به گزارش ایسنا،
به گزارش ایسنا مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری، امشب (جمعه ۶ شهریور) در گفت وگویی تلویزیونی با مردم به مناسبت فرا رسیدن هفته دولت با اشاره به روند تصمیمگیری درباره جنگ و مذاکرات مرتبط با آن گفت: در رابطه با جنگ، آن چیزی که ما در روند کار، حتی در شورای عالی امنیت ملی، به تفاهم رسیدیم، یک تفاهم و دستاورد بزرگ و استثنایی بود.
وی در ادامه اظهار کرد: قبل از اینکه موضوع به تفاهم نامه اسلامآباد برسد، ما در شورای عالی امنیت ملی به تفاهم رسیدیم. تمام کسانی که در این موضوع دستاندرکار بودند، از فرماندهان ما گرفته تا رئیس محترم قوه قضاییه، رئیس محترم قوه مقننه و همچنین افرادی از وزارتخانهها و ما در دولت، حضور داشتند و با یک تفاهم کاملاً کارشناسانه و عاقلانه به یک جمعبندی رسیدیم.
رئیس جمهور تصریح کرد: این جمعبندی بر اساس پیشنهاد و نظر رهبر عزیزمان بود که فرموده بودند اگر سهچهارم اعضا به این نگاه رأی بدهند، ما نیز آن را خواهیم پذیرفت. از ۱۳ نفر، ۱۲ نفر رأی دادند و بر این مبنا، بر اساس عقل جمعی، به یک تفاهمنامه رسیدیم.
پزشکیان با اشاره به محتوای این تفاهمنامه اظهار کرد: در این تفاهمنامه، به تصور همه کسانی که چه در داخل و چه در خارج، از منظر سیاسی به آن نگاه میکنند، ما برنده بودیم. بیش از ۹ بند از این تفاهمنامه، مواردی بود که طرف مقابل باید در آنها اقدامی انجام دهد و در دو یا سه بند نیز قرار بود به صورت مشترک اقداماتی انجام دهیم.
وی در ادامه بیان کرد: در یک بند نیز قرار بود بحث و گفتوگو کنیم که آن هم به موضوعات هستهای بازمیگشت و نهایتاً میبایست آن روند طی میشد.
پزشکیان با تأکید بر اهمیت تصمیمگیری جمعی در این موضوع گفت: این عقل جمعی، بسیار دستاورد بزرگی بود و کارشناسان نیز همگی میگویند که بر اساس تحلیلهایی که انجام میشود، ایران را برنده این روند حساب میکنند.
پزشکیان در ادامه با تشریح روند گفتوگوها و تفاهمهای صورتگرفته گفت: در تفاهم پیشین قرار بود محاصره و تحریمها برداشته شود، جنگ در لبنان متوقف شود و منابع مالی ایران آزاد شود؛ همچنین برنامهای برای سرمایهگذاری حدود ۳۰۰ میلیارد دلاری تدوین شده بود که کارشناسان ما در حال تنظیم جزئیات آن بودند.
وی در ادامه گفت: در چارچوب آن تفاهم قرار بود در مدت تعیینشده، مسیر تردد از تنگه هرمز نیز به وضعیت اولیه بازگردد و طرفهای مقابل بر اساس چارچوبهایی که جمهوری اسلامی ایران تعیین کرده بود، عمل کنند.
**طرف مقابل به تعهدات خود در تفاهم نامه پایبند نبود
رئیس جمهور در ادامه بیان کرد: با توجه به اینکه طرف مقابل به تعهدات و چارچوبهای مورد توافق پایبند نماند، آن تفاهمنامه مجدداً دچار مشکل شد و به نتیجه نرسید.
وی با اشاره به روند جدید گفتوگوها ادامه داد: اکنون بار دیگر در مسیر گفتوگویی که قرار دادیم، آن نقشه مسیری که برای عبور از تنگه هرمز باید طی شود، از سوی کارشناسان و مسئولان ذیربط، برادران ما در سپاه و نیروهای امنیتی و نظامی و گروه مذاکرهکننده تهیه و به رهبر معظم انقلاب ارائه شده است. یک توافقی شده است. بر اساس این روند، یک مسیر میانی و چارچوبی مورد توافق قرار گرفته است.
** عمانیها پذیرفتند که مسیر تنگه هرمز بر اساس چارچوب توافق شده باز شود
رئیس جمهور در ادامه با اشاره به مواضع عمانیها افزود: عمانیها در ابتدا با این چارچوب همراهی کردند، اما در مقطعی اعتراضاتی داشتند؛ با این حال، در دیدار اخیر که طی روزهای گذشته انجام شد، طرف عمانی مجدداً به تفاهم صورتگرفته رسید و پذیرفت که مسیر بر اساس همان چارچوب و نقشه هماهنگشده باز شود.
وی در ادامه بیان کرد: اکنون پیگیر اجرای این چارچوبها هستیم. اگر مسیر بر اساس توافق باز شود، انتظار ما این است که آمریکا نیز به تعهدات خود عمل کند؛ از جمله اینکه محاصره را بردارد، تحریمها را لغو کند، در حوزه نفت و پتروشیمی موانع را برطرف کند، منابع مالی ایران را آزاد کند و زمینه آغاز مجدد سرمایهگذاریها را فراهم آورد.
** اگر آمریکاییها به تعهدات خود عمل کنند ایران نیز در چارچوب تفاهم نامه تنگه هرمز را باز میکند
وی افزود: در کنار این موارد، انتظار داریم اقداماتی که در لبنان در حال انجام است متوقف شود و آمریکا اسرائیل را وادار کند که به چارچوبهای توافقشده پایبند باشد.جمهوری اسلامی ایران نیز در مقابل، در خصوص تنگه هرمز بر اساس مصوبات و سیاستهای نظام عمل خواهد کرد.
پزشکیان در پاسخ به این پرسش که آیا مذاکرات جاری با عمان ارتباط مستقیمی با بازگشایی تنگه هرمز دارد، گفت: آنچه مطرح است، چارچوبی است که پیش از این درباره نحوه باز شدن مسیر مورد توافق قرار گرفته بود.
متن کامل گفت وگوی رئیس جمهور با مردم به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم؛ بینندگان محترم، سلام؛ وقت شما بخیر. در آستانه فرارسیدن سالروز باسعادت میلاد پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت امام جعفر صادق (ع) و همچنین هفته وحدت، این ایام مبارک را به همه شما تبریک و تهنیت عرض میکنم.
با گرامیداشت یاد و خاطره خادم شهید امت اسلامی و همه شهدای دولت، هفته دولت را هم به ملت شریف ایران و هم به همه دولتمردان عزیز کشورمان تبریک و تهنیت عرض میکنیم.
به مناسبت هفته دولت، امروز افتخار داریم در خدمت رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر پزشکیان، باشیم تا درباره شرایط کشور در حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با ایشان به گپوگفت بنشینیم.
خدمت آقای دکتر سلام عرض میکنم و بسیار سپاسگزارم از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید تا در این گفتوگو در خدمت شما باشیم. این ایام را هم خدمتتان تبریک عرض میکنم.
متشکرم. من هم خدمت شما و مردم عزیز کشورمان سلام عرض میکنم و یاد و نام رهبر عزیزمان را که جان خود را در راه عزت و سربلندی کشور فدا کرد، گرامی میدارم. همچنین یاد و نام همه شهیدان، فرماندهان، دانشمندان، دانشآموزان، مردم، رزمندگان و همه کسانی را که در این جنگ غیربشری و غیرحقوقی جانشان را از دست دادند، گرامی میدارم.
یاد و نام شهدای دولت، بهخصوص شهید رجایی، شهید باهنر و شهدایی را که در این جریانات از دست دادیم نیز گرامی میداریم.
جالب است که هفته دولت با هفته وحدت هماهنگ شده و در حقیقت، همخوانی بسیار زیبایی دارد. اگر ما تا اینجا رسیدهایم، بهخاطر وحدت و انسجامی بوده که وجود داشته است. اگر این وحدت و انسجام نبود، حتماً آنها اکنون به نیات شومی که داشتند، رسیده بودند.
ما باید این وحدت را هم گرامی بداریم و هم با تمام وجود تلاش کنیم که انسجام و وحدت داخلیمان و حتی وحدتمان با کشورهای اسلامی به هم نخورد.
اگر موافق باشید، آقای دکتر، از سؤالهای بخش سیاسی آغاز کنیم. شاید پاسخ به یک سؤال درباره موضوع جنگ بتواند تصویر روشنی از شرایطی که واقعاً در آن قرار گرفتهایم، به مردم ارائه دهد. آن سؤال مشخص این است که در شرایط فعلی، به نظر شما به جنگ نزدیکتریم یا به صلح؟
در رابطه با جنگ، تفاهمی که در روند شورایعالی امنیت ملی به آن رسیدیم، به نظر من دستاوردی بزرگ و حتی استثنایی بود.
تفاهم اسلامآباد؟
پیش از آنکه به اسلامآباد برسد، در شورای عالیامنیت ملی شکل گرفت. همه کسانی که دستاندرکار بودند؛ چه فرماندهان ما، چه رئیس محترم قوه قضائیه، چه رئیس محترم قوه مقننه و چه افراد دیگری که از وزارتخانهها و دولت بودند، با نگاهی کاملاً کارشناسانه و عاقلانه به یک جمعبندی رسیدند.
بر اساس پیشنهاد و نظر رهبر عزیزمان که فرموده بودند اگر سهچهارم اعضا به این نگاه رأی بدهند، ما هم خواهیم پذیرفت، از 13 نفر، 12 نفر رأی دادند. یعنی بر مبنای عقل جمعی توانستیم به یک تفاهمنامه برسیم. در این تفاهمنامه، به اعتقاد همه کسانی که چه در داخل و چه در خارج، با نگاهی سیاسی آن را بررسی میکنند، ما برندهایم.
در بیش از 9 بند این تفاهمنامه، طرف مقابل باید اقداماتی انجام دهد و در دو یا سه بند نیز ما باید اقداماتی انجام دهیم. درباره یک بند هم باید گفتوگو کنیم که آن هم به مباحث هستهای برمیگردد و نهایتاً باید در همان روند دنبال شود. این عقل جمعی دستاورد بسیار بزرگی بود و همه کارشناسانی که آن را تحلیل میکنند، ایران را برنده میدانند.
در روند کاری که داشتیم، نهایتاً این اقدامات را شروع کردند؛ محاصره را برداشتند، تحریمها را برداشتند و جنگ لبنان نیز قرار بود متوقف شود که آن را متوقف کردند. پولهای ما را داشتند آزاد میکردند؛ یعنی در جریان گفتوگوها، این اتفاق در حال رخدادن بود. کارشناسان ما نیز در حال تنظیم و تدوین برنامههای سرمایهگذاری تا سقف 300 میلیارد دلار بودند.
ما هم قرار بود در آن مدت، مسیر تنگه هرمز را باز کنیم تا وضعیت به حالت اول برگردد. در بندی که به تنگه هرمز مربوط بود، آنها میبایست چارچوبهای جمهوری اسلامی را رعایت میکردند. چون این چارچوبها را رعایت نکردند، تفاهمنامه دوباره به هم خورد.
اکنون دوباره در روند گفتوگو قرار داریم. نقشه مسیر عبور از تنگه هرمز را کارشناسان ما، برادرانمان در سپاه، نیروهای امنیتی و نظامی و گروهی که در حال گفتوگو هستند، خدمت رهبر عزیزمان ارائه کردهاند و توافقی حاصل شده است.
مسیر میانی؟
مسیری که درباره آن توافق کردیم، قرار بود با موافقت جمهوری اسلامی باز شود و این توافق نیز صورت گرفته است. عمانیها در ابتدا تا حدی همراهی کردند، اما بعد اعتراضهایی داشتند. نهایتاً دیروز یا پریروز ــ فکر میکنم پریروز بود ــ عمانیها آمدند و دوباره با ما به تفاهم رسیدند. پذیرفتند که ایران و عمان، در آن چارچوب و بر اساس نقشه هماهنگشده، مسیر را باز کنند.
اکنون نیز در حال پیگیری هستیم که اگر این مسیر بر اساس همان چارچوبها باز شود، آمریکا هم به تعهدات خود عمل کند؛ محاصره و تحریمها را بردارد، محدودیتهای مربوط به نفت و مسائل پتروشیمی را رفع، پولهای ما را آزاد و سرمایهگذاری را دوباره آغاز کند. همچنین اقداماتی را که در لبنان انجام میدهند، ادامه ندهند و اسرائیل را وادار کنند که به آن چارچوبها پایبند باشد. ما هم مسیر تنگه هرمز را بر اساس مصوباتی که در چارچوب سیاستهای نظام است، باز میکنیم.
طبیعتاً مذاکرات فعلی ما با عمان ارتباطی با بازگشایی تنگه هرمز ندارد؛ درست است؟
آن چارچوبی است که در آن مشخص کرده بودیم تنگه هرمز باید به چه ترتیبی باز شود. گفتوگوهای ما با طرفهای مقابل بر مبنای همان تفاهمنامهای است که داشتیم و تا آنجا که گفتوگوها پیش رفته، آنها پذیرفتهاند که باید به تفاهمنامه برگردند و چارچوبهایی را که ما نوشتهایم، اجرا کنند.
** باید دیپلماسی خود را تقویت کنیم
دبیر شورایعالی امنیت ملی از ضرورت ایجاد تحول در ساختار دیپلماسی کشور سخن گفته است. آیا میتوان جزئیاتی از این تغییر رویکرد در دیپلماسی بیان کرد؟ همچنین، آیا رفتوآمدهای دیپلماتیکی که در حال حاضر انجام میشود، بر شرایط جمهوری اسلامی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز تأثیر خواهد گذاشت؟
ببینید، اینکه باید دیپلماسیمان را تقویت کنیم، کاملاً درست است و باید وقت بیشتری برای آن بگذاریم. اینکه بر اساس نظر رهبر عزیزمان و قائد شهیدمان، برای داشتن ارتباط خوب با همسایگان تلاش کنیم، اصلی اجتنابناپذیر است. ما در این زمینه کمی کند عمل میکنیم و گاهی صداهای مختلفی هم بلند میشد. حالا با آمدن برادرمان، آقای دکتر محسن رضایی، داریم به زبان و نگاه مشترکی میرسیم تا بدانیم چگونه باید با این کشورها تعامل کنیم.
اینها همه کشورهای اسلامی هستند و این هفته هم هفته وحدت است. چرا باید با کشورهای اسلامی دعوا کنیم؟ چرا نباید با یکدیگر به زبان مشترک برسیم؟ چرا نباید امنیت منطقه را با هم تضمین کنیم؟ این امر با رفتوآمد، گفتوگو و تعامل امکانپذیر است. از دور برای یکدیگر پیام فرستادن، مشکلی را حل نمیکند.
در گفتوگو، شما باید تا حدی دغدغههای مرا در نظر بگیرید و من هم باید دغدغههای شما را ببینم. اینکه هر حرفی من زدم، طرف مقابل باید بپذیرد، اما هرچه آنها گفتند من نپذیرم، تعامل و وحدت نمیشود. در نتیجه، ما باید در نوع گفتوگو و تعاملاتمان، بر سر آنچه از نظر اعتقادی به آن معتقدیم بایستیم، اما درباره مسائل فرعی میتوانیم با یکدیگر کنار بیاییم.
ما در این زمینه تلاش میکنیم؛ چه با پاکستان، افغانستان، عربستان سعودی، ترکیه، امارات، قطر، عمان، مصر، آذربایجان، ترکمنستان و چه با دیگر کشورها. میتوانیم با همه این کشورها به تفاهم برسیم و بستر این کار نیز آماده است. باید این اصل را بپذیریم و نگاه خود را اصلاح کنیم. در این صورت، بهراحتی میتوانیم با برادران مسلمانمان همکاری کنیم؛ اما اگر بخواهیم از موضع قدرت سخن بگوییم، طرف مقابل هم میگوید من نیز قدرت دارم.
** باید دست به دست هم دهیم و منطقه را آرام کنیم
ما برادریم و حاکم بر یکدیگر نیستیم. باید دستبهدست هم بدهیم، منطقه را آرام کنیم و اجازه ندهیم رژیم صهیونیستی به این آسانی به کشورهای اسلامی تجاوز کند. این امر با وحدت امکانپذیر است. همانطور که گفتم، تقارن این هفته با آن نگاهی که وجود دارد، بسیار خوب است؛ زیرا قدرت ما واقعاً در وحدت و انسجام است.
اگر اکنون توانستهایم با وجود تمام مشکلات در کشور بایستیم، بهخاطر همین وحدت و انسجام است. ما مشکلات زیادی داریم؛ تورم، مسائل اقتصادی، اشتغال و مشکلات بسیار دیگری وجود دارد، اما مردم با ما هستند؛ چون این وحدت و انسجام حفظ شده است. اگر این وحدت به هم بخورد، ممکن است خیلی چیزها داشته باشیم؛ حتی موشک و بمب هم داشته باشیم، اما به درد نمیخورد؛ همانگونه که کشورهایی بمب هم داشتند، اما از هم فرو ریختند و خراب شدند.
ما تلاش میکنیم ارتباطات خارجیمان را اصلاح و تقویت کنیم و از سخنان تفرقهانگیز بپرهیزیم. اینکه بلند شوید و مثلاً نقد کنید، کاری ندارد. شما خیلی راحت میتوانید مرا نقد کنید و من هم خیلی راحت میتوانم شما را نقد کنم. شما میتوانید خوبیهای مرا ببینید و من هم خوبیهای شما را ببینم. چرا باید بدیهای یکدیگر را ببینیم؟
کمک کنیم خوبیهای یکدیگر را ببینیم و چه با کشورهای اسلامی و چه در داخل کشور خودمان، در زمینههایی که اشتراکات زیادی داریم، با یکدیگر به مردم عزیزمان خدمت کنیم؛ نه اینکه شما عیب مرا ببینید و هر روز آن را بزرگ کنید و بعد من هم همان کاری را انجام دهم که شما با من کردید و این شکاف، روزبهروز عمیقتر شود.
اگر با هم باشیم، میتوانیم با قدرت از فشار زیادی که آمریکا و کشورهای دیگر بر ما اعمال میکنند، خارج شویم؛ اما باید با هم باشیم و به یکدیگر کمک کنیم. این چیزی است که من به آن اعتقاد دارم.
** توحید یعنی وحدت؛همه ما در حقیقت در مسیر خدایی قرار داریم
این هفتهای که در آن قرار گرفتهایم، واقعاً بیانگر یک اصل است، توحید یعنی وحدت؛ یعنی همه ما در حقیقت در مسیر خدایی قرار داریم. صراط مستقیمی که هر روز در نماز میگوییم «اهدنا الصراط المستقیم». همچنین در قرآن آمده است: «ومن یعتصم بالله فقد هدی إلی صراط مستقیم» و «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا.»
در بخش بزرگی از آیات قرآن درباره صراط مستقیم ــ شاید 80 یا 90 درصد آنها ــ وقتی از صراط مستقیم سخن گفته میشود، منظور وحدت و انسجام است. قرآن میفرماید، «إن هذه أمتکم أمة واحدة وأنا ربکم فاعبدون» و بعد نیز از وحدت سخن میگوید. البته فقط این نیست؛ برای مثال میفرماید، «کان الناس أمة واحدة فبعث الله النبیین مبشرین ومنذرین وأنزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه وما اختلف فیه إلا الذین أوتوه من بعد ما جاءتهم البینات بغیا بینهم فهدی الله الذین آمنوا لما اختلفوا فیه من الحق بإذنه والله یهدی من یشاء إلی صراط مستقیم.»
صراط مستقیم یعنی وحدت. پیامبران آمدند تا وحدت و انسجام را در جامعه شکل دهند و اختلافها را حل کنند. وقتی ما اختلاف داریم، یعنی راه پیامبر را نمیرویم. حق چیزی نیست که بتوان آن را به من نسبت داد؛ حق، جدا از من و شماست. ما باید در برابر حق سر خم کنیم، نه اینکه همه در برابر من سر خم کنند. اگر حق را بپذیریم، بهراحتی میتوانیم با یکدیگر بنشینیم و گفتوگو کنیم.
آقای دکتر، با توجه به همین فرمایشهای شما، از ابتدای دوران ریاستجمهوریتان، کلام شما کلام قرآن و کلام خدا بوده است. در بیانات حضرت آقا، قائد شهیدمان، نیز بر مسئله «اتحاد، اتحاد، اتحاد» بسیار تأکید میشد. اکنون هم رهبر عزیزمان، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، بر همین «اتحاد، اتحاد، اتحاد» تأکید دارند. در نهایت، خروجی تمام اهداف شما نیز همین است.
سؤالی که از حضورتان دارم این است که شما، بهویژه در طول این جنگ، بسیار در میان مردم بودید. حتی شاهد بودیم که در مکانهای عمومی حضور پیدا میکردید. حال مردم را نسبت به این موضوع چگونه میبینید؟ آیا این اتحاد واقعاً ایجاد شده است؟
کامل که اصلاً نیست. میدانید «ضالین» یعنی چه؟ در نماز میگوییم «ولا الضالین». ضالین یعنی نفس و منیت. من این موضوع را بارها در صحبتهایم گفتهام.
در بسیاری از جاهایی که بحث بوده، برای مثال گفتهام که خداوند درباره حضرت داوود میفرماید «یا داود إنا جعلناک خلیفة فی الأرض فاحکم بین الناس بالحق ولا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله إن الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب.»
وقتی در نماز میگوییم «مالک یوم الدین» و بعد میگوییم «ولا الضالین»، یعنی چیزی که ما را در مقابل یکدیگر قرار میدهد، هوای نفس ماست.
**بیایید همه با هم کمک کنیم مشکلات و گرفتاریهای مردم و خودمان را حل کنیم
برای خدا کارکردن و به مردم خدمتکردن دعوا دارد؟ اگر شما بهتر میتوانید عمل و کمک کنید، بیایید مشکل مردم را حل کنید. من این اندازه میتوانم و شما بیشتر میتوانید؛ خب، بیایید کمک کنید. چرا باید دعوا کنیم؟
من میتوانم مشکل دو نفر را حل کنم و شما میتوانید مشکل 10 نفر را حل کنید؛ خب، بیایید کمک کنید. چرا میخواهید مرا حذف کنید؟ این گوی و این میدان؛ بیایید همه با هم کمک کنیم مشکلات و گرفتاریهای مردم و خودمان را حل کنیم. مردم ما مشکل دارند.
اکنون راهش چیست، آقای دکتر؟ اگر شخصی طرحی داشته باشد، پیشنهادتان این است که چگونه آن را به دست شما برساند تا بررسی شود؟
ببینید، مشکل من این است، ما با این برادران و خواهرانی که حضور داشتند جلسه گذاشتیم. من با دانشگاهیان، گروهی از استادان اقتصاد و گروههای مدیریتی نیز جلسه گذاشتم.
با برادرمان آقای نقدی هم صحبت کردم. چون من میگفتم وضعیت اینگونه است، ایشان نامهای داده و گفته بود که این کارها را میشود انجام داد. بعد از آن، یک روز آمد و گفت «تو چرا اینگونه میگویی؟» سپس با یک تیم آمدند و دوباره با آنها نشستیم و گفتیم «آقا، این گوی و این میدان».
من طرح نمیخواهم؛ تا دلتان بخواهد طرح داریم. من مجری طرح میخواهم؛ کسی را میخواهم که بتواند آن را اجرا کند.
همان مجری طرح چگونه میتواند با شما ارتباط برقرار کند؟
اکنون ما با دانشگاهیان بحث کردهایم و با سمنها نیز نشستیم و گفتوگو کردیم. برادرمان، آقای محسن رضایی، هم آن روز تعدادی از بچههای جبهه، جنگ و سازندگی را آورده بودند که با آنها نیز گفتوگو کردیم. حتی گفتند هر دو هفته یکبار جلسه بگذاریم. گفتم «من از فردا جلسه میگذارم؛ شما بگویید چه کاری میخواهید انجام دهید.»
آقای دکتر، منظور من این است که فردی که مجری طرحی است، از چه بستری میتواند با شما ارتباط برقرار کند؟
بستگی دارد طرح او صنعتی، کشاورزی، علمی یا تجاری باشد. این افراد باید با سازمانهای مربوطه بنشینند و یک نسخه از طرح را نیز به ما بدهند. میتوانند با دفتر ما هماهنگ کنند تا اگر جایی به مشکل برخوردند، یعنی واحد مربوطه پاسخ نداد، خودمان موضوع را پیگیری کنیم.
الان نامهای دارم که در آن فردی گفته است «من حاضرم 150 هزار دستگاه خودروی کممصرف وارد کنم که مثلاً در هر 1400 کیلومتر، 30 لیتر سوخت مصرف میکند.»
دیروز نامهاش را به من دادند و امروز گفتم بگویید بیاید تا ببینیم چه میخواهد وارد کند. اگر دلار نخواهد و خودش بخواهد خودروها را وارد کند، ما کمکش میکنیم.
** باید بپذیریم که در شرایط جنگی قرار داریم
آقای دکتر، شما به این موضوع اشاره کردید؛ اجازه بدهید این سؤال را مطرح کنم. بنزین واقعاً به یکی از دغدغههای مردم تبدیل شده است. مردم در صفهای طولانی میایستند و باک خودروهایشان را پر میکنند و همین مسئله باعث افزایش مصرف نیز شده است. پیام شما برای اینکه مردم به آرامش برسند و خیالشان درباره تأمین بنزین راحت شود، چیست؟
ببینید، ما در جنگ هستیم و ابتدا باید بپذیریم که در شرایط جنگی قرار داریم. اکنون مسیر بسته است و کالا وارد نمیشود. یکی از این کالاها بنزین است. درآمد ما هم کاهش یافته؛ یعنی علاوه بر بنزینی که تولید میکنیم، باید بنزین بخریم. در نتیجه، حتی اگر مسیر باز باشد، باید پول خرید آن را نیز داشته باشیم.
باید آنچه را تولید میکنیم، مدیریت کنیم. برای این مدیریت، روشهای بسیار متعددی وجود دارد که اکنون درباره آنها فکر و کار میکنیم. البته بحثها در این زمینه بسیار زیاد است.
روز شنبه که سران قوا با یکدیگر جلسه داشتیم، خدمت آقای دکتر قالیباف و حاجآقای اژهای عرض کردم، البته همینجا باید واقعاً از حضور سران قوا در جلسات قدردانی کنم. وفاق و انسجامی که اکنون میان سران کشور وجود دارد، استثنایی است و هیچوقت به این شکل نبوده است. کاملاً با یکدیگر توافق داریم.
خدمت آنها عرض کردم که ما با مشکل مواجهیم و میزان تولیدمان نیز مشخص است. میدانیم چه داریم و چه نداریم. شما بگویید چه کار کنیم تا به تفاهم و زبان و نگاه مشترکی برسیم؛ ما هم اجرا میکنیم. وقتی تصمیم را اجرا کردیم، دیگر کسی نیاید بگوید چرا اینگونه عمل کردید.
هر کاری انجام دهیم، بالاخره ممکن است عدهای ناراضی شوند. باید کاری کنیم که نارضایتی کمتری ایجاد شود، حل مشکل آسانتر باشد و با یک زبان مشترک پیش برویم.
** باید مراقب باشیم کسی پایین نیفتد
نباید کاری کنیم کسی که زندگیاش با بنزین میچرخد، دچار مشکل شود. همچنین نباید به کسانی که اکنون تحت فشارند، فشار بیشتری وارد کنیم. مردم اکنون در لبهاند؛ اگر من فشار دیگری وارد کنم، ممکن است از لبه پایین بیفتند. باید مراقب باشیم کسی پایین نیفتد.
حالا باید چه کار کنیم؟ باید همه به یکدیگر کمک کنیم تا بتوانیم این مسیر را طی کنیم.
پیش از اینکه به موضوع سیاسی بازگردم، چون به بحث بنزین اشاره کردید، میخواهم این سؤال را مطرح کنم. دولت اعلام کرده است که در موضوع بنزین، شگفتانهای برای مردم رقم نخواهد زد.
بله.
** یکی از راهکار های اصلی کاهش مصرف است
اما رفتار مردم در جایگاههای سوخت نشان میدهد که گویا اعتماد لازم را به این سخن دولت ندارند و نگراناند که مبادا چنین شگفتانهای رخ دهد. برای اطمینانخاطر مردم، آیا مشخص است که دولت نهایتاً در چه زمانی و با چه سازوکاری درباره مسئله بنزین تصمیمگیری خواهد کرد؟
یکی از کارهای اصلی، کاهش مصرف است؛ بدون اینکه به کسی صدمهای وارد شود. یکی از برنامههایی که در حال تدوین آن هستم، به رفتوآمد خودروها در تهران مربوط میشود. روزانه دو میلیون خودرو وارد تهران میشوند و بازمیگردند؛ دستکم آماری که ارائه میکنند، همین است.
بیشتر این افراد از شهرستانها میآیند؛ کارمند ما هستند یا در شرکتهای ما کار میکنند. یکی از موضوعاتی که اکنون روی آن کار میکنیم، این است که این افراد به تهران نیایند و در همان محل، به اداره مربوطه مراجعه کنند.
اگر رفتوآمد هر خودرو روزانه 20 لیتر مصرف داشته باشد و تعداد خودروها را از دو میلیون به یک میلیون برسانیم، یک میلیون ضربدر 20 لیتر، 20 میلیون لیتر میشود و همین یک اقدام میتواند کسری را جبران کند.
یکی دیگر از برنامههای ما این است که تلاش کنیم کارمندان ادارات، هفتهای یک روز بدون خودرو به محل کار بیایند. میخواهیم با شهرداری صحبت کنیم تا بتوانند از حملونقل عمومی استفاده کنند. این کار امکانپذیر است؛ یک روز خودروی شخصیشان را نیاورند و با مترو یا اتوبوس بیایند.
افزایش کیفیت خودروها و کاهش مصرف سوخت چطور، آقای دکتر؟
من قبلاً عرض کردم که با فردی صحبت کردهام و قرار است امروز هم با او گفتوگو کنم. او آمادگی دارد 150 هزار دستگاه خودرو برای حملونقل عمومی، تاکسیها و مواردی از این دست وارد کند.
ساخت داخل؟
درباره ساخت داخل عرض میکنم که برای شرایط فعلی پاسخگو نیست. به خودروسازان گفتهایم اگر نتوانند وضعیت را اصلاح کنند، دیگر نمیتوانند به همین شکل ادامه دهند. البته باید مدتی به آنها فرصت بدهیم تا خطوط تولیدشان را اصلاح و مصرف سوخت را مدیریت کنند. این کار زمانبر است و برای شرایط فعلی پاسخ نمیدهد، اما در حال پیگیری آن هستیم.
وزارت صمت نیز به آنها اعلام کرده است که باید مصرف سوخت خودروها را کاهش دهند؛ در غیر این صورت، دیگر اجازه تولید نخواهند داشت. البته حتی اگر اجازه تولید هم بدهیم، با افزایش واردات، دیگر کسی مشتری محصولاتشان نخواهد بود. این موضوع یک بحث مهندسی است که روی آن کار میکنیم.
موضوع دیگر، واردات است. اگر بتوانیم ناوگان حملونقل، تاکسیها، خودروهای فعال در اسنپ و حتی موتورسیکلتهای کسانی را که با آنها کار میکنند، برقی کنیم، مصرف سوخت کاهش پیدا میکند. آنها آمادگی دارند برای مثال 200 هزار دستگاه موتورسیکلت برقی وارد کنند. در حال گفتوگو هستیم تا بتوانیم مصرف را کاهش و کیفیت را افزایش دهیم.
آنچه را داریم، نمیگوییم در اختیار مردم نمیگذاریم؛ اما درباره چیزی که نداریم، نمیتوانیم توقع و تقاضای بیشتری ایجاد کنیم. بنابراین باید خودروها، موتورسیکلتها، مقررات، قوانین و رفتوآمدهایمان را مهندسی و مدیریت کنیم.
در این زمینه جلسه گذاشتهایم. گفتم با شهردار تهران، برادرمان آقای دکتر زاکانی، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاههایی که استادان حوزه ترافیک دارند، بنشینیم و گفتوگو کنیم.
باید بررسی کنیم آیا میتوانیم برای کسانی که هر روز از شرق تهران به غرب یا از غرب به شرق میروند، در محدوده کاری ادارات و شرکتهای خودمان ترتیبی بدهیم که این رفتوآمد را انجام ندهند و در همان محل بنشینند و کارشان را انجام دهند؟
** طبیعتا باید نرخ سهمیه سوم را افزایش دهیم
فارغ از این اقدامات، آیا تصمیم دولت درباره افزایش قیمت بنزین، زمان اجرای آن و میزان افزایش قیمت مشخص شده است؟
در زمینه افزایش قیمت، طبیعتاً باید نرخ سهمیه سوم را که در واقع مازاد بر سهمیههای موجود است، مقداری افزایش دهیم و این افزایش را اعمال خواهیم کرد.
در حال حاضر، زمان اجرای آن مشخص نیست؟
درباره زمان اجرای آن قرار است گفتوگو، اطلاعرسانی و هماهنگی شود. باید با قوه قضائیه، مجلس و نمایندگان نیز هماهنگ کنیم و درباره همین موضوعی که اکنون به شما میگویم، به زبان و نگاه مشترکی برسیم.
میخواهیم نرخ سهمیه سوم را که خارج از سهمیههای موجود است، برای مثال از 5 هزار تومان به 10 هزار تومان افزایش دهیم.
آقای دکتر، اکنون حدود قیمت آن مشخص شده است؟
نرخ سهمیه سوم باید همان 10 هزار تومان باشد و بیشتر از این نیست.
بحثهایی درباره قیمت 50 هزار تومان و ... میشود.
آنچه اکنون اتفاق میافتد، ارتباطی با این موضوع ندارد. در حال حاضر بنزین سوپر را به قیمت 100 هزار تومان هم میخرند.
خیر؛ چون طرح کرمان تا حدودی مطرح شد بود یک مقدار اذهان رو بهم ریخته بود.
ببینید، من بارها گفتهام که در پزشکی برای درمان همه بیماران یک نسخه واحد نمینویسیم. نسخههای مختلفی وجود دارد و باید عوارض هر دارویی را نیز پیگیری کرد. دارویی که به یک بیمار میدهید، ممکن است حال یک نفر را بهتر و حال فرد دیگری را بدتر کند. در نتیجه، سیستم باید نظارت کند و اگر دارویی عارضه داشت، آن عارضه را مدیریت کند.
هیچوقت قرار نیست یک طرح یا اقدام را ناگهان در سراسر کشور اجرا کنیم و بعد، اگر عارضهای داشت، نتوانیم آن را جمع کنیم. هر استانداری میتواند بر مبنای اختیاراتی که به استانداران دادهایم، اقداماتی انجام دهد و منطقه خود را مدیریت کند. اگر نتیجه درستی گرفت، میتوانیم آن تجربه را گسترش دهیم؛ اما اگر عارضه داشت و موفق نبود، آن را گسترش نمیدهیم.
بنابراین، قرار نیست اقدامی انجام دهیم و اگر عارضه داشت، باز هم روی آن بایستیم و الا و بلا بگوییم این راه را ادامه خواهیم داد. میخواهیم این کار را با گفتوگو، همدلی، همراهی و استفاده از تجربههایی انجام دهیم که هر یک از استانها میتوانند داشته باشند.
برای حل این مسئله، یک نسخه یا دستورالعمل واحد وجود ندارد. اینطور نیست که من بگویم الا و بلا باید این کار را انجام دهیم. ممکن است در اجرای یک تصمیم نتوانیم تمام کار را بهطور کامل پیش ببریم؛ شاید 30 درصد این راهکار موفق شود، 10 درصد راهکار دیگر و 5 درصد راهکار دیگری نتیجه بدهد. بخشی از کار نیز به همکاری خود مردم و استفاده آنها از وسایل نقلیه عمومی برمیگردد.
** نیروگاه ها و منابع نفتی و گازی ما را زده اند
ما در جنگ هستیم. هم نیروگاههایمان را زدهاند، هم منابع نفتی و گازیمان را هدف قرار دادهاند و تولیدمان نیز در جریان جنگ کاهش پیدا کرده است. میجنگیم و پای کار ایستادهایم، اما باید به یکدیگر کمک کنیم تا تابآوریمان افزایش پیدا کند.
پس قیمت بنزین حداکثر تا لیتری 10 هزار تومان افزایش خواهد یافت، اما زمان اجرای آن هنوز مشخص نیست؛ درست است؟
این افزایش برای سهمیه سوم است؛ فعلاً نه برای سهمیههای دیگر. درباره بنزین سوپر نیز کسانی که آن را بهصورت آزاد وارد میکنند، آزادانه میفروشند. در نهایت، باید کاری کنیم که میزان تولید و مصرفمان با یکدیگر همخوانی پیدا کند. اگر این همخوانی ایجاد نشود، با چالش مواجه میشویم و مردم دچار مشکل خواهند شد.
وقتی میگوییم فردی از شهرستان به تهران نیاید، منظورمان کارمند خودمان است؛ یعنی به تهران نیاید و در همان محل به اداره مربوطه مراجعه کند. این موضوع برای ما قابلقبول است و دستکم میتواند مصرف کلی بنزین را کاهش دهد.
کاری که در دولت میتوانیم انجام دهیم، این است که مصرف بنزین خودمان و کارکنانمان را کاهش دهیم تا تقاضای ایجادشده کمتر شود و با میزان تولیدمان همخوانی پیدا کند. اگر این کار را انجام دهیم و مردم نیز در این زمینه به ما کمک کنند و صداوسیما این فرهنگ را ایجاد کند که مردم تا جای ممکن از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند، میتوانیم مصرف را مدیریت کنیم.
از سوی دیگر، در زمینه قطارهای بینشهری اطراف تهران نیز در حال کار و گفتوگو درباره تأمین واگنها هستیم. جنگ باعث شد واگنهای ما وارد نشوند. پول واگنها را پرداخت کرده بودیم و قرار بود چندین رام قطار ابتدا در بهمنماه، بعد در فروردین و سپس در اردیبهشت وارد شود، اما جنگ باعث شد آنها را ارسال نکنند. در غیر این صورت، ما در حال اصلاح و تقویت وسایل حملونقل عمومی هستیم.وی افزود: گفتوگوی ما با طرفهای مقابل بر مبنای همان تفاهمنامهای است که پیش از این داشتیم و تا این مرحله نیز آنها پذیرفتهاند که به تفاهمنامه بازگردند و چارچوبهایی را که ما تدوین کردهایم، اجرا کنند.
** مدیریت ما تک نسخه ای نیست
مدیریتی که انجام میدهیم، مدیریت تکنسخهای نیست. روشهای مختلف را با تمهیدات کاملاً کارشناسانه دنبال میکنیم و مراقبیم که اگر تصمیمی ناگهان عارضهای ایجاد کرد، سریعاً برگردیم و آن را اصلاح کنیم.
شما میدانید دارویی که به بیمار میدهیم، اگر کمی بیشتر از اندازه مصرف شود، ممکن است بیمار از هوش برود یا حتی جانش را از دست بدهد. بنابراین، اینکه چه میزان دارو باید تجویز شود تا بیمار بتواند آن را تحمل کند، بسیار مهم است. در جامعه نیز همینگونه است و تفاوتی ندارد.
آقای دکتر، شما طرح تفویض اختیار به استانداران را نیز دنبال کردهاید. آیا هدفتان از این طرح، همین موضوعی بود که اکنون فرمودید؟
نه، هدف فقط این نیست. ببینید، من اکنون رئیسجمهور شدهام؛ اما از چه کسی برترم؟ من از هیچکس برتر نیستم. هر یک از مدیران ما میتوانستند رئیسجمهور شوند. اگر قرار باشد چون من رئیسجمهور شدهام، به دیگران بگویم هرچه من میگویم باید اطاعت کنید، خلاقیت و ابتکار را از آنها گرفتهام.
** ما در کنار یکدیگر هم افزایی داریم
هر یک از مدیران، استانداران و حتی مدیران کل ما ممکن است خلاقیتی به خرج دهند که من آن را نداشته باشم. ما در کنار یکدیگر همافزایی داریم. اگر قرار باشد من عقل کل باشم و دیگران فقط هرچه من گفتم اجرا کنند و هیچ کار دیگری انجام ندهند، در حقیقت سرمایههای اجتماعی را خراب و نابود کردهایم.
وقتی رئیس دانشگاه بودم، برای ساخت خانههای بهداشت میگفتند فضای آن باید 120 متر باشد؛ در حالی که من به 120 متر فضا نیاز نداشتم. میگفتند حق نداری کمتر بسازی و باید همان 120 متر را اجرا کنی. من هم نساختم. گفتند تو را میگیرند. گفتم بگیرند؛ وقتی به این فضا نیاز ندارم، چرا باید آن را بسازم؟
من با کمک مردم خانههای بهداشت را ساختم؛ پول دولت نبود. در مدت شش ماه 620 خانه بهداشت ساختم. دولت به من پول میداد که در مدت یک یا دو سال، 10 خانه بهداشت بسازم. گاهی هم پول تمام میشد، اما ساختمان تمام نمیشد. من حدود 600 خانه بهداشت را با کمک مردم و در مدت شش ماه ساختم، اما فضای 120 متری را به 60 متر کاهش دادم.
برخی نمایندگان مرا به مجلس کشاندند و گفتند: «تو خانه نساختهای، لانه ساختهای.» گفتم: «شما که پول ندادهاید و دولت هم این کار را انجام نداده است. من 60 متر ساختهام. اگر بلدید، پول 60 متر دیگر را بدهید تا برایتان بسازم.» وقتی پول وجود نداشت، خانهای هم ساخته نمیشد. من بهعنوان کارشناس میگفتم به 120 متر فضا نیاز ندارم؛ چرا پول مملکت را هدر میدهید؟ بعد از آن، خود وزارتخانه فضای خانههای بهداشت را از 120 متر به 70 متر کاهش داد.
برای ساخت مرکز بهداشت نیز فضای 1200 متری را به 400 متر کاهش دادم و همان را هم خودمان ساختیم. در مدت یک سال، 50 مرکز بهداشتی ساختیم.
اکنون نیز در حوزه مدارس همین کار را انجام میدهیم. پول نداریم، اما چندین هزار مدرسه ساختهایم؛ آن هم در همین شرایط جنگی. حتی اگر جنگ هم نبود، هیچوقت این تعداد مدرسه ساخته نمیشد.
**شهرداری تهران در حال ساخت مدارسی با ظرفیت دو هزار نفر است
اکنون شهردار محترم تهران در حال ساخت مدارسی با ظرفیت حدود دو هزار نفر است. همه ابزارها، فناوریها و روشهای مختلف آموزشی را در این مدارس مستقر میکنیم و روی کیفیت آنها کار میکنیم. از همین حالا نیز در حال آموزش معلمان هستیم. وقتی مدرسه آماده شد، معلم نباید با همان دانش و روش قبلی وارد کلاس شود؛ بلکه باید با روشهای علمی بهتر به کلاس برود.
آموزش، علم است؛ روش آموزش نیز علم است و نحوه صحبتکردن با دانشجو هم علم است. ما باید از یکسو فضا را بسازیم، از سوی دیگر آن را تجهیز کنیم و همزمان نیروهایمان را آماده کنیم تا وارد کلاس شوند. بچههای ما باید بهترین آموزش را ببینند.
اگر من به مدیر آن منطقه بگویم تو نباید این کار را انجام دهی، چه کسی گفته است من شرایط آنجا را بهتر میفهمم؟ چه کسی گفته کارشناسی که در تهران نشسته است، بهتر میفهمد؟ چه کسی گفته من عقل کل هستم، اما استانداری که در میدان و درگیر مسئله است، چیزی نمیفهمد؟ باید به او اختیار بدهم و بگویم عملیات کن و کارت را انجام بده.
هدف این است که مشکل را حل کند؛ حالا این مشکل ممکن است نفت، بنزین، معیشت، اشتغال یا صنعت مردم باشد. او با این مسائل درگیر است؛ پس اجازه بدهیم کارش را انجام دهد. به استانداران اختیار دادهایم؛ چون آنها هم ایرانی و توانمندند.
کشورهای همسایه ما چقدر جمعیت دارند؟ دو میلیون، چهار میلیون یا شش میلیون نفر؛ بیشتر که نیست. هر استان ما چهار یا پنج میلیون نفر جمعیت دارد. آن کشورها وزیر دارند، خلیفه دارند، رئیس دارند و رئیس بانک دارند. مگر در مملکت ما آسمان باز شده و فقط من پایین افتادهام و رئیسجمهور شدهام؟ اینگونه نیست.
** همه ایرانیان می توانند رئیس جمهور شوند
همه ایرانیها میتوانند رئیسجمهور، وزیر اقتصاد یا وزیر صنعت شوند. باید در محدودهای که حضور دارند و در چارچوب برنامهها و سیاستهای کلی، اجازه بدهیم کارشان را انجام دهند. آنوقت حتی اگر بیایند ما را شهید کنند و صد نفر مانند من را هم شهید کنند، هزاران نفر مانند من در این مملکت وجود دارند.
ما چه چیزی از کشورهای همسایه کم داریم؟ باید این باور را داشته باشیم و میدان و بستر را برای شکوفایی همه ایرانیان باز کنیم. هدف ما از واگذاری اختیارات، همین است.
بسیار خب، آقای دکتر؛ به موضوعات سیاسی بازگردیم. آیا فکر میکنید مذاکرات احتمالی پیشرو و رفتوآمدهای دیپلماتیکی که در حال انجام است، به احیای تفاهمنامه اسلامآباد منجر خواهد شد؟ اگر این تفاهمنامه احیا شود، آیا حقوق ملت ایران را استیفا خواهد کرد؟
ببینید، اگر موضوع را صفر و صد در نظر بگیریم، نتیجه نخواهیم گرفت؛ اما اگر در برابر اقداماتی که آنها انجام میدهند، ما نیز اقدام متقابل انجام دهیم، میتوانیم پیش برویم. ممکن است 100 درصد به اهدافمان نرسیم.
حضرت علی، علیهالسلام، به مالک اشتر میفرمایند «ولا تدفعن صلحا دعاک إلیه عدوک ولله فیه رضی، فإن فی الصلح دعة لجنودک، وراحة من همومک، وأمنا لبلادک.» یعنی صلحی را که دشمنت تو را به آن دعوت میکند و رضایت خدا در آن است، رد نکن؛ زیرا در صلح، آسایش سپاهیان، رهایی از نگرانیها و امنیت سرزمین وجود دارد.
سپس میفرمایند «ولکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه، فإن العدو ربما قارب لیتغفل، فخذ بالحزم، واتهم فی ذلک حسن الظن.» یعنی پس از صلح، کاملاً مراقب دشمنت باش؛ زیرا ممکن است خود را به تو نزدیک کند تا غافلگیرت سازد. پس با درایت و احتیاط عمل کن و در این زمینه، حسنظن خود را متهم کن. بنابراین، ما گفتوگو میکنیم، اما اینگونه هم نیست که به آنها اعتماد کامل داشته باشیم.
حضرت در ادامه میفرمایند «وإن عقدت بینک وبین عدوک عقدة، أو ألبسته منک ذمة، فحط عهدک بالوفاء، وارع ذمتک بالأمانة، واجعل نفسک جنة دون ما أعطیت.» یعنی وقتی با دشمنت پیمانی بستی یا تعهدی به او دادی، به پیمانت وفادار باش، امانت را رعایت کن و جانت را سپر تعهدی قرار بده که پذیرفتهای. بر آنچه نوشته و امضا کردهای، محکم بایست.
بعد میفرمایند «فإنه لیس من فرائض الله شیء الناس أشد علیه اجتماعا، مع تفرق أهوائهم، وتشتت آرائهم، من تعظیم الوفاء بالعهود، وقد لزم ذلک المشرکون فیما بینهم دون المسلمین لما استوبلوا من عواقب الغدر، فلا تغدرن بذمتک، ولا تخیسن بعهدک، ولا تختلن عدوک.» حضرت علی، علیهالسلام، میفرمایند با وجود تفاوت خواستهها و پراکندگی دیدگاههای مردم، هیچیک از فرایض الهی مانند بزرگداشت وفای به عهد مورد اتفاق همگان نیست. حتی مشرکان نیز به تعهداتشان پایبند بودند؛ زیرا پیامدهای ناگوار پیمانشکنی را دریافته بودند. بنابراین، در تعهد خود خیانت نکن، پیمانت را نشکن و دشمنت را فریب نده.
** ما گفت وگو خواهیم کرد و به تعهدات خود پایبند هستیم
اینها دستورهای ماست. ما گفتوگو خواهیم کرد و بر اساس همین اعتقاد، به آنچه نوشته و تعهد کردهایم پایبندیم. اگر آنها پایبند باشند، ما نیز پایبند خواهیم بود؛ اما اگر آنها پایبند نباشند، ما هم پایبند نخواهیم ماند.
جدای از بحث محاصره اقتصادی، اخیراً وزیر خزانهداری آمریکا از «کارزار فشار حداکثری» سخن گفته است. سؤال این است که اگر این شرایط همچنان ادامه پیدا کند و شروط جمهوری اسلامی ایران نیز از سوی آمریکاییها رعایت و محقق نشود، تا چه زمانی این وضعیت را تحمل خواهیم کرد؟ در نهایت، چه واکنشی نشان خواهیم داد؟
ببینید، بحث اصلی این است که به تفاهمنامهای که نوشتهایم پایبند باشیم. وقتی پای میز مذاکره نشستیم، میتوانیم با آنها گفتوگو کنیم؛ گفتوگو نیز همین است.
بر اساس این تفاهمنامه، قرار بود محاصره را بردارند و تحریمهای نفتی و پتروشیمی را لغو کنند. اکنون نیز در حال گفتوگو هستند. اگر به این تعهدات عمل کنند، ما هم ادامه میدهیم و اگر عمل نکنند، ادامه نخواهیم داد.
درباره آزادسازی پولهای ما نیز طبق همان تفاهمنامه، آنها تعهداتی پذیرفتهاند و ما هم تعهداتی دادهایم. اگر ما به تعهداتمان پایبند باشیم، آنها نیز باید پایبند باشند.
**نباید با نگاه صفر و صد به مذاکره نگاه کنیم
البته باز هم میگویم نباید با موضوع بهصورت صفر و صد برخورد کنیم. نباید با انجام یک اقدام از سوی طرف مقابل، فوراً بگوییم همهچیز را به هم زدید و دوباره به نقطه اول بازگردیم. میتوانیم با یکدیگر گفتوگو کنیم؛ زیرا نه 100 درصد آنچه من میخواهم محقق خواهد شد و نه 100 درصد آنچه طرف مقابل میخواهد.
آیا درست است که در زمان اجرای تفاهمنامه اسلامآباد توانستیم به میزان کافی نفت صادر کنیم؟ برخی چنین موضوعی را مطرح میکنند.
بله.
یعنی به همان میزانی که در بودجه پیشبینی شده بود یا...؟
درباره بودجه، ما هرچه نفت در اختیار داشتیم، نزدیک به 90 میلیون بشکه را در همان مدت کوتاه صادر کردیم. این میزان نفت به این دلیل باقی مانده بود که پیش از آن امکان صادراتش را نداشتیم و جلوی بخشی از آن را نیز در دریا گرفته بودند؛ اما اکنون نمیتوانیم این کار را انجام دهیم. اگر اطلاعات دقیق را بگیرید، وضعیت روشن است.
با وجود همه این مسائل، مسیر باز شد و نفت خود را صادر کردیم. تحریمهای بانکی برداشته شد که همین موضوع کمک زیادی کرد. از سوی دیگر، تحریمهای مربوط به محصولات پتروشیمی نیز لغو شد و در حال دریافت پولهایمان بودیم.
** دریافت پول زمانبر است
دریافت پول زمانبر است و به این سادگی نیست که امروز اقدامی انجام شود و فردا بپرسیم چه شد. برای همان سرمایهگذاری 300 میلیارد دلاری نیز وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت صمت با طرف قطری در حال گفتوگو بودند تا این اتفاق بیفتد. با امارات نیز در حال انجام چنین اقداماتی هستیم؛ اما اگر جنگ ادامه پیدا کند، این اتفاقها رخ نخواهد داد.
البته باید برای این موضوع برنامه داشت. بحث من این است که گفتوگو کردن بهتر از گفتوگونکردن است. حضرت علی، علیهالسلام، میفرمایند صلحی را که دشمن تو را به آن دعوت میکند رد نکن، اما مراقب باش؛ زیرا ممکن است نیت دیگری داشته باشد.
به هر حال، اگر آنها چنین نیتی داشته باشند، ما نیز کار خودمان را انجام میدهیم؛ اما اگر بتوانیم این مسیر را درست طی کنیم، با کشورهای همسایه وحدت و انسجام ایجاد کنیم و طرف مقابل نیز به آنچه نوشته شده پایبند باشد، میتوانیم به نتیجه برسیم.
دنیا مفاد این تفاهمنامه را دیده است؛ موضوع شوخی نیست. رئیسجمهور آنها امضا کرده و ما هم امضا کردهایم. اگر آنها پایبند باشند، ما نیز پایبند خواهیم بود. در نتیجه، فکر میکنم میتوانیم صلح و امنیت را در خاورمیانه برقرار کنیم؛ اما این هدف با گفتوگو امکانپذیر است.
پس شما معتقدید که به صلح نزدیکتر هستیم؟
من معتقدم اگر در داخل کشور هماهنگی و همزبانی وجود داشته باشد و افرادی که دستی در آتش ندارند، تحلیلهایشان را در جیب خودشان بگذارند و از این حرفها نزنند، میتوانیم به صلح نزدیکتر شویم؛ زیرا تمام کسانی که دستی در آتش دارند، بدون استثنا، بر این مبنا به تفاهم رسیدهاند.
عدهای کنار گود نشستهاند و میگویند اینگونه نمیشود و باید آنگونه عمل کرد. خب، وارد میدان شوید تا ببینیم کاری که ادعا میکنید، چگونه شدنی است. کنار گود ایستادن و امرونهیکردن بسیار آسان است.
گاهی برخی از افرادی که سخن میگویند، ادعا میکنند یکروزه مشکل را حل میکنند. میگویند تحریمها اصلاً تأثیری ندارد و مشکل فقط از مدیریت ماست. وقتی پول و درآمد نداریم، وقتی زیرساختها را زده و خراب کردهاند، وقتی باید به کسانی که بیکار شدهاند کمک مالی کنیم و وقتی پیش از آغاز این درگیریها نیز 1500 همت کسری داشتیم، اینها چیست؟ آیا همه این مشکلات فقط ناشی از سوءمدیریت است؟ یعنی مردم تورم را لمس نمیکنند؟
قبلاً اعلام کردهام و اکنون هم اعلام میکنم؛ نمیخواهم کسی فقط طرح به من بدهد. هرکس میتواند مشکلی را حل کند، بیاید و بگوید «من میتوانم این مشکل را حل کنم.» دستش را میبوسم. حتی اگر به شما بگوید، شما به ما اطلاع دهید؛ ما زمینه کارش را فراهم میکنیم. این دیگر بسیار ساده است.
** هر کس ادعایی دارد وارد میدان شود
هرکس ادعایی دارد، وارد میدان شود. ممکن است کسی بیاید و بگوید من فلان مشکل را حل میکنم؛ باید با همین شرایط موجود آن را حل کند، نه اینکه به من بگوید پول و امکانات بده تا مشکل را حل کنم. اگر پول و امکانات داشتم، دیگر تو را برای چه میخواستم؟
در همین شرایط جنگی و وضعیت اقتصادی بگوید «من با امکانات موجود این مشکل را حل میکنم.» دستش را میبوسم؛ اما اینکه بیاید و بگوید اگر این پول را بدهی و این کارها را انجام دهی، من مشکل را حل میکنم، فایدهای ندارد. خود من هم میفهمم که با فراهمشدن آن امکانات، مشکل حل میشود؛ اما آن امکانات را ندارم. پس چرا حرف مفت میزنید؟
واقعیت این است که وقتی کسی کنار ایستاده، هر حرفی میتواند بزند. اکنون مشخص است که در معیشت مردم مشکل داریم. در چنین شرایطی، باید تا الان مبلغ کالابرگ را افزایش میدادیم، ما الان شرمندهی مردم هستیم.
آقای دکتر، اتفاقاً یکی از سؤالها همین است؛ اما پیش از اینکه به آن بپردازید، وضعیت فعلی صادرات و واردات چگونه است تا همان افرادی که آقای دکتر فرمودند، بیشتر در جریان قرار بگیرند؟
بین 25 تا 35 درصد کاهش داشتهایم. صادراتمان کم شده، اما واردات بیشتر کاهش پیدا کرده است. میزان کاهش صادرات کمی کمتر از کاهش واردات بوده و واردات بهطور محسوسی کاهش یافته است.
معنای این آمار برای کسانی که اقتصاد میدانند، روشن است و من نمیخواهم آن را بیشتر باز کنم. این آمار چه معنایی دارد؟ بعد عدهای میگویند تحریم اصلاً تأثیری ندارد! واقعاً نمیدانم به این افراد چه بگویم.
عقل چیز خوبی است؛ فقط همین را میخواهم بگویم. اینکه بگویند تحریم هیچ اثری ندارد، با این واقعیتها سازگار نیست.
در سالهای باقیمانده از فعالیت دولت، اگر بخواهید اولویتهای حوزه سیاست خارجی را میان کاهش تنش، توسعه روابط با شرق و رفع تحریمها رتبهبندی کنید، کدامیک را اولویت اصلی میدانید؟
همه آنها؛ همه این موارد برای ما اولویت دارند. اگر تحریمها ادامه پیدا کند، گرانی نیز افزایش خواهد یافت. کسانی که میگویند تورم وجود دارد و میپرسند میخواهید چه کار کنید، بیایند و آن را حل کنند. من گفتهام دستشان را میبوسم. حرفزدن آسان است؛ بگویند خودشان چه کاری میخواهند انجام دهند.
وقتی تحریم وجود دارد، کالا را گرانتر وارد میکنیم. کسانی که اکنون کالا وارد میکنند، پیش از این میتوانستند آن را مستقیم و با کشتی و هزینه کمتری وارد کنند؛ اما اکنون باید تحریمها را دور بزنند، کالا را گرانتر بخرند و با هزینه بیشتری منتقل کنند. طبیعتاً قیمت نهایی نیز افزایش پیدا میکند. از سوی دیگر، پول کافی هم نداریم.
اگر قبلاً با پولی که داشتیم میتوانستیم 10 تن کالا بخریم، اکنون با همان میزان پول میتوانیم هشت تن بخریم. اگر قبلاً میتوانستیم هشت تن کالا را با قیمت 10 تومان وارد کنیم، اکنون باید برای همان میزان 12 تومان پرداخت کنیم. معنای این وضعیت این است که دولت.
آیا دولت در شرایط فعلی نمیتواند اقدام عملی و مؤثری برای کنترل و مهار تورم انجام دهد؟
اقدام عملی، همین کارهایی است که تا امروز انجام دادهایم. اگر از آقایان بپرسید، همه تصور میکردند که تا الان باید قحطی ایجاد شده باشد؛ نه اینکه فقط تورم داشته باشیم، بلکه باید با قحطی مواجه میشدیم.
** اقدامات بسیار زیادی انجام شده تا کالا اکنون در دست مردم باشد
چرا قحطی نشده است؟ چرا کالا در بازار وجود دارد؟ چرا مردم برای دسترسی به کالا با مشکل مواجه نشدهاند؟ چون اقدامات بسیار زیادی انجام شده تا کالا اکنون در دسترس مردم باشد.
سابقه جنگهای مختلف را، چه در ایران و چه در دیگر کشورهای جهان، بررسی کنید و ببینید جنگ چه شرایطی برای مردم ایجاد کرده است. اکنون مردم به کالا دسترسی دارند، اما آن را گران میخرند. گرانی نیز به این دلیل است که ما کالا را گران وارد میکنیم و گران میخریم. علاوه بر افزایش هزینه واردات، قیمتهای جهانی نیز بهدلیل جنگ افزایش یافته است.
گاهی در صداوسیما مینشینند و میگویند تورم در آمریکا مثلاً 2 درصد است، اما تورم ما در برخی بخشها به 100 درصد رسیده است.
آقای دکتر، بالاخره همه این مشکلات که منشأ خارجی و وارداتی ندارند.
کدامیک؟ برای مثال، کدامیک از مواردی که میگویید منشأ خارجی و وارداتی ندارند؟
برای مثال، محصولات غذایی و بهداشتی.
کنجاله، شکر، گندم و سویا؛ کدامیک از اینها را وارد نمیکنیم؟ برنج را اگر وارد نکنیم، قیمت برنج داخلی که پیش از این قرار بود مثلاً 100 تومان باشد، به 300 یا 500 تومان میرسد. برنج تولید داخل 500 تومان شده و ممکن است به 600 تومان برسد.
مشکل دیگری هم داریم. وقتی کالا از خارج وارد نمیشود، برخی افراد نه همه از کمبود سوءاستفاده میکنند. البته باید از برادرانی که در اصناف همکاری میکنند، قدردانی کنم؛ آنها کمک زیادی کردهاند.
همچنین باید از برادرانمان در بخش صنعت تشکر کنم.
بااینحال، عدهای وقتی میبینند کالایی کم شده است، آن را به هر قیمتی که دلشان میخواهد میفروشند. اکنون خود اصناف در حال کمک هستند، قوه قضائیه نیز درگیر موضوع است و اعضای صنوف هم پیگیری میکنند؛ اما عدهای همچنان از این وضعیت سوءاستفاده میکنند.
برای مثال، در محصولاتی مانند میوه، ممکن است بخشی وارداتی باشد، اما بخش مهمی از آن در داخل تولید میشود و بااینحال، همچنان گران است.
ببینید، خود من زمین کشاورزی دارم؛ حدود 10 تا 20 هکتار زمین داشتیم و زمانی که فرصت داشتیم، خودمان روی آن کار میکردیم. هیچوقت از این کار سودی نبردیم.
اگر بخواهید کارگر بگیرید و هزینه نهادهها را نیز پرداخت کنید، دیگر سودی باقی نمیماند. کشاورزان ما اگر خودشان کار نکنند، کشاورزی هیچ سودی برایشان ندارد. آنها کار میکنند تا فقط زندگیشان بچرخد.
تازه بخش عمده این پولها نیز به کشاورزان ما نمیرسد و دلالها آن را میبرند.
خب، من هم دقیقاً همین را عرض میکنم.
ببینید، این مسئله به ساختاری برمیگردد که از قبل وجود داشته است. هر بخشی از آن را که بخواهید اصلاح کنید، با یک چرخه بههمپیوسته مواجه میشوید. در این میان، کشاورز ما کسی نیست که سود اصلی را میبرد. تازه با اقداماتی که انجام دادهایم، باید ببینیم کشاورزان میتوانند سرپا بمانند یا نه. من با آنها زندگی کردهام و شرایطشان را میدانم؛ به همین دلیل این حرف را میزنم.
برای دامداران ما اصلاً صرف نمیکرد که دام نگهداری کنند؛ زیرا باید نهاده میخریدند. در شیوه قبلی توزیع نهادهها، عدهای میآمدند و نهاده میگرفتند، در حالی که اصلاً دامداری نداشتند. قبلاً دامداریای ثبت کرده بودند و با استفاده از همان ثبت، نهاده دریافت میکردند و بعد آن را در بازار آزاد میفروختند.
** اکنون کشاورزی صرفه اقتصادی ندارد
من بارها به وزارت جهاد کشاورزی گفتم: «چرا این کار را انجام میدهید؟» با تصمیمی که اکنون گرفتهایم، دیگر کسی نمیتواند نهاده 28 تومانی بگیرد و بعد آن را در بازار آزاد بفروشد. در آن شرایط، برای دامدار واقعی صرف نمیکرد که به کارش ادامه دهد.
ما حتی برای بچههای خودمان شغل ایجاد کردیم؛ چون نمیخواستیم برای پسر خواهر، پسر برادر یا بچههای اقوام توصیه کنیم که جایی آنها را به کار بگیرند. گفتیم به این زمین بروید و کار کنید. رفتند و کار کردند، اما ضرر کردند. هزینه ضررشان را من پرداخت کردم و آنها نیز کار را رها کردند؛ چون واقعاً کشاورزی صرفه اقتصادی ندارد.
خب، اکنون باید چه کار کنیم، آقای دکتر؟
اصلاح این چرخه کاری بسیار زمانبر است. همانطور که میگویم، برای همه این مشکلات راهحل وجود دارد؛ اما تغییر رفتار زمان میبرد. رفتار آدمها با دستورالعمل، امرونهی و بخشنامه تغییر نمیکند.
اصلاح الگوی کشت نیز زمانبر است. باید آموزش بدهیم، نهادهای مربوط را ساماندهی کنیم و نهادهها را اصلاح کنیم. همه این اقدامات به زمان نیاز دارد.
تیمی هم آمده بود که برادرمان، آقای نقدی، آنها را معرفی کرده بود. پیشنهادهایی داشتند. گفتم «پیشنهادهایتان را بیاورید؛ ما میدان میدهیم تا آنها را اجرا کنید.» هرکس میگوید میتوان کاری انجام داد، بیاید و در میدان عمل کند.
مقام معظم رهبری درباره آمادهسازی نزدیک به 500 هزار هکتار زمین در خوزستان دستور داده بودند. مجموع این زمینها حدود 550 هزار هکتار است. تاکنون کار آمادهسازی 250 هزار هکتار انجام شده و به پایان رسیده است. برای 250 هزار هکتار باقیمانده، هزینه بسیار زیادی درخواست میکردند.
به اعتقاد من، میتوانیم این کار را با رویکرد جهادی انجام دهیم و به این میزان پول هم نیاز نداریم؛ اما همه باید وارد صحنه شوند. ما زمین داریم و اگر بتوانیم بهرهوری آن را افزایش دهیم، میتوانیم درآمد و معیشت خودمان را از همین مسیر تأمین کنیم.
اگر کیفیت کاشت، داشت و برداشت را اصلاح کنیم، کارهای زیادی میتوانیم انجام دهیم؛ اما همه این اقدامات به زمان، سرمایه، آموزش، مهارت و مجموعهای از فعالیتهای هماهنگ نیاز دارد.
از زمانی که دولت را تحویل گرفتهایم، دائماً درگیر جنگ بودهایم و باید این درگیریها را مدیریت کنیم. با وجود این، اقداماتی نیز انجام دادهایم. به نظر من، نتیجه همین اقدامهاست که اکنون میبینید خاموشیهای برق کمتر شده است.
** زمانی که دولت را تحویل گرفتم ۲۵ هزار مگاوات کمبود برق داشتیم
زمانی که دولت را تحویل گرفتیم، 25 هزار مگاوات کمبود برق داشتیم. بعد نیروگاههایمان را نیز هدف قرار دادند و شرایط بدتر شد. سدهایی هم که در اختیار داشتیم، آب کافی پشتشان نبود و ظرفیت تولید برق آنها نیز کاهش یافت. با وجود همه این مشکلات، توانستیم وضعیت را مدیریت کنیم. چگونه این کار را انجام دادیم؟
آقای دکتر، 2 موضوع به نظرم رسید. نخست اینکه صداوسیما برای کمک به رفع ناترازی انرژی بسیار تلاش کرده و در زمینه فرهنگسازی برای صرفهجویی مؤثر بوده است. نتیجه این اقدامات نیز کاملاً مشهود است و خاموشیها کاهش یافتهاند.
موضوع دیگری که برای مردم بسیار ملموس بود، این است که حتی زمانی که زیرساختهای انرژی از سوی دشمن هدف قرار میگرفتند، بهسرعت تعمیر و بازسازی میشدند. به خاطر دارم زمانی که خطوط ریلی و زیرساختهای مرتبط هدف قرار گرفتند، سرکار خانم صادق، وزیر راه کابینه شما، شبانه خودشان را به محل رساندند و مشکل در کوتاهترین زمان برطرف شد. درباره زیرساختهای برق نیز شنیدیم که در برخی موارد، خود شما شبانه به محل میرفتید تا خاموشیها بهسرعت رفع شود.
مشکلات مردم واقعاً در کوتاهترین زمان ممکن برطرف شد. بابت این تلاشها باید به شما و اعضای دولت خسته نباشید گفت.
اولاً از صداوسیما بهخاطر فعالیتهای فرهنگی در زمینه مصرف بهینه برق تشکر میکنم. این فرهنگسازی بسیار تأثیرگذار است؛ زیرا مردم باید بدانند چگونه مصرف کنند.
من بارها گفتهام وقتی انسان به کشورهای خارجی میرود و در هتلهایی اقامت میکند که هزینههای بسیار زیادی هم دریافت میکنند، در اتاق نمیتواند نور چراغها را بیش از اندازه افزایش دهد و روشنایی اتاق کاملاً محدود و مدیریتشده است. آنوقت ما در اتاقهایمان تا دلتان بخواهد لوستر نصب کردهایم. میتوانیم همه این چراغها را روشن نکنیم؛ هیچ اتفاقی هم نمیافتد.
اگر فقط همین یک کار را انجام دهیم، تأثیر زیادی خواهد داشت. من بارها گفتهام که 10 درصد صرفهجویی در مصرف انرژی، معادل 900 هزار بشکه نفت در روز است و...
همانطور که فرمودید، در زمان جنگ دورکاری داشتیم و حدود 15 تا 20 درصد صرفهجویی ایجاد شد. آیا امکان دارد دورکاری برای تداوم صرفهجویی همچنان ادامه پیدا کند؟
بله، این روند را ادامه میدهیم. برای صرفهجویی در فصل زمستان نیز صداوسیما باید به ما کمک کند و آگاهی لازم را به مردم بدهد. خود ما نیز روندها را بهگونهای تنظیم میکنیم که گاز خانههای مردم قطع نشود.
** کسری گاز همچنان وجود دارد
کسری قبلی گاز که حدود 250 میلیون مترمکعب بود، همچنان وجود دارد. سال گذشته با مدیریتی که انجام شد و با محدودیتهایی که در برخی ویلاها و بعضی مکانهای دیگر اعمال کردیم، مصرف را مدیریت کردیم و مردم با مشکل جدی مواجه نشدند.
امسال سال سختی خواهیم داشت؛ اما به امید خدا، با کمک مردم عزیز، صداوسیما و سایر رسانهها باید کاری کنیم که گاز مورد نیاز برای گرمایش هیچ خانهای قطع نشود. این اولویت ماست. از سوی دیگر، چرخ صنعت نیز باید بچرخد.
در جلسهای که با صنعتگران، برادرمان آقای دکتر اتابک و تیم ایشان و همچنین آقای علیآبادی و همکارانشان داشتم، گفتم «برق ما را قطع کنید، اما برق صنعت را قطع نکنید.»
** من تاکنون در اتاقم کولر روشن نکردهام
اکنون در اتاق خودمان هیچیک از چراغها روشن نیست. من تاکنون در اتاقم کولر روشن نکردهام و فقط یک پنکه گذاشتهایم. حتی بیرون از اتاق، خنکتر از فضایی است که من در آن نشستهام. البته شاید مصرف اتاق من عدد قابلتوجهی نباشد، اما این کار را انجام میدهم تا مجموعه ما بداند اگر هرکس کمی صرفهجویی کند، چرخ صنعت خواهد چرخید، تولید افزایش پیدا میکند و در برابر دشمن نیز تابآوری بیشتری خواهیم داشت.
اما اگر توقعاتمان را افزایش دهیم و مصرف را درست کنترل نکنیم، با مشکل مواجه خواهیم شد. بارها سخنان رهبر معظم شهیدمان را شنیدهام که صداوسیما نیز پخش میکرد. ایشان میفرمودند «إن المبذرین کانوا إخوان الشیاطین». کسانی که بیش از اندازه مصرف میکنند و بهدنبال تجملگرایی هستند، برادران شیطاناند.
میتوانیم نور خانهها را بیش از اندازه افزایش ندهیم و گرمای خانه را نیز در حد قابلتحمل نگه داریم. چه کسی گفته است که من باید در زمستان با لباس آستینکوتاه در خانه بنشینم؟ میتوانم گرمکن یا لباس گرم بپوشم و مصرف انرژی را کاهش دهم. شب نیز میتوانم با لباس گرم و لحاف بخوابم. آیا حتماً باید اتاق آنقدر گرم باشد که بدون لباس گرم در آن بنشینم؟ انجام این کار چه دشواریای دارد؟
** اگر همکاری مردم در زمینه مدیریت مصرف افزایش پیدا کند به راحتی از بحران عبور می کنیم
اگر مردم فقط در همین زمینه کمک کنند، بسیاری از مشکلات حل میشود. البته مردم سال گذشته نیز همکاری کردند و ما توانستیم از آن شرایط عبور کنیم؛ اینگونه نیست که همکاری نکرده باشند. اگر این همکاری افزایش پیدا کند، بهراحتی از این بحرانها عبور خواهیم کرد.
در موضوع معیشت، آقای وزیر اقتصاد اشاره کردند که به سمت مهار و کنترل تورم در حرکت هستیم و حتی شتاب افزایش تورم نیز تا حدی کاهش یافته است. آیا میتوان زمان مشخصی را در نظر گرفت که به ثبات و پایداری بیشتری برسیم؟
موضوع دیگری که بر سفره مردم تأثیر میگذارد، نوسانات نرخ ارز است. آیا دولت اقدامات مشخصی برای کنترل این نوسانات، بهویژه نوسانات اخیر، در دست اجرا دارد؟
ببینید، فارغ از مطالبی که مطرح شده، ما تقریباً در هر جلسه دولت با مسئولان اقتصادی درباره این موضوع بحث میکنیم. بنا بر قولی که داده بودیم، باید مبلغ کالابرگ را متناسب با افزایش نرخ ارز افزایش میدادیم، اما نتوانستیم این کار را انجام دهیم. در این زمینه از مردم عزیزمان شرمندهایم.
** در حال حاضر دخل و خرج ما باهم همخوانی ندارد
علت این وضعیت روشن است؛ دخلوخرج ما در حال حاضر با یکدیگر همخوانی ندارد. وقتی میگوییم نرخ ارز را کنترل میکنیم، باید بدانیم که برای این کار، کنترل تقاضا ضروری است. کنترل نرخ ارز زمانی امکانپذیر است که با کمبود منابع مواجه نباشیم.
اکنون وقتی نمیتوانیم کالاهایمان را بفروشیم، ارز وارد کشور نمیشود. اگر در شرایط کاهش عرضه ارز، جلوی تقاضا را نگیریم، تقاضا بالا میماند و عرضه کم میشود. در این وضعیت، نرخ ارز آنقدر افزایش پیدا میکند تا عرضه و تقاضا با یکدیگر تطبیق پیدا کنند. بنابراین، نرخ ارز ممکن است بسیار بالاتر از میزان فعلی برود؛ مگر اینکه تقاضا را کنترل کنیم و از واردات برخی کالاهای غیرضروری جلوگیری شود.
آیا اکنون امکان کنترل این تقاضا را داریم؟
تا حدودی؛ این کار را انجام دادهایم و اکنون برای بسیاری از این کالاها ارز تخصیص نمیدهیم.
پس چرا نرخ ارز همچنان در حال افزایش است؟
فاصله میان عرضه و تقاضا زیاد است. علاوه بر آن، بخشی از افزایش نرخ ارز به مسائل سیاسی برمیگردد. همینکه اعلام کردند محاصره را تشدید میکنند، نرخ دلار در مدت یک روز ناگهان افزایش یافت. وقتی هیئتی از عمان آمد و گفتوگوها آغاز شد، نرخ ارز دوباره کاهش پیدا کرد.
** کسانی که این حرف ها را می زنند باید پیامدهای عملی تصمیمها را در نظر بگیرند
این نوسانات صرفاً به شرایط بازار مربوط نیست و ریشه آن در جای دیگری است. اگر نتوانیم مسائل خود را در منطقه حل کنیم، بالاخره با مشکل مواجه خواهیم شد.
کسانی که این حرفها را میزنند، باید پیامدهای عملی تصمیمها را نیز در نظر بگیرند. اینطور نیست که کسی اقدامی انجام دهد و به تأثیر آن بر کل سیستم توجه نکند.
برای مثال، من میدانم چگونه مشکل بنزین را حل کنم؛ قیمت آن را افزایش میدهم و مشکل حل میشود، اما این کار برای مردم مشکل ایجاد میکند. من میدانم چه کاری میتوانم انجام دهم و میدانم که نباید بنزین را با این قیمت عرضه میکردیم؛ اما اکنون این وضعیت شکل گرفته و مردم زندگیشان را بر اساس آن تنظیم کردهاند. نمیتوانم زندگی مردم را به هم بریزم.
بنابراین، باید راهی پیدا کنیم که زندگی مردم دچار مشکل نشود. اینکه چگونه باید این کار را انجام دهیم، نیازمند نشستن، گفتوگو و تدبیر است. هرکس میتواند در این زمینه با تدبیر به ما کمک کند...
در موضوع کالابرگ و محدودیتهایی که وجود داشت، دولت نتوانست مبلغ آن را به میزانی که پیشتر اعلام و تصویب شده بود افزایش دهد.
** راهی پیدا کرده ایم تا کالابرگ برای برخی گروه ها افزایش پیدا کند
آیا این محدودیتها تا حدودی برطرف شدهاند؟ چون زمزمههایی مطرح است که از ابتدای مهر ... .
محدودیتها برطرف نشدهاند، اما راهی پیدا کردهایم تا کالابرگ را برای برخی از دهکهای مشمول افزایش دهیم.
آقای دکتر، آیا این موضوع تصویب شده است؟
مصوب بوده است.
آیا قرار است این طرح از اول مهر اجرا شود؟ برای کدام دهکها و به چه میزان؟
نه، اینکه اجرای طرح حتماً از اول مهر باشد، هنوز مشخص نیست. درباره دهکهای مشمول و میزان کالابرگ در حال بررسی هستیم. تلاش میکنیم تا جای ممکن، پوشش طرح را به دهکهای بالاتر گسترش دهیم؛ زیرا همه مردم با مشکل مواجهاند.
اینگونه نیست که فقط دهکهای یک، دو، سه یا چهار مشکل داشته باشند. کارمند من نیز با حقوقی که دریافت میکند، در این شرایط نمیتواند زندگیاش را اداره کند. من این مسئله را درک میکنم و باید به او کمک کنم تا بتواند زندگی کند.
البته باید میزان منابعی را که در اختیار داریم، با حمایتی که ارائه میکنیم تطبیق دهیم. تلاش میکنیم تا جای ممکن هزینههای خودمان را کاهش دهیم؛ از هزینههای مصرف آب، برق و گاز گرفته تا تشریفات، رفتوآمدها و سایر مخارج.
** با سران قوا صحبت کرده ام تا در زمستان برخی ادارات دورکار باشند
حتی اکنون به این موضوع فکر میکنیم و من با سران قوا نیز صحبت کردهام که در زمستان برخی ادارات را تعطیل و فعالیت آنها را بهصورت دورکاری ادامه دهیم. در این صورت، دستکم برق، گاز و بنزین کمتری مصرف میشود و رفتوآمدها نیز کاهش پیدا میکند. بسیاری از کارها را میتوان بهصورت دورکاری انجام داد.
گفته میشد شرایط جنگ فرصتی برای بازآرایی ساختار دیوانی کشور ایجاد کرده است. همانطور که اشاره کردید، برخی نیروها در ایام جنگ در محل کار حضور نداشتند و بسیاری از ادارات نیز تعطیل بودند، اما امور مردم همچنان انجام میشد. آیا این وضعیت نشان نداد که شاید بخشی از این ساختار و نیروها، بار اضافی بر دوش دولت هستند؟
مشکل اصلی، قوانین موجود است. برخی قوانین میگویند کارمند باید 8 ساعت در محل کار حضور داشته باشد. باید درباره این قوانین تعامل و هماهنگی کنیم تا این الزام اصلاح شود. البته اکنون سازوکاری به نام دورکاری وجود دارد و از طریق آن میتوان اقداماتی انجام داد.
من خدمت رهبر معظم شهیدمان عرض کردم که میتوانیم در برخی ادارات، درها را فقط دو ساعت باز کنیم و در همان مدت مشکلات مردم را حل کنیم؛ زیرا تعداد نیروهایی که در اختیار داریم، در مقایسه با تعداد مراجعهکنندگان کافی است.
در همین دوره جنگ، بسیاری از ادارات تعطیل بودند؛ آیا مردم با مشکل جدی مواجه شدند؟ خیر. پس میتوانیم این کار را انجام دهیم، بدون اینکه حقوق کارکنانمان را کاهش دهیم. از سوی دیگر، مصرف بنزین، گاز، برق و سایر هزینهها را نیز کاهش خواهیم داد.
فقط کافی است به ما کمک کنند و بپذیرند که بتوانیم این کار را انجام دهیم. ما آماده اجرای آن هستیم. اگر این کار را انجام دهیم، میتوانیم کالابرگ را با مبلغ بیشتر و شرایط بهتری در اختیار مردم قرار دهیم؛ بدون اینکه منتظر بمانیم ارز بیشتری به دستمان برسد.
خب، آقای دکتر، چه کسی باید این کار را انجام دهد؟
ما باید این کار را انجام دهیم؛ اما برخی مقررات و قوانین دستوپاگیرند. برای مثال، همان اختیاراتی که در دوران جنگ به استانداران دادیم، پس از جنگ با نامهای از مجلس متوقف شد و اعلام کردند که دیگر نمیتوانید به این شکل عمل کنید.
البته حرف آنها از نظر قانونی درست بود. میگفتند بر اساس اصل 127 قانون اساسی، رئیسجمهور میتواند اختیارات خود را در موضوعی مشخص واگذار کند، اما نمیتواند بهصورت کلی بگوید همه اختیارات واگذار شده است.
در نتیجه، ما موضوعات را مشخص کردیم و گفتیم استانداران در این بندها و زمینههای معین میتوانند تصمیم بگیرند. بالاخره وقتی اختیار میدهم، مسئولیت نهایی آن با من است و من آمادهام پاسخگو باشم؛ اما قوانین تا حدی محدودیت ایجاد میکنند.
**در حال همکاری با مجلس برای افزایش اختیارات استانداران هستیم
اکنون با مجلس همکاری میکنیم تا بتوانیم اختیارات بیشتری به استانداران، استانها و شهرستانها بدهیم؛ البته در چارچوبهایی که هزینه جدیدی ایجاد نکند، هزینهها را کاهش دهد، کیفیت را افزایش دهد و رضایت مردم را بیشتر کند. در چنین شرایطی اختیار میدهم؛ اما نباید اختیاری بدهم که هزینه ایجاد کند، مردم را ناراضی سازد و کیفیت را هم کاهش دهد. این کار نقض غرض است.
وقتی خدمت رهبر عزیزمان بودیم، ایشان نیز این رویکرد را تأیید فرمودند و اکنون در حال کار روی اجرای آن در درون ساختار هستیم.
ما تعداد زیادی شرکت داریم؛ تأمین اجتماعی، بانکها، بیمهها و شرکتهای خصولتی دارای مجموعههای متعددی هستند که برخی از آنها کارآمد عمل نمیکنند. عدهای نیز بر اساس ارتباطات وارد این مجموعهها میشوند و بعد حرفهای دیگری میزنند.
خدمت رهبری عرض کردم «اجازه بدهید مدیرانی را که توانمند نیستند، با مدیران توانمند جایگزین کنیم.» مدیر توانمند به این معنا نیست که یک نفر را بردارم و دوست خودم را جای او بگذارم. مدیر توانمند کسی است که وقتی مسئولیت را میپذیرد، متعهد شود تولید را مثلاً از 10 به 100 برساند. من هم اختیار لازم را به او میدهم تا این کار را انجام دهد.
این موضوع ربطی ندارد که فرد حزباللهی یا غیرحزباللهی است، نماز میخواند یا نمیخواند. من میخواهم کارخانه را درست اداره کند. کسی که مدیریت کارخانه را بر عهده میگیرد، باید تعهد بدهد آن مجموعه را بهرهور کند. اگر نتوانست، نباید در مسئولیت باقی بماند.
در عین حال، باید از این اتهامات در امان باشم که بگویند فرد چپگرا، ضدانقلاب یا دوست خودت را منصوب کردهای. گفتم تیمی برای این کار تعیین کنیم؛ هر افرادی را که شما میفرمایید معرفی کنید، من همانها را منصوب میکنم. اما وقتی مدیران ناکارآمد را تغییر دادیم، دیگر قوه قضائیه، دیوان محاسبات، سازمان بازرسی یا مجلس نگویند چرا این کار را انجام دادید.
آیا اجرای این طرح اکنون آغاز شده است؟
در حال تعریف ساختار آن هستیم. پس از نهاییشدن ساختار نیز باید با قوای دیگر هماهنگ شویم و همه بپذیریم که بنگاهها باید بهصورت مؤثر و کارآمد مدیریت شوند.
من بارها این مثال را زدهام. اگر بیمار شوید، دنبال فردی حزباللهی میگردید یا در جستوجوی پزشکی حاذق هستید؟
دنبال پزشک حاذق میگردم.
پزشک باید بتواند بیماری شما را درست درمان کند. به شما چه مربوط است که آن پزشک نماز میخواند یا نه؟ نمازخواندن، ارتباط میان من و خدا و در مسیر آدمشدن من است.
وقتی میخواهم کارخانهای را اداره کنم، باید آن را بهرهور کنم؛ بهگونهای که مردم راضی باشند، محصول با قیمت و کیفیت مناسب به دستشان برسد و کارکنان کارخانه نیز رضایت داشته باشند. گاهی مجموعه را به افرادی میسپاریم که همه این موارد را به هم میریزند، اما فقط میگوییم این فرد چپگرا یا راستگرا، مسلمان یا حزباللهی است. کجای دین و مذهب گفته است که باید اینگونه عمل کنیم؟
اگر همین مسائل را اصلاح کنیم، تابآوری کشور افزایش پیدا میکند و مشکلات مردم حل میشود. این موضوع به جناحبندیها ارتباطی ندارد. مهم نیست فرد چپگرا یا راستگراست؛ باید به هر ایرانی توانمندی میدان و بستر بدهیم و اجازه دهیم کارش را انجام دهد.
کافی است همین نگاه را در جامعه اجرا کنیم. در آن صورت، همه مردم ایران بر اساس توانمندیهایشان مسئولیت میگیرند. ممکن است فردی عضو حزب من یا حزب دیگری نباشد یا در قالب مذهبی مورد نظر من قرار نگیرد؛ چه ارتباطی دارد؟ من میخواهم کارخانه درست اداره شود.
کسی که هواپیما را به پرواز درمیآورد، باید این کار را بلد باشد. اگر فردی از میان خود ما مهارت لازم را ندارد، نباید اجازه دهیم هواپیما را به آسمان ببرد. هواپیماهایی که سوار میشویم و با آنها به خارج سفر میکنیم، خلبانان خارجی دارند. ممکن است هیچکدام نماز نخوانند یا حتی با ما دشمن باشند. اگر این معیار را دارید، پس اصلاً سوار هواپیما نشوید! مسئله اینگونه نیست و باید نگاهمان را اصلاح کنیم.
خداوند میفرماید «إن الله یأمرکم أن تؤدوا الأمانات إلی أهلها». خدا امر میکند که امانتها را به اهلشان بسپارید.
هنگامی که رسول خدا، صلی الله علیه و آله و سلم، مکه را فتح کردند و بتها را شکستند، کلید کعبه را دوباره به همان فردی دادند که پیش از آن کلیددار کعبه بود و این آیه را خواندند «إن الله یأمرکم أن تؤدوا الأمانات إلی أهلها.»
امانت را باید به اهلش سپرد. اقتصاد اهل خود را دارد، صنعت اهل خود را دارد و مدیریت نیز اهل خود را دارد. مدیریت این نیست که مرا کنار بگذارند و فرد مورد نظر خودشان را جای من منصوب کنند؛ این مدیریت نیست و نقض غرض است. مدیریت، علم است.
خداوند میفرماید «وإذ ابتلی إبراهیم ربه بکلمات فأتمهن قال إنی جاعلک للناس إماما». خداوند پس از آنکه حضرت ابراهیم، علیهالسلام، از آزمونها عبور کرد، فرمود من تو را امام مردم قرار میدهم.
من هیچیک از این مراحل را طی نکردهام، اما ناگهان رئیس یا مدیرکل یک مجموعه پتروشیمی میشوم! من چه ارتباطی با پتروشیمی دارم؟ چرا باید مسئول کشاورزی شوم؟ ممکن است مطالبی درباره این حوزهها بدانم، اما میان دانش من و دانش فردی که در آن حوزه متخصص است، از زمین تا آسمان فاصله وجود دارد.
آقای دکتر پزشکیان، شما طرح پزشک خانواده را مطرح کرده بودید؛ این طرح اکنون به کجا رسیده است؟
این موضوع نیز به همان بحثی برمیگردد که مطرح کردم؛ میان علم، مهارت و باور لازم برای اجرا فاصله زیادی وجود دارد.
همه کسانی که در حوزه مدیریت بهداشت و درمان فعالیت میکنند و حتی نظامهای سلامت در سراسر جهان پذیرفتهاند که ارائه خدمات باید در چارچوبی مانند پزشک خانواده انجام شود. حالا هر نامی میخواهند روی آن بگذارند؛ در هر صورت، باید مشخص باشد چه کسی مسئول چه افرادی است، چه خدماتی باید به آنها ارائه دهد و چگونه باید پاسخگو باشد.
وقتی عقل و نظام مدیریتی ما به بلوغ لازم برسد، باید به این نقطه برسیم که بدانیم مسئول چه کسانی هستیم، چه خدماتی به آنها ارائه میدهیم و اگر عارضهای ایجاد شد یا نتوانستیم کار را درست انجام دهیم، چه پاسخی باید بدهیم.
اکنون برای مثال شما نزد پزشکی میروید و نسخهای میگیرید. وقتی نتیجه نمیگیرید، به پزشک دیگری مراجعه میکنید و نسخه دیگری میگیرید. این روند ادامه پیدا میکند تا ناگهان مشکل جدیتری بروز میکند و تازه همه متوجه میشوند بیماری چه بوده است؛ اما در این میان، هیچکس پاسخگو نیست.
اگر من پزشک یا جراح هستم، باید مسئول جمعیت مشخصی باشم، درآمد مشخصی داشته باشم و حاکمیت نیز میزان استانداردی از عوارض و مرگومیر را در حوزه کاری من بپذیرد. بالاخره هر عمل جراحی در همه جای دنیا درصدی احتمال مرگومیر و عارضه دارد.
اما اگر تعداد بیشتری از بیمارانی که من عمل میکنم، فوت کنند یا میزان عوارض کار من بیشتر از حد استاندارد باشد، آیا باید همچنان به من اجازه فعالیت بدهند؟
اصل مسئله همین است. این نظریه را میخواهیم اجرا کنیم، اما با موانع زیادی مواجهیم؛ از موانع ساختاری و محدودیت منابع گرفته تا برخی مخالفتهای شخصی. گاهی فرد نمیخواهد شفاف شود خدمتی که ارائه میدهد، خوب است یا بد. به همین دلیل، در برابر اجرای این طرح مقاومت میکند.
یعنی اکنون طرح پزشک خانواده متوقف شده است یا همچنان برای رفع موانع آن پیگیری میکنید؟
موضوع فقط وجود موانع نیست؛ مسئله مهمتر، پیداکردن افرادی است که انگیزه، دانش و توانایی لازم برای اجرای این طرح را داشته باشند. میان نظریهای که مطرح میکنم و کسی که بخواهد آن را در عمل اجرا کند، فاصله زیادی وجود دارد. افراد ممکن است بخواهند این کار را انجام دهند، اما باید مهارت لازم را نیز داشته باشند. ما در زمینه این مهارتها با کمبود مواجهیم.
** خدمات باید تخصصی تر و متناسب با شرایط جدید ارائه شود
آقای دکتر، شما در صحبتهایتان همواره بر اهمیت خانههای بهداشت تأکید داشتهاید. اکنون وضعیت خانههای بهداشت چگونه است؟
در مناطقی که پوشش خانههای بهداشت کامل است، باید سبد و کیفیت خدمات را ارتقا دهیم. دنیا تغییر کرده و خدمات نیز باید تا حدی تخصصیتر و متناسب با شرایط جدید ارائه شوند. در حال کار روی این موضوع هستیم.
جنگ باعث نشده این برنامههای مدیریتی را رها کنیم، اما زمانی را که میتوانستیم به آنها اختصاص دهیم و تمرکزی را که باید روی آنها داشته باشیم، تا حدی کاهش داده است.
آقای دکتر، با توجه به اینکه در دقایق پایانی این گفتوگو هستیم، یک سؤال اقتصادی که به نظرم دغدغه بسیاری از مردم است مطرح میکنم. پس از آن نیز چند سؤال دارم که خواهش میکنم کوتاهتر پاسخ بفرمایید.
در حوزه اقتصاد، اجارهبها فشار سنگینی به مردم وارد میکند و هزینه مسکن یکی از مهمترین مخارج سبد خانوارهای ایرانی است. با وجود نرخهای مصوب و درصدهای مشخصی که متناسب با نرخ تورم اعلام میشود، مستأجران معتقدند حتی همین میزان افزایش نیز برایشان قابلتحمل نیست.
آیا دولت برنامه مشخصی، بهویژه طرحهای خلاقانه و نوآورانه با استفاده از الگوهای اجراشده در دیگر کشورها، دارد تا فشار هزینه مسکن و بهخصوص اجارهبها را بر خانوادهها کاهش دهد؟
یکی از اقدامات، استفاده از ظرفیت مقررات است. تلاش کردهایم مقررات قبلی و سقفی که برای افزایش اجارهبها تعیین شده بود، ادامه پیدا کند و مالکان حداکثر 25 درصد اجاره را افزایش دهند. همچنین تلاش کردهایم در حقوقی که پرداخت میکنیم، این افزایش 25 درصدی تا حد امکان دیده شود. این یک بخش از اقدامات ماست.
در حال آمادهکردن تسهیلاتی برای کارکنان سازمانهای مختلف هستیم تا بتوانند مسکن مورد نیاز خود را تأمین کنند. برای نیروهای مسلح، اعم از ارتش، سپاه، نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی نیز برنامه ویژهای در نظر گرفتهایم.
منابعی در اختیار داشتیم که در بخشهای دیگری مصرف میشد. گفتیم این منابع به تأمین مسکن و معیشت این عزیزان اختصاص پیدا کند. بخشی از هزینه را خود نیروها تأمین کنند و بخشی نیز از طریق تسهیلات بانکی فراهم شود. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، پیشبینی ما این است که هیچیک از نیروهای مسلح بدون مسکن نمانند؛ چه مسکن سازمانی و چه مسکنی که متعلق به خودشان باشد.
اجرای این برنامه به درآمدهای نفتی و امکاناتی که در اختیار داشتیم نیز وابسته بود. زمانی که قائد شهیدمان در قید حیات بودند، این موضوع را با ایشان هماهنگ کردیم. برخی میگفتند این منابع در بخشهای دیگری هزینه شود، اما ما تأکید کردیم که مسکن و معیشت نیروهای نظامی برایمان اولویت دارد. رهبر شهیدمان نیز این موضوع را تأیید کردند.
با وجود اینکه بسیاری از اعضای جلسه سران و حتی برخی فرماندهان میگفتند منابع را در بخشهای دیگری نیاز دارند، ما بر تأمین مسکن و معیشت این نیروها اصرار کردیم. از این طریق، بخشی از جامعه هدف را پوشش دادهایم.
برای اعضای هیئتعلمی و دانشگاهیان نیز تمهیداتی در نظر گرفته شده است تا در چارچوبهای تعیینشده، از زمینهای دانشگاهی و ظرفیت تعاونیها برای ساخت مسکن استفاده کنند.
** برای محرومان برنامه ای ویژه داریم
برای محرومان نیز برنامه ویژهای داریم. جلسهای در این زمینه برگزار کردیم و دیروز هم تعداد زیادی از خانههایی که افتتاح شد، به محرومان اختصاص داشت. با کمیته امداد نیز در حال طراحی برنامههایی هستیم و معتقدیم با مشارکتهای مردمی میتوانیم مشکلات مسکن محرومان را تا حد زیادی برطرف کنیم.
این همان الگویی است که در ساخت خانههای بهداشت اجرا کردیم؛ پول نداشتیم، اما با کمک مردم آنها را ساختیم. اکنون نیز همین کار را در حوزه مدارس انجام میدهیم. با مشارکت خیران، نزدیک به 28 هزار میلیارد تومان در این دوره جمعآوری شده است؛ در حالی که پیش از این، ارقام بسیار پایینتر بود. علاوه بر کمکهای مالی، خود مردم نیز وارد میدان شدند، کار کردند و همراهی نشان دادند.
البته شما خواستید کوتاه پاسخ بدهم، اما برای حل این مسائل، روشهای مختلفی را دنبال کردهایم. واقعیت این است که میزان درآمد ما مشخص است و درآمدمان کاهش یافته، نه اینکه افزایش پیدا کرده باشد؛ در حالی که مشکلات بیشتر شدهاند و باید به آنها پاسخ بدهیم. به همین دلیل، برنامههایی را پیش میبریم که بر مشارکت مردم استوار است و این الگو نیز نتیجه داده است.
برای مثال، در همین هفته دولت قرار است 2500 مدرسه جدید افتتاح کنیم. هیچیک از این مدارس صرفاً با پول دولت ساخته نشدهاند و این عدد بسیار قابلتوجه است. در گذشته گاهی 10 یا 20 مدرسه افتتاح میشد یا حتی همان تعداد نیز به بهرهبرداری نمیرسید.
باور من این است که میتوانیم مشکل مسکن محرومان را با مشارکت مردم، رویکرد جهادی و مدیریت درست، با سرعت زیادی حل کنیم.
** با وحدت و انسجام می توانیم مسائل را حل کنیم
انشاءالله. چند سؤال پایانی دارم که شاید پاسخهایی یککلمهای داشته باشند. سؤال نخست این است: امروز تحقق کدامیک از وعدههای انتخاباتی خود را دشوارتر از دیگر وعدهها میدانید؟
اصل همه وعدههایی که مطرح کردم، وحدت و انسجام است. اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، میتوانیم بقیه مسائل را حل کنیم و تحقق هیچکدام از وعدهها دشوار نخواهد بود.
اگر به وحدت برسیم و دستبهدست یکدیگر بدهیم، هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوانیم آن را حل کنیم.
اگر قرار باشد یکی از تصمیمهای دولت شما در تاریخ ماندگار شود و بگویند این اتفاق مرهون دولت آقای پزشکیان بوده است، دوست دارید آن تصمیم یا اتفاق چه باشد؟
کریدورها، محلهمحوری، واگذاری اختیارات، اصلاح مدیریت و سپردن کار به کاردان؛ یعنی همان اصلی که خداوند میفرماید «إن الله یأمرکم أن تؤدوا الأمانات إلی أهلها».
باید از گزینشهای جناحی و گروهی دست برداریم و کار را به کاردان بسپاریم. در نتیجه، هدف باید انجام درست کار باشد.
خداوند درباره روز قیامت میفرماید «الیوم نختم علی أفواههم وتکلمنا أیدیهم وتشهد أرجلهم بما کانوا یکسبون». روز قیامت اجازه نمیدهند حرف بزنیم؛ بلکه میپرسند چه کاری انجام دادهایم. آنچه از ما خواهند پرسید این است که چه کردیم.
آیات دیگری نیز وجود دارد که در دوران جوانی و دانشجویی، وقتی شوروشوق زیادی داشتیم، آنها را میخواندیم، «إن الذین توفاهم الملائکة ظالمی أنفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الأرض قالوا ألم تکن أرض الله واسعة فتهاجروا فیها فأولئک مأواهم جهنم وساءت مصیرا. إلا المستضعفین من الرجال والنساء والولدان لا یستطیعون حیلة ولا یهتدون سبیلا. فأولئک عسی الله أن یعفو عنهم وکان الله عفوا غفورا». هنگامی که انسان از دنیا میرود، فرشتگان مرگ از او نمیپرسند نماز خواندی یا نخواندی؛ میپرسند در چه وضعیتی بودی و چه کردی؟ انسان میگوید ما در زمین مستضعف بودیم. به او میگویند مگر زمین خدا وسیع نبود؟ چه کسی گفته بود باید در ضعف باقی بمانی؟
قرآن میفرماید جایگاه چنین افرادی جهنم است و چه بد سرانجامی است؛ مگر مستضعفانی از مردان، زنان و کودکان که واقعاً توان و راهی برای رهایی ندارند. یعنی کسی که واقعاً ناتوان است؛ برای مثال نابینا، زمینگیر یا سالمند است و نمیتواند کاری انجام دهد. تازه درباره همین افراد نیز میفرماید شاید خداوند آنان را ببخشد.
بنابراین، قرار نیست اگر من پیر باشم، درگیر جنگ باشم یا بگویم نمیتوانم کاری انجام دهم، حتماً خداوند از من بگذرد. از ما خواهند پرسید در شرایطی که داشتیم، چه کاری انجام دادیم.
آقای دکتر، غیر از قرآن و نهجالبلاغه، کتاب دیگری هم مطالعه میکنید؟
تا دلتان بخواهد. فکر میکنید همه حرفهایی که میزنم، فقط از همین منابع است؟
آخرین کتابی که مطالعه کردید، چه بود؟
آخرین کتابی که خواندم «فراجامعه» نویسنده آمریکایی بود.
مگر میشود کتاب نخواند؟ باید تجربهها، تاریخ، فرهنگها و شیوههای مختلف مدیریت را مطالعه کرد. برای حرفهایی که میزنم، شواهد علمی دارم و اینگونه نیست که از خودم سخن بگویم.
آمادهام با همه عزیزانی که میگویند طرحی دارند، گفتوگو کنم. به آنها میگویم بیایید این کار را انجام دهید؛ زیرا برای این موضوعات مستندات علمی وجود دارد و نیازی به دعوا نیست.
سؤال پایانی را از محضر جنابعالی مطرح میکنم: پیش از رسیدن به ریاستجمهوری، کدام مسئله را سادهتر از آنچه واقعاً بود تصور میکردید؟
من اصلاً به این فکر نمیکردم که رئیسجمهور شوم. بیشتر به این فکر بودم که کاری کنیم مردم به صحنه بیایند؛ زیرا دشمن پس از اتفاقاتی که در سال 1401 رخ داده بود، شعار «نه به نظام و نه به جمهوری اسلامی» را مطرح میکرد و تلاش داشت حضور مردم را کمرنگ کند.
فکر کردم میتوانیم مردم را به صحنه بیاوریم. وارد میدان شدیم و مردم نیز رأی دادند. اکنون آنچه در ذهن ماست، این است که میتوانیم با کمک یکدیگر کشور را درست کنیم.
** اگر دست به دست هم دهیم می توانیم کشور را درست کنیم
من بهتنهایی نمیتوانم کشور را درست کنم؛ اما ما میتوانیم. اگر این موضوع را باور کنیم و دستبهدست یکدیگر بدهیم، کشور را درست خواهیم کرد.
اتحاد، اتحاد، اتحاد؛ مسئله اصلی، باور به اتحاد است.
آقای دکتر قالیباف در انتخابات نامزد بود. به من میگفتند برو و اینگونه علیه او حرف بزن، اما من این کار را نکردم. آقای دکتر زاکانی نیز مطالبی مطرح کرد که خودتان دیدید، ولی من پاسخی ندادم که حرمت میان ما شکسته شود.
اکنون همه این افراد واقعاً به من کمک میکنند و از آنها تشکر میکنم. آقای همتی در دورهای نامزد انتخابات بود، آقای دکتر عارف نیز در دورهای نامزد بود، آقای دکتر لاریجانی خداوند روحشان را شاد کند نامزد بودند، آقای محسن رضایی و آقای پورمحمدی نیز نامزد انتخابات بودند.
به همه این افراد میگوییم بیایید و به ما کمک کنید. دستشان باز است و هر کمکی که میتوانند، انجام دهند. ما با کمک یکدیگر میتوانیم کشور را درست کنیم و لزومی ندارد با هم دعوا کنیم.
من ایرادهایی دارم و شما هم ایرادهایی دارید. لازم نیست فقط ایرادهای یکدیگر را پیدا کنیم. میتوانیم بهجای گیردادن به هم، به یکدیگر کمک کنیم و نواقص هم را برطرف کنیم؛ نه اینکه عیبها را بزرگ کنیم و یکدیگر را تخریب کنیم.
** اگر با یکدیگر دعوا کنیم پیمودن سادهترین مسیرها هم ممکن نیست
اگر با هم باشیم، هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوانیم آن را حل کنیم؛ اما اگر با یکدیگر دعوا کنیم، حتی پیمودن سادهترین مسیرها نیز ممکن نخواهد بود. خداوند میفرماید «ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم». با یکدیگر نزاع نکنید؛ زیرا قدرت و توانتان از بین میرود.
اگر تاکنون ماندهایم، به برکت مردم و وحدت و انسجاممان بوده است. در آینده نیز زمانی خواهیم ماند که با مردم باشیم؛ اگر با مردم نباشیم، باقی نخواهیم ماند.
در نتیجه، تمام وجود، ذهن و فکر ما با مردم است. خدا کمک کند که در برابر مردم عزیزمان شرمنده نشویم.
آقای دکتر، بانوان کابینه شما انصافاً عملکرد درخشانی داشتند و در تمام دوران جنگ، پابهپای دیگر اعضای دولت در میدان بودند. باید به آنها خسته نباشید گفت. آیا این امکان وجود دارد که در آینده از ظرفیت بانوان بیشتر استفاده کنید؟
ما تا جایی که امکان داشته، از ظرفیت بانوان استفاده کردهایم. حتی قصد داشتیم یکی از خانمها را بهعنوان استاندار منصوب کنیم، اما خود ایشان در نهایت انصراف داد؛ وگرنه تصمیم داشتیم یک استاندار زن نیز داشته باشیم.
اجازه بدهید باز هم از تجربه خودم بگویم. زمانی که دانشجو بودیم، پزشکان مرد به بخش زنان میرفتند. ما گفتیم دیگر آقایان نباید در این بخش حضور داشته باشند و خود بانوان باید مسئولیت آن را بر عهده بگیرند.
خیلیها میگفتند این کار امکانپذیر نیست؛ شیفت شب و بیخوابی دارد و مشکلات دیگری ایجاد میشود، اما ما بههیچوجه این حرفها را نپذیرفتیم. همسر مرحوم خودم خدا رحمتشان کند به بخش زنان رفتند و بعد هم فوقتخصص گرفتند. در حقیقت، کارشان را بسیار بهتر از بسیاری از آقایان انجام میدادند.
اکنون نیز بانوان در حال فعالیت هستند. گفتیم همه عوامل بخش زنان، از متخصص بیهوشی و جراح گرفته تا راننده، نیروی خدماتی و آشپز، میتوانند زن باشند. انجام این کار دشوار نیست و بانوان کاملاً توانایی آن را دارند.
البته در برخی بخشها لازم است افراد به یکدیگر کمک کنند و این هم امکانپذیر است. انشاءالله باید اجازه بدهیم بانوان بهتدریج در مسئولیتها رشد کنند و تجربه به دست آورند. نباید بدون فراهمکردن تجربه و زمینه لازم، ناگهان آنها را به مسئولیتهای بالا منصوب کنیم و بعد، اگر مشکلی پیش آمد، بگوییم بانوان نتوانستند.
بانوانی که اکنون مسئولیت گرفتهاند، با کارهایی که انجام دادهاند واقعاً افتخارآفرین بودهاند.
انشاءالله. آقای دکتر، آخرین سؤال را مطرح کنم تا بیشتر از این وقتتان را نگیرم؛ روند بازسازی زیرساختهایی که در جریان جنگ آسیب دیدهاند، چگونه پیش میرود؟
خب، اینها سخت است. ببینید، وقتی دولت را تحویل گرفتیم، با مجموعهای از ناترازیها مواجه بودیم و یک ناترازی جدید هم به آنها اضافه شد. در برق، آب، گاز، محیطزیست، بانکها، بیمهها، پول، صندوقها و هر حوزه دیگری که نگاه کنید، ناترازی وجود دارد. همه این بخشها هم بهاصطلاح در لبه پرتگاه بودند.
**با مشارکت مردم ایستاده ایم و در حال اصلاح امور هستیم
کسانی که با استفاده از هوش مصنوعی این مطالعات را انجام داده بودند، بیحساب حمله نکردند. با این وضعیت، کشور ما باید به هم میریخت؛ اما با مشارکت مردم، رهبری داهیانه رهبر شهیدمان و تداوم رهبری رهبر عزیزمان، ایستادیم و روزبهروز نیز در حال اصلاح امور هستیم.
این مشکلات روی هم انباشته شده بود. اکنون دولت پول بیمه را میدهد، درحالیکه پیشتر بیمهها خودشان بخشی از آن را تأمین میکردند. آن زمان تعداد بیمهشدگان کمتر و بازنشستگان هم کمتر بود؛ اما اکنون تعداد بازنشستگان بیشتر شده و تعداد کسانی که باید حق بیمه بپردازند، کاهش یافته است.
بنگاهها نیز درست کار نمیکنند. با کسری و مشکلات بانکها مواجهیم؛ مشکل برق، آب و گاز داریم؛ با مشکلات مدیریتی و مسائل جدیدی که به وجود میآیند، درگیریم و در کنار همه اینها، تحریمها و فشارهای دیگری نیز وجود دارد؛ اما با قدرت در حال پیشرفتن هستیم.
انشاءالله. آقای دکتر، بسیار متشکریم. برای جنابعالی و همه همکارانتان در دولت، آرزوی توفیقات روزافزون داریم. این ایام را بار دیگر خدمت شما تبریک و تهنیت عرض میکنم و از فرصتی که در اختیار رسانه قرار دادید، سپاسگزارم.
ما از شما تشکر میکنیم و امیدواریم بهمناسبت همین هفته وحدت، همه ما با وحدت و انسجام دستبهدست هم بدهیم؛ همه ما، نه یک گروه خاص، نه یک صنف خاص و نه یک عقیده خاص.
همه کسانی که در این آبوخاک زندگی میکنند، ایرانیاند. آنها را با خوبیها و بدیهایشان بپذیریم و باور کنیم که با هم هستیم. کمک کنیم مشکلات کسانی که گرفتاری دارند، حل شود؛ نه اینکه حذف شوند. دستبهدست هم بدهیم تا بتوانیم ایران خودمان را آباد کنیم.
** واقعیت این است که وضع ما خراب است
نباید وعده دروغ بدهیم. واقعیت این است که وضع ما خراب است؛ واقعیت این است که شرایط بسیار سخت است. همه دارند کمک میکنند و باید دستبهدست هم بدهیم تا از این بحران عبور کنیم.
آقای دکتر، انصافاً تمام هموغم شما ایجاد وفاق و دوستی میان مسئولان، میان مردم و مسئولان و همچنین میان ارتش و نیروهای مسلح بوده است. در دوران جنگ، در کنار سپاه حضور یافتید، به دیدار فرمانده انتظامی رفتید و به صداوسیما آمدید؛ واقعاً لحظهای ننشستید.
اینها که کاری نیست.
انصافاً من بهعنوان یکی از مردم این را بهخوبی لمس کردم که برای ایجاد آرامش و همدلی، سرکوب دشمن که واقعاً هم اتفاق افتاد و حفظ آرامش مردم ایران و نیز کسب رضایت خداوند، امام زمان، قائد شهیدمان و حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، از خواب، خوراک و استراحت خود گذشتهاید و شبانهروز در حال تلاش هستید...
ببینید، باور من این است که ما روی گنج خوابیدهایم. مردم ما نباید گرسنه یا بیکار بمانند. خداوکیلی، اگر نتوانیم این مشکلات را حل کنیم، نمیتوانم فردا پاسخگوی خدا باشم؛ بهخصوص اگر دلیلش اختلافات بیهودهای باشد که با یکدیگر داریم.
ما روی گنج هستیم؛ جغرافیای ما گنج است، زیر پای ما گنج است، خاک ما گنج است و انسانهای ما گنجاند. نمیفهمم چرا باید در چنین وضعیتی باشیم. این شرایط قابل قبول نیست؛ ما مقصریم و فردا نمیتوانیم پاسخگوی خدا باشیم.
این چیزی است که مرا رنج میدهد؛ وگرنه مسائل دیگر اهمیت چندانی ندارند. مردم ما باید با عزت و در آسایش زندگی کنند، چون همهچیز داریم.
خداوند انشاءالله حفظتان کند و سایهتان برقرار باشد.
خداوند کمک کندکه شرمنده مردم نباشیم.
انتهای پیام