به گزارش ایسنا، محمدعلی داودی، کارشناس ارشد دفاعی در یادداشتی با عنوان «توان پهپادی ایران؛ کمهزینه، تاکتیکی و اثرگذار» آورده است:
«شاید آن روز که واژه پهپاد برای اولین بار در افکار عمومی مطرح شد، کسی تصور نمیکرد که این پرندههای هدایتپذیر از راه دور، به یکی از مولفههای قدرت نظامی کشورها از جمله ایران اسلامی تبدیل شود. پهپاد و ورود به عرصه پهپادی برای جمهوری اسلامی ایران اما صرفا دستیابی به یک فناوری و یک انتخاب فناورانه نبود؛ توسعه پهپاد در ایران، از ابتدا با نیازهای واقعی میدان نبرد و ضرورت دستیابی به توان شناسایی و مراقبت هوایی پیوند داشت. تجربه ۸ سال دفاع مقدس، محدودیت دسترسی به تجهیزات پیشرفته و ضرورت اتکا به توان داخلی، نیروهای مسلح را به سمت توسعه پرندههای بدون سرنشین سوق داد. مسیری که در همان سالهای دفاع مقدس آغاز شد، در سالهای بعد ادامه یافت و بهتدریج از مأموریتهای شناسایی و مراقبتی به عملیات رزمی، تهاجمی و دوربرد رسید.
در این مسیر، ارتش جمهوری اسلامی ایران نقش قابل توجهی در توسعه و سازماندهی توان پهپادی کشور داشت. نیروی زمینی، نیروی هوایی و نیروی دریایی ارتش، هر یک متناسب با مأموریتهای خود، به توسعه و بهکارگیری سامانههای بدون سرنشین روی آوردند و در نهایت، این روند به شکلگیری یک ساختار منسجم پهپادی در نیروهای تابعه ارتش منجر شد. برگزاری رزمایشهای تخصصی و مشترک، ایجاد یگانهای پهپادی و ورود تدریجی سامانههای جدید به سازمان رزم ارتش، نشان داد که پهپاد در ارتش دیگر یک ابزار جانبی نیست؛ بلکه به بخشی از طراحی عملیاتی این سازمان نظامی و البته، کل ساختار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
دست کم از دید رسانهای، نقطه عطف اقدامات پهپادی ارتش با رونمایی از پایگاه راهبردی پهپادی ۳۱۳ شکل گرفت، جایی که همزمان با نمایش پرندههای هدایتپذیری چون آرش، کمان ۱۲، کمان ۲۲، فطرس، مهاجر ۶ و ابابیل ۵، هم تصویری روشن از تنوع مأموریتهای پهپادی ارتش ارائه شد و هم قدرتهای جهانی را تکاپو انداخت تا به تقویت زیرساختهای رزمی و نظامی خود برای مقابله با شیوهای نوین از رزم، آماده شوند. رونمایی از پایگاه راهبردی یاد شده اما در آن مقطع، پیام تهاجمی برای دشمنان نداشت بلکه صرفا نمایش گوشهای از توان دفاعی ایران اسلامی بود.
در میان این دستاوردها، خانواده آرش جایگاه ویژهای دارند. آرش ۱ در رزمایشهای ارتش توان خود را در اجرای مأموریتهای دوربرد به نمایش گذاشت و در میدان نبرد جنگهای ناجوانمردانه ۱۲ و ۴۰ روزه، توان خود را به رخ دشمن و سامانههای دفاعی پر سر و صدایشان کشید. آرش ۲ نیز بهعنوان نمونه پیشرفتهتر این خانواده، برای عملیات در بردهای طولانی و انهدام اهداف مشخص توسعه یافت اما دستکم تا امروز، جزئیات دقیقی از آن منتشر نشده است. بر اساس اعلام فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران، آرش ۲ از برد عملیاتی حدود ۲ هزار کیلومتر برخوردار است. این ویژگی، در کنار قابلیت حمله به اهداف از پیش تعیین شده، این پرنده هدایتپذیر را به یکی از مهمترین پهپادهای دوربرد ایران اسلامی برای مقابله با اهدافی دورتر، تبدیل کرده است. اهدافی که دسترسی با موشک به آنها اگرچه ممکن است اما هزینه آن به مراتب بیش از پهپاد خواهد بود.
مساله هزینهکرد برای نابودی اهداف متخاصم زمانی پررنگتر شد که ایران اسلامی و نیروهای مسلح آن، به ناچار و برای دفاع از خاک و ملت خود، از فضای رزمایش به میدان نبرد واقعی رسیدند. رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا ناچار بودند میلیونها دلار پاتریوت را به کارگیرند تا توان مقابله با پهپادهای چند ۱۰ هزار دلاری را داشته باشند. این فرآیند، به زعم کارشناسان غربی نیز عدم توازن اقتصادی جنگ به ضرر رژیمهای سلطهگر را به نمایش گذاشت.
البته قدرت پهپادی ایران را نمیتوان تنها با یک یا دو مدل سنجید. خانواده شاهد، آرش، مهاجر، کمان و ابابیل، هر یک بخشی از یک منظومه گستردهتر هستند. نقطه قوت اصلی این منظومه، تنوع مأموریت، امکان تولید و جایگزینی، بردهای متفاوت و قابلیت استفاده همزمان با سایر سامانههای تهاجمی است. هنگامی که پهپاد در کنار موشک، پدافند هوایی، سامانههای شناسایی و شبکه فرماندهی و کنترل به کار گرفته میشود، دیگر با یک سلاح منفرد مواجه نیستیم؛ بلکه با یک شبکه رزمی مواجهیم که اجزای آن یکدیگر را تکمیل کرده و هر دشمنی را با ترس و هراس، مواجه خواهد کرد.
نبردهای اخیر نیز اهمیت این نگاه را بیش از پیش آشکار کردند به طوریکه عیان شد که در نبردهای امروز، تعداد، استمرار عملیات و قابلیت ایجاد فشار همزمان بر سامانههای دفاعی، در کنار دقت و قدرت تخریب، اهمیتی بیش از آنچه تصور میشد، داراست. در چنین شرایطی، مزیت یک سامانه فقط به فناوری پیچیده آن محدود نمیشود؛ بلکه توان تولید، سرعت جایگزینی، تنوع ماموریت و امکان بهروزرسانی نیز بخشی از قدرت رزمی به شمار میرود.
دستاورد اصلی ایران در این میان، شکلگیری یک توان بومی است؛ توانی که از طراحی و تولید تا آموزش، استقرار، فرماندهی و بهکارگیری عملیاتی را دربرمیگیرد. ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در این مسیر سهم مهمی برعهده داشته و بدون تبلیغات رسانهای مرسوم، با ایجاد یگانهای تخصصی، برگزاری رزمایشهای متعدد، راهاندازی پایگاههای پهپادی و بهکارگیری پهپادهایی چون آرشهای ۱ و ۲، ارتش ایران را به ارتشی سربلند در این حوزه، تبدیل کرده است.
واقعیت آن است که در جهان امروز و به لطف اقدامات کشورهای استکباری، نظم حاکم در بخشهایی دچار سقوط شده و در بخشهایی، در حال سقوط است و این یعنی، برای صلح، چارهای جز آمادگی برای جنگ، نیست. در این مسیر، فناوری در کنار نیروی انسانی، حرف اول را میزند. برنده کسی است که نیروی انسانی خود را بیش از طرف مقابل حفظ کند و با بهرهگیری از سامانههای با سرنشین و بدون سرنشین، شبکههای اطلاعاتی و تسلیحات دوربرد، آسیبهایی را به دشمن وارد کند که نه فقط رسانهای، بلکه راهبردی باشند. در چنین میدانی، برخورداری از توان پهپادی بومی و متنوع، یک مزیت مهم برای هر نیروی نظامیای محسوب میشود. البته پهپاد به تنهایی کافی نیست و برخورداری از جنگندههای نسل جدید در کنار سامانههای پدافندی سازگار شده با شرایط اقلیمی کشوری چون ایران به علاوه بهرهمندی از نیروی انسانی کارآزموده و متخصص، در این مسیر اهمیت بسیار بالایی دارند و ارتش میکوشد بیش از پیش، در این مسیر حرکت کند تا باردیگر، قدرت ایران را به رخ جهان بکشاند.»
انتهای پیام
