پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۵۴
جامعه ایران چگونه از بمباران شناختی به‌سلامت عبور کند؟

/یادداشت/

جامعه ایران چگونه از بمباران شناختی به‌سلامت عبور کند؟

قم (ایسنا) - یک پژوهشگر گفت: ایران برای عبور ایمن و بی‌خطر از جنگ شناختی بیش از هر چیز به شهروندانی نیاز دارد که قدرت تشخیص خود را حفظ کرده‌اند؛ رسانه‌هایی که اعتبار را بر سرعت مقدم می‌دانند؛ کارشناسانی که پیچیدگی واقعیت را قربانی هیجان نمی‌کنند و مسئولانی که در لحظه بحران، سکوت را با اطلاعات دقیق جایگزین می‌کنند.

محمد حسین قربانی زواره پژوهشگر جنگ شناختی که در این حوزه کتاب‌های متعددی را ترجمه و تالیف کرده است، یادداشتی را در اختیار ایسنا قرار داده است که در ادامه می‌خوانیم:

جنگ؛ گاهی پیش از آنکه موشکی به نقطه‌ای اصابت کند، همراه با موجی از خبر، تصویر، شایعه و روایت وارد تلفن‌های همراه میلیون‌ها نفر شده و جریان پیدا خواهد کرد. یک فیلم قدیمی با عنوانی تازه، یک خبر تأیید نشده، یک تصویر دستکاری‌شده یا جمله‌ای هیجانی که هزاران بار بازنشر می‌شود، می‌تواند در چند دقیقه ترس، خشم و بی‌اعتمادی تولید کند. در چنین شرایطی، میدان نبرد دیگر فقط زمین، آسمان و دریا نیست؛ ذهن انسان نیز به یکی از مهم‌ترین میدان‌های منازعه تبدیل‌شده است.

آنچه امروز از آن با عنوان «جنگ شناختی» یاد می‌شود، الزاماً باهدف متقاعد کردن مردم به یک دروغ مشخص طراحی نمی‌شود. گاهی هدف مهم‌تر، ایجاد سردرگمی است؛ اینکه شهروند نداند چه چیزی حقیقت دارد، به چه کسی اعتماد کند و چگونه میان خبر و عملیات روانی تمایز بگذارد. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، جامعه از مرحله «دریافت اطلاعات» وارد مرحله «فرسودگی شناختی» می‌شود؛ حالتی که در آن فرد از بررسی کردن خسته می‌شود و سرانجام هر روایتی را که با احساسات، نگرانی یا پیش‌فرض‌هایش سازگار باشد، می‌پذیرد.

در چنین فضایی، اولین اشتباه این است که تصور کنیم با بستن مسیرهای اطلاعاتی می‌توان جامعه را ایمن کرد. تجربه نشان داده است که خلأ اطلاعاتی خود می‌تواند به بستری برای شایعه تبدیل شود. هرچه اطلاعات معتبر دیرتر به مردم برسد، فرصت بیشتری برای شکل‌گیری روایت‌های غیررسمی فراهم می‌شود. جامعه در شرایط بحران به پاسخ نیاز دارد؛ حتی اگر پاسخ این باشد که «هنوز اطلاعات کامل در دست نیست». همین صداقت، از انتشار ده‌ها روایت بی‌پایه جلوگیری می‌کند.

از اینجا به یک اصل مهم می‌رسیم: دفاع شناختی پیش از آنکه رسانه‌ای باشد، اعتماد محور است. مردم زمانی در برابر روایت‌های مخرب مقاومت می‌کنند که میان آن‌ها و منابع رسمی، رسانه‌ای و کارشناسی رابطه‌ای از اعتماد وجود داشته باشد. اعتماد با شعار ساخته نمی‌شود؛ با شفافیت، پاسخ‌گویی، پذیرش خطا و تفکیک روشن میان «واقعیت»، «تحلیل» و «گمانه» ساخته می‌شود. جامعه‌ای که احساس کند واقعیت از او پنهان می‌شود، طبیعی است که برای یافتن پاسخ به منابع دیگری مراجعه کند.

اما مسئولیت فقط بر دوش حکومت و رسانه نیست. شهروند نیز بخشی از خط مقدم دفاع شناختی است. در عصر شبکه‌های اجتماعی، هر کاربر  در چند ثانیه یک خبر را به هزاران نفر منتقل می‌کند. بنابراین یک اصل ساده باید به فرهنگ عمومی تبدیل شود: هر خبری که احساسات ما را فوراً تحریک می‌کند، شایسته چند ثانیه مکث بیشتر است. خبرهایی که خشم، ترس، نفرت یا هیجان شدید ایجاد می‌کنند، الزاماً دروغ نیستند؛ اما دقیقاً به همین دلیل باید با دقت بیشتری بررسی شوند.

جامعه مقاوم، جامعه‌ای نیست که به همه‌چیز شک کند. چنین جامعه‌ای ممکن است در نهایت حتی به واقعیت‌های معتبر نیز بی‌اعتماد شود. آنچه لازم است، «شکاکیت هوشمند» است؛ یعنی پرسیدن چند سؤال ساده پیش از باور یا بازنشر: منبع کجاست؟ سند چیست؟ آیا منابع مستقل دیگری آن را تأیید کرده‌اند؟ تصویر مربوط به همین زمان و مکان است؟ آیا میان واقعیت و تفسیر تفاوت گذاشته‌شده است؟

در این میان، رسانه‌های حرفه‌ای نقشی تعیین‌کننده دارند. رسانه در شرایط بحران نباید به بلندگوی اضطراب جامعه تبدیل شود. سرعت مهم است، اما سرعت بدون دقت می‌تواند هزینه‌ای سنگین داشته باشد. انتشار یک خبر نادرست و اصلاح آن چند ساعت بعد، الزاماً اثر روانی خبر نخست را از بین نمی‌برد. ذهن انسان اطلاعات را فقط ذخیره نمی‌کند؛ آن را در چارچوب داستان، احساس و تجربه شخصی معنا می‌کند.

به همین دلیل، رسانه مسئول باید پیش از انتشار، صحت و زمینه خبر را بررسی کند و در صورت نبود اطلاعات کافی، از اعلام قطعیت پرهیز کند. یک ضرورت دیگر نیز وجود دارد: جامعه باید شنیده شود. وقتی مردم درباره امنیت، اقتصاد، جنگ، آینده یا زندگی روزمره خودنگرانی دارند، پاسخ ندادن به این نگرانی‌ها فضای مناسبی برای روایت‌های رقیب ایجاد می‌کند. پاسخ مؤثر همیشه یک بیانیه رسمی نیست؛ گاهی توضیح کارشناسی، گفت‌وگوی مستقیم، پذیرش ابهام و حتی اعتراف به یک خطا می‌تواند اعتماد بیشتری در سطح جامعه ایجاد کند. از سوی دیگر، نباید همه اختلاف‌نظرها را به «عملیات دشمن» نسبت داد. این کار خود می‌تواند نتیجه معکوس در پی داشته باشد.

جامعه سالم، جامعه‌ای است که در آن نقد، پرسش و اختلاف دیدگاه امکان بروز دارد و البته مرز اصلی باید میان نقد داخلی و عملیات سازمان‌یافته برای فریب، تحریک و دستکاری افکار عمومی حفظ شود. اگر هر پرسش یا انتقادی برچسب تهدید بخورد، سرمایه اجتماعی تضعیف می‌شود و همان سرمایه‌ای که برای مقاومت شناختی ضروری است، از بین می‌رود.

راه‌حل نهایی، ساختن دیواری بلند در برابر اطلاعات نیست؛ ساختن جامعه‌ای است که در میان انبوه اطلاعات بتواند درست انتخاب کند. مدرسه، دانشگاه، رسانه، خانواده، نخبگان، پلتفرم‌های اجتماعی و نهادهای عمومی، هر کدام بخشی از این مسئولیت را بر عهده‌ دارند. سواد رسانه‌ای باید از یک اصطلاح دانشگاهی به مهارتی عمومی تبدیل شود؛ همان‌گونه که مردم اصول اولیه ایمنی، سلامت یا رانندگی را می‌آموزند، باید بیاموزند چگونه یک خبر، تصویر یا ویدئوی مشکوک را ارزیابی کنند. در انتها، بمباران شناختی زمانی موفق می‌شود که جامعه را وادار کند پیش از فکر کردن، واکنش نشان دهد. نقطه مقابل آن نیز روشن است: مکث، بررسی، گفت‌وگو و اعتماد مبتنی بر شفافیت.

بی‌تردید، ایران برای عبور ایمن و بی‌خطر از جنگ شناختی بیش از هر چیز به شهروندانی نیاز دارد که قدرت تشخیص خود را حفظ کرده‌اند؛ رسانه‌هایی که اعتبار را بر سرعت مقدم می‌دانند؛ کارشناسانی که پیچیدگی واقعیت را قربانی هیجان نمی‌کنند و مسئولانی که در لحظه بحران، سکوت را با اطلاعات دقیق جایگزین می‌کنند. اکنون، در جنگی که هدف آن ذهن انسان است، مهم‌ترین سلاح جامعه شاید یک فناوری پیچیده نباشد؛ توانایی ساده اما دشوار فکر کردن پیش از باور کردن است.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها