سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۲
ضعف سیرجان در راهبرد گردشگری/ پیشنهاداتی برای اصلاح مسیر موجود

/یادداشت/

ضعف سیرجان در راهبرد گردشگری/ پیشنهاداتی برای اصلاح مسیر موجود

کرمان (ایسنا) - استاد دانشگاه و مشاور کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی استان کرمان گفت: سیرجان اقتصاد گردشگری خود را نه به‌عنوان نظامی مستقل و پایدار، بلکه به‌عنوان محصول جانبی شرایط موجود (رونق صنعتی و یک زیرساخت تفریحی موفق) تعریف کرده که یک ضعف است.

مریم فدایی قطبی در یادداشتی که در اختیار ایسنا گذاشته، آورده است: «بررسی زیرساخت‌ها و الگوی توسعه گردشگری سیرجان، دو ضعف بنیادین را آشکار می‌کند. نخست نبود یک چشم‌انداز کمّی و مستقل برای اقتصاد گردشگری؛ چشم‌اندازی که به‌جای اتکا به سایه صنعت و معدن، بر پایه دارایی‌های تجدیدپذیر شهر بنا شده باشد.

دوم، انزوای راهبردی سیرجان از شبکه گردشگری استان کرمان. این دو ضعف در ظاهر مستقل، اما در عمق به یک ریشه مشترک بازمی‌گردند: سیرجان اقتصاد گردشگری خود را نه به‌عنوان نظامی مستقل و پایدار، بلکه به‌عنوان محصول جانبی شرایط موجود (رونق صنعتی و یک زیرساخت تفریحی موفق) تعریف کرده است.

سیرجان امروز ثروتمند است، اما این ثروت دو جنس متفاوت دارد که در گفتمان محلی به‌اشتباه هم‌عرض یکدیگر دیده می‌شوند. یکی سرمایه معدنی و صنعتی — ذخیره سنگ‌آهن گل‌گهر و زنجیره فولاد — است که هرچند در مقیاس دهه‌ها بادوام، اما ذاتاً پایان‌پذیر است؛ ذخیره‌ای که استخراج می‌شود، کاهش می‌یابد و روزی به پایان می‌رسد.

دیگری، سرمایه فرهنگی و سرزمینی — میراث زنده گلیم شیرکی‌پیچ، موقعیت ترانزیتی و بافت تاریخی — است که در صورت مدیریت درست، تجدیدپذیر و خودبازتولید است؛ هرچه بیشتر از آن استفاده و مراقبت شود، ارزش آن نه‌تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه افزایش می‌یابد.

مشکل اینجاست که رونق فعلی گردشگری سیرجان (از اشغال هتل‌ها گرفته تا رفت‌وآمد شهر) عمدتاً محصول جانبی سرمایه پایان‌پذیر است، نه محصول برنامه‌ریزی‌شده برای سرمایه تجدیدپذیر. اشغال بیش از ۸۰ درصدی هتل‌ها که عمدتاً از فعالیت تیم‌های ورزشی وابسته به صنعت ناشی می‌شود و طراحی هتل‌های جدید با محوریت سالن همایش و تالار پذیرایی به‌جای اقامتگاه خانوادگی و تجربه‌محور، هر دو نشانه‌ای از همین واقعیت‌اند: اقتصاد گردشگری سیرجان امروز، سایه‌ای از اقتصاد معدنی است، نه شریکی مستقل در کنار آن.

تا زمانی که گل‌گهر و صنعت فولاد پابرجاست، این سایه هم دیده می‌شود. اما این سایه به‌محض کاهش رونق صنعتی (چه بر اثر افت ذخایر، چه نوسانات بازار جهانی فولاد) رنگ می‌بازد، چراکه پایه مستقلی برای خود نساخته است.

نبود هرگونه سند چشم‌انداز با هدف‌گذاری کمّی؛ برای نمونه عددی مشخص برای میانگین شب اقامت گردشگر طی افق زمانی معین؛ خود گواه این غیبت آگاهی راهبردی است.

سیرجان امروز فرصتی تاریخی دارد که بسیاری از شهرهای تک‌محصولی معدنی جهان از دست داده‌اند: فرصت تبدیل سرمایه پایان‌پذیر به سرمایه پایدار. پیش از آنکه اولی به پایان برسد و دومی هرگز شکل نگرفته باشد. غیبت یک چشم‌انداز کمّی برای گردشگری، در واقع غیبت این آگاهی است که ثروت معدنی امروز، تنها یک پنجره زمانی محدود برای سرمایه‌گذاری در آینده‌ای فراتر از معدن است. نه یک وضعیت دائمی که بتوان به آن تکیه کرد.

بررسی مسیرهای متعارف گردشگری استان کرمان یک ویژگی دارد که بعضا مزیت رقابتی هم هست. گردشگری کرمان ذاتاً شبکه‌ای و مسیرمحور است، نه نقطه‌ای. تورهای رایج استان، شهر کرمان را به‌عنوان هاب مرکزی به مقاصدی چون ماهان، کلوت‌های شهداد، ارگ بم و راین پیوند می‌زنند؛ گردشگر یک بلیت می‌خرد و چند مقصد را در یک مسیر پیوسته تجربه می‌کند.

سیرجان عملاً در هیچ‌یک از این زنجیره‌های متعارف گردشگری استان حضور ندارد. این غیاب تصادفی نیست؛ نتیجه مستقیم الگویی است که سیرجان برای خود انتخاب کرده: گهرپارک به‌عنوان زیرساخت مگا و خودبسنده، بدون نیاز احساس‌شده به تعریف ارتباط با سایر گره‌های گردشگری استان.

این انتخاب در کوتاه‌مدت منطقی به نظر می‌رسد؛ گهرپارک به‌تنهایی جریان بازدیدکننده تولید می‌کند و سیرجان را به مقصدی مستقل و خودکفا بدل کرده است. اما همین خودکفایی، در بلندمدت یک آسیب‌پذیری راهبردی پنهان است. مزیت رقابتی مبتنی بر یک زیرساخت واحد و مصنوعی (هرچند موفق)، برخلاف مزیت مبتنی بر شبکه، جایگزین‌پذیر و فرسایش‌پذیر است؛ جذابیت گهرپارک با رقابت مقاصد تفریحی مشابه در سایر شهرها، یا صرفاً با اُفت کیفیت و تازگی طی سالیان، می‌تواند کاهش یابد. در مقابل، مزیت شبکه‌ای و بودن در مسیر گردشگری کرمان-سیرجان-شیراز، یا کرمان-سیرجان-یزد — دارایی‌ای است که به‌سادگی از میان نمی‌رود، چون به جریان طبیعی مسافران متکی است نه به جذابیت یک نقطه واحد.

خطر واقعی زمانی آشکار می‌شود که این دو تحلیل را کنار هم قرار دهیم. اگر روزی نقش گل‌گهر در اقتصاد شهر کم‌رنگ شود، سیرجان با دو خلأ هم‌زمان روبه‌رو خواهد شد: نه پشتوانه صنعتی که تقاضای نهادی (اسکان کارکنان، رویدادهای تجاری، حتی تیم‌های ورزشی وابسته به باشگاه‌های صنعتی) تولید کند و نه جایگاهی در شبکه گردشگری استانی که بتواند جریان مستقل مسافر جایگزین را تأمین کند. شهری که هم‌زمان از اقتصاد صنعتی و از شبکه گردشگری منطقه‌ای منفک شده باشد، نه به مسیر عبوری کرمان-یزد-شیراز تعلق دارد و نه صنعتی خودکفا در پشت سر؛ دقیقاً همان «نقطه عبور بی‌هویت» که این یادداشت‌ها از ابتدا کوشیده‌اند سیرجان از آن فاصله بگیرد.

راه‌حل این آسیب‌پذیری مضاعف، در دو اقدام موازی نهفته است که باید در کنار هم و نه به‌جای یکدیگر دنبال شوند:

نخست، تدوین یک چشم‌انداز کمّی و مستقل برای اقتصاد گردشگری. با هدف‌گذاری صریح روی شاخص‌هایی چون ماندگاری و وفاداری گردشگر که سرمایه‌گذاری را از صرف افزایش تخت به سمت توسعه پایدار و محصول تجربه‌محور (دارستان، گلیم، ژئوتوریسم) هدایت کند؛ سرمایه‌گذاری‌ که برخلاف صنعت و معدن، با گذر زمان تحلیل نمی‌رود بلکه بازتولید می‌شود.

دوم، ادغام آگاهانه سیرجان در زنجیره گردشگری استان کرمان. نه به‌عنوان گزینه‌ای اختیاری، بلکه به‌عنوان بیمه راهبردی در برابر پایان‌پذیری سرمایه معدنی از طریق تعریف مسیرهای مشترک تور با کرمان و شهداد، هم‌افزایی بازاریابی با سازه‌های گردشگری دیگر  استان و طراحی بسته‌های ترکیبی.

این دو اقدام، در کنار توسعه گهرپارک و نه به‌جای آن، تنها راهی است که سیرجان می‌تواند از وضعیت کنونی — اقتصاد گردشگری‌ای که سایه صنعت و اسیر یک زیرساخت واحد است — به مقصدی با پایه‌های مستقل، پایدار و شبکه‌ای عبور کند.»

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها