این روزها بیستمین نمایشگاه سراسری صنایعدستی و هنرهای سنتی زنجان، میزبان هنرمندانی از استانهای مختلف کشور است؛ از پتهدوزی و زیلوی میبد یزد، رودوزیهای هرمزگان، نمد و دستبافتههای ترکمن و گلیم و لباس کردی گرفته تا حصیربافی، آیینهکاری، نقاشی زیرلعابی، جاجیمبافی و چاقوی زنجان. هر غرفه گوشهای از فرهنگ یک منطقه را با خود به زنجان آورده است.
اما میان این همه رنگ و نقش، سؤال دیگری نیز شکل میگیرد؛ این آثار قرار است فقط دیده شوند یا خریداری هم دارند؟ چراکه پشت هر اثر، تنها یک محصول قرار ندارد؛ ساعتها کار، هزینه مواد اولیه، سالها تجربه و گاهی معیشت یک خانواده به آن گره خورده است.
مردم هنر را دوست دارند، اما توان خرید ندارند
در میان غرفهها، میناهای اصفهان با ظرافت نقش و رنگ خود نگاه بازدیدکنندگان را متوقف میکنند. خانم رضایی، هنرمند میناکاری اهل اصفهان، ۲۷ سال است در عرصه هنر فعالیت میکند و حدود یک دهه است که بهصورت تخصصی در زمینه میناکاری فعالیت دارد.
رضایی در گفتوگو با ایسنا اظهار میکند: پیش از این صاحب مغازه و کارگاه بوده، اما به دلیل کاهش درآمد و توان خرید مردم، فعالیت تجاری خود را محدود کرده و در سالهای اخیر بیشتر در کارگاه شخصی خود به تولید پرداخته است.
وی درباره استقبال مردم از آثار صنایعدستی میگوید: مردم بیشتر برای نگاه کردن به نمایشگاه میآیند؛ دلشان خواستار خرید است اما توانایی خرید ندارند.
این هنرمند میناکار ادامه میدهد: کارهای ظریف بیشتر مورد علاقه مردم قرار میگیرد، اما میناکاری به دلیل قیمت بالاتر مشتری خاص خود را میخواهد و برخی ظروف کاربردیتر زودتر به فروش میرسند.
رضایی با وجود دشواریهای اقتصادی همچنان خود را پایبند به این هنر میداند و تأکید میکند: تا جان دارم فکر میکنم این هنر را ادامه میدهم؛ چه درآمد داشته باشم چه نداشته باشم، برای دل خودم میزنم.
او همچنین از ساخت ضریح برای اماکن مقدس میگوید: کاری که آن را یکی از افتخارات سالهای فعالیت هنری خود میداند.
روایت رضایی، تصویری از فاصله میان علاقه مردم به صنایعدستی و توان خرید آنان است؛ فاصلهای که میتواند ادامه فعالیت حرفهای هنرمندان و رونق بازار این هنر را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، برای هنرمندی که سالها با هنر زندگی کرده، ساختن همچنان ادامه دارد؛ حتی زمانی که فروش دشوار است.
وقتی یک هنر قدیمی دوباره به زندگی برمیگردد
در گوشهای دیگر از نمایشگاه، جاجیمهای گلستان روایت متفاوتی دارند؛ روایتی از هنری که در معرض فراموشی قرار گرفته، اما دوباره راهی برای ادامه پیدا کرده است.
رایجی، فعال حوزه جاجیمبافی از استان گلستان، حدود یک دهه است در این عرصه فعالیت میکند. او در گفتوگو با ایسنا اظهار میکند: فعالیت این مجموعه پس از یک پروسه پژوهشی و میدانی از سوی گروهی از دانشآموختگان صنایعدستی، گردشگری و تاریخ آغاز شده است؛ زمانی که آنها متوجه خلأ سوغات و صنایعدستی بومی و در حال منسوخ شدن برخی هنرهای منطقه شدند.
وی ادامه میدهد: چند هنرمند پیشکسوت که سالها فعالیت نداشتند، دوباره وارد چرخه کار شدند و دانش و تجربه آنها به نسل جوان منتقل شد. همچنین با احیای نقوش قدیمی و ایجاد تغییراتی در رنگ و طراحی، تلاش شده است این هنر با سلیقه امروز نیز ارتباط برقرار کند.
این فعال حوزه صنایعدستی با بیان اینکه اکنون حدود ۵۰ زن هنرمند در این مجموعه فعالیت میکنند، میگوید: علاوه بر آموزش، در راهاندازی کارگاه، تولید، بازاریابی و فروش محصولات نیز از هنرمندان حمایت میشود و آثار آنها در نمایشگاهها، گالریها و فروشگاههای محلی عرضه شده و حتی در مقاطعی به خارج از کشور نیز ارسال شده است.
رایجی درباره حضور در نمایشگاه زنجان، اظهار میکند: این نخستین حضورش در این نمایشگاه است و فروش آنطور که انتظار داشته، نبوده است. او یکی از مسائل را نحوه چینش غرفهها و ضعف تبلیغات محیطی میداند و معتقد است معرفی گستردهتر نمایشگاه میتواند به دیدهشدن بیشتر آثار و جذب مخاطب کمک کند.
او با اشاره به اینکه در برخی استانها صنایعدستی با استقبال بیشتری از سوی خریداران مواجه میشود، میگوید: بخشی از مسئله به فرهنگ خرید برمیگردد و میتوان با فرهنگسازی، مردم را بیشتر با ارزش و کاربرد صنایعدستی آشنا کرد.
رایجی همچنین پیشنهاد میکند از ظرفیت دستگاههای دولتی برای حمایت از بازار صنایعدستی استفاده شود و اختصاص بن خرید صنایعدستی به کارکنان ادارات را یکی از راههای ایجاد بازار برای هنرمندان میداند.
تجربه این مجموعه نشان میدهد حفظ صنایعدستی تنها به نگهداری از یک مهارت قدیمی محدود نمیشود؛ وقتی آموزش، انتقال تجربه، تولید و بازاریابی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، یک هنر فراموششده میتواند دوباره به چرخه زندگی بازگردد و برای گروهی از زنان نیز فرصت اشتغال ایجاد کند.
چاقویی که در شهر خودش دنبال مشتری میگردد
در غرفهای دیگر، چاقوی زنجان قرار دارد؛ محصولی که نامش با هویت صنایعدستی این شهر گره خورده است.
عشقی، هنرمند و چاقوساز زنجانی، حدود چهار سال است در این حوزه فعالیت میکند و در کارگاه خود همراه با یک نفر دیگر به تولید مشغول است.
وی در گفتوگو با ایسنا اظهار میکند: محصولات تولیدی کارگاه در سطح زنجان توزیع میشود و برای معرفی محصولات، صفحهای در فضای مجازی نیز دارند، اما به دلیل مشغله کاری و هزینههای بالای مدیریت و تبلیغات، فعالیت این صفحه چندان گسترده نیست.
عشقی درباره حضورش در نمایشگاه میگوید: فروش چندان خوب نبوده است و با توجه به تعدد تولیدکنندگان چاقو در زنجان، حضور در نمایشگاه بیشتر فرصتی برای معرفی برند و شناساندن محصولاتش محسوب میشود.
شاید اینجا نمایشگاه معنای دیگری پیدا میکند؛ هر بازدیدکننده الزاماً خریدار نیست، اما ممکن است نام یک برند را به خاطر بسپارد و بعدها مشتری آن شود.
روایت این چاقوساز زنجانی نشان میدهد حتی برای هنری که با نام یک شهر گره خورده است، تولید بهتنهایی تضمینکننده فروش نیست و معرفی برند، بازاریابی و استفاده از ظرفیت فضای مجازی میتواند حلقه اتصال میان کارگاه و مشتری باشد.
۱۲ هزار هنرمند؛ ظرفیتی که به بازار نیاز دارد
این روایتها در حالی مطرح میشود که زنجان از ظرفیت قابل توجهی در حوزه صنایعدستی برخوردار است.
سیدمیکائیل موسوی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان زنجان، در گفتوگو با ایسنا اظهار میکند: حدود ۱۲ هزار هنرمند صنایعدستی در بیش از ۵۵ رشته در استان فعالیت میکنند و زنجان جزو پنج استان نخست کشور در تولید صنایعدستی است.
وی با اشاره به جایگاه زنجان بهعنوان قطب صنایعدستی فلزی و شهر جهانی ملیله، ادامه میدهد: بیستمین نمایشگاه سراسری صنایعدستی با ۱۵۵ غرفه و حضور هنرمندانی از ۲۹ استان کشور برگزار شده و تلاش شده است این رویداد فرصتی برای معرفی ظرفیتها و عرضه تولیدات هنرمندان باشد.
موسوی هدف از برگزاری این رویداد را معرفی ظرفیتهای استان، جذب گردشگر و ایجاد فرصت برای فعالیت و کسب درآمد هنرمندان صنایعدستی عنوان میکند و میگوید: جشنواره آش و نمایشگاه صنایعدستی دو مقوله جدا اما مکمل یکدیگر هستند و حضور گردشگران در جشنواره آش میتواند فرصت مناسبی برای هنرمندان صنایعدستی برای عرضه آثار و تولیداتشان ایجاد کند.
آن سوی ویترین
حالا اگر چند قدم از غرفهها فاصله بگیریم، پشت این همه رنگ و نقش، تصویر دیگری دیده میشود؛ ۱۲ هزار هنرمند، دهها رشته و هزاران اثر دستساز که برای ادامه مسیر خود به مخاطب و بازار نیاز دارند.
هنرمندان از کاهش قدرت خرید مردم و فروش پایین میگویند و برخی نیز از نحوه چینش غرفهها، ضعف تبلیغات محیطی، نبود موسیقی و برنامههای جانبی و کمبود برخی امکانات در محل نمایشگاه گلایه دارند؛ مسائلی که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما برای هنرمندی که چند روز از کارگاه و محل زندگی خود دور شده و چشم به همین فرصت برای معرفی و فروش دسترنج خود دارد، اهمیت پیدا میکنند.
در کنار این مسائل، بازار صنایعدستی دیگر تنها به غرفه نمایشگاه محدود نمیشود. فروش اینترنتی، معرفی برند، فرهنگسازی برای خرید صنایعدستی و پیشنهادهایی مانند اختصاص بن خرید صنایعدستی به کارکنان دستگاهها، میتواند مسیرهایی برای نزدیکتر شدن هنرمند به مشتری باشد.
شاید پاسخ پرسش «ویترین هنر یا بازار واقعی؟» نه کاملاً این باشد و نه آن. نمایشگاه میتواند ویترینی ارزشمند برای دیدهشدن هنر باشد، اما برای تبدیل شدن به بازار واقعی، هنوز چند قدم فاصله دارد.
نمایشگاه تمام میشود، غرفهها جمع میشوند و هنرمندان به شهرهای خود برمیگردند؛ اما قصه آنها تمام نمیشود. رضایی دوباره مینا میزند، زنان گلستانی دوباره جاجیم میبافند و عشقی به کارگاهش برمیگردد تا چاقوی دیگری بسازد.
آنچه میماند، فقط محصولی نیست که در ویترین دیدهایم؛ دستهایی است که هنوز میسازند، حتی وقتی فروش سخت است.
و شاید مهمترین حرف را همان هنرمند میناکار اصفهانی زده باشد: چه درآمد داشته باشم چه نداشته باشم، برای دل خودم میزنم.
اما هنر برای زنده ماندن، علاوه بر دل هنرمند، به بازاری واقعی نیاز دارد؛ بازاری که دسترنج او را فقط نبیند، بلکه آن را بشناسد و بخرد.
انتهای پیام