به گزارش ایسنا، تیم ملی فوتبال امید ایران در بازیهای آسیایی ناگویا ابتدا برابر امارات به پیروزی رسید، مقابل چین به تساوی دست یافت و در دیدار پایانی مرحله گروهی با نتیجه سنگین ۴ بر یک برابر کره شمالی شکست خورد تا از ادامه رقابتها بازبماند.
بدون تردید بررسی مسائل فنی این تیم ضروری است اما باتوجه به بازیکنان حاضر در تیم امید که از بهترینهای فوتبال ایران هستند و نتیجهای که کسب شد، پرسشهای مهمتری نیز درباره روند آمادهسازی و عملکرد این تیم مطرح میشود. مساله اصلی، تکرار ناکامی در ردههای مختلف فوتبال ایران و ضرورت بررسی دقیق دلایل این نتایج است. اکنون این پرسش مطرح است که برای جلوگیری از تکرار چنین نتایجی چه اقداماتی باید انجام شود و آیا عذرخواهی میتواند بدون اصلاح روندها، پاسخ مناسبی به این ناکامیها باشد؟
مربیان، بازیکنان و مسئولان فدراسیون فوتبال پس از این ناکامی از مردم عذرخواهی کردند اما این عذرخواهی حتما باید با بررسی دقیق دلایل شکست و اصلاح روندهای موجود همراه باشد. اگر قرار باشد پس از هر ناکامی تنها عذرخواهی کنیم و چند روز بعد همهچیز به روال سابق بازگردد، چه تفاوتی میان یک اتفاق تلخ و یک بحران ساختاری وجود خواهد داشت؟
در ماههای گذشته نیز تیمهای ملی در همه ردهها با نتایج و عملکردهایی روبرو شدند که پرسشهای جدی درباره وضعیت فوتبال ایران ایجاد کرد. اکنون این پرسش مطرح است که برای اصلاح این روند چه برنامهای باید در نظر گرفته شود و سازوکار ارزیابی و پاسخگویی درباره نتایج این برنامهها چگونه خواهد بود.
فدراسیون فوتبال از نظر امکانات، اردو، اعزام و هزینههای انجامشده، منابع قابلتوجهی را اختصاص میدهد اما مساله اساسی این است که این هزینهها تا چه اندازه به توسعه واقعی فوتبال، آموزش مربیان، کشف استعدادها و ارتقای کیفیت فنی منجر شده است؟
پرسش دیگر این است که چرا در فوتبال ایران، مسئولیتها گاهی بدون ارزیابی دقیق توانایی، تجربه و کارنامه افراد واگذار میشود؟ چه سازوکاری برای انتخاب افراد وجود دارد و چه کسی باید درباره تصمیمهای اشتباه پاسخ دهد؟ فوتبال حرفهای با آزمونوخطای بیپایان و توجیه ناکامیها اداره نمیشود.
آقایان! چه بخواهید و چه نخواهید، افت فوتبال ایران در بخشهای مختلف کاملا محسوس است. این وضعیت حاصل یک شکست یا یک تصمیم منفرد نیست؛ نتیجه انباشته شدن تصمیمهای نادرست، ضعف برنامهریزی، بیتوجهی به آموزش و نبود ارزیابی شفاف است. تداوم این روند، فاصله فوتبال ایران با استانداردهای روز را بیشتر خواهد کرد.
مردم حق دارند درباره سرنوشت تیمهای ملی خود مطالبهگر باشند و بدانند منابع، فرصتها و مسئولیتها چگونه مدیریت میشوند. اصلاح فوتبال ایران بیش از هر چیز به دانش، برنامهریزی، پاسخگویی و تصمیمهای مبتنی بر ارزیابی نیاز دارد و صرفاً با شعار، عذرخواهی و استفاده مکرر از عباراتی مانند «نسل طلایی» محقق نمیشود.
مردم از فوتبال خسته شدهاند نه به این دلیل که شکست را نمیپذیرند بلکه چون احساس میکنند پس از هر ناکامی، بهجای اصلاح، تنها با چند جمله عذرخواهی روبرو میشوند. شاید وقت آن رسیده باشد که مسئولان فوتبال، به جای تکرار وعدهها، یکبار با خودشان صادق باشند و پاسخ دهند تا چه زمانی قرار است فوتبال ایران چون «طبل غازی» باشد؛ بلندآواز و میان تهی.
انتهای پیام
