: قطعی برق شاید در ظاهر یک تصمیم مدیریتی برای عبور از پیک مصرف باشد، اما برای صنعت یک «هزینه اقتصادی» است.کارخانهای که متوقف میشود، همچنان هزینه نیروی انسانی، نگهداری، استهلاک، تعهدات مالی و هزینههای سربار خود را دارد؛ در حالی که تولیدی انجام نمیدهد و این یعنی ناترازی انرژی میتواند بهرهوری سرمایه را کاهش دهد و سرمایهای که باید در خدمت تولید باشد، در بخشی از سال بلااستفاده میماند. نتیجه طبیعی چنین وضعیتی، کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری جدید است واز همین منظر، ناترازی انرژی را باید نهفقط یک مشکل صنعت برق، بلکه یک ریسک سرمایهگذاری در اقتصاد ایران دانست و ادامه سیاست «خاموشی برای عبور از بحران» نمیتواند راهکار بلندمدت کشور باشد و مدیریت مصرف لازم است، اما مدیریت مصرف با تعطیل کردن تولید تفاوت دارد.
این کارشناس مسائل اقتصادی و صنعتی با تاکید بر اینکه کشور نیازمند یک نقشه جامع انرژی است، خاطرنشان کرد: نقشهای که در آن توسعه نیروگاهها، شبکه انتقال و توزیع، انرژیهای تجدیدپذیر، گاز، بهرهوری انرژی و نیاز صنایع در کنار یکدیگر دیده شود و در این میان، صنایع بزرگ نیز میتوانند بخشی از راهحل باشند و قانون و مقررات موجود، امکان سرمایهگذاری صنایع در احداث نیروگاه و استفاده از برق تولیدی خود و حتی فروش مازاد برق را پیشبینی کرده و اما اگر قرار است صنعت در تولید انرژی نیز سرمایهگذاری کند، باید برای آن امنیت حقوقی، اقتصادی و قراردادی ایجاد شود و سرمایهگذار صنعتی باید بداند اگر برای احداث نیروگاه هزینه میکند، قوانین و مقررات مربوط به خرید، انتقال، مصرف و فروش برق در یک چارچوب باثبات قرار دارد.
منتظر با اعتقاد به این که انرژی؛ زیرساخت توسعه، نه کالای مصرفی است، افزود: نگاه ما به انرژی باید تغییر کند و برق و گاز صرفاً کالاهایی برای مصرف روزمره نیستند؛ انرژی زیرساخت توسعه اقتصادی است و اگر کارخانه برق نداشته باشد، تولید متوقف میشود. اگر تولید متوقف شود، اشتغال آسیب میبیند. اگر تولید کاهش پیدا کند، صادرات و درآمد ارزی تحت تأثیر قرار میگیرد و در نهایت آثار آن به اقتصاد خانوار منتقل میشود و سرمایهگذاری در صنعت انرژی را نباید هزینه تلقی کرد؛ بلکه باید آن را سرمایهگذاری برای حفظ ظرفیت تولید کشور دانست.
منتظر تاکید کرد: ناترازی انرژی یکشبه ایجاد نشده و طبیعتاً یکشبه نیز حل نخواهد شد اما آنچه میتواند شرایط را تغییر دهد، عبور از تصمیمهای مقطعی و حرکت به سمت یک برنامه پایدار و قابل پیشبینی است. صنعتگر بیش از هر چیز به «اطمینان» نیاز دارد؛ اطمینان از اینکه برق و گاز مورد نیازش تأمین میشود، قوانین فردا قابل پیشبینی است و سرمایهگذاری امروز او فردا با یک تصمیم ناگهانی دچار مشکل نمیشود.
او ادامه داد: ایران برای توسعه صنعتی به کارخانههای بیشتر نیاز دارد، اما پیش از آن باید زیرساخت انرژی متناسب با این کارخانهها را فراهم کند و ناترازی انرژی اگر حل نشود، فقط چراغ کارخانهها را خاموش نمیکند؛ چراغ سرمایهگذاری و توسعه صنعتی را نیز کمنور خواهد کرد و شاید امروز مهمترین پرسش این نباشد که «چگونه خاموشی را مدیریت کنیم؟»؛ بلکه باید پرسید: چگونه انرژی پایدار را به پشتوانهای برای تولید، اشتغال و توسعه صنعتی کشور تبدیل کنیم؟ ایران برای توسعه صنعتی به کارخانههای بیشتر نیاز دارد، اما پیش از آن باید زیرساخت انرژی متناسب با این کارخانهها را فراهم کند.
انتهای پیام