به گزارش ایسنا، غلامرضا بنی اسدی در یادداشتی در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: سیاست، تعیین اولویتها براساس شرایط و نیازهاست. افراط و تفریط هر دو سمهائی هستند که نه فقط امروز که فردا را هم میکشند. متأسفانه ما شاهد این دو رفتار مذموم هستیم. از یک سو، جریان افراط است که بهرغم حضور سازنده و واجد معنای رئیسجمهور پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل ودفاع تمامقد او از ایران و محور مقاومت، عدهای از چهرههای افراطی و مهرههای یک جریانِ خاص سمپاشیها علیه وی را شدت بخشیدهاند.
سخنرانی افراد مسألهدار در بعضی تجمعات و انتشار کلیپهای تحریکآمیز علیه رئیسجمهور توسط یک جریان میگوید که اینان نه تنها تعلقی به ایران و منافع ملی ندارند که حتی نقابِ دفاع از محور مقاومت هم بر چهره شان چنان سنگینی میکند که باید عنقریب منتظر افتادنش بود. برای این گروه کوچک و معدود اما صاحب تریبون، زمین خوردن رقیب حتی از برآمدن خودشان مهمتر است. به همین خاطر است که بر سر شاخه نشسته و ارّه به بُن آن میکشند. انگار افتادن و خرد شدن استخوان کمرشان مهم نیست مهم این است که رقیب هم بیافتد.
فضای مجازی پُر است از ساختههای ذهن بیمار و دستِ تبدار شان. از دیگر سو هم کلمات برای رئیسجمهور از نیامِ کنایه بیرون میآید. انگار اصحابِ تفریط توقع داشتهاند که رئیس جمهور، بر خون در جوشش کودکان مدرسه شجره طیبه، چشم بپوشد و « درِ باغ سبز» به قاتلان نشان دهد.
این گروه البته نه صدای بلندی دارند و نه دست شان به تریبون و قدرت میرسد. حداکثر نقی میزنند و لبان شان به غُر، غُر، خسته میشود و تمام. اما گروه اول، حسابشان فرق میکند. همه چیز دارند و مهمتر از این همه چیز این است که « همه چیز» را هم حق خود میدانند بیآن که برای دیگر زیست کنندگان در میهن، حقی قائل باشند. صدای شان، رفتارشان، حتی خونسردترین عاقلان را هم عصبانی میکند. فضا را به سمتی پیش میبرند که اگر تدبیر نشود، ماجرا دقیقا عکس مقصود اولیه رقم خواهد خورد.
قصد ما از هر گونه تجمع و راهپیمایی، فشرده شدن صفوف مردم و ساختن بنیان مرصوص در برابر دشمن سفاک بود و هست. ساختن سپری که وطن و انقلاب و امروز و فردای ایران را حفظ کند اما گاه میبینیم برخی همین ظرفیت ممتاز را به تیغ کلام تفرقه افکن، به مزرعه طمع صهیونیسم و قاتلان کودکان میناب تبدیل میکنند. رفتار وحدت شکنشان دارد دشمن را به خطای محاسباتی چند باره میرساند.
آنها قبلا هم روی گسلها حساب و روی اختلاف قمار کرده بودند و باز هم پشت همین میز نشستهاند. منتهی فقط خودشان نمیبازند که هزینه این باخت را ما میدهیم. میمانیم اما زخم برمی داریم. دشمن میبازد اما زخم میزند. به اهداف خود نمیرسد اما ما هم برای اهداف خود کم هزینه نمیدهیم. فکر کنم وقت آن رسیده است که تریبونهایی که به« کشت و کار تفرقه »مشغولند خاموش شوند. آن وقت« صدای وحدت» چنان بلند خواهد شد که دشمن را هم ناامیدتر از همیشه کند...
انتهای پیام
