به گزارش ایسنا، وبگاه عربی ۲۱ در گزارشی نوشت: از زمان بازگشت دونالد ترامپ به پست ریاست جمهوری آمریکا برای دوره دوم در اوایل سال ۲۰۲۵، وی به تاکتیکهای قلدرمآبانه و خصومت خود نسبت به متحدان از جمله همسایگان (کانادا و مکزیک)، اعضای ناتو و اتحادیه اروپا ادامه داده است. وی حتی محاسبات اشتباه و جنگهایی را آغاز کرده است که امنیت متحدانش در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را تهدید میکند. آخرین نمونه آن جنگ با ایران است که پیامدهای فاجعهباری برای امنیت، ثبات، امنیت انرژی، اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا را به همراه داشته است.
این وبگاه افزود: در واقع، ابرقدرتها نمیتوانند بدون حمایت، کمک، هماهنگی، میزبانی پایگاههای نظامی، تجارت، تبادل اقتصادی، سرمایهگذاری، تقویت تبادل فرهنگی و ترکیب قدرت نظامی نرم و سخت به امنیت و ثبات دست یابند و نظم جهانی را رهبری کنند. معضل این است که ترامپ هیچ درکی از اهمیت نقش و سهم متحدان در تبدیل و حفظ ایالات متحده به ابرقدرت امروزی نشان نمیدهد.
برعکس ترامپ از زمان اولین دوره ریاست جمهوری خود به حمله و انتقاد از متحدان ادامه داده و حتی آنها را به الحاق و اعمال تعرفه تهدید کرده است. در داخل آمریکا ترامپ سابقه تجاوز از مرزهای قانون اساسی و اعمال قدرت خود بر نظام سیاسی آمریکا را با اکثریت ناچیز حزب جمهوریخواه خود در مجلس نمایندگان و سنا دارد. وی در انتصاباتی موفق شده که مورد پسند جمهوری خواهان است و احکام دیوان عالی را به نفع خود به دست آورده است. این امر کنترل وی بر نظام سیاسی آمریکا شامل دستگاه اجرایی، دستگاه قانونگذاری و دستگاه قضایی را تثبیت میکند.
طبق گزارش وبگاه عربی ۲۱، شخصیت، تصمیمات و مواضع ترامپ از پیشینه منحصر به فرد وی در خارج از دولت و تشکیلات حزبی ناشی میشود. وی از بخش توسعه کسب و کار و املاک و مستغلات میآید که از پیچیدگیها و نظم سیاست بسیار دور است. در نتیجه ترامپ فاقد تجربه، تخصص و سلسله مراتب حزبی است. بنابراین جای تعجب نیست که ترامپ از اهمیت و نقش ایالات متحده در نظم جهانی که پس از جنگ جهانی دوم توسط واشنگتن شکل گرفته و رهبری میشود، غافل است. ایالات متحده با رهبری بلوک غرب در جنگ سرد علیه اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق کمونیستی به مدت ۴۵ سال، نقش برجستهای ایفا کرد و خود را «جهان آزاد» نامید.
علاوه بر این، ترامپ اهمیت کمی به نقش اتحادها و متحدان در تقویت تلاشها، جایگاه و نفوذ ایالات متحده در صحنه بینالمللی نشان میدهد. در واقع ایالات متحده امروز با از بین رفتن اعتماد متحدان خود به تعهداتش در زمینههای امنیتی، دفاعی، اقتصادی و سرمایهگذاری مواجه است. این امر، کاهش آشکار جایگاه و مشارکتهای آن را عمیقتر میکند.
طبق گزارش نیویورک تایمز که چند روز پیش با عنوان «اقتصاد جهانی نگران سیاستهای ایالات متحده است» منتشر شد، از بین رفتن اعتماد به اقتصاد آمریکا با تشدید تنشهای واشنگتن با متحدانش از جمله افزایش تعرفهها، تحریمها و توبیخها مرتبط است. این امر با بحرانهای اقتصادی ساختاری با بدهی ملی بیش از ۴۰ تریلیون دلار استفاده بیش از حد دولت ترامپ از تعرفهها و تحریمها و عدم قطعیت پیرامون سیاستهای ترامپ، تشدید میشود.
بنابراین متحدان شروع به کاهش سرمایهگذاریهای خود در اقتصاد ایالات متحده کردند و بیشتر بر سرمایهگذاری در سهام شرکتهای آمریکایی و کمتر بر اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده تمرکز کردند. سپردهها و معاملات با دلار آمریکا کاهش یافت. اگرچه تقریبا ۹۰ درصد از مبادلات خارجی جهانی با دلار آمریکا باقی مانده است اما ذخایر بانکهای مرکزی در سراسر جهان با دلار بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ از ۹۵ درصد به ۶۴ درصد کاهش یافته است. به طور مشابه، صندوق ثروت ملی نروژ بزرگترین صندوق ثروت ملی جهان سرمایهگذاریهای خود را در اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده کاهش داد زیرا سبد سرمایهگذاری خود را متنوع کرد و به دنبال بازده بالاتر بود. این روند میتواند به الگویی برای صندوقهای ثروت ملی تبدیل شود.
این امر نگرانیهای متحدان را در مورد عدم قطعیت پیرامون تصمیمات ترامپ تقویت میکند. همچنین سطح نگرانی متحدان را درباره برخورد با ترامپ افزایش میدهد که در حال جنگ تجاری، افزایش تعرفهها و مجازات متحدانی است که از خواستههای وی پیروی نمیکنند و ترامپ آن را یک چالش شخصی میداند. در مقابل موقعیت ترامپ توسط اعضای مطیع کابینه مانند وزیر جنگ که حتی از خود ترامپ هم عجولتر است، تقویت میشود. وزیر خزانهداری آمریکا رهبری جنگ تجاری و خفقان اقتصادی و مالی ایران را بر عهده دارد و وزیر انرژی نیز در مورد عبور میلیونها بشکه نفت از تنگه هرمز اغراق میکند.
عربی ۲۱ گزارش داد: گزارشهایی از مذاکرات بین ایالات متحده و انصارالله یمن که به موجب آن آمریکا از شرکت در عملیات نظامی در حمایت از عربستان علیه این جنبش خودداری میکند در ازای اینکه انصارالله یمن کشتیهای آمریکایی را در دریای سرخ و تنگه باب المندب هدف قرار ندهند به این نگرانیها دامن زده و سوالاتی را در میان متحدان آمریکا در شورای همکاری خلیج فارس مطرح کردهاند. این امر ترس از همسو نبودن اهداف و اولویتهای ایالات متحده و متحدانش را افزایش میدهد. علاوه بر این اشتباه اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی در آغاز جنگ علیه ایران بدون هماهنگی یا مشورت با متحدان آمریکا در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، از بین رفتن اعتماد بین متحدان آمریکا و دولت ترامپ را چه در امور امنیتی و چه در امور نظامی عمیقتر کرده است.
تشدید تنشها و تهدیدهای ترامپ برای افزایش تعرفهها علیه کانادا و اتحادیه اروپا پس از آنکه اتحادیه اروپا در پاسخ به افزایش تعرفهها و تهدیدهای ترامپ برای قطع تجارت با اتحادیه اروپا، کانادا را به عنوان شریک در توافق تجاری تعیین کرد نیز نگرانیهای مشروعی را در میان متحدان ایجاد میکند. آنها نگرانند که ترامپ این موضوع را سیاسی کند و از قدرت مالی و اقتصادی آمریکا برای تلافی علیه کشورها و شرکتهایی که با سیاستهای دولت وی مخالف هستند و آن را به چالش میکشند، استفاده کند.
شعار «اول آمریکا» ترامپ نشان دهنده کاهش تدریجی اتکا به ایالات متحده است. این امر به ویژه با توجه به اینکه اسناد امنیت ملی و دفاع ملی ایالات متحده بر کاهش جایگاه و اولویت خاورمیانه و خلیج فارس تأکید دارند، مشهود است.
در نتیجه ایالات متحده با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله تعرفهها، تحریمها، تهدیدات امنیتی و چانهزنی بر سر تعهدات سنتی به عنوان ابزار فشار، باعث بیگانه شدن متحدان خود در اروپا و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس میشود. بنابراین، این سؤال مطرح میشود: آیا تکیه بر ایالات متحده در زمینههای امنیت، سرمایهگذاری، اقتصاد، امور مالی و تجارت عاقلانه است؟
عربی ۲۱ در پایان نوشت: واضح است که ما با یک معادله جدید روبهرو هستیم؛ متحدان در حال کاهش ریسکهای خود هستند و قوانین بازی و روابط دوجانبه در حال تغییر است. با توجه به حضور نظامی مداوم و استقرار گسترده ایالات متحده اتحادها ادامه خواهند یافت. با این حال، ایالات متحده دیگر امنیت، جنگ، سرمایهگذاری، اقتصاد یا تجارت را در انحصار خود نخواهد داشت. در عوض متحدان با تنوع بخشیدن به مشارکتها در بخشهای مختلف در حال گسترش روابط خود هستند. این واقعیت ناگزیر آینده روابط بین ایالات متحده و متحدانش را شکل خواهد داد.
انتهای پیام
