به گزارش ایسنا، «نوذر شفیعی»، دانشیار گروه مطالعات منطقهای دانشگاه تهران در نشست علمی «آسیای جنوبی در آینه جنگ ۴۰ روزه: مواضع و چالشها» که روز دوشنبه در دانشگاه تهران برگزار شد، با اشاره به پیمان مکه که اخیرا بین عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد، گفت: بحرانها چند مرحله دارند، یک مرحله، مرحله شروع است، مرحله بعدی آن تصاعد تنش و سپس کاهش تنش و در نهایت، تأثیرات آن بحران است. هر بحران ممکن است به نابودی کشورها، ائتلافها و ایجاد ائتلافهای جدید منجر شود. پیمان مکه، یک ائتلاف جدیدی است که به باور من از جنگ ۴۰ روزه نشأت میگیرد. این ائتلاف مهر تاییدی بر ناکارآمدی ائتلاف قبلی، یعنی ائتلاف منطقهای وابسته به آمریکا است.
او افزود: پاکستان انگیزه بسیاری دارد که حفره امنیتی خود را پر کند. عربستان بهعنوان کشور دعوت کننده، از پاکستان و ترکیه خواست تا در این پیمان حضور پیدا کنند. پیمان مکه به معنای جایگزینی ائتلاف وابسته به آمریکا نیست، بلکه در موازات آن برای تقویت آن است. در ایران نباید خیلی خوشحال شویم که آمریکا در حال رفتن است. هدف ایران عدم دخالت کشورهای فرامنطقهای در منطقه است، در حالی که پاکستان و ترکیه، هر دو کشورهایی خارج از حوزه منطقه ای خلیج فارس تعریف میشوند.
شفیعی تأکید کرد: ژئوپلیتیک منطقه در حال تغییر است و این مساله تحولات بسیاری در پی خواهد داشت. مخصوصا برای ترکیه که با اسرائیل چالشهای مختلفی دارد. از طرفی پاکستان در حال امضای توافقهای مختلف با کشورهای منطقه است. علت اصلی پویایی پاکستان، گره خوردن اقتصاد پاکستان به ثبات در منطقه غرب آسیا است.
او افزود: در حوزه انرژی نیز، ۱۰۰ درصد از منابع انرژی وارداتی پاکستان از منطقه تامین میشود و با در نظر داشتن این اهمیت اقتصادی، دلیل اصلی تحرکات پاکستان، دکترین منیر (عاصم منیر) است و جنگ کنونی زمینهای برای اجرایی شدن دکترین او شد. دکترین منیر میگوید که پاکستان باید هویت خود را بازتعریف کند. در این دکترین، پاکستان باید به مرکز امنیت منطقه تبدیل شود و جنگ ۴۰ روزه فرصتی شد برای پاکستان تا این اقدامات را انجام دهد. پاکستانی که تا دیروز کشوری حاشیهای بود، اکنون خود را به عامل صلح تبدیل کرده است و منافع خود را به منطقه گره زده است. عاصم منیر دارای دیدگاهی به نام «دو ملت» است، به باور او، مسلمان و هندو نمیتوانند با یکدیگر همزیستی داشته باشند و بر همین اساس در حال خداحافظی با جنوب آسیا و آوردن منافع خود در منطقه غرب آسیا است.
شفیعی گفت: از طرفی پاکستانیها فکر میکنند که موازنه قدرت در منطقه توسط اسرائیل به هم خورده است. افکار عمومی پاکستان با اسرائیل بسیار مخالف است و در همین راستا اسلامآباد به دنبال ایجاد موازنه قدرت در برابر اسرائیل است.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: با توجه با انگیزههای ترکیه بهعنوان بازوی فناوری، پاکستان بهعنوان بازوی نظامی و هستهای و عربستان به عنوان بازوی اقتصادی باید به پیمان مکه نگاه کنیم. هرچند پاکستان هرگز از قدرت هستهای خود در پیمان مکه صحبت نکرده است.
شفیعی با تاکید بر اینکه اگر بین ایران و عربستان درگیری شکل بگیرد، پاکستان وارد درگیری نخواهد شد گفت: در یمن شاهد همین مساله هستیم. پاکستان و ترکیه در قضیه حوثیها عربستان را رها کردهاند.
او درباره رویکرد و واکنش ایران به اتحادهایی از این دست، افزود: ایران در چنین شرایطی ۳ کار میتواند انجام دهد. اشتباه محض این است که ایران مسیر تقابل با این پیمان را پیش بگیرد. این پیمان مسیر عضویت را باز گذاشته است. در همین راستا ایران میتواند به این پیمان بپیوندد و قدرت نهادی کسب کند و با عضویت خود، این پیمان را برای ورود کشورهای وابسته و همسو با آمریکا ببندد و از تقویت این نهاد، آمریکا را در منطقه تضعیف کند. اقدام سوم، نادیده گرفتن این پیمان و بیرون ماندن از آن است.
شفیعی اظهار کرد: برخی میگویند پیمان مکه، در واقع پیمانهای نهان قبلی را آشکار کرده است، برخی نیز آن را راهکاری دراز مدت در صورت تضعیف ائتلاف وابسته به آمریکا میدانند؛ در هر صورت این پیمان، یک تحول جدید است و در صورت عضویت ایران در این پیمان، میتوان جهتگیری آن را مدیریت کرد و برای جمهوری اسلامی مفید باشد.
وی تاکید کرد: در بحرانها فردی استراتژیک مثل عاصم منیر میتواند دکترین تازه برای خود تعریف کند و کشوری که با بحران روبرو است را بهعنوان یک راهکار جهانی معرفی کند. وقتی منافع ملی در دستور کار قرار گیرد، چنین راهکارهایی شکل خواهند گرفت و امیدوارم چنین صحبتهایی برای جمهوری اسلامی ایران مفید باشد.
انتهای پیام
