کارگردان و طراح نمایش، درباره انتخاب این اثر و اجرای آن به زبان ترکی آذربایجانی در گفتوگو با ایسنا گفت: تراژدی الکترا تاکنون به این شکل در ایران اجرا نشده و اجراهایی که از آن صورت گرفته، یا مدرن بوده یا تغییراتی در متن ایجاد شده است. به همین دلیل احساس کردم ما در عرصه هنر رسالتی داریم و نباید آن را فراموش کنیم. وظیفه ما این است که شکل صحیح اجرای یک تراژدی را روی صحنه بیاوریم و تمام تلاشمان این بود که به متن و دنیای تراژدی وفادار بمانیم.
علی فتوحی بیان کرد: این را وظیفه خودمان میدانستیم و احساس میکنم در این برهه از تاریخ، بهویژه زمانی که شرایط از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دستخوش تغییرات زیادی است، شاید یکی از بهترین یا کمترین کارهایی که میتوانستیم انجام دهیم، همین بود. البته این نمایش حدود ۹ ماه قبل آغاز شد و به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی منطقه، اجرای آن چند بار به تعویق افتاد تا در نهایت امروز روی صحنه بیاید.
تلاش برای اجرای تراژدی به شکل صحیح
وی درباره ظرفیت زبان ترکی آذربایجانی برای اجرای تراژدی نیز اظهار کرد: در اجراهای تئاتر به زبان ترکی، کمدی، تئاتر حماسی و نمایشهای مدرن داشتهایم، اما تاکنون کسی تراژدی را تجربه نکرده بود. این نخستین تجربه گروه در ایران و منطقه آذربایجان است که یک تراژدی را به زبان ترکی اجرا میکنیم.
وی ادامه داد: ما متوجه شدیم قابلیتهای زبان ترکی به مراتب بیشتر است. یکی از هنرمندان تئاتر کشور دیگری که در یک جشنواره با او بودیم، زمانی که متن را میخواندم، بهویژه شعرهای همسرایان که دارای وزن، ریتم و موسیقی هستند، گفت انگار سوفوکل این اثر را برای زبان ترکی نوشته است.
کارگردان «الکترا» افزود: در ترجمههای دیگر، از جمله ترجمه فارسی، آوازهای همسرایان آن ریتمیک و دارای هارمونی نیست، اما در ترجمه ترکی متوجه شدیم این قابلیت بسیار بیشتر و توانمندتر است. شاید این اتفاق بتواند مسیری برای ترجمه بیشتر آثار کلاسیک به زبان ترکی باز کند.
وی درباره ارتباط مخاطب با اجرای ترکی الکترا نیز گفت: همیشه گفتهام مخاطب تئاتر تبریز بسیار فرهیخته است و مخاطب خوبی داریم. وقتی اجرای خوبی روی صحنه میآید، حتماً تماشاگر دارد، بهویژه وقتی اثر به زبان مادری اجرا میشود. با زبان مادری، یک چالش بزرگ از میان برداشته میشود؛ یعنی مخاطب راحتتر ارتباط برقرار میکند، فیلتر میان زبانها برداشته میشود، عواطف راحتتر منتقل میشوند، احساسات راحتتر درک میشوند و ارتباط شکل میگیرد.

«الکترا»؛ نقشی که نمیتوانستم رد کنم
بیتا آزادی، بازیگر نقش الکترا، درباره بازگشت خود به صحنه با این نمایش در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: پنج سال از صحنه دور بودم و هیچ قصدی هم نداشتم که دوباره به صحنه برگردم، اما وقتی آقای فتوحی نقش الکترا را به من پیشنهاد داد، در وجودم جرقهای زده شد و با خودم گفتم اگر اکنون این نقش را بازی نکنم، چه زمانی قرار است دوباره چنین نقشی را بازی کنم؟
وی افزود: همانطور که قبلا هم گفتم، بازی کردن چنین نقشی آرزوی هر بازیگر زن است. وقتی این نقش به من پیشنهاد شد، نتوانستم آن را رد کنم و گفتم باید این نقش را روی صحنه زنده کنم، اجرا کنم و درونیات این کاراکتر را حس کنم.
وی گفت: این نقش چالشهای بسیار زیادی داشت، چون باید همزمان چند مرحله سوگ، سوگ، انتظار برای انتقام و عدالت، نفرت از مادر و جستوجوی امید را تجربه کنم. پایان اثر بسیار مهم است؛ شاید در متن سوفوکل مستقیماً به آن اشاره نشده باشد، اما میدانیم الکترا یکی از کاراکترهای نفرینشده یونان باستان است.
آزادی ادامه داد: الهگان رحمت پس از مرگ مادر و ریخته شدن خون او، از اورست و الکترا دست برنمیدارند و آنها دچار خشم زئوس میشوند. الکترا در این مرحله میداند که دیگر زندگی برایش تمام شده است. شاید پیش از آن، با این انتقام به زندگی خود معنا میداد، اما با مرگ مادر، نفرین دیگری به او اضافه میشود و او همچنان یک کاراکتر نفرینشده باقی میماند.
وی در پاسخ به اینکه به بازیگران زن جوانی که تازه میخواهند وارد این مسیر شوند چه توصیهای دارد، اظهار کرد: کسانی که استعداد، شور و ذوق را در خود میبینند، میتوانند وارد این عرصه شوند. من همیشه گفتهام بازیگری کار آسانی نیست. بازیگری این نیست که متن را بگیریم، کاراکتر را بخوانیم و روی صحنه اجرا کنیم.
وی در پایان سخنانش تاکید کرد: باید چالشها و درونیات کاراکتر، زندگی، دغدغهها و زیست او را بشناسیم. علاوه بر این، باید استمرار داشته باشیم و بیان، بدن و احساس خود را تقویت کنیم. اینطور نیست که بگوییم بازیگر شدهایم و کار تمام شده است؛ بازیگری کار بسیار سختی است و باید بیان درست، بدن درست و احساس درست را در هر لحظه تقویت کنیم.

«مربی»؛ مرشد و جنگجوی اورست
علی پوریان، بازیگر نقش مربی، درباره شخصیت خود در گفتوگو با ایسنا گفت: این کاراکتر مربی اورست بوده و اورست را از کودکی از شهر برده، بزرگ کرده و تربیت کرده است. از یک طرف جنگجوست و تمام فنون جنگجویی را به اورست آموزش داده و از طرف دیگر، رابطهای شبیه مرید و مرادی میان این دو وجود دارد. این شخصیت یک جنگجوست و نقشه جنگ را میچیند. در واقع نقشه این انتقام را پیش از همه او طراحی کرده و همراه اورست میآیند و کارشان را انجام میدهند.
وی درباره تأثیر اجرای چنین آثار کلاسیکی بر تئاتر تبریز نیز گفت: برخی شاهکارها در هر زمانی قابلیت اجرا دارند و اساساً تئاتر یک کشور یا یک شهر با درامهای بزرگی که در آن شهر اجرا میشود، شناخته میشود. فکر میکنم اجرای چنین نمایشهایی با توجه به اینکه الکترا از نمایشهای شاخص یونان باستان است، قطعاً بر کیفیت اجراها در تبریز تأثیرگذار خواهد بود.
وی درباره وضعیت تئاتر تبریز اظهار کرد: تبریز تئاتر پویایی دارد. اگر تهران را کنار بگذاریم، در مقایسه با مراکز استانهای دیگر، تئاتر تبریز پویاست و حداقل از لحاظ کمّی همیشه تئاترهایی در سالنهای مختلف در حال اجرا داریم. این نشان میدهد تئاتر تبریز پویایی خود را حفظ کرده و این روند از سالها پیش وجود داشته و خوشبختانه ادامه دارد.
پوریان ادامه داد: به لحاظ کیفی، گاهی جنبههای سرگرمکننده تئاترها بر جنبههای تئاتری و اندیشهورزانه آنها غلبه میکند. تنها خطری که احساس میکنم تئاتر تبریز را تهدید میکند و احتمالاً در درازمدت بر آن تأثیر منفی خواهد گذاشت، پررنگ شدن جنبه سرگرمی در اجراهاست؛ چه از نظر اجرا و چه از نظر متن.

پارادوکس زندگی واقعی و اعمال کاراکتر
مرتضی میرزازاده، بازیگر نقش اورست، درباره چالشهای ایفای این نقش در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: یک موقعیت عجیب برای من این بود که با مادرم زندگی میکنم و در این نمایش باید نقش کسی را بازی میکردم که مادرش را میکشد. این پارادوکس برایم کمی عجیب بود، اما در عین حال چالش دوستداشتنی و لذتبخشی بود.
وی افزود: این نخستین نقش ترکی و آذری من است و همین موضوع چالش دیگری برایم ایجاد کرد. اولین بار است که به زبان مادریام بازی میکنم. اگر بخواهم بگویم سخت بود، شاید برای من کمی سخت بود، چون مطالعاتم در این زمینه کمتر است، اما تجربه لذتبخشی بود.
وی ادامه داد: با برخی واژهها آشنا شدم که شاید در شهر خودم کمتر از آنها استفاده میشد. این واژهها آنقدر غریب نیستند که معنیشان را متوجه نشویم، اما برای من شیرین بود که آنها را یاد گرفتم.
میرزازاده درباره اینکه نخستین اجرای این تراژدی به زبان ترکی چه حسی برای او دارد، گفت: اولین بودن چندان برای من اهمیت ندارد. در اینجا بیشتر یک ترجمه است و خوب است که آثار بزرگ جهان ترجمههای مختلف داشته باشند. خوشحالکننده است که ما نخستین گروهی بودیم که این کار را انجام دادیم، اما مهم این است که پیام اثر منتقل شود و اتفاق زیبایی رخ دهد و مخاطب با اثری مواجه شود که از نظر زیباییشناختی او را ارضا کند.

تلاش برای نشان دادن ظرفیت زبان ترکی در یک اثر کلاسیک
رامین بوستانی، بازیگر نقش شاه، نیز درباره شخصیت خود اظهار کرد: الکترا جزو نمایشهای اسطورهای و کلاسیک یونان است که در زمره تراژدیهای عظیم آن دوره قرار دارد. شخصیت شاه، زاده قدرت و طمع قدرت است و از نظر دغدغه و نگرش، همواره نسبت به کشته شدن پدرش احساس انتقام داشته است و از سوی دیگر، رابطهای نامیمون نیز در داستان شکل میگیرد که ادامه آن اتفاقات نمایش را رقم میزند.
وی درباره تجربه اجرای آثار به زبان ترکی گفت: پیش از این نیز چند کار به زبان ترکی اجرا کرده بودیم، اما هیچکدام به این سنگینی نبودند. هدف ما از این کار این بود که نشان دهیم زبان ترکی عمق و ظرفیت لازم را دارد تا بتوان یک نمایشنامه عمیق و کلاسیک یونانی را به این زبان اجرا کرد.
وی درباره چالشهای این تجربه نیز اظهار کرد: چالش اصلی زبان بود؛ زبانی که بسیار کلاسیک و سنگینتر است. از طرفی باید با تماشاگر ارتباط برقرار میکردیم و با این چالش مواجه بودیم که دیالوگها به بهترین شکل منتقل شوند و مفهوم کار و دیالوگها به مخاطب برسد.
به گزارش ایسنا، بوستانی با اشاره به بازخورد مخاطبان گفت: به نظر من تا اینجای کار موفق بودهایم. با توجه به بازخوردی که از تماشاگران داشتهایم، شرایط بسیار بهتر شده است. فکر میکنم این نخستین قدمهایی که برای زبان ترکی برمیداریم، نشان میدهد ظرفیت آن وجود دارد که بتوانیم آثار دیگری را نیز به زبان ترکی ارائه کنیم.

انتهای پیام
