به گزارش ایسنا، پنجاه و پنج سال پیش، در چنین روزهایی، ایران و چین رسماً روابط دیپلماتیک خود را آغاز کردند. مسیری که از دل تاریخ کهن «جاده ابریشم» برخاسته بود، امروز به یکی از استوارترین و راهبردیترین مشارکتهای شرق و غرب آسیا بدل شده است.
درست در چنین فضایی، اجلاس سالانه سران «سازمان همکاری شانگهای» در روزهای نهم و دهم شهریور( ۳۱ اوت و اول سپتامبر )۲۰۲۶ در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، برگزار میشود. این همزمانی، میتواند فرصتی کمنظیر برای دیدارهای دوجانبه سران کشورهای عضو از جمله سران ایران و چین در حاشیه اجلاس فراهم کند تا مسیر جدیدی برای اجرای تفاهمنامه ۲۵ ساله و ریلگذاری برای همکاریهای آینده ترسیم شود.
ایران پساجنگ؛ اعتباری تازه برای سازمان همکاری شانگهای
ایرانِ امروز، با گذر از یک جنگ تمامعیار، چهرهای مقتدرتر از پیش از خود به نمایش گذاشته است. تجربه این جنگ، هرچند تلخ و پرهزینه، نشان داد که ایران با اتکا به توان داخلی و اراده ملی، میتواند در برابر زورگوترین قدرت نظامی جهان ایستادگی کند. این ایستادگی، همسو با یکی از مهمترین اهداف سازمان همکاری شانگهای یعنی مقابله با یکجانبهگرایی، مداخلهجویی، زورگویی و قلدرمابی است و ایران با این تجربه، اعتبار قابلتوجهی برای این سازمان در تحقق این هدف کسب کرده است.
مزیتهای بینظیر ایران؛ شریکی راهبردی برای «کمربند-راه»
ایران به دلیل دارا بودن ذخایر انرژی نفت و گاز بسیار غنی، موقعیت کریدور طبیعی شرق-غرب و شمال-جنوب، تسلط بر سواحل شمالی خلیجفارس و تنگه هرمز، بیشترین شمار همسایگان با مرزهای خاکی و آبی و همسایگی تاریخی با جاده ابریشم، از ظرفیتهای منحصر بفردی برخوردار است. این ویژگیها، ایران را به یک شریک بیبدیل برای چین در تحقق پروژه کمربند-راه تبدیل کرده است. چین نیز به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، بزرگ ترین شریک تجاری ایران و یک قدرت صنعتی پیشرو، میتواند نقش محوری در بازسازی خسارات ناشی از جنگ، توسعه زیرساختهای ایران و حضور در پروژههای کلان این کشور به ویژه دردوران پساجنگ ایفا کند.
«نگاه به شرق» و انتصاب قالیباف؛ گامی برای جهش در مناسبات تهران-پکن
رهبر شهید ایران، آیتالله سید علی خامنهای، همواره دولت را در دورههای مختلف ایران را به تمرکز بر رویکرد «نگاه به شرق» و بطور خاص، «رویگرد توجه بیشتر به چین» به عنوان بزرگترین شریک تجاری ایران و کشوری قابل اعتماد برای دوستی و شراکت، ترغیب میکرد. در این مسیر، انتصاب اخیر محمدباقر قالیباف به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین، یک پیام روشن و یک گام هوشمندانه و راهبردی است تا موتور محرکه جهش در مناسبات همهجانبه تهران و پکن باشد.
چین؛ میانجی مورد اعتماد برای نظم نوین منطقهای
براساس گزارش CGTN، چین در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری موفق میان تهران و ریاض، نشان داد که میتواند معمار اصلی صلح در خاورمیانه باشد. در دوران پساجنگ، این ظرفیت بیش از پیش میتواند به کار گرفته شود؛ چراکه برخی تنشهای ایجاد شده میان ایران و کشورهای حاشیه خلیجفارس به دلیل استفاده آمریکا از خاک آنها برای تجاوز به ایران، نیازمند یک میانجی مورد اعتماد است. ایران به صراحت اعلام کرده است که خواستار ادامه روابط دوستانه همسایگی و احترام آمیز با همه کشورهای منطقه است. چین با سابقه درخشان خود و به عنوان طور مورد احترام و اعتماد همه کشورهای منطقه، بهترین گزینه برای ترمیم این روابط و شکلدهی به نظم جدید منطقهای است. نقش چین در این میان، نه تنها یک میانجیگر ساده، بلکه عامل ایجاد بستری برای گفتوگوهای پایدار و اطمینانبخش میان همه طرفها خواهد بود.
بازسازی ایران پساجنگ؛ فرصتی طلایی برای شرکتهای چینی
جنگ، خسارتهای سنگینی به زیرساختهای حملونقل، انرژی، نفت و پتروشیمی، صنایع و شبکه ریلی ایران وارد کرده است. بازسازی این بخشها، یک فرصت بینظیر برای شرکتهای چینی محسوب میشود. از سوی دیگر، ایران برای تأمین مالی بازسازی، به فروش نفت نیاز دارد و این دو کشور، ظرفیتهای مکمل بینظیری دارند که در قالب تفاهمنامه ۲۵ ساله پیشبینی شده است. این همکاری، برای چین نیز دسترسی مطمئن به انرژی، عبور از کریدور خشکیهای آسیا و گشایش بازاری ۹۰ میلیونی برای کالاهای صنعتی و فناورانه خود را به ارمغان میآورد. اجرای موثر این تفاهمنامه، میتواند نقشه راه جامعی برای همکاریهای بلندمدت در حوزههای انرژی، صنعت، معدن، کشاورزی و فناوری باشد.
بهرغم اعلام جدیدترین تحریمهای آمریکا علیه ایران، موضع وزارت خارجه چین به روشنی اعلام شده است: «چین با تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی به شدت مخالف است و همکاری چین و ایران همواره در چارچوب حقوق بینالملل انجام میشود و نباید مورد اختلال یا آسیب قرار گیرد.» این موضع اصولی و پایدار چین، یکی از مهمترین پشتوانههای همکاری دو کشور در شرایط فشارهای خارجی است.
توسعه ریلی، مهار بیابانزایی و انرژیهای تجدیدپذیر؛ افقهای تازه همکاری
با وجود تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران و فشار ایالات متحده بر کشورهای همپیمان خود برای پیوستن به کارزار این تروریسم اقتصادی و نیز به رغم به مزاحمتهای شدید آمریکا برای تجارت دریایی از طریق بنادر جنوبی ایران، مسعود پزشکیان رئیس جمهوری ایران اخیر از افزایش قطارهای باری ورودی چین ایران از تنها یک قطار در هفته به سه قطار در هفته خبر داد و اعلام کرد که مسیرهای دیگری هم برای گشایش در تجارت خارجی ایران در حال شکل گیری است. این نشان میدهد، ایران به دلیل مزیتهای فراوان دسترسیها در حوزه تجارت خارجی، همچنان همکاریهای تجاری و اقتصادی خود را با چین را به پیش خواهد برد.
از سوی دیگر، ایران نیازمند توسعه حملونقل ریلی و نوسازی ناوگان ریلی مسافری و باری به عنوان کریدور شمال-جنوب و شرق-غرب است و میتواند زمینهساز همکاری گسترده با شرکتهای ریلی چین از جمله قطارهای پرسرعت باشد. همچنین مشکل بیابانزایی در مناطق وسیعی از ایران، یک چالش جدی است و انتقال تجارب ارزشمند فنی و علمی چین در این زمینه، میتواند به ایران در مقابله با یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی خود کمک شایانی کند.
ورود خودروهای برقی باکیفیت چینی به ایران، با استقبال خوبی مواجه شده است. از سوی دیگر، ایران با وجود ظرفیتهای عظیم در انرژی بادی و خورشیدی، با مشکل کمبود برق دست و پنجه نرم میکند. سرمایهگذاری شرکتهای معتبر و خوش نام چینی در احداث نیروگاههای بادی و خورشیدی در ایران، علاوه بر تأمین برق مورد نیاز، زمینه را برای توسعه بازار خودروهای برقی و احداث کارخانههای تولیدی چینی در ایران فراهم خواهد کرد. این همکاری، میتواند ایران را به قطب تولید خودروهای برقی در منطقه تبدیل کند و نیازهای داخلی را نیز تأمین نماید.
چین علاوه بر نقش برجسته خود در ترویج صلح و ثبات، به پیشرفتهترین صنایع دفاعی و بازدارندگی دست یافته است. تجربه جنگ اخیر ایران نشان داد که این کشور، علاوه بر تقویت توانمندیهای بومی، به واردات تجهیزات دفاعی از شرکای راهبردی خود نیز نیاز دارد. همکاریهای متعارف دراین حوزه نیز میتواند یکی از ابعاد مهم نقشه راه جامع همکاریهای دو کشور باشد.
گردشگری؛ پل مردمی و درآمدی پایدار برای دو کشور
طبق آمار و ارقام، با افزایش درآمد مردم چین در سالها و دهههای گذشته، تعداد گردشگران چینی علاقمند به بازدید از دیگر کشورها بیش بیش از یکصد میلیون نفر در سال رسیده است. ایران به دلیل برخورداری از جاذبههای گردشگری تاریخی، باستانی، فرهنگی و طبیعی میتواند مقصدی جذاب برای گردشگران چینی باشد و نهادهای مربوطه ایران به دنبال آن هستند تا در یک برنامه ریزی میان مدت، «یک درصد» از گردشگران چینی را به ایران جذب کنند که این امر، درآمد خوبی برای ایران و هم یک پل محکم شناخت مردمی بین دو کشور ایجاد میکند.
سازمان شانگهای؛ بستری برای نظم جهانی نوین
سازمان همکاری شانگهای با برخورداری از ظرفیتهای بینظیری همچون عضویت دائم چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل، دربرگیری نیمی از جمعیت جهان، اختصاص یکچهارم از اقتصاد جهانی و برخورداری چهار کشور عضو از سلاح هستهای به عنوان ابزار بازدارندگی، به یکی از تأثیرگذارترین نهادهای بینالمللی در حال شکلدهی به نظم جهانی جدید تبدیل شده است. در این میان، ایران و چین با بهرهگیری از ظرفیتهای مکمل خود و با تکیه بر اراده سیاسی بالا، میتوانند الگویی موفق از همکاری اقتصادی-امنیتی در سایه سازمان شانگهای ارائه دهند.
عضویت ایران و چین در این سازمان منطقهای و نیز حضور آنها در گروه بریکس، نه تنها بستری برای همکاریهای چندجانبه فراهم میکند، بلکه امکان هماهنگی بیشتر در مواضع بینالمللی و ترویج چندجانبه گرایی، نظم نوین جهانی و حکمرانی جهانی به عنوان یکی از ابتکارات ارزشمند شی جینپینگ رئیس جمهوری چین را را نیز افزایش میدهد. این هماهنگی، فراتر از سازمان همکاری شانگهای، در گروه بریکس نیز ادامه مییابد تا دو کشور در دو نهاد کلیدی جهانِ درحال ظهور، صاحبصدا باشند.
چالشها و موانع ساختاری و چشمانداز همکاری
با این حال، مسیر تحقق این چشمانداز روشن، خالی از موانع ساختاری و اجرایی نیست. مهمترین چالش، همچنان به سامانههای مالی و بانکی بازمیگردد؛ جایی که تحریمهای ثانویه آمریکا، حتی با وجود مخالفت صریح پکن با تحریمهای یکجانبه، عملاً بسیاری از بانکهای بزرگ چینی را از هرگونه تراکنش با ایران محتاط کرده و وابستگی به مکانیزمهای تهاتر پایاپای را افزایش داده است که سرعت همکاریهای کلان را کاهش میدهد.
دوم، ناهماهنگی در سرعت اجرا، تفاهمنامه ۲۵ ساله را با وجود ظرفیتهای بالای آن، به یک سند بلندمدت با پیشرفتهای نسبتاً کند در حوزههای غیرنفتی بدل کرده است که بعضاً ناشی از فقدان زیرساختهای حقوقی و مقرراتی شفاف در ایران برای جذب سرمایهگذاری خارجی و همچنین اولویتبندیهای متغیر داخلی دو کشور است. با وجود این موانع، آنچه این چالشها را قابلمدیریت میسازد، اراده سیاسی مستحکم دو طرف و ظرفیت بینظیر سازمان همکاری شانگهای برای ارائه بسترهای جایگزین نظیر تسویهحساب به ارزهای ملی و ایجاد کریدورهای ترانزیتی مستقل از مسیرهای دریایی تحت سلطه غرب است؛ موانعی که اگر با تدبیر و برنامهریزی دقیق برطرف شوند، مسیر همکاریهای راهبردی دو کشور را هموارتر از پیش خواهند ساخت.
انتهای پیام