محمد فرازمند چهارشنبه ۲۵ شهریور، در نشست هسته سیاست خارجی چندهمسایگی دانشگاه فردوسی، به تشریح ابعاد مختلف پیمان مکه پرداخت و اظهار کرد: ائتلاف دفاعی مکه اخیراً میان سه کشور همسایه ایران، یعنی پاکستان، ترکیه و عربستان در هفتم اوت ۲۰۲۶، یعنی دقیقاً ۴۰ روز پیش به امضا رسید. رهبران این سه کشور برای نخستین بار خارج از اتحادیههای پیشین، یعنی اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس، ائتلافی شکل دادند که داعیه امنیتی و دفاع مشترک دارد. یکی از ویژگیهای این توافقنامه این است که یک کشور عرب و دو کشور غیرعرب همسایه ایران برای نخستین بار در کنار یکدیگر قرار گرفتند. علاوه بر این، این توافقنامه در شرایطی شکل گرفت که مهمترین رویداد منطقه ما جنگ آمریکا و رژیم صهیونسیتی علیه ایران و تبعاتی بود که این جنگ بر موضوع بازدارندگی گذاشت.
وی نخستین دلیل ایجاد پیمان مکه را فروپاشی همه الگوهای بازدارندگی در غرب آسیا دانست و اضافه کرد: نخستین الگوی بازدارندگی که در این جنگ فروریخت، الگوی کشورهای عربی بهویژه شورای همکاری خلیج فارس بود. آنچه از ۱۹۴۵ تاکنون در راهبردهای مختلف تدبیر کرده بودند، نتوانست مانع واردشدن ضربات و جنگ شود. دومین مورد، شکاف نظام بازدارندگی رژیم اسرائیل است که ضرباتی خورد که در طول عمر این رژیم بیسابقه بود. اما سومین الگوی بازدارندگی که دچار شکاف شد، الگوی بازدارندگی ایران بود که البته ایران توانست در جنگ وجودی مقاومت کند.
سفیر سابق ایران در ترکیه و بحرین با بیان اینکه هیچیک از این الگوهای بازدارندگی در غرب آسیا مانع بروز جنگ نشد، ادامه داد: البته الگوی ترکیه هنوز مورد آزمایش قرار نگرفته است. اما نمیتوان درباره ترکیه نیز گفت که الگوی بازدارندگی آن کامل است و هنوز آزمایش نشده است. وضعیت ترکیه در سوریه شبیه سالهای آخر منتهی به سقوط بشار است که نیروهای ما در سوریه زیر ضربات رژیم صهیونسیتی قرار گرفتند. اکنون چنین سناریویی برای ترکها در سوریه در حال رقم خوردن است.
مدیرکل اسبق خلیجفارس در وزارت امور خارجه با اشاره به اینکه دلیل دوم شکلگیری پیمان مکه کاهش اعتماد به آمریکا است، عنوان کرد: این مورد بهصورت علنی در بیانیهها و گفتمان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای غرب آسیا دیده میشود. البته این بیاعتمادی سابقهدار پس از جنگ ۴۰ روزه بهصورت فزایندهای افزایش یافته است. بهویژه اینکه آمریکا در دو دهه گذشته موضوع چرخش به سوی شرق و برداشتن تمرکز از غرب آسیا یعنی جایی که چین حضور دارد را در دستور کار خود قرار داد و باعث نگرانی و بیاعتمادی کشورهای عربی که امنیت خود را به آمریکا برونسپاری کرده بودند، شد.
فرازمند با اشاره به عواملی که موجب کاهش اعتماد کشورهای عربی به آمریکا شده، بیان کرد: حادثه دیگری که در دو دهه گذشته باعث کاهش اعتماد کشورهای عربی به آمریکا شد، آن چیزی بود که در عراق اتفاق افتاد و علیرغم میل کشورهای عربی خلیج فارس، آمریکاییها صدام را سرنگون کردند و سیستمی را روی کار آوردند که تا یک دهه بعد، سعودیها و متحدان عربستان سعودی در خلیج فارس تلاش میکردند آن نظام جدید را در عراق بیثبات کنند. حادثه دیگری که به اعتماد عربها به آمریکا ضربه زد، بهار عربی است که به بهانه دموکراسیخواهی در جهان عرب از تونس آغاز شد.
وی دلیل دیگر ایجاد پیمان مکه را منتسب به ایران خواند و گفت: درست است که سیستم و الگوی بازدارندگی ایران نتوانست مانع جنگ شود، اما در جنگ ۴۰ روزه و تبعات پس از آن، ایران به اهرمهای ژئوپلیتیک جدیدی دست پیدا کرد که در کنار اهرمهای ژئوپلیتیک سابق یعنی ابهام هستهای، برخورداری از متحدان غیردولتی، جغرافیای وسیع، تاریخ، تمدن و همگرایی ملی قرار میگیرد و آن اهرم ژئوپلیتیک، تنگه هرمز است. ما اکنون در لحظه تاریخی هرمز به سر میبریم.
این دیپلمات سابق با اشاره به اهمیت موضوع هرمز و ترتیبات آینده آن، افزود: طرف مقابل خواهان بازگشت ترتیبات به آن چیزی است که پیش از جنگ ۴۰ روزه در جریان بود. همه کشورهای عربی خلیجفارس از جمله عمان نیز همنظر با آمریکا هستند، اما ایران همچنان اصرار دارد که این ترتیبات بازنخواهد گشت و هرمز بهعنوان یک اهرم ژئوپلیتیک میتواند تکمیلکننده الگوی بازدارندگی ایران باشد.
آیا پیمان مکه قابلیت گسترش دارد؟
فرازمند با بیان اینکه فعلا این پیمان به سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان یعنی بنیانگذاران آن شناخته میشوند، اظهار کرد: از چند کشور دیگر نیز به عنوان اعضای احتمالی آینده نام برده میشود که در رأس آنها مصر بسیار تکرار میشود. تلاشهای بسیاری هم در قدمهای ابتدایی صورت گرفت تا مصر را با خود همراه کنند، اما تاکنون مصر به آنان نپیوسته است. قطر علاقهمند است به این توافقنامه بپیوندد. منتها وزن فعلی آن به اندازه آن سه کشور دیگر نیست. در این میان از آذربایجان نام برده میشود و مشخص است که ترکیه به دنبال آن است که آذربایجان را به این مجموعه بیاورد.
وی با بیان اینکه ترکها سعی میکنند هر جا که هستند آذربایجان را دنبال خود بکشانند، اضافه کرد: سال گذشته دیدیم که ترکها آذربایجان را در مجموعه دیهشت (D۸) بردند که مجموعه هشت کشور بزرگ اسلامی است و از زمان شکلگیری قرار بود هشت کشور بزرگ اسلامی دارای جمعیت بالای ۵۰ میلیون نفر در این ابتکار باشند. اما ترکیه با زیر پا گذاشتن این اصل بنیادین، آذربایجان را دعوت کرد. طبیعی است که در ابتکار مکه هم ترکها به دنبال آن باشند که آذربایجان را ملحق کنند. علاوه بر این موارد، عراق هم یکی از کشورهایی است که ممکن است در آینده به این پیمان بپیوندد.
مدیرکل اسبق خلیج فارس در وزارت امور خارجه درخصوص دلیل حضور نداشتن مصر در این پیمان امنیتی، عنوان کرد: پیمان مکه روی دو ستون شکل گرفت. یکی توافقنامه امنیتی-دفاعی بین پاکستان و عربستان سعودی بعد از جنگ ۱۲ روزه، یعنی در سال ۲۰۲۵ و دیگری گروه چهارجانبهای است که اصطلاحاً به آن «استپ» میگویند. این گروه متشکل از عربستان، ترکیه، پاکستان و مصر است. اعضا این گروه دو سال با هم مذاکره میکردند. حتی دو هفته قبل از مراسم مکه در امان اردن جلسهای داشتند، ولی ظاهراً به توافق نرسیدند که مصریها هم عضو این پیمان باشند.
سفیر سابق ایران در ترکیه و بحرین ادامه داد: مصر تا آنجایی که این گروه به عنوان یک گروه مشورتی برای کاهش تنش در منطقه، بهویژه در موضوع غزه کار میکرد با اشتیاق شرکت داشت، اما از زمانی که قرار شد این گروه به یک ائتلاف دفاعی تبدیل شود، فعلاً کنارهگیری کرد. یکی از دلایل کنارهگیری مصریها رقابتهای داخل مجموعه عربی است. مصریها در مقایسه با عربستان، رابطه بسیار بهتری با امارات عربی دارند. اگر قرار باشد ائتلافی شکل بگیرد که اماراتیها خارج از آن ائتلاف باشند و بدتر از همه، نقطه مقابل آن ائتلاف باشند، مصریها حتماً در مقابل امارات عربی متحده حضور پیدا نخواهند کرد.
فرازمند احتمال رنگ و بوی ضداسرائیلی داشتن این پیمان امنیتی را خط قرمز مصر دانست و بیان کرد: مصر از زمان امضای پیمان کمپ دیوید، وارد هیچ مجموعهای که دستور کار ضداسرائیلی داشته باشد نشده است. البته هنوز زود است که بگوییم این پیمان دستور کار ضداسرائیل دارد، ولی به هر حال برای مصریها مهم است که وارد مجموعهای نشوند که از آن بوی ضدیت با رژیم اسرائیل ممکن است به مشام برسد. در مورد رهبری پیمان هم مصریها حتماً حرف دارند. از نظر آنها عربستان سعودی فعلاً فرمان این پیمان را به دسته گرفته و ترکیه و پاکستان را به سمت خود میکشد.
وی درخصوص احتمال حضور ایران در پیمان مکه، گفت: بعضی در ایران خیلی خوشبینانه گفتند که ایران دعوت شده است، ولی به هیچ وجه ایران دعوت نشده و فکر نمیکنم در آینده نزدیک هم از ایران برای پیوستن به این مجموعه دعوت شود. حضور ایران در کنار آن سه کشور دیگر حتماً رنگ و بوی ضداسرائیلی پیمان را پررنگ میکند و این چیزی نیست که عربستان، ترکیه و پاکستان در شرایط فعلی بخواهند در نظر داشته باشند، چراکه ترامپ از این پیمان استقبال کرد. هیچکس در دنیا، در میان کشورهای قدرت بزرگ، تلقی منفی از این پیمان نداشت و هر سه کشور در واقع متحدان و شرکای نزدیک ایالات متحده آمریکا هستند و فعلاً بنا ندارند که سیگنال منفی به آمریکای ترامپ بدهند.
این دیپلمات سابق با اشاره به اینکه یکی از چالشهای اصلی این پیمان ایران است، افزود: ایران کشوری است که نه میتواند داخل پیمان جای گیرد و نه میتواند بیرون بماند. کشوری هم نیست که سه کشور همسایهاش در یک پیمان امنیتی و جنگی جمع شوند و بتوانند آن را کنار بگذارند. وقتی بیرون از پیمان باشد، همان مسائلی رخ میدهد که اکنون در این چند روز اتفاق افتاده و شاهد افزایش چشمگیر نزاع بسیار داغ میان یمن و عربستان سعودی خواهیم بود. در حالیکه چنین پیمانی نه قدرت مداخله خواهد داشت و نه قدرت مانور برای کاهش تنش.
افزایش دامنه پیمان مکه به لحاظ اعضا راهی دراز دارد اما از منظر کارکرد و اهداف چطور؟
فرازمند درخصوص احتمال افزایش دامنه مأموریتهای پیمان مکه، اظهار کرد: در این رابطه متنی منتشر نشده، اما طبق مصاحبهها و بیانیههایی که سه کشور داشتهاند، این ائتلاف جنبه دفاعی و بازدارندگی دارد. همکاریهای نظامی از جمله آموزش، لجستیک، اعزام نیرو و تبادل فناوری در دستور کار و در شمار مأموریتهای این ائتلاف است. اما اینکه در ضدیت با چه چیزی شکل گرفته و تهدید چیست جای بحث است. هیچکس نیست که بگوید یک پیمان نظامی در منطقه پرتلاطم و داغ خاورمیانه و خلیج فارس نمیتواند علیه هیچکس باشد، در غیر اینصورت باید در کاراییاش تجدید نظر کرد.
وی با اشاره به اهداف پیمان مکه، عنوان کرد: بعضی از اهداف آن، فوری هستند از جمله حفاظت از عربستان سعودی. مشخص است که در میان این سه کشور، آن کشوری که حمایت میطلبد و انتظار دارد آن دو کشور دیگر به کمکش بیایند، عربستان سعودی است. ترکیه خیلی انتظار ندارد که در درگیریهایی که با رژیم صهیونسیتی در سوریه دارد یا در درگیریهایی که با یونان در شرق مدیترانه دارد، عربستان سعودی و پاکستان به کمکش بیایند. چون ترکها عضو ناتو هستند و در سازوکارهای دیگری سعی میکنند تهدیدات خودشان را کاهش دهند یا بیاثر کنند.
مدیرکل اسبق خلیج فارس در وزارت خارجه ادامه داد: پاکستان یک قدرت اتمی است و در درگیریهایی که با هند دارد، هیچوقت از عربستان سعودی و حتی ترکیه طلب حمایت نخواهد کرد. هم هند و هم پاکستان روابط درهمتنیدهای با قدرتهای بزرگ، از جمله آمریکا و چین، دارند و در صورت بروز درگیری قدرتهای بزرگ این پتانسیل را دارند که بین دو کشور میانجیگری کنند و کاهش تنش بدهند. لذا پاکستان هم در صورت درگیری با هند به این مکانیزم خیلی نیاز ندارد. اما پاکستان و هند انگیزههای اقتصادی و تجاری دارند. هم پاکستان و هم ترکها به پول سعودیها نیازمند هستند و سعودیها هم برای امنیت خودشان سخاوتمندانه و با دست و دل باز خرج میکنند.
فرازمند با اشاره به اینکه پیمان مکه برای ترکیه و پاکستان که هر دو مشکلات مالی دارند خالی از جذابیت نیست، افزود: ترکها صاحب فناوری و صاحب تولیدات نظامی هستند و میتوانند صادرات اقلام نظامی به عربستان سعودی داشته باشند. همینطور ارتش بزرگی دارند. در کنار پاکستان که الآن نیروهایش در عربستان سعودی مستقر هستند، از جمله در مرزهای جنوبی عربستان و مرزهای یمن، احتمالاً چند هزار سرباز ترک هم جایی در عربستان مستقر خواهند شد و یک منبع درآمد جدید برای ترکها در عربستان ایجاد خواهد شد.
وی با بیان اینکه آزمایش فوری این توافقنامه در یمن است، گفت: عربستان سعودی در داخل یمن، دریای سرخ و همینطور در خاک کشورش به شدت این روزها زیر ضربات یمنیهاست. سعودیها درگیر با یمنیها هستند و همه منتظرند ببینند ائتلاف مکه چگونه به عربستان سعودی کمک خواهد کرد. فعلاً فقط بیانیههایی در حمایت از عربستان سعودی صادر شده که این بیانیهها سابقاً هم بود. هر دو کشور در موضوع یمن به صورت سیاسی حمایت میکردند.
سفیر سابق ترکیه و بحرین با اشاره به عدم حمایت نظامی اعضا مکه از سعودیها، بیان کرد: حتی از دبیرخانه ائتلاف مکه بیانیه سهجانبهای در موضوع یمن صادر نشد. درگیر شدن با یمنیها کار راحتی نیست. بهخصوص برای ترکها که در سواحل دریای سرخ، سومالی، سودان و جیبوتی حضور دارند و در دسترس انصارالله هستند. ورود به جنگ با انصارالله و یمنیها برای ترکها بسیار خطرناک است. لذا بسیار بعید است که در چارچوب این ائتلاف یا هر ائتلاف دیگری، فراتر از حمایت سیاسی، وارد جنگ با یمن در کنار عربستان سعودی شوند.
بلندپروازی ایجاد معماری جدید امنیتی در قالب پیمان مکه
فرازمند درخصوص اینکه آیا پیمان مکه سنگبنای معماری جدید امنیتی در منطقه خواهد شد؟ اظهار کرد: تا حالا نظم امنیتی با نیروهای فرامنطقهای و قدرتهای بزرگ شکل گرفته بود. درست است قبلا اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس پیمانهای محلی و منطقهای بدون حضور قدرتهای فرامنطقهای بودند ولی هیچکدام موفق عمل نکرده و نتوانستند ساختار خاصی ایجاد کنند که بتواند باعث اقدام مشترک این کشورها در برابر تهدیدات شود. پیمان مکه اولین ائتلافی است که مدعی معماری منطقهای است و محدود به کشورهای عربی هم نمیشود. چون متشکل از یک کشور در جنوب آسیا، پاکستان؛ یک کشور اوراسیا، ترکیه؛ و یک کشور عربی خلیج فارس و دریای سرخ یعنی عربستان سعودی است.
وی با بیان اینکه در این بلندپروازی فعلاً قدرتهای بزرگ جایی ندارند، اضافه کرد: غیر از چین، روسیه و آمریکا حتی رژیم صهیونسیتی و ایران هم فعلاً چیزی درباره این پیمان و معماری جدید امنیتی منطقه نگفتهاند و محل بحث است که آیا امضاکنندگان مکه میتوانند کشورهای دیگر را ملزم کنند. در قدم اول که در همراه کردن مصر با خود شکست خوردند. درباره آذربایجان و ایران هم فعلا حرفی نیست. به نظرم قطعاً یک معماری منطقهای در منطقه، در حوزه پرچالش خاورمیانه و خلیج فارس، اگر فقط محدود به سه کشور باشد، این خیلی عامل تشویقکنندهای نیست و نمیتواند سنگبنا باشد.
سفیر سابق ترکیه و بحرین ادامه داد: در مورد تهدیدات مشترک هم موضوع بحثانگیزی است. تهدید تقریباً مشترکی بین این سه کشور وجود ندارد، مگر اینکه بخواهند چیزهایی مثل مبارزه با تروریسم و افراطگرایی و طایفهگرایی را مطرح کنند که اینها در واقع اصول انشایی است. در واقع تهدیدات اصلی سه کشور نیز منطبق با هم نیست. دشمن پاکستان، هند است، تهدید ترکیه یونان و رژیم صهیونسیتی است و تهدید عربستان سعودی، ایران است.
مدیرکل اسبق خلیج فارس در وزارت خارجه با بیان اینکه به نظرم برخلاف تهدیدات، ظرفیتهای کشورها به خوبی یکدیگر را پوشش میدهند، عنوان کرد: این پیمان میتواند ظرفیتهای سه کشور را پوشش بدهد. چون متشکل از یک قدرت هستهای به نام پاکستان، یک قدرت اسلامی صاحب فناوری و نیروی کار تحت عنوان ترکیه و عربستان ثروتمند و دارای منابع انرژی است.
پنج مدل معماری امنیت منطقه؛ پیمان مکه بر دیگران پیروز است؟
فرازمند درخصوص مدلهای حاکم بر امنیت منطقه خاورمیانه و خلیج فارس از گذشته تاکنون، گفت: اگر به تاریخ برگردیم، عربستان سعودی سیستم بازدارندگی و امنیتی خود را بر مبنای یک توافق بسیار ساده استوار کرده بود که بین روزولت و ملک عبدالعزیز در سال ۱۹۴۵، در یک ناو آمریکایی که در دریای سرخ پهلو گرفته بود، صورت گرفت. چراکه سعودیها پس از استقلال، در سال ۱۹۴۵ برای تأمین امنیت خود به سمت آمریکاییها متمایل شدند. آنها تعهد کردند جریان آزاد نفت را به سمت بازارهای آمریکا تأمین و آمریکاییها نیز امنیت عربستان سعودی را تأمین کنند.
وی با اشاره به اینکه سعودیها بیش از دو دهه است که نگران معادله امنیت در برابر نفت با آمریکا هستند، خاطرنشان کرد: آمریکاییها دیگر به نفت عربستان سعودی احتیاج ندارند، ولی به امنیت منطقه خلیج فارس به عنوان یک بازار بزرگ تسلیحات عنایت دارند. بالاخره بعد از اینکه رژیم صهیونیستی آمریکا را به منطقه کشید آمریکا به اندازه کافی در منطقه خلیج فارس منافع داشت که همچنان بماند. ولی ممکن است روزی این منطقه را ترک کنند و هزینههای بودن را از منافعش بیشتر محاسبه کنند.
این دیپلمات پیشین ایران درخصوص الگوی حاکم بر منطقه، اظهار کرد: در دهه ۷۰، معادله امنیتی منطقه خلیج فارس معادله دو ستونی نیکسون بود. نیکسون برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی، دکترین دو ستونی خود را عنوان کرد که این دو ستون ایران و عربستان سعودی بودند. یعنی با استفاده از ایران و عربستان سعودی سعی میکرد کمربند امنیتی خود را در برابر اتحاد جماهیر شوروی محکم کند. دکترین نیکسون در سال ۱۹۷۹ با وقوع انقلاب اسلامی در ایران فروپاشید و از آن زمان شاهد دکترینهای دیگری هستیم.
فرازمند با اشاره به اینکه جایگزین دکترین نیکسون، دکترین کارتر در سال ۱۹۸۰ بود، اضافه کرد: این دکترین برای مهار و کنترل ایران و همزمان مقابله با حضور اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان پیریزی شد. در واقع نیروهایی را تشکیل داد که این نیروها بعداً همان سنتکام شدند. آنها در آن موقع معروف به نیروهای مداخله سریع بودند. ناوگان پنجم آمریکا در بحرین که الان اسمش در این جنگها و درگیریهای اخیر بسیار شنیده میشود به اوایل دهه ۸۰ برمیگردد. وقتی که کارتر در مقابل وقوع انقلاب اسلامی در ایران و حضور نیروهای شوروی در افغانستان، اقدام به اعزام نیرو به منطقه خلیج فارس کرد. این آغاز حضور نظامی فشرده و گسترده آمریکاییها در منطقه خلیج فارس بود و اولین پایگاهش ناوگان پنجم.
وی ادامه داد: در جنگهایی که رخ میداد مثلاً در جنگ کویت و اشغال آن، پایگاه الخرج را در عربستان سعودی درست کردند که اسمش را زیاد شنیدهاید و الآن محل نگهداری آواکسها و هواپیماهای سوختگیری آمریکا است. در کویت، وقتی برای آزادسازی کویت آمدند، باقی ماندند و از آنجا دیگر خارج نشدند. همینطور بعد از ظهور القاعده در عربستان سعودی و حملاتی که به پایگاه الخرج میشد، بخشی از نیروها که پتانسیل اصلی آنها هوایی بود به قطر منتقل کردند؛ جایی که الآن پایگاه العوده نام گرفته و در واقع بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در خارج از خاک ایالات متحده آمریکا است.
سفیر پیشین ایران در ترکیه و بحرین با اشاره به جایگاه هر یک از این پایگاهها در نظر آمریکا، بیان کرد: نیروی زمینیشان در کویت و فرماندهی نیروی هوایی در قطر است. فرماندهیها و پایگاههای لجستیکی در امارات عربی متحده و تأسیسات سوختگیری در عمان است. حالا بعضیها ممکن است بپرسند چرا در آن روزهای اول جنگ، عمان هم هدف گرفت؛ عمان که دوست ایران بود. دلیلش این است که در بندر دوم عمان در اقیانوس هند، تأسیسات سوختگیری ناوگانهای آمریکا انجام میگیرد. لذا آمریکا ابتدا «پراکسی» یا «نیروهای نیابتی» را با دوستونی نیکسون بنیان گذاشت و بعد از آن به سمت حضور مستقیم در کشورهای منطقه خلیج فارس و به راه انداختن جنگهای اول، دوم و سوم خلیج فارس رفت.
مدیرکل اسبق خلیج فارس در وزارت خارجه با بیان اینکه از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ آمریکاییها شروع به یک استراتژی چندلایه کردند تا دست و پای خودشان را از این منطقه جمع کنند، درباره مدل سوم گفت: آنها خواستند به دنبال نگرانی اصلی خودشان یعنی چین بروند. از اینجا به بعد استراتژی چین قطعا ناکام گذاشتن استراتژی آمریکاییها است. لذا درگیری بیشتر آمریکا در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه حتماً مطلوب چینیها است. به همین دلیل چینیها با اینکه متضرر اول جنگ فعلی هستند تا حدود زیادی مدارا میکنند. چون میخواهند آمریکا درگیر خلیج فارس بمانند و روند گرایش به مقابله با چین در تایوان و آسیای شرقی کند شود.
باید چندین مدل معماری امنیتی منطقه خلیج فارس با همدیگر رقابت کنند تا به یک مدل باثبات و فراگیر برسیم
فرازمند با بیان اینکه برای معماری امنیتی خلیج فارس چندین مدل وجود دارد، خاطرنشان کرد: در میان کشورها، کویت و بحرین هیچ گزینه دیگری به جز آمریکا ندارند. این دو همیشه متکی به آمریکا خواهند بود و تصور اینکه بخواهند از آمریکا صرفنظر کنند و در نظمهای دیگری وارد شوند، برایشان کابوس است. حتی به همسایه بزرگ خودشان، عربستان سعودی، هم نمیتوانند اعتماد کنند.
وی با اشاره به دلیل اصرار برخی کشورهای عربی برای ماندن آمریکا در منطقه، افزود: دلیل اصرارشان بر ادامه استقرار پایگاههای آمریکا همین است که درصورت رفتن آمریکا، عربستان سعودی در بلعیدن این دو کشور تردید نخواهد کرد. اما بدتر از این دو، عراق است که نسبت به کویت و آنچه در جنگ ۱۹۹۱ اتفاق افتاد گلایهمندند و معتقدند کویت در خلیج فارس اقدام به خفگی استراتژیک عراق کرده و سواحل عراق را محدود کرده است.
این دیپلمات پیشین ادامه داد: همچنین، اماراتیها با عربستان سعودی و قطر زیر یک سقف نخواهند رفت و با ما هم به طریق اولی وارد یک پیمان نخواهند شد. اما مدل اماراتیها به صورتی است که هم متکی به آمریکا باشند و هم متکی به رژیم صهیونیستی. هم قدرت سخت نظامی از آنها طلب میکنند و هم قدرت نرم را از طریق هاب هوش مصنوعی. اماراتیها هاب هوش مصنوعی در منطقه هستند و اکثراً صهیونیستها به آنجا آمدوشد دارند. هر چهار مرحله زنجیره تأمین هوش مصنوعی را اماراتیها دارند و هوش مصنوعی زبان عربی متکی است به دیتابیسهایی که در امارات متحده عربی است. لذا مدل امارات، مدل تلفیق همگرایی با آمریکا و رژیم اسرائیل است و خیلی هم روشن و آشکار با اسرائیلیها رابطه دارند.
مدیرکل اسبق خلیج فارس در وزارت خارجه درخصوص مدل دیگری که با همپیمانی کشورهای فرامنطقهای مثل چین، روسیه، اروپا و تا حدودی هند ایجاد میشود، عنوان کرد: چینیها فعلاً علاقهمند نیستند که درگیر منازعات استراتژیک در این منطقه باشند. مدل نفوذ چینیها کاملاً متفاوت است. آنها سابقه استعماری ندارند و معروف به قدرت نرم و قدرت اقتصادی هستند. لذا چینیها اگر هم بخواهند جای آمریکاییها را در منطقه بگیرند، مدل بازیشان فرق خواهد کرد و متفاوت از آمریکا عمل میکنند.
فرازمند اضافه کرد: روسها هم درگیر مشکلات اوکراین هستند و مشخص نیست تا کی آن مسئله ادامه پیدا خواهد کرد. پس نمیتوانند جای آمریکایی را بگیرند. هماکنون اروپا دوره افولش را میگذراند و خیلی قدرت قابل محاسبهای نیست. در مورد هند دوگانگی وجود دارد. اماراتیها با هند کاملاً همسو هستند و قصد دارند آن کریدور آیمک را با هندیها جلو ببرند. ولی هند هم در اندازهای نیست که بتواند در این منطقه جای آمریکاییها را بهتنهایی بگیرد.
وی در کنار مدل ائتلاف مکه از مدل دیگری به نام «۲+۶» یاد کرد و افزود: این مدل همان چیزی است که احتمالاً در حال رخ دادن بین ایران و عربستان سعودی است. منتها عربستان بهتنهایی حضور پیدا نخواهد کرد، بلکه با بقیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و عراق خواهد بود. البته ما این ابتکار را قبلا به کشورهای همسایه جنوبی خودمان ارائه کرده بودیم که متأسفانه هیچ بازخورد و پاسخی از جانب آنها نداشتیم. الآن آنها هستند که میخواهند ابتکار ۲+۶ شکل بگیرد. لذا عربستان تنها کشوری خواهد بود که بین دو ابتکار منطقهای ائتلاف مکه و ۲+۶، عضو مشترک است. این خودش بهتنهایی به عربستان جایگاه ویژهای میدهد.
انتهای پیام