ارتباط دانشگاه و صنعت سالهاست بهعنوان یکی از حلقههای مفقوده در مسیر تبدیل دانش به ثروت و حل مسائل واقعی کشور مطرح میشود؛ ارتباطی که با وجود تأکیدهای مکرر بر ضرورت تقویت آن، هنوز فاصله قابلتوجهی با وضعیت مطلوب دارد. دانشگاه به تولید دانش و پژوهش ادامه میدهد و صنعت نیز با انبوهی از مسائل و نیازهای فناورانه مواجه است، اما این دو ظرفیت همیشه در یک مسیر مشترک به یکدیگر نمیرسند.
بخشی از این فاصله به تفاوت نگاه و کارکرد این دو حوزه بازمیگردد؛ دانشگاه در بسیاری از موارد تحت تأثیر الزامات علمی و مقالهمحوری حرکت میکند، در حالی که صنعت به دنبال راهحلی است که با تجهیزات، هزینهها و محدودیتهای واقعی خط تولید سازگار باشد و در نهایت به محصول و بازار برسد. از سوی دیگر، فعالان این حوزه معتقدند نبود شناخت متقابل از ظرفیتهای دانشگاه و صنعت، بروکراسیهای فرسایشی و حتی شرایط اقتصادی کشور، مسیر این ارتباط را دشوارتر کرده است.
اما پرسش اصلی اینجاست که چرا با وجود ظرفیت علمی گسترده دانشگاهها و نیازهای متعدد صنایع، هنوز ارتباط میان این دو به یک چرخه پایدار و طبیعی تبدیل نشده است؟ آیا مشکل صرفاً به دانشگاه و صنعت بازمیگردد یا ریشههای این فاصله را باید در سازوکارهای اقتصادی، سیاستگذاری و نحوه تعریف و اجرای پژوهشها جستوجو کرد؟ این گزارش تلاش دارد با بررسی دیدگاه فعالان دانشگاهی و صنعتی، موانع این ارتباط و راههای تبدیل پژوهش به راهحلهای واقعی صنعت را واکاوی کند.

ارتباط دانشگاه و صنعت نسبت به گذشته بهتر شده است
فیروز ابراهیمی -رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی- در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه طی سالهای گذشته ارتباط میان دانشگاه و صنعت نسبت به یکی دو دهه قبل بهتر شده است، اظهار کرد: اما همچنان برای رسیدن به وضعیت مطلوب، جای کار بسیار زیادی وجود دارد. یکی از دلایل اصلی ضعف این ارتباط در سالهای گذشته، وابستگی همزمان دانشگاه و صنعت به منابع نفتی بود؛ به این معنا که هر دو مجموعه به نوعی از «شیر نفت» ارتزاق میکردند و دانشگاه نیز به صورت مستقیم بودجههای نفتی را دریافت میکرد.
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی ادامه داد: در چنین شرایطی، هیچگاه به این واقعیت نرسیدیم که نیازهای صنعت باید در دانشگاه حل شود و مشکلات صنعت باید از طریق ظرفیت علمی دانشگاه مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، نه صنعت علم دانشگاه را قبول داشت و نه دانشگاه تجربه صنعت را میپذیرفت. حتی در مواردی که این ارتباط تا حدودی نزدیک میشد، نگاه دانشگاه به صنعت بیشتر شبیه نگاه به یک «گاو شیرده» بود تا یک ضرورت و مجموعه این عوامل باعث شد نتوانیم همانند بسیاری از کشورهای توسعهیافته و حتی در حال توسعه، ارتباط مناسبی میان صنعت و دانشگاه برقرار کنیم.
ابراهیمی با بیان اینکه از حدود یک دهه گذشته، صنعت تا حد زیادی از وابستگی به منابع نفتی فاصله گرفته و دانشگاهها نیز بهتدریج در حال فاصله گرفتن از این وابستگی هستند، خاطرنشان کرد: امروز هر دو مجموعه به این باور رسیدهاند که باید ارتباطات خود را قویتر، عمیقتر و نظاممندتر کنند. روند شکلگیری این ارتباط نسبت به گذشته روند خوبی است و شرایط امروز بسیار بهتر شده است؛ البته همچنان فاصله زیادی با وضعیت مطلوب داریم، اما به نظر میرسد صنعت و دانشگاه چشمانداز درستی را برای همکاری میان خود پایهریزی کردهاند.
چرا دانشگاه و صنعت یکدیگر را به اندازه کافی نمیشناسند؟
وی بیان کرد: مهمترین نقص موجود در همکاریهای مشترک دانشگاه و صنعت، عدم اطلاع و شناخت کافی از ظرفیتهای یکدیگر است؛ در بسیاری از موارد، صنعت از ظرفیتهای بالقوه دانشگاه اطلاع ندارد و نمیداند دانشگاه چه مشکلاتی از صنعت را میتواند برطرف کند. از سوی دیگر، دانشگاه نیز شناخت کافی از واقعیتها، توانمندیها و ظرفیتهای حوزه صنعت ندارد و همین مسئله باعث شده ظرفیتهای موجود در دو طرف به درستی مورد استفاده قرار نگیرد.
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی با تاکید بر اینکه نخستین حلقه مفقوده و بزرگترین مشکل در این زمینه، عدم شناخت از ظرفیتها و توانمندیهای یکدیگر است، اضافه کرد: اگر این شناخت تقویت شود، میتوان مسیر همکاری میان دانشگاه و صنعت را بسیار بهتر و سریعتر پیدا کرد. دانشگاه باید به صورت داوطلبانه در میان صنعت و کلونیهای صنعتی حضور پیدا کند، توانمندیهای خود را معرفی و ظرفیتهای علمی خود را ارائه دهد؛ صنعت نیز باید به همین شکل ظرفیتها و نیازهای خود را به دانشگاه معرفی کند.
فرآیندهای بروکراسیمحور چه مشکلی برای صنعت ایجاد میکنند؟
ابراهیمی گفت: بخش دیگری از مشکلات به فرآیندهای موجود بازمیگردد؛ دانشگاههای ما عموماً در ساختارهای دولتی شکل گرفتهاند و حتی دانشگاههای خصوصی نیز تا حدودی فرآیندهای بروکراسیمحور دارند. این فرآیندها از منظر صنعت، که در استان خراسان رضوی حدود ۹۸ درصد آن در اختیار بخش خصوصی است، تا حدودی فرسایشی تلقی میشود و لازم است در مراودات اداری میان دانشگاه و صنعت، سادهسازیهایی صورت گیرد. دانشگاه باید خودش داوطلبانه در بین صنعت و کلونیهای صنعتی حضور پیدا کند و توانمندیهای خود را معرفی و ارائه دهد و صنعت نیز به همین شکل باید نیازها و ظرفیتهای خود را در اختیار دانشگاه قرار دهد.
وی با اشاره به اینکه اگر دو طرف شناخت دقیقتری از ظرفیتها، نیازها و توانمندیهای یکدیگر داشته باشند، زمینه برای شکلگیری همکاریهای مؤثرتر فراهم خواهد شد، ادامه داد: میتوان انتظار داشت ارتباط دانشگاه و صنعت از حالت مقطعی خارج شود. نخستین حلقه مفقوده و بزرگترین مشکل، عدم شناخت از ظرفیتها و توانمندیهای یکدیگر است و اگر این موضوع تا حدودی تقویت شود، میتوان مسیر همکاری را بسیار بهتر و سریعتر پیدا کرد.
دولت چگونه میتواند ارتباط دانشگاه و صنعت را تقویت کند؟
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی درباره نقش دولت در افزایش اعتماد و استقبال دانشگاه و صنعت از همکاریهای علمی، اظهار کرد: دولت در سالهای اخیر اقداماتی انجام داده که میتواند زمینهساز تقویت این ارتباط باشد؛ برای نمونه، در حوزه دانشبنیانها، در قانون جهش تولید دانشبنیان ظرفیتهایی برای انجام پروژههای تحقیقاتی در دانشگاهها و بهرهمندی از اعتبار مالیاتی پیشبینی شده است. صنعت میتواند پروژههای تحقیقاتی خود را در دانشگاه انجام دهد و کل هزینه این پروژهها از سوی دولت به عنوان اعتبار مالیاتی پذیرفته شود که اقدام ارزشمندی است.
ابراهیمی ادامه داد: اگر این ظرفیتها تعمیم داده شود، میتوان گامهای مؤثرتری برداشت؛ برای مثال، دولت میتواند تأمین بودجه دانشگاهها را به اجرای چند پروژه بزرگ صنعتی مرتبط کند و تأمین بودجه سال آینده را تا حدی به این پروژهها منوط کند. دولت میتواند دست صنعت را همانند ظرفیتهای پیشبینیشده در قانون جهش تولید دانشبنیان، بیشتر باز بگذارد؛ به این معنا که صنعت بتواند مالیات خود را به صورت نشاندار انتخاب کند و آن را در محیطهای تحقیقاتی و علمی هزینه کند و پروژههای خود را در دانشگاهها به اجرا برساند.
وی با بیان اینکه در حال حاضر این مزیت برای واحدهای دانشبنیان تعریف شده است، افزود: اما اگر این امکان به کل صنعت تعمیم داده شود، صنایع میتوانند حوزههای مطالعاتی، تحقیقاتی و تحقیق و توسعه خود را در دانشگاهها اجرا کنند و دولت نیز هزینههای آن را به عنوان اعتبار مالیاتی بپذیرد. اگر دولت این اقدامات را انجام دهد، به موازات آن هم صنعت و هم دانشگاه به پویایی جدیتری میرسند و به ایجاد یک رابطه نظاممند و عمیقتر میان خود فکر خواهند کرد.

ارتباط دانشگاه و صنعت بدون اصلاح ساختار اقتصادی شکل نمیگیرد
سپس سیدیاسر بنیهاشمی -مدرس دانشگاه و مدیرعامل شرکت اندیشهورزان توسعه پایدار- اظهار کرد: مسئله ارتباط دانشگاه و صنعت موضوعی ریشهای است و به ساختار صنعت و ساختار دانشگاه بازمیگردد. در دانشگاه علوم روز توسط استادان تدریس میشود و پژوهشهایی نیز انجام میگیرد، اما به دلیل نوع ارزیابی استادان و انتظاراتی که از آنها برای چاپ مقاله و فعالیتهای پژوهشی وجود دارد، بخش قابل توجهی از فعالیتهای دانشگاهی باید در لبههای علم و مرزهای دانش انجام شود.
مدیرعامل شرکت اندیشهورزان توسعه پایدار با اشاره به اینکه صنعت کشور به دلیل تحریمها، نبود سرمایهگذاری کافی و مشکلات اقتصادی، از صنعت روز دنیا فاصله گرفته است، ادامه داد: در واقع ساختار اقتصادی کشور نیز با مشکلاتی مواجه است و شرایط سیاسی و اقتصادی بر آن سایه انداخته است؛ بنابراین صنعت ما از صنعت روز دنیا عقب مانده و میان آنچه استادان دانشگاه در مرزهای علمی انجام میدهند و نیازهای واقعی صنعت، فاصله ایجاد شده است.
وی خاطرنشان کرد: آنچه استادان دانشگاه میدانند و درباره آن پژوهش میکنند، به دلیل همین اختلاف فاصله، ارتباط چندانی با نیازهای صنعت کشور که فاصله قابل توجهی با صنعت روز دنیا دارد، پیدا نمیکند. یکی از مسائل اصلی نیز همین است که دانشگاه و صنعت در دو فضای متفاوت حرکت میکنند و نمیتوانند به اندازه کافی ظرفیتهای یکدیگر را در خدمت حل مسائل واقعی قرار دهند.
بنیهاشمی با بیان اینکه بخش دیگری از این مسئله به چرخه اقتصادی ارتباط دانشگاه و صنعت بازمیگردد، افزود: در کشورهای توسعهیافته، به دلیل اینکه قیمتگذاریها در حوزههایی مانند انرژی و خدمات بر اساس سازوکار بازار انجام میشود، رقابت میان صنایع شکل میگیرد و همین رقابت، صنعت را به سمت استفاده از ظرفیت دانشگاهها و مراکز پژوهشی سوق میدهد.
اقتصاد چگونه دانشگاه و صنعت را به هم نزدیک میکند؟
مدیرعامل شرکت اندیشهورزان توسعه پایدار بیان کرد: برای نمونه، در اتحادیه اروپا و بسیاری از کشورهای دیگر، برای کارخانهها و صنایع مختلف سقفی برای تولید آلایندگی در نظر گرفته شده است و اگر یک واحد صنعتی بیش از این میزان آلودگی تولید کند، با جریمههای سنگین مواجه میشود. بالا بودن میزان این جریمهها موجب شکلگیری بازاری تحت عنوان «بازار کربن» شده است. در این سازوکار، اگر یک شرکت به دلیل فناوری قدیمی، میزان آلایندگی بیشتری از سقف تعیینشده داشته باشد، میتواند سهمیه مازاد شرکتی را خریداری کند که با توسعه فناوری و همکاری با دانشگاه و مراکز تحقیقاتی، میزان تولید کربن خود را کاهش داده است.
وی با اشاره به اینکه شرکتی که برای توسعه فناوری و تحقیق و توسعه با دانشگاه قرارداد بسته است، از این همکاری منفعت اقتصادی به دست میآورد، ادامه داد: زیرا هم میتواند سهمیه مازاد خود را بفروشد و هم از مزیت رقابتی ایجادشده در بازار استفاده کند. به این ترتیب، چرخهای طبیعی شکل میگیرد که در آن قرارداد میان صنعت و دانشگاه برای صنعت توجیه اقتصادی دارد.
بنیهاشمی تصریح کرد: در چنین شرایطی، بدون اینکه نیاز باشد کسی به صورت دستوری از صنعت بخواهد با دانشگاه ارتباط برقرار کند یا برای این منظور جلسات و سازوکارهای متعدد ایجاد شود، اقتصاد این ارتباط را تنظیم میکند؛ زیرا یک نیاز واقعی در صنعت وجود دارد و صنعت میبیند اگر فناوری خود را توسعه ندهد و بهروز نشود، از بازار و رقابت عقب میماند. صنعت در چنین شرایطی ترجیح میدهد بخشی از هزینهای را که در صورت عقبماندن از بازار متحمل خواهد شد، برای قرارداد با دانشگاه و مراکز پژوهشی هزینه کند، تحقیق و توسعه انجام دهد و فناوری خود را ارتقا دهد تا بتواند مزیت رقابتی خود را حفظ کند.
دغدغه صنعت ایران رقابت است یا بقا؟
مدیرعامل شرکت اندیشهورزان توسعه پایدار خاطرنشان کرد: در کشور ما این چرخه اقتصادی به درستی شکل نگرفته و بهویژه در شرایط فعلی، بسیاری از شرکتها و کارخانهها صرفاً درگیر گذراندن امور روزمره خود هستند و حتی دغدغه پرداخت حقوق کارکنان در پایان ماه را دارند. وقتی دغدغه اصلی یک صنعت، بقا باشد نه رقابت، جنس مسائل کاملاً متفاوت میشود و در چنین شرایطی شکلگیری ارتباط واقعی با دانشگاه بسیار دشوار خواهد بود. به همین دلیل، در بسیاری از موارد ارتباط میان دانشگاه و صنعت به یک ارتباط صوری تبدیل میشود.
بنیهاشمی با بیان اینکه در مواردی که ارتباطی میان دانشگاه و صنعت شکل گرفته است، گاهی عواملی خارج از سازوکار واقعی بازار تعیینکننده بودهاند، افزود: برای مثال، ممکن است یک صنعت برای استفاده از ظرفیت کارآموزی دانشگاه یا بهرهمندی از معافیتهای مالیاتی با دانشگاه قرارداد ببندد و نه لزوماً به دلیل یک نیاز واقعی و اقتصادی برای توسعه فناوری.
وی تصریح کرد: در سطح کلان، بخش مهمی از مشکل به اقتصاد کلان و سیاستگذاریهای کشور در حوزههای مختلف از جمله سیاست خارجی و داخلی بازمیگردد؛ مسائلی که نه در اختیار دانشگاه و نه در اختیار صنعت است و هر دو مجموعه در چارچوبی که برای آنها تعیین شده، فعالیت میکنند. تغییر در این بخش نیازمند اصلاح سیاستگذاریهای کلان کشور است، اما در بخشهایی که اختیار بیشتری در دست دانشگاه و صنعت قرار دارد نیز میتوان سازوکارهایی ایجاد کرد تا در همان محدوده، ارتباط میان این دو مجموعه تقویت شود.
مدیرعامل شرکت اندیشهورزان توسعه پایدار اظهار کرد: یکی از موانع مهم برای ارتباط صنعت با دانشگاه، بهویژه در زمینه استفاده از ظرفیت دانشجویان و دورههای کارآموزی، مسئله سربازی دانشجویان پسر است. بسیاری از این دانشجویان در دوره کارآموزی توانمندی بالایی از خود نشان میدهند و حتی قابلیت جذب در همان شرکت را دارند.
بنیهاشمی با بیان اینکه یک شرکت صنعتی زمانی که کارآموزی را جذب میکند، برای آموزش او وقت و انرژی میگذارد و هزینه میکند، ادامه داد: بنابراین طبیعی است که تمایل داشته باشد پس از پایان دوره کارآموزی، نیرویی را که آموزش داده است جذب کند. اما زمانی که مسئله سربازی پیش میآید و ممکن است وقفهای طولانی، حتی حدود دو سال، در مسیر کاری دانشجو ایجاد شود، بسیاری از شرکتها دیگر تمایل چندانی به سرمایهگذاری روی آموزش او نخواهند داشت.
وی یادآور شد: برای شرکتهای دانشبنیان در زمینه سربازی سازوکارهایی ایجاد شده که بر اساس آن دانشجویان و فارغالتحصیلان میتوانند دوره خدمت خود را در این شرکتها بگذرانند، اما محدود کردن این امکان به شرکتهای دانشبنیان مطلوب نیست؛ زیرا بسیاری از شرکتهای صنعتی دانشبنیان نیستند اما ظرفیت و توان بالایی برای جذب و آموزش دانشجویان دارند. لازم است سازوکارهایی برای معافیتهای تحصیلی و تسهیل شرایط دانشجویان ایجاد شود تا دانشجویان بتوانند دورههای ارتباط با صنعت را بدون نگرانی از مسائل مربوط به سربازی و سنوات تحصیلی طی کنند.
مدیرعامل شرکت اندیشهورزان توسعه پایدار با تاکید بر اینکه برخی دانشجویان حتی در استفاده از سهمیه استعدادهای درخشان نیز با نگرانیهایی مواجه هستند، تصریح کرد: زیرا اگر دوره تحصیل آنها به دلیل حضور در صنعت طولانی شود و مشمول سنوات شوند، ممکن است فرصت استفاده از این سهمیه را از دست بدهند. چنین موانعی باید در سطوح بالاتر برطرف شود تا دانشگاه و صنعت بتوانند با سهولت بیشتری با یکدیگر تعامل کنند.
بنیهاشمی خاطرنشان کرد: بخشی از این مسائل در سطح وزارت علوم قابل پیگیری است، اما برخی موضوعات مانند سربازی به نهادهای دیگری از جمله ستاد کل نیروهای مسلح مربوط میشود و موضوعات مرتبط با مجلس نیز در این زمینه مطرح است. بنابراین رفع موانع ارتباط دانشگاه و صنعت در برخی موارد نیازمند تصمیمگیری در سطوح بالاتر از دانشگاه و صنعت است.

دانشگاه و صنعت هنوز با دو زبان متفاوت صحبت میکنند
در ادامه اشکناز اورعی -استاد دانشگاه سجاد- درباره مهمترین دلیل فاصله میان دانشگاه و صنعت اظهار کرد: به اعتقاد من، مشکل اصلی این است که دانشگاه و صنعت هنوز با دو زبان متفاوت درباره یک موضوع صحبت میکنند. صنعت با مسئله واقعی، هزینه، زمان، کیفیت و رقابت مواجه است، در حالی که دانشگاه عمدتاً با تولید دانش، پژوهش و مقاله ارزیابی میشود. وقتی مسئله صنعت وارد دانشگاه نشود و خروجی دانشگاه هم الزاماً وارد خط تولید نشود، طبیعی است که این ارتباط شکل عمیق و پایدار پیدا نکند.
وی با تاکید بر اینکه نباید تمام تقصیر را متوجه دانشگاه کرد، افزود: صنعت هم باید یاد بگیرد مسائل خود را بهصورت دقیق و قابل پژوهش تعریف کند و برای تحقیق و توسعه سرمایهگذاری واقعی داشته باشد. به نظر من، فاصله دانشگاه و صنعت زمانی ایجاد میشود که دانشگاه از مسئله واقعی صنعت دور باشد و صنعت هم از ظرفیت علمی دانشگاه استفاده نکند. ما نیاز داریم این رابطه از یک رابطه تشریفاتی و قراردادی، به یک همکاری واقعی برای حل مسئله تبدیل شود. دانشگاه و صنعت مشکل کمبود ارتباط ندارند؛ مشکل آنها نداشتن مسئله مشترک است.
مقاله باید یکی از خروجیهای پژوهش باشد، نه هدف نهایی آن
این استاد دانشگاه سجاد با اشاره به تمرکز نظام ارزیابی دانشگاهی بر شاخصهای آکادمیک، بهخصوص مقاله، گفت: واقعیت این است که هنوز بخش مهمی از نظام ارزیابی دانشگاهی ما بر شاخصهای آکادمیک، بهخصوص مقاله، متمرکز است. من با مقاله و پژوهش علمی مخالف نیستم؛ اتفاقاً صنعت بدون پشتوانه علمی نمیتواند توسعه پیدا کند، اما سؤال این است که چند درصد از این دانش در نهایت به فناوری، محصول یا افزایش بهرهوری تبدیل میشود؟
وی تأکید کرد: ما باید تعریف موفقیت پژوهش را گستردهتر کنیم. اگر یک استاد یا یک تیم دانشگاهی بتواند یک مشکل واقعی کارخانه را حل کند، یک ماده جدید توسعه دهد، یک فرآیند تولید را بهبود دهد، مصرف انرژی را کاهش دهد، یک محصول وارداتی را بومیسازی کند یا فناوری جدیدی را به محصول تجاری تبدیل کند، این دستاورد باید در ارزیابی دانشگاهی ارزش بسیار بالایی داشته باشد.
اورعی با تاکید بر اینکه مقاله باید یکی از خروجیهای پژوهش باشد، نه الزاماً هدف نهایی آن، تصریح کرد: دانشگاه باید بتواند در کنار اینکه دانش تولید میکند، نشان دهد این دانش چه مشکلی از اقتصاد و صنعت کشور حل کرده است. مقاله مهم است، اما مقصد پژوهش نباید مقاله باشد؛ مقصد باید حل مسئله و خلق ارزش باشد.
این استاد دانشگاه سجاد درباره انتظارات صنعت از دانشگاه اظهار کرد: صنعت امروز از دانشگاه انتظار دارد مسئله را تا رسیدن به یک راهحل عملی دنبال کند. برای صنعت، صرفاً داشتن یک گزارش علمی کافی نیست. اگر یک کارخانه با یک مشکل فنی مواجه باشد، انتظار دارد دانشگاه بتواند مسئله را بررسی کند، راهکار ارائه دهد، نمونه اولیه بسازد، آزمایش کند و در نهایت به یک راهحل صنعتی و اقتصادی برسد. بهخصوص در صنایع پیشرفته، دیگر مرز مشخصی بین رشتههای مختلف وجود ندارد.
وی افزود: برای توسعه یک محصول ممکن است همزمان به دانش برق، مکانیک، مواد، الکترونیک، نرمافزار، کنترل، استاندارد و اقتصاد نیاز داشته باشیم. بنابراین صنعت به دانشگاهی نیاز دارد که بتواند تیمهای چندتخصصی و مسئلهمحور تشکیل دهد. از طرف دیگر، یک موضوع بسیار مهم، تربیت نیروی انسانی است. فارغالتحصیل دانشگاه باید علاوه بر دانش تئوریک، با محیط واقعی صنعت، فرآیند تولید، کنترل کیفیت، استانداردها و حل مسئله آشنا باشد. ما باید فاصله بین «فارغالتحصیل دانشگاه» و «مهندس آماده ورود به صنعت» را کمتر کنیم. صنعت از دانشگاه مقاله نمیخواهد؛ صنعت میخواهد دانش به راهحل، فناوری و محصول تبدیل شود.
«مسئلهمحوری»؛ اصلاح اساسی در ارتباط دانشگاه و صنعت
اورعی در پاسخ به اینکه چه اصلاحی میتواند بیشترین تأثیر را در تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت داشته باشد، گفت: اگر قرار باشد فقط یک اصلاح انجام دهیم، من «مسئلهمحوری» را انتخاب میکنم. یعنی به جای اینکه ابتدا پروژه تعریف کنیم و بعد به دنبال موضوع بگردیم، باید ابتدا مسائل واقعی صنعت را شناسایی کنیم و سپس ظرفیت دانشگاه را برای حل آن مسائل بسیج کنیم.
این استاد دانشگاه سجاد ادامه داد: فرض کنید یک شرکت صنعتی چند فناوری یا قطعه را با هزینه بالا وارد میکند. مسئله مشخص است. دانشگاه، شرکت و نهادهای حمایتی باید کنار هم قرار بگیرند و یک پروژه مشخص با زمانبندی، بودجه، مسئولیت و شاخص موفقیت تعریف کنند. مهمتر اینکه پایان پروژه نباید تحویل یک گزارش باشد؛ باید رسیدن به یک نتیجه قابل اندازهگیری باشد.
وی افزود: برای مثال، باید نمونه صنعتی ساخته شده باشد، دانش فنی ایجاد شده باشد، محصول وارد مرحله تولید شده باشد، هزینه تولید کاهش پیدا کرده باشد، یک قطعه وارداتی بومیسازی شده باشد یا یک فناوری جدید به بازار رسیده باشد. در این صورت، دانشگاه و صنعت دیگر دو جزیره جدا از هم نیستند؛ بلکه دو بخش از یک زنجیره توسعه هستند. اگر بخواهیم یک جمله برای اصلاح این رابطه بگوییم، «مسئله باید از صنعت وارد دانشگاه شود و راهحل باید از دانشگاه به صنعت برگردد.» اگر این چرخه شکل بگیرد، ارتباط دانشگاه و صنعت دیگر یک شعار یا تفاهمنامه روی کاغذ نخواهد بود؛ بلکه به یک همکاری اقتصادی و فناورانه واقعی تبدیل میشود.

پژوهش صنعتمحور چگونه شکل میگیرد؟
سپس فرشته حسینی -رئیس پژوهشکده علوم و فناوری مواد غذایی جهاد دانشگاهی خراسان رضوی- اظهار کرد: وقتی گفته میشود ارتباط دانشگاه و صنعت در گذشته بهتر بوده است، باید توجه داشت که پژوهشگری که صرفاً در دانشگاه فعالیت میکند، ممکن است در آزمایشگاه نمونهای تولید کند، بدون اینکه بررسی کند آیا این نمونه با تجهیزات و شرایط مقیاس بزرگ در صنعت قابلیت عملیاتی شدن دارد یا خیر. ممکن است در آزمایشگاه پیشرفتهترین تجهیزات را در اختیار داشته باشیم و مدعی باشیم که میتوانیم یک محصول را تولید کنیم و واقعاً نیز این کار را انجام دهیم، اما تجهیزات مورد نیاز برای مقیاس بزرگ آن محصول در صنعت وجود نداشته باشد و در نهایت یک نمونه صرفاً آزمایشگاهی باقی بماند.
حسینی ادامه داد: از سوی دیگر، ممکن است یک پژوهشگر دانشگاهی، حتی اگر در جهاد دانشگاهی نباشد، جسارت یا تجربه کافی برای ورود به صنعت و اجرای یک طرح در مقیاس صنعتی را نداشته باشد. در جهاد دانشگاهی، کاری که پژوهشگران و مدیران پژوهشکده انجام میدهند، ایجاد اعتماد میان پژوهشگر و صنعت است. به این معنا که بستر تولید نمونه آزمایشگاهی را در پژوهشکده فراهم میکنیم، اما در کنار آن تضمین میکنیم که پژوهشگر ما برای مقیاسکردن طرح در صنعت و رفع عیوب و تطبیق آن با شرایط واقعی تولید، در کنار صنعت خواهد بود.
وی با بیان اینکه تفاوت مهم این رویکرد آن است که پژوهشگر از ابتدا وارد صنعت میشود، تجهیزات و شرایط تولید را میبیند و نمونه اولیه خود را بر اساس همین شرایط پایهگذاری میکند، خاطرنشان کرد: این ارتباط مستقیم باعث میشود پژوهش از همان ابتدا با واقعیتهای صنعت هماهنگ باشد. دانشگاه به دلیل ماهیت و ساختار خود، الزاماً چنین ارتباط مستقیمی را در همه طرحها ندارد؛ بهخصوص اینکه بسیاری از پژوهشهای دانشگاهی تحت تأثیر الزامات و معیارهای آکادمیک شکل میگیرند.
رئیس پژوهشکده علوم و فناوری مواد غذایی جهاد دانشگاهی خراسان رضوی افزود: در طرحهایی که اکنون در پژوهشکده در حال انجام است نیز همین رویکرد را دنبال میکنیم. بخشی از کار ممکن است در پژوهشکده انجام شود، اما به محض اینکه یک مرحله از طرح، مثلاً از یک فرآیند ۲۰ مرحلهای، به پایان میرسد، آن را در صنعت بررسی میکنیم تا ببینیم آیا با تجهیزات و شرایط موجود در آن واحد صنعتی همخوانی دارد یا خیر. اگر همخوانی وجود نداشته باشد، تلاش میکنیم با استفاده از خلاقیت و نوآوری، راهکار مناسب پیدا کنیم؛ برای مثال ممکن است فرمولاسیون محصول یا بخشی از خط تولید را متناسب با امکانات موجود تغییر دهیم.
حسینی تاکید کرد: این موضوع بهویژه با توجه به شرایط فعلی کشور اهمیت زیادی دارد، زیرا سرمایهگذاری برای صنعت نیز کار سادهای نیست و باید به محدودیتها و دغدغههای این بخش حق داد. بنابراین پژوهش باید به گونهای پیش برود که در نهایت یک محصول یا فرآیند عملیاتی در اختیار صنعت قرار گیرد، نه اینکه صرفاً یک نمونه آزمایشگاهی تولید شود که امکان اجرای آن در مقیاس صنعتی وجود نداشته باشد.
وی بیان کرد: البته همه پژوهشها از ابتدا با یک شرایط یکسان شکل نمیگیرند و همیشه ایده اولیه از سوی صنعت مطرح نمیشود، اما به طور معمول، پژوهشهایی که ایده آنها از سوی خود صنعت ارائه شده و پژوهشگر آن ایده را توسعه میدهد، احتمال عملیاتیشدن و ورودشان به بازار بسیار بیشتر است. در این مدل، صنعت ایده و نیاز خود را مطرح میکند و پژوهشگر نیز آن ایده را پرورش میدهد، توسعه میدهد و برای عملیاتیشدن آن در کنار صنعت قرار میگیرد.
رئیس پژوهشکده علوم و فناوری مواد غذایی جهاد دانشگاهی خراسان رضویبا بیان اینکه نمونههایی از این رویکرد را نیز در طرحهای در حال پیگیری داریم که در همین راستا و با همکاری دانشگاه دنبال میشوند، تاکید کرد: مسئله این است که گاهی ذهن دانشگاه به سمت انجام کارهای علمی و پژوهشی بسیار ارزشمند میرود، اما چون بخشی از این فعالیتها مقالهمحور است، خروجی آن الزاماً با نیازهای واقعی صنعت همخوانی ندارد. البته مقاله و تولید دانش نیز اهمیت خود را دارد، اما ما در جهاد دانشگاهی تلاش میکنیم نگاه خود را بیشتر بر صنعت و رسیدن پژوهش به مرحله عملیاتی و بازار متمرکز کنیم.
حسینی اضافه کرد: بنابراین تفاوت اصلی در نوع نگاه به پژوهش است؛ ما بیشتر به دنبال پژوهش صنعتمحور هستیم تا صرفاً مقالهمحور. ممکن است در این مسیر به دلیل چالشهای مختلف، یک طرح در نهایت به نتیجه نرسد، اما از همان ابتدا با این نگاه حرکت میکنیم که پژوهش باید به نیاز واقعی صنعت پاسخ دهد. به همین دلیل، ارتباط مستقیم با صنعت از ابتدای شکلگیری ایده تا مراحل توسعه و عملیاتیسازی، یکی از اصولی است که در این مسیر دنبال میکنیم.

آنچه از دیدگاههای مطرحشده برمیآید، این است که مسئله دانشگاه و صنعت صرفاً با برگزاری نشستهای مشترک، امضای تفاهمنامه یا تعریف چند پروژه مشترک حل نخواهد شد. ارتباط مؤثر زمانی شکل میگیرد که هر دو طرف یکدیگر را بشناسند و پژوهش از همان ابتدا با نیاز واقعی صنعت، امکانات موجود و شرایط اقتصادی و فنی آن گره بخورد. در چنین مدلی، پژوهشگر تنها تا تولید نمونه آزمایشگاهی پیش نمیرود، بلکه برای رسیدن به مقیاس صنعتی و رفع ایرادهای احتمالی نیز در کنار صنعت باقی میماند.
از سوی دیگر، بخشی از چالش به شرایطی بازمیگردد که دانشگاه و صنعت در آن فعالیت میکنند. وقتی بنگاه اقتصادی بیش از آنکه دغدغه رقابت و توسعه فناوری داشته باشد، درگیر تأمین هزینههای جاری و حفظ بقای خود است، طبیعی است که سرمایهگذاری در پژوهش و فناوری در اولویت نخست آن قرار نگیرد. در چنین شرایطی، سیاستگذاری اقتصادی، مشوقهای مالیاتی و ایجاد سازوکارهایی که پژوهش و نوآوری را برای صنعت به یک ضرورت اقتصادی تبدیل کند، میتواند نقش مهمی در شکلگیری این چرخه داشته باشد.
با این حال، حتی در شرایط موجود نیز میتوان از ظرفیتهای دانشگاهها و مراکز پژوهشی برای نزدیکتر شدن این دو بخش استفاده کرد؛ از تعریف پروژههای مسئلهمحور و ورود پژوهشگر به محیط واقعی صنعت گرفته تا توسعه دورههای کارآموزی و حضور طولانیتر دانشجویان در بنگاههای اقتصادی. در نهایت، دانشگاه و صنعت زمانی از یکدیگر بهره واقعی خواهند برد که پژوهش از آزمایشگاه فراتر برود و مسیر خود را تا خط تولید و بازار ادامه دهد؛ مسیری که تحقق آن، هم به تغییر نگاه دانشگاه و صنعت و هم به اصلاح برخی موانع و سیاستهای کلان نیاز دارد.
انتهای پیام