علیمراد خرمی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: واژه فره، فر یا شکل اوستایی آن خْوَرنَه، به مفهوم نور یا فروغ الهی، تایید و حمایت خداوندی از شاه، پهلوانان، موبدان و آزادگان (ایرانیان) همچنین ضامن پیروزی، مشروعیت و روشنی و بیداری بخت آنان است. در یک تعبیر کوتاهتر میتوان گفت فر یا فره ایزدی فروغی است معنوی که به فرمانروایی پادشاهان و اعمال پهلوانان و موبدان مشروعیت میبخشد.
او ادامه داد: باور به فره ایزدی بسیار کهنتر از شاهنامه است. در اوستا، بندهشن، وندیداد و روایتهای اسطورهای کهنتر از شاهنامه از جدیترین مفاهیم و باورهای ایرانی است. پس از شاهنامه نیز این باور با اشکال گوناگون در روایتهای اسطورهای و پهلوانی چه در متون عرفانی ازجمله کتابهای شیخ اشراق، سرودههای سنایی، عطار و مولانا بازتابهای فراوان دارد. نقش و جلوه فره ایزدی در داستان جمشید بسیار درخشان است. جمشید که پادشاهی فرهمند و دادگر بود به نحوی که بر اثر این فرهمندی ۳۰۰ سال در قلمروش وفور نعمت و شادی بود اندوه و بیماری و مرگ از آن سامان رخت بر بسته بود. زمانی که با مشاهده این همه کامیابی و کامکاری دچار تکبر و غرور میشود، خود را یگانه آفریننده جهان میخواند و راه بیداد در پیش میگیرد فره از او روی بر میتابد.
وی افزود: بزرگترین شرط دریافت فره ایزدی، مشروعیت و تایید الهی، داد است. داد به معنای عدالت و قانون تعریف میشود که مفهوم خداپرستی و خردمندی و پاکدامنی را در خود دارد. پادشاهان پیشدادی مانند کیومرث و هوشنگ و تهمورث و جمشید و فریدون و کیقباد و همچنین پهلوانان و زرتشت پیامبر به شکل واضح و آشکار دارای فره ایزدی بودند. اگرچه این فره از جمشید به دلیل انحراف از دادگری و تکبر باز پس گرفته شد. افراسیاب هم برای گرفتن این فروغ الهی بسیار تلاش کرد اما به دلیل بیدادگری به آن دست نیافت.
دادگری؛ شرط مهم دریافت و حفظ فره ایزدی
این دانشآموخته دکترای زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه فره ایزدی مفهومی اسطورهای از لحاظ بیان نمادین واقعیت است، یادآور شد: این عبارت از حقیقتی حکایت دارد که ایرانیان واقعا به آن معتقد بوده و به نظر من هنوز هم هستند. همواره یکی از مهمترین دلایل سقوط حکام انحراف از راه داد و تکبر ورزیدن بود و هست. حاکم بیدادگر اعتماد و مشروعیت که مهمترین سرمایه اجتماعی است را از دست میدهد و هنگام وقایع و رویدادهای خطرناک تنها میماند. به اعتبار حدیث «یدالله مع الجماعه»، حمایت خداوند دیگر بر سر او نخواهد بود و از اریکه قدرت به زیر میافتد.
خرمی ادامه داد: فردوسی و دیگر اندیشمندان با روایتهای متعدد اسطورهای و حماسی و عرفانی پیوسته به حاکمان و پهلوانان این نکته را گوشزد کردهاند که رسیدن و باقی ماندن زیر چتر حمایت و فروغ ایزدی وابسته به دادگری و حرکت در مسیر دادگری و خردورزی است و همراهی و پشتیبانی فره بیقید و شرط و ابدی نیست. صاحبان فره باید پیوسته در راه برپاداشتن داد و رفتن در مسیر خرد بکوشند. مساله آن قدر جدی است که این فره به دلیل تکبر و بیدادگری از جمشید گرفته شد پادشاهی چنان قدرتمند به آسانی سقوط کرد و به سرنوشت وحشتناکی دچار شد. همچنین کیخسرو در اوج قدرت و جلال، از بیم ناتوانی در پاسداری از این گوهر، از پادشاهی دست شست و از خدا خواست او را به جهان باقی بفرستد.
وی در ادامه فزود: شیخ شهابالدین سهروردی هم در آثار فلسفیاش به حکمت خسروانی و نور تاکید دارد که خوانشی از فره ایزدی است. عارفانی مانند سنایی، عطار و مولانا هم این باور را با رویکرد اسلامی و عرفانی بازآفرینی کردند. یعنی قصههای فراوانی از اختصاص نوعی نور معنوی حمایتگر و مشروعیتبخش در اوتاد و ابدال و عارفان بزرگ که به کارهای خارقالعاده قادرند. همچنین داستانهایی شگفت از سقوط و ادبار زاهدان بزرگ در اثر لغزش از راه راست نقل کردهاند. حکیمانی چون سعدی حکایتهای بسیاری از خطر از کف رفتن مشروعیت به حاکمان گوشزد کردند. حافظ هم مبارزه با سالوس و ریا را دستمایه هشدارهایش به فقیه و زاهد و عابد قرار داد که به دلیل دوری از اخلاص عمل از نور معنوی دور مانده، در ظلمات فرو افتادهاند.
بازتاب فره ایزدی در فلسفه، سیاست و سایر تمدنها
این پژوهشگر فرهنگ و ادبیات عامه با اشاره به اینکه باور به تایید آسمانی به شکلهای گوناگون و مفاهیم متفاوت از مفهوم فره ایزدی در فرهنگهای دیگر هم وجود داشته و دارد توضیح داد: در تمدن ایلام باستان به مفهومی به نام «کیتن» یا «کیدن» معتقد بودند که تا اندازهای به مفهوم فره ایزدی نزدیک است. پادشاهان ایلام قدرت خود را بر پایه محافظت جادویی کیتن استوار میکردند و خود را در برابر رعیت، کارگزار زمینی کیتن الهی میدانستند. کسی که به آن تعدی میکرد، زندگی خود را میباخت، مطرود میشد و میبایست بمیرد.
خرمی با بیان اینکه در سایر تمدن و فرهنگها نمونههای مشابه به فره ایزدی را میتوان یافت، توضیح داد: در چین باستان مفهومی به نام «تیانگ مینگ» یا فرمان آسمان وجود داشت. در این فرهنگ امپراتور نیاز به تایید آسمان به معنای مادی داشت چنانکه در زمان فرمانرواییاش بلایای آسمانی وسیع و مصیبتبار حادث می شد، امپراتور مشروعیتش را از کف میداد، مردم و نظامیان علیه آن شورش می کردند و او را از اریکه قدرت به زیر میکشیدند. در اروپای قرون وسطی نیز حاکمان مشروعیت الهی خود را از طریق کلیسا میگرفتند. در مذهب تشیع نیز اعتقاد نور امامت و معصومیت در پیامبران و امامان به مفهوم فره ایزدی نزدیک است.
وی تصریح کرد: فره تنها فره پادشاهی نیست و برخورداری از آن امتیاز یا محدودیت جمسی ندارد. آزادگان به مفهوم زنان و مردان ایرانی هم میتوانند از فره برخوردار شوند، اما از آن رو که بر پایه فرهنگ عمومی مردسالار جهان باستان، فرمانروایان و پهلوانان جز در موارد استثنا مانند پادشاهی همای چهرزاد و گردآفرید مرد بودهاند. این امکان وجود دارد چنین تصور شود که فره یک مفهوم مردانه است. همای، گردآفرید و سیندخت را نیز میتوان از فرهمندان شمرد.
انتهای پیام