به گزارش ایسنا، نشریه انگلیسی «اکونومیست» در تازهترین شماره خود با اختصاص تصویر جلد و یادداشت تفصیلی به تحولات غرب آسیا، نوشت: ایالات متحده در خاورمیانه گرفتار به نظر میرسد و هیچ راه خروج سادهای از جنگ خود با ایران ندارد. با این حال، این مناقشه به هر شکلی که پایان یابد، در حقیقت نشانگر تحولی کاملاً متفاوت خواهد بود چرا که این مناقشه به عقبنشینی آمریکا از منطقه غرب آسیا انجامیده است.
نشریه انگلیسی در ادامه گزارش کرد: عقبنشینی آمریکا بدین معنا است که سرانجام این کشور از هژمونی خود بر منطقه غرب آسیا چشمپوشی خواهد کرد. بهطوریکه برای نخستین بار از زمان فروپاشی و تجزیه امپراتوری عثمانی توسط قدرتهای بزرگ در یک قرن پیش، نظم فراگیر حاکم بر خاورمیانه دیگر از فاصلهای دور تحمیل و دیکته نخواهد شد.
اکونومیست در مرور خود بر یک سده مداخله ناکام غرب در منطقه، با اشاره به سه جنگ بزرگ و عملیاتهای مخفیانه آمریکا در غرب آسیا تأکید کرد: تلاشهای واشنگتن برای تحمیل طرحها و نقشههای خود به پایان خط رسیده است. ایالات متحده درست مانند بریتانیا، فرانسه و روسیه همچنان در منطقه حضور خواهد داشت و گهگاه برای پیگیری منافع مقطعی یا مبارزه با تروریسم به نیروی نظامی متوسل خواهد شد، اما نقش خود را به عنوان «معمار نظم منطقه» برای همیشه رها میکند.
نشانههای آشکار عقبنشینی واشنگتن از منطقه چیست؟
این نشریه انگلیسی با اشاره به ضربات کوبنده ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه در طول جنگ ۴۰ روزه و شواهد غیرقابلانکار عقبنشینی نظامی و راهبردی آمریکا نوشت: نشانههای این عقبنشینی قریبالوقوع، حتی با وجود آنکه دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل بار دیگر ایران را به نابودی تهدید میکند، کاملاً بارز است. دو نشانه در این میان برجستگی دارد: نخست، خودداری آمریکا از همراهی با متحدش، عربستان سعودی، در حمله به حوثیها در یمن است؛ واشنگتن نه تنها به کمک ریاض نرفت، بلکه در پشتصحنه با حوثیها وارد گفتوگو شد تا کشتیهای آمریکایی از حملات در امان بمانند. وقتی یک ابرقدرت با یک گروه شبهنظامی به توافق میرسد، همه میفهمند که به دنبال کاهش تعهدات خود در آن منطقه است.
اکونومیست نشانه دوم را ناکارآمدی زیرساخت نظامی آمریکا در خاورمیانه ارزیابی کرد و افزود: آمریکا در شرایط صلح حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نیرو در ۱۹ پایگاه منطقهای (که ۸ مورد آن دائمی بود) مستقر داشت. با این حال، جنگ جاری میزان آسیبپذیری مفرط این پایگاهها را در برابر موشکها و پهپادهای ارزانقیمت برملا ساخت. در نتیجه، واشنگتن ناچار به اتکا به ناوهای هواپیمابر و پایگاه اقیانوس هند در «دیهگو گارسیا» شد و اکنون کارشناسان نظامی تأکید میکنند نیروهای آمریکایی باید صرفاً در چند نقطه معدود نظیر اسرائیل و اردن متمرکز شوند.
تغییر اولویت به سمت مهار چین و تخلیه زرادخانههای ارتش آمریکا
این نشریه با اشاره به گزارشهای اخیر مبنی بر احتمال خروج ۲۵ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی از اروپا و تمرکز واشنگتن بر قاره آمریکا و رقابت با پکن، نوشت: دستگاه امنیتی واشنگتن خواهان آمادگی کامل برای مهار چین است؛ رقابتی که در مرز باریک میان همزیستی محتاطانه و خصومت آشکار قرار دارد. اما ورود به جنگهای فرسایشی در خاورمیانه که زرادخانههای ارتش آمریکا را خالی و نیروهای آن را از آسیا منحرف میکند، در خدمت هیچیک از این اهداف نیست.
از سوی دیگر، برخلاف گذشته که آمریکا واردکننده نفت بود، امروز خود به صادرکنندهای بزرگ تبدیل شده، در حالی که چین به بزرگترین مشتری نفت خلیج فارس بدل گشته است؛ با این وجود، پکن پس از مشاهده هزینههای مالی و جانی آمریکا در دهههای گذشته برای حفظ هژمون خود در منطقه، هرگز حاضر به جانشینی آمریکا برای هژمونی منطقه نخواهد شد.
سه بازیگر مهم منطقه و انزوای دولتهای عربی
اکونومیست در ادامه تحلیل خود تأکید کرد که خلأ ناشی از خروج هژمونیک آمریکا از منطقه، توسط سه قدرت منطقهای، یعنی «ایران، ترکیه و اسرائیل» پر خواهد شد که «هیچیک عرب نیستند.»
در این گزارش با اشاره به توانمندیهای ایران آمده است: مهمترین و سرسختترین این بازیگران، ایران است. اگر تهران از این مرحله با موفقیت عبور کند که احتمال آن بسیار بالاست، به دنبال تحمیل شروط خود از طریق مهار تنگه هرمز و بهرهبرداری از دستاوردهای جنگ در برابر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس خواهد بود. ایران به بازسازی و تقویت گروههای همسو با خود در خارج از مرزها ادامه خواهد داد، احتمالاً کار بر روی بازدارندگی هستهای را از سر میگیرد و در این مسیر از حمایتهای روسیه نیز بهرهمند خواهد شد.
اکونومیست از ترکیه به عنوان دومین قدرت نوظهور یاد کرد که مناسبات نزدیکی با جهان عرب ایجاد کرده، حامی دولت جدید در سوریه است، با عراق بر سر مسیرهای تجاری و مهار کردهای مسلح تعامل دارد و اخیراً توافق امنیتی با عربستان و پاکستان امضا کرده است. این نشریه، رژیم صهیونیستی را نیز به عنوان یک قدرت نظامی و اطلاعاتی خواند که پس از وقایع هفتم اکتبر خود را به یک «اسپارتای مدرن» تبدیل کرده و «در پی نابودی تمام تهدیدات پیرامونی است».
اکونومیست در ادامه نوشت: اما ایران، ترکیه و اسرائیل با داشتن تضادهای بنیادین در منافع میان خود، نمیتوانند به یک صلح پایدار دست پیدا کنند.
این نشریه انگلیسی در پایان، دولتهای عربی را «بازندگان اصلی» این گذار ژئوپلیتیک نامید و تصریح کرد: کشورهایی نظیر عراق و سوریه همچنان با ویرانههای جنگ داخلی دستوپنجه نرم میکنند؛ مصر توان خود را صرف فساد داخلی و سرکوب کرده است و پادشاهیهای حاشیه خلیج فارس نیز با طرحهای توسعه اقتصادی به دنبال سرپوش گذاشتن بر ایدئولوژیها هستند. اما مدل اقتصادی این دولتهای ثروتمند بهشدت به چتر امنیتی آمریکا متکی بود؛ چتری که اکنون با عقبنشینی واشنگتن برچیده شده و بالعکس رقابتهای درونی میان عربستان، امارات و قطر ناامنی را در این جغرافیا تشدید خواهد کرد.
انتهای پیام
