کارگردان اثر درباره داستان این نمایش در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: نمایشنامه به دوران پهلوی اول بازمیگردد و درباره زنی است که تحصیلات عالی خود را در حوزه درامنویسی در فرانسه گذرانده و پس از بازگشت به ایران، تصمیم میگیرد انجمنی با نام «بیداریخانه نسوان» تشکیل دهد. این زن در این انجمن بهصورت رایگان به زنان علاقهمند، درامنویسی آموزش میدهد و در ادامه با مشکلاتی مواجه میشود که تلاش میکند آنها را حلوفصل کند.
نازیلا ایرانزاد با اشاره به سابقه حضور خود بهعنوان بازیگر در این نمایشنامه، گفت: زمانی که با متن «بیداریخانه نسوان» مواجه شدم، با فاصله چند ماه پیشنهاد بازی در این نقش به من داده شد. زمانی که بهعنوان بازیگر در کنار کارگردان قرار میگیری، باید تمام تلاش خود را به کار بگیری تا در تحلیل مورد نظر و شیوه کارگردانی که کارگردان براساس آن اثر را پیش میبرد، سهیم باشی و در واقع تکهای از پازل باشی.
وی ادامه داد: آن زمان دیدگاه من با دیدگاه کارگردان، چه در شیوه کارگردانی، چه در انتخاب بازیگر و چه در انتخاب نوع صحنه، متفاوت بود و پیشنهادهای دیگری داشتم، اما زمانی که خودم متن را خواندم، با خودم گفتم روزی این متن را کار خواهم کرد. بالاخره پس از مدتها، دوسال پیش تصمیم گرفتم این نمایش را روی صحنه ببرم.
وی بیان کرد: در این اجرا به دیالوگها و نگرش نویسنده دست نزدم، اما نگاه متفاوتی به متن داشتم و کاراکتر محوری را به شخصیتی معطوف کردم که از نظر من در این درام، اساس مخالفت با شرایط موجود زمان خودش است و بر همین اساس مهرهها را چیدم. اینکه چقدر در این مسیر موفق شدهام یا نه، مخاطب باید درباره آن قضاوت کند و ببیند آیا این نگاه توانسته است پاسخ بگیرد یا خیر.
هر لحظه باید خودمان را اثبات کنیم
ایرانزاد درباره چالشهای زنان در مسیر فعالیت تئاتری نیز گفت: اینکه بگویم بهعنوان یک زن هیچ چالشی نداشتهام، با نگاه واقعگرایانه فاصله دارد؛ اما اینطور هم نیست که بگویم چون زن هستم، نمیتوانم کار کنم. زن بودن واقعیتی است که سختیهای خودش را دارد، اما وقتی یک زن کارگردان هستی و نگرش خاص خودت را نسبت به درام، تئاتر و این موضوع داری، بیشتر زیر ذرهبین قرار میگیری و بیشتر مورد نقد قرار میگیری.
وی ادامه داد: ما هر لحظه باید خودمان را اثبات کنیم، اما من معتقدم نیازی به اثبات نیست و با کارهایی که روی صحنه انجام میدهیم، تلاش میکنیم هم نگرش خود را منتقل کنیم و هم جایگاه خودمان را برای خودمان تثبیت کنیم. دوست ندارم رقابتی داشته باشم مگر با تئاتر و اصول آن. هر لحظه تلاش میکنم بیشتر و بیشتر به پختگی برسم و در این مسیر قدم بردارم.
وی افزود: قطعاً شکست نیز خواهم خورد و اتفاقاً یکی از لذتهای این راه ناهموار برای ما همین است. تمام تلاشم این است که آن تصویر و تصور ذهنی و ایدئولوژیای را که در خدمت نمایشنامه و نویسنده است، به زبان تصویر و احساس مخاطب و در قالبی نمادین ارائه کنم.
ایرانزاد در ادامه درباره تئاتر تبریز و مخاطبان گفت: امیدوارم مخاطبان تئاتر برای دیدن این اثر به سالن بیایند و خودشان ببینند که ماجرا چیست. همچنین امیدوارم حال تئاتر این روزهای ما بهتر از این باشد و سره و ناسره تا حدودی از هم جدا شود؛ هرچند اگر ناسرهای وجود نداشته باشد، من ادعایی ندارم که چه کسی مسیر تئاتر را درست طی میکند و چه کسی نادرست. هر نگرش تازه، آوانگارد و نو مستلزم این است که اصول را بشناسیم و با شناخت این اصول، دست به پیشتازی بزنیم.

«قمری» واقعبین است، نه آرمانگرا
رقیه ولیپور، بازیگر نقش «قمری» در این نمایش، درباره شخصیت خود گفت: قمری از آن کلفتهایی است که همراه جهاز میآید و نسل اندر نسل در خانه یک خانواده بوده است. قمری آدم واقعبینی است و برخلاف دیگر شخصیتها که بسیار ایدهآلگرا هستند، چیزی را که در جامعه میبیند، همانطور که هست میپذیرد و معتقد است بعضی اتفاقات شدنی نیستند.
وی ادامه داد: برای مثال، وقتی دیگران درباره حضور زنان و حق رأی صحبت میکنند، قمری با نگاه واقعبینانه خودش میگوید چنین چیزی شدنی نیست و زنان نمیتوانند رأی بدهند. همچنین این شخصیت نمک خاصی به کار اضافه میکند و فضای نمایش را تا حدودی لطیفتر میکند.
وی درباره دشواری ایفای چنین نقشی در یک اثر کمدیتراژیک اظهار کرد: اجرای این نقش بسیار سخت است؛ چراکه کمکم متوجه میشویم حتی چیزهایی که قمری به شوخی میگوید، در واقع جدی است، اما چون کسی به حرفش گوش نمیدهد، حرفهایش در آن موقعیت باعث خنده میشود. قمری واقعاً به چیزهایی که میگوید باور دارد و نکته جالب این است که چیزی که برای دیگران تراژدی است، برای قمری تراژدی نیست.
ولیپور درباره مخاطبان این نمایش نیز گفت: میخواهم بگویم واقعبین باشید. اگر برای دیدن تئاتر میآیید، واقعبین باشید و کسانی را که تلاش کردند چیزهایی را به ما یاد بدهند، فراموش نکنید. مخاطب این نمایش همه هستند؛ هم مردان و هم زنانی که با موانع مختلف مواجه هستند. بهویژه مردانی که مانع تحصیل و اشتغال زنان میشوند و اجازه پیشرفت به آنان نمیدهند.

اجرای دو نقش متفاوت روی صحنه تجربهای سخت و لذتبخش است
جواد کبیری، بازیگر نقشهای «هوشنگ» و «فریدون» نیز درباره شخصیتهای خود اظهار کرد: «هوشنگ» یک نظامی است که همسرش را دوست دارد، اما با پیشرفت او، تحصیل و فعالیتش در حوزه درامنویسی مشکل دارد. «فریدون» نیز شخصیتی لات و کوچهبازاری است که برایش قابل قبول نیست یک زن شبانه بیرون از خانه باشد و به خودش اجازه میدهد با زنی که شب بیرون است، رفتار خشونتآمیزی داشته باشد.
وی درباره اجرای همزمان این دو نقش گفت: دشواری کار این است که بازیگر باید پشت صحنه خودش را آماده کند تا از نقش قبلی خارج شود و وارد نقش جدید شود. این نخستین تجربه من است که دو کاراکتر را همزمان روی صحنه اجرا میکنم و این تجربه هم بسیار جالب، هم سخت و هم لذتبخش است.
به گزارش ایسنا، وی درباره مضمون نمایش اظهار کرد: این تئاتر میخواهد بگوید زنان در هر جامعهای، بهخصوص در ایران، از گذشته با فشارهایی مواجه بودهاند و نتوانستهاند به اندازه مردان از برخی حقوق و فرصتها برخوردار باشند. این مسئله فقط مختص ایران نیست و در جاهای مختلف وجود داشته، اما در اینجا بیشتر به چشم میخورد؛ بهویژه در دورهای که زنان از حق رأی و حتی حق داشتن گواهینامه برخوردار نبودند و بهتدریج شرایط بهتر شده است.

انتهای پیام
