چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ | ۱۰:۴۷
شهید سیدحسن نصرالله، شخصیت رهبری استثنایی لبنانی چگونه شکل گرفت؟

شهید سیدحسن نصرالله، شخصیت رهبری استثنایی لبنانی چگونه شکل گرفت؟

هم هواداران و هم مخالفان اذعان دارند که شهید سید حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزب‌الله لبنان رهبری بی‌همتا در تاریخ معاصر بود. این امر پرسشی را درباره چگونگی شکل‌گیری چنین شخصیتی پیش می‌آورد: آیا رهبران بزرگ همچون شهید سید حسن نصرالله با آن ویژگی‌ها زاده می‌شوند یا ساخته می‌شوند؟

به گزارش ایسنا، شبکه المیادین در گزارشی درباره شخصیت شهید سید حسن نصرالله نوشت: «در طول تاریخ ملت‌ها و در گذر دهه‌ها، رهبران برجسته‌ای ظهور کرده و نام خود را برای نسل‌های آینده در صفحات تاریخ جاودانه ساخته‌اند. بی‌تردید و بنا بر اذعان همزمان هواداران و مخالفان، شهید سید حسن نصرالله رهبری بی‌نظیر در تاریخ معاصر ما بود.

هنگام بررسی چگونگی ظهور این رهبر بزرگ و پیوستن ایشان به جمع آن چهره‌های یگانه و ماندگاری که اثری فراموش‌نشدنی بر نقشه جهان بر جای گذاشته‌اند؛ کسانی که چهره و نامشان در دورترین نقاط دوران شناخته ‌شده است و نامشان پیوندی ناگسستنی با دفاع از ستمدیدگان و تجسم آرمان‌های مقاومت، رهایی و رهبری دارد، پرسشی درباره چگونگی شکل‌گیری چنین شخصیتی مطرح می‌شود: آیا رهبران بزرگی همچون شهید سید حسن نصرالله با این ویژگی‌ها زاده می‌شوند یا در گذر زمان چنین شخصیتی می‌یابند؟

نظریه انسان عظیم در رهبری

این پرسش در قرن نوزدهم مطرح شد و پاسخ آن در قالب «نظریه انسان بزرگ در رهبری» (Great Man Theory of Leadership) ارائه شد؛ نظریه‌ای که بر این باور است توانایی رهبری، ویژگی ذاتی و مادرزادی است؛ بدین معنا که فرد یا ذاتا رهبر زاده می‌شود و یا چنین نیست.

با این حال در پی انتقادات و اصلاحات اخیر و همگام با «نظریه موقعیتی» مشخص شده است که بحران‌های بزرگ نظیر جنگ‌ها، فجایع اقتصادی یا انقلاب‌ها عواملی هستند که چنین رهبرانی را به میدان می‌آورند و در کانون توجه عمومی قرار می‌دهند. در واقع شرایط دشوار افراد را با انتخاب‌هایی گریزناپذیر روبه‌رو می‌سازد؛ در نتیجه فردی که از آمادگی روانی لازم برخوردار است، هنگامی که دیگران از اقدام بازمی‌ایستند، خود را ناگزیر از تصمیم‌گیری و پذیرش مسئولیت می‌بیند و همین امر وی را به‌طور خودکار به جایگاه رهبری سوق می‌دهد.

در همین راستا نظریه Transformational Leadership مطرح است که بر اساس آن، دوره‌های تلاطم، افت بهره‌وری یا فقدان چشم‌انداز، بستر مناسبی را برای ظهور یک رهبر تحول ‌آفرین فراهم می‌آورند. چنین رهبری قادر است در دوران تغییرات بنیادین به پیروان خود انگیزه و الهام ببخشد تا به نتایجی خارق‌العاده دست یابند. در واقع نیاز مبرم افراد به امید و جهت‌گیری در شرایط عدم قطعیت برخی اشخاص را بر آن می‌دارد تا با در پیش گرفتن یک چشم‌انداز و نجات وضعیت موجود به رهبرانی الهام‌بخش تبدیل شوند.

نگاهی به زندگی شهید سیدحسن نصرالله

این مقدمه ما را به درکی عمیق‌تر از ماهیت، شخصیت و بینش فکری شهید نصرالله راهنمایی می‌کند. ایشان تجسمی از تلفیق استعدادها و ویژگی‌های ذاتی رهبری است که در پرتو شرایط محیطی و منطقه‌ای دوران شکل‌گیری شخصیتش تقویت شده‌اند. همین عوامل طی سه دهه ایشان را به رهبری بزرگ و استثنایی برای طیف وسیعی از جامعه در گستره‌ای شامل لبنان، منطقه و جهان تبدیل کرد. این سیر تحول مراحلی گوناگون را در بر گرفت؛ از دوران کودکی و تربیت اولیه گرفته تا عروج به جایگاه رهبری حزبی نظامی و سیاسی که در سطوح محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی فعال و تأثیرگذار است. در واقع، جهان‌بینی شهید سید نصرالله تنها در فضای حوزه‌های علمیه شکل نگرفت، بلکه حاصل تلاقی تجربیات متنوعی بود از جمله تربیت اجتماعی، تأثیرپذیری از مکتب فکری امام موسی صدر، موسس مجلس اعلای شیعیان لبنان، آشنایی با شهید سید عباس موسوی، روحانی شیعه لبنان و دومین دبیرکل حزب‌الله لبنان و سال‌ها اتخاذ تصمیمات سرنوشت‌ساز در اوج فشارهای ناشی از اشغالگری، جنگ و تحولات سیاسی لبنان.

دوران کودکی در محله‌های بیروت

داستان با دوران کودکی وی آغاز می‌شود. شهید نصرالله در دهه ۱۹۶۰ در محله الکرنتینا متولد شد؛ محله‌ای که در آن زمان یکی از فقیرترین مناطق ضاحیه بیروت به شمار می‌رفت و محل سکونت اقشار گوناگون اجتماعی و مذهبی شامل فقرا، کارگران و مهاجران بود.

وی فرزند ارشد خانواده‌ای ۹ ‌فرزندی (سه پسر و پنج دختر) و فرزند سید عبدالکریم نصرالله بود؛ کسی که پیش از راه‌اندازی یک خواربارفروشی کوچک به کار خرید و فروش میوه و تره‌بار اشتغال داشت.

شهید نصرالله در محله شرشبوک در منطقه الکرنتینا و در محیطی کارگری که با فقر و تنوع اجتماعی همراه بود، بزرگ شد. ایشان که در میان طبقه کارگر پرورش یافته بود، روحیه گشاده‌رویی و پذیرش جوامع گوناگون از جمله اهل سنت، مسیحیان و کردها را در بافت اجتماعی لبنان آموخت؛ امری که موجب شد از همان دوران، پیوندی عمیق با زبان و ادبیات مردم برقرار کند نه صرفا با زبان نخبگان و خواص.

اشتیاقی فراوان به مطالعه

شهیدنصرالله در بازگویی خاطرات دوران کودکی خود در آن مقطع می‌گوید که هر کتابی را که به دستش می‌رسید به‌ویژه آثار اسلامی مطالعه می‌کرد. اگر با کتابی دشوار روبه‌رو می‌شد آن را کنار می‌گذاشت تا زمانی که به پختگی لازم برسد و ابزار و دانش کافی برای درک آن را به دست آورد. به گفته فرزندش سید جواد مطالعه همچنان سرگرمی محبوب ایشان در دوران رشد و تکامل شخصیتش باقی ماند.

فرزندش می‌گوید: هرگز کسی را ندیده‌ام که در مطالعه از پدرم سریع‌تر باشد. او همه مطالب را همان بار اول می‌خواند، درک می‌کرد و به خاطر می‌سپرد. ایشان قادر است تنها بر اساس همان یک بار مطالعه، شرحی دقیق و مفصل از یک کتاب ارائه دهد.

با وجود تحصیلات حوزوی در نجف، بعلبک و قم، مطالعات ایشان تنها به متون و میراث دینی محدود نمی‌شد. ایشان مطالعات گسترده‌ای داشتند به‌ویژه در زمینه زندگی‌نامه و تجربیات سیاستمداران که ناشی از اشتیاقشان به درک چگونگی شکل‌گیری شخصیت رهبران، شیوه تفکر و نحوه تصمیم‌گیری آنان در شرایط فشار بود. افزون بر این، ایشان روزنامه‌های اسرائیلی، خاطرات رهبران و افسران، گزارش‌های نظامی و مباحث مطرح‌شده در اندیشکده‌ها را به‌دقت دنبال می‌کردند؛ هدفشان شناخت رژیم صهیونیستی از داخل بود: درک تصویر این رژیم از خود، هراس‌های اجتماعی، آسیب‌پذیری‌های نظامی و شکاف‌های داخلی که بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی و نظامی آن تأثیر می‌گذارند.

بدین ترتیب، می‌توان نقشه مطالعاتی ایشان را ترسیم کرد: قرآن و سیره برای تعیین جهت‌گیری، فقه و اصول فقه برای پی‌ریزی یک روش‌ شناختی، تاریخ برای کشف الگوهای تکرارشونده، شرح‌ حال رهبران برای درک سازوکار تصمیم‌گیری، نوشته‌های طرف مقابل برای شناخت ذهنیت آنها و رمان‌های سیاسی برای درک ماهیت انسان، گروه‌ها و انقلاب‌ها. در نتیجه، تکاپوهای فکری ایشان هرگز جنبه نمایشی نداشت، بلکه با هدفی کاربردی مطالعه می‌کرد و در هر کتاب به دنبال عناصری بود که بتوان آن‌ها را در فرآیندهای شناخت و تصمیم‌گیری به کار گرفت و سرانجام آن‌ را به گفتمانی تبدیل کرد که با عموم مردم پیوند و هم‌سویی داشت.

آشنایی با امام موسی صدر

افزون بر مطالعه، شخصیت ایشان در دوران کودکی و جوانی تحت تأثیر چهره‌های الهام‌بخشی شکل گرفت که برجسته‌ترین آن‌ها امام سید موسی صدر بود.

شهید نصرالله می‌گفت ارتباطش با امام موسی صدر از همان اوایل کودکی در محله کرنتینا آغاز شد. تصویری از امام موسی صدر بر دیوار مغازه پدرش آویخته بود؛ ایشان بارها به آن مغازه می‌رفت و ساعت‌ها محو تماشای آن تصویر می‌شد، در حالی که نسبت به شخصیت آن تصویر احساس شیفتگی و تحسینی عمیق در خود می‌کرد.

امام موسی صدر نقشی بنیادین در زندگی شهید نصرالله ایفا کرد. ایشان در سخنرانی سال ۲۰۱۷ از امام موسی صدر با عناوینی همچون «امام ما، رهبر ما و بنیان‌گذار جنبش مقاومت» یاد کرد؛ مردی که جنبش مقاومت، روحیه مقاومت و فرهنگ مقاومت را در وجود ما شعله‌ور ساخت و آرمان قدس و مسجدالاقصی را در فرهنگ ما تثبیت کرد. به گفته شهید نصرالله، امام موسی صدر، امام همزیستی و زندگی مشترک، امامی فراتر از حساسیت‌ها و محاسبات شخصی، فرقه‌ای، مذهبی و حزبی و امام صداقت، وفاداری و فداکاری در راه میهن، مقدسات و ملت بود.

در اینجا با مفاهیمی روبه‌رو می‌شویم که نسل ‌به‌ نسل از سوی «دو سید» منتقل شده است: اینکه دین به معنای کناره‌گیری از جامعه نیست. ایمان پیوندی ناگسستنی با کرامت محرومان دارد. یک روحانی می‌تواند نقش رهبری اجتماعی و سیاسی را ایفا کند و تعالی یک جامعه تنها با موعظه حاصل نمی‌شود، بلکه نیازمند سازمان‌دهی، نهادسازی و حضور آشکار و مؤثر در عرصه عمومی است.

جنگ داخلی: درک زودهنگام شکنندگی دولت

سپس نوبت به دوران کوچ از بیروت به البازوریه در سال ۱۹۷۵ رسید. با آغاز جنگ داخلی خانواده شهیدنصرالله به البازوریه زادگاه اجدادی‌ آنها در جنوب لبنان بازگشتند. این تجربه باعث شد ایشان در همان دوران جوانی دریابد که دولت ممکن است عقب‌نشینی کند و جوامع را به حال خود رها سازد و اینکه هویت در لبنان صرفا مفهومی نظری نیست، بلکه با امنیت، بقا و سازمان‌دهی ارتباط دارد.

در اواسط دهه ۱۹۷۰، این روستا پایگاه حزب کمونیست لبنان بود و فضای سیاسی حاکم بر آن، در شکل‌گیری آگاهی سیاسی شهیدنصرالله نقش داشت. ایشان جوانان مذهبی روستا را در قالب یک گروه مطالعاتی در کتابخانه اسلامی محل سازماندهی کرد و به «هنگ‌های مقاومت لبنان» (جنبش امل) که توسط امام موسی صدر تأسیس شده بود، پیوست. ایشان در حالی که هنوز دانش‌آموز ۱۵ ساله دبیرستان بود به عنوان مسئول تشکیلاتی این جنبش در شهرک البازوریه منصوب شد.

نجف و دیدار با شهید سید عباس موسوی

شهید نصرالله در حدود ۱۶ سالگی با امکانات مالی بسیار اندک راهی نجف شد. در آنجا، شهید سید عباس موسوی با گرمی از ایشان استقبال کرد و همچون برادری کوچک‌تر حمایتش نمود، ایشان برایش مسکن، کتاب و فرصت‌های تحصیلی فراهم آورد و شخصا بر روند تحصیل و وضعیت معیشتی‌اش نظارت می‌کرد. در نتیجه پیوندی میان آن دو شکل گرفت که به رابطه‌ای برادرانه و معنوی تبدیل شد و تا زمان شهادت سید موسوی تداوم یافت.

شهیدسید نصرالله در مصاحبه‌های گوناگون خاطرنشان می‌کند که شهید سید عباس موسوی به واسطه منش اخلاقی والا، فروتنی عمیق و فقدان هرگونه جاه‌طلبی برای کسب قدرت یا رهبری متمایز بود و ایشان را الگویی تمام‌عیار هم در عرصه عملیات میدانی و هم در حوزه تعاملات اجتماعی می‌دانست.

حمله رژیم صهیونیستی و تأسیس حزب‌الله

آن پیوند و تفاهم، زمینه را برای آن دو سید فراهم کرد تا در پی حمله سال ۱۹۸۲ رژیم صهیونیستی به لبنان نخستین گام‌ها را برای تأسیس حزب‌الله بردارند.

سال ۱۹۸۲ نقطه عطفی بزرگ محسوب می‌شد چرا که دیگر پرسش اصلی این نبود که دیدگاه اسلام درباره اشغالگری چیست، بلکه مسئله این بود که چگونه می‌توان اشغالگران را به‌طور مؤثر بیرون راند.

در همین راستا، شهید سید حسن نصرالله در زمره چهره‌های جوان و فعالی بود که در نشست‌های البقاع و شکل‌گیری هسته اولیه آنچه بعدها حزب‌الله نام گرفت، مشارکت داشت. ایشان با اتخاذ «مقاومت مسلحانه» به عنوان راهبرد اصلی مقابله با رژیم صهیونیستی تحت فرماندهی شهید موسوی به عنوان رزمنده به ایفای نقش پرداخت.

بدین ترتیب، حمله رژیم صهیونیستی مفهوم مقاومت فراگیر نزد شهید سید نصرالله را تقویت کرد و چشم‌اندازی سیاسی را شکل داد که در آن، به اسرائیل به مثابه تهدیدی راهبردی و دائمی نگریسته می‌شد؛ تهدیدی که فراتر از فلسطین، لبنان و کل منطقه است.

رهبری سازمانی

در بحبوحه این رویارویی، شهید سید نصرالله به فعالیت‌های میدانی و تلاش برای بسیج نیروها در البقاع و مناطق جنوبی پرداخت؛ این دوره مهارت‌های اجرایی و سخنوری ایشان را تقویت کرد و ایشان را قادر ساخت تا جوانان را به تحرک وادارد و عملیات‌هایی را علیه نیروهای اشغالگر اسرائیلی سازماندهی کند.

پس از ترور شهید سید عباس موسوی، ایشان در سال ۱۹۹۲ به عنوان جانشین وی در مقام دبیرکل حزب‌الله انتخاب شد. ایشان نه تنها به عنوان یک چهره مذهبی و اجتماعی یا مبلغ دینی بلکه به عنوان یک رهبر سیاسی و نظامی نیز به جایگاهی برجسته دست یافت. دوران مسئولیت ایشان که حدود ۳۲ سال به طول انجامید و با نقاط عطف راهبردی مهمی همراه بود طولانی‌ترین و تأثیرگذارترین دوره در تاریخ این حزب و همچنین در عرصه لبنان و منطقه محسوب می‌شود.

در این دوران، ایشان حزب‌الله را در جریان رویارویی‌های نظامی سرنوشت‌ساز با نیروهای اسرائیلی به‌ویژه جنگ هفت‌روزه (۱۹۹۳) و جنگ خوشه‌های خشم (۱۹۹۶) هدایت کرد؛ نبردهایی که به تفاهم آوریل و تضمین حفاظت از غیرنظامیان انجامید.

این دوران همچنین شامل عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۰ بود که به خروج ارتش اشغالگر از بخش عمده‌ای از سرزمین‌های اشغالی لبنان در ماه مه به استثنای مزارع شبعا و تپه‌های کفرشوبا منجر شد؛ رویدادی که جایگاه شهیدسید نصرالله را به عنوان چهره‌ای رهبر و برجسته در سراسر جهان عرب و اسلام تثبیت کرد.

در حالی که مانورها و عملیات‌های مقاومت برای آزادسازی لبنان از چنگ اشغالگران زمانی جنون تلقی می‌شد، این اقدامات تحت رهبری شهیدنصرالله به الگویی نمونه برای مقابله با اشغالگری و دفع آن تبدیل شد. این حزب به سازمانی نظامی با توانمندی‌های کافی برای تحمیل معادلات بازدارندگی تکامل یافت و همزمان به فعالیت‌های سیاسی و ایجاد نهادهای اجتماعی برای حمایت از پایگاه مردمی خود پرداخت.

از آن زمان به بعد از تصمیم سال ۲۰۱۳ برای ورود به نبرد علیه گروه‌های تکفیری در سوریه و تعیین مرزهای دریایی در سال ۲۰۲۲ گرفته تا اعلام جبهه پشتیبانی از غزه پس از هفت اکتبر ۲۰۲۳ و پایان آن دوران، شهیدنصرالله با رویکردی راهبردی و نظامی به نبرد پرداخت. ایشان دشمن و سازوکارهای رویارویی را با دقت شناسایی می‌کرد و در راستای دفاع از عدالت، سرزمین، شرافت و مردم تصمیم می‌گرفت.

حضور استثنایی و ثبات اعتقادی

در طول این دوره، تیزبینی سیاسی ایشان منحصر به فرد و چشمگیر بود. در حالی که ارکان اساسی اعتقادی ایشان ثابت ماند، ایشان انعطاف‌پذیری آشکاری در مورد روش‌ها و تاکتیک‌ها مطابق با مرحله و شرایط حاکم نشان داد. این امر ایشان را به منبعی قابل اعتماد برای اخبار، تحلیل‌ها و بینش در مورد رویدادهای منطقه‌ای نه تنها برای هوادارانش بلکه برای دشمنانش تبدیل کرد.

به گزارش وبگاه didpress، رهبری شهید سید نصرالله با خرد فکری و استراتژیک مشخص می‌شد. برخلاف برخی از رهبران کاریزماتیک که مستعد تصمیم‌گیری‌های احساسی هستند، اقدامات ایشان مبتنی بر محاسبات منطقی و ارزیابی دقیق واقعیت بود.

این وبگاه تأکید کرد بسیاری از پیروزی‌های مقاومت از جنگ سال ۲۰۰۶ گرفته تا معادله بازدارندگی ایجاد شده در برابر رژیم صهیونیستی ریشه در این بینش خردمندانه داشته است و به موفقیت ایشان در تلفیق آرمان‌گرایی دینی با واقع‌گرایی سیاسی اشاره کرد؛ تلفیقی که ایشان را به عنوان رهبری راهبردی در جهان اسلام تثبیت کرد.

افزون بر این، فن‌ بیان و فصاحت کاریزماتیک، صراحت در شناسایی و رویارویی شجاعانه با دشمن در عین تمایز قائل شدن میان دوستان و متحدان و همچنین سخنرانی برای عموم پیرامون موضوعاتی که به پرورش جامعه‌ای آگاه، هوشیار و مقاوم می‌انجامد اعم از مباحث دینی، فرهنگی، سیاسی و نظامی ایشان را به شخصیتی تبدیل ساخت که مردم در هر سنی مشتاقانه در انتظارش بودند و با اشتیاق، شنوای سخنانش و بهره‌مند از دانش، خرد و بینش ایشان می‌شدند.

شهیدسید نصرالله؛ رهبری از دوران جوانی

پژوهشی با عنوان «روان‌شناسی سیاسی رهبری شهیدسید حسن نصرالله به عنوان عاملی در تمدن نوین اسلامی» نشان می‌دهد که روان‌شناسی رهبری سیاسی شهید سید حسن نصرالله برآمده از تعامل پویا میان سه عنصر بنیادین است.

نخست، شرایط ساختاری و بحران‌هایی که همزمان چالش‌ها و فرصت‌هایی را برای رهبری تحول‌آفرین پدید آوردند؛ عواملی همچون ناتوانی ساختارهای سنتی دولت در رسیدگی به نارضایتی‌های بنیادین، وجود خلأهای ژئوپلیتیک، آرمان ایستادگی در برابر بی‌عدالتی و تلاش برای دستیابی به الگوهای اصیل حکمرانی اسلامی که ضمن حفظ اصالت فرهنگی، قادر به پاسخگویی مؤثر به چالش‌های معاصر باشند.

دوم، توانمندی‌های فردی ممتاز از جمله بینش راهبردی، مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی، مرجعیت اخلاقی و توانایی تصمیم‌گیری در شرایط عدم ‌قطعیت.

سوم پیوندهای عمیق عاطفی و ایدئولوژیک میان رهبر و پیروانش که هویت جمعی و هدف مشترک را تقویت می‌کرد. این سازوکارها شامل اعتمادسازی و ایجاد ساختارهای نهادی است که تعهدات ایدئولوژیک را از طریق ارائه مؤثر خدمات، مستحکم می‌سازند.

این پژوهش نشان می‌دهد که ترکیبی منحصربه‌فرد از اصالت، شجاعت اخلاقی، وفاداری به اصول بنیادین، هوشمندی تاکتیکی و صبر راهبردی، شهیدسید نصرالله را قادر ساخت تا اعتماد گسترده‌ای را کسب کند؛ اعتمادی که نه تنها در میان پیروان مستقیم ایشان بلکه در جوامع وسیع‌تر نیز وجود داشت.

بر اساس این پژوهش، رویکرد رهبری شهید نصرالله دارای چندین جنبه نوآورانه است از جمله: تمرکز بر تقویت نقاط قوت موجود به‌جای تمرکز بر نقاط ضعف، توسعه قابلیت‌های رهبری، تأکید بر رشد فکری در کنار توانمندی نظامی و توانایی ایجاد ائتلاف‌های فرامذهبی علی‌رغم فعالیت در محیطی که با شکاف‌های عمیق فرقه‌ای مشخص می‌شود.

بر این اساس، می‌توان گفت که شهیدسید نصرالله رهبر زاده شد. ایشان همان دوران کودکی خود را برای رهبری مقاومت لبنان پرورش داد و خلأ رهبری را در شرایطی آکنده از نبردهای سرنوشت‌ساز و حیاتی تشخیص داد. نکته قابل توجه اینکه اگرچه شهادت او یک خلأ عظیم و عمیق در مسیر مبارزه بر جای گذاشته است اما میراث فکری ایشان همچنان برای دهه‌های متوالی منبع الهام و الگویی برای پیروی باقی خواهد ماند.»

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان