فاطمه مدرسی در گفتوگو با ایسنا افزود: شمس تبریزی در تاریخ عرفان فارسی جایگاهی متفاوت دارد؛ زیرا او بیش از آنکه صاحب یک دستگاه منظم عرفانی باشد، صاحب یک شیوه خاص برای دگرگون کردن انسان است.
وی افزود: بسیاری از عارفان درباره حقیقت، عشق، معرفت، نفس و سلوک سخن گفتهاند؛ اما شمس این مفاهیم را از حالت نظری بیرون میآورد و مستقیماً با انسان و تجربه زیسته او درگیر میکند.
مدرسی، بیپروایی شمس در شکستن عادتهای فکری و عرفی را از ویژگیهای ممتاز او دانست و گفت: او با پرسش، اعتراض، غافلگیری، گفتوگو و حتی گاه سخنان تند، مخاطب را از امنیت فکری خود بیرون میکشد. از همین رو شمس را نمیتوان فقط «عارف عاشق» نامید؛ او در عین حال عارفِ پرسش، گفتوگو، تحول و بیداری است.
وی ادامه داد: شمس حتی در نسبت با مولانا نیز تنها یک استاد یا پیر نیست. آنچه در این رابطه اهمیت دارد، تأثیر متقابل دو انسان بر یکدیگر و تولد یک تجربه تازه از عرفان است. مولانا پس از دیدار شمس همان انسان پیشین نیست و همین دگرگونی، اهمیت تاریخی و ادبی این ملاقات را چند برابر میکند.
این استاد ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه افزود: شمس عارفِ پرسش، گفتوگو، تحول و بیداری است و شاید همین ویژگی، او را برای انسان امروز نیز زنده نگه داشته است.
مدرسی با تأکید بر ضرورت طرح پرسشهای تازه درباره شمس اظهار کرد: به گمان من، مسئله اصلی این نیست که درباره شمس کم نوشتهایم؛ بلکه این است که بخش مهمی از پژوهشها هنوز شمس را از زاویههای آشنا تکرار میکنند. هنوز میتوان از مقالات شمس پرسشهای تازهای مطرح کرد.
وی بااشاره به چند حوزه مهم شایسته پژوهش جدیتر در موردشمس گفت: «شمس و هنر گفتوگو» یکی از این حوزههاست. گفتوگو در مقالات شمس فقط انتقال اندیشه نیست؛ خودِ گفتوگو وسیله تغییر انسان است.
مدرسی ادامه داد: «شمس و بحران مرجعیت» نیز از دیگر حوزههای مهم است. شمس بارها با مرجعیتهای تثبیتشده، دانشی که به عادت تبدیل شده و تقدسِ بیپرسش درگیر میشود. این مسئله برای جامعه امروز بسیار قابل تأمل است.
وی «شمس و هنر غافلگیری» را نیز از دیگر موضوعات شایسته پژوهش دانست و گفت: یکی از شیوههای مهم او شکستن انتظار مخاطب است؛ او گاه عمداً مخاطب را از مسیر معمول اندیشه خارج میکند تا امکان دیدن دیگری فراهم شود.
مدرسی افزود: «شمس و خودویرانگری گوینده» نیز ظرفیت پژوهش دارد. در سخنان شمس، گوینده نیز همواره در معرض پرسش و نفی خویش است؛ بنابراین باید رابطه «منِ گوینده» و «منِ مخاطب» دوباره بررسی شود.
وی ادامه داد: «شمس و مسئله دیگری» نیز موضوع مهمی است؛ دیگری در اندیشه شمس فقط مرید یا مخاطب نیست؛ دیگری میتواند عامل دگرگونی «من» باشد.
مدرسی درباره «شمس و اخلاق رابطه» نیز گفت: محبت، دشمنی، دوستی، رنجاندن، بخشیدن و امکان عبور از خصومت، ظرفیت مهمی برای پژوهشهای میانرشتهای درباره شمس دارد.
وی همچنین «شمس و انسان معاصر» را از دیگر حوزههای قابل بررسی دانست و افزود: اضطراب، تنهایی، بیگانگی، بحران معنا و گسست ارتباطی را میتوان با تکیه بر مقالات شمس از منظری تازه بررسی کرد.
مدرسی با تأکید بر نقش دانشگاهها در این زمینه اظهار کرد: به نظرم دانشگاهها باید از پژوهشهایی که صرفاً میپرسند «شمس چه گفته است؟» به سمت پژوهشهایی بروند که میپرسند: «شمس با گفتن این سخن چه تغییری در انسان، رابطه انسانها و شیوه دیدن جهان ایجاد میکند؟»؛ این تغییر پرسش، میتواند راه را برای پژوهشهای واقعاً تازه باز کند.
این استاد دانشگاه درباره چگونگی پیوند اندیشه شمس با مسائل امروز گفت: راه این کار، امروزی کردن مصنوعی شمس نیست؛ بلکه باید ابتدا اندیشه او را دقیق و تاریخی فهمید و سپس ظرفیتهای آن را برای مسائل امروز کشف کرد.
مدرسی ادامه داد: برای مثال، اگر شمس درباره «خود»، «دیگری»، «دوستی»، «دشمنی»، «دانش»، «تعصب» یا «عشق» سخن میگوید، پژوهشگر میتواند این مفاهیم را با مسائل انسان امروز در گفتوگو قرار دهد؛ نه اینکه سخنان امروزی را به شمس نسبت دهد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: پژوهش دانشگاهی در این زمینه میتواند سه مرحله داشته باشد؛ نخست، متنشناسی دقیق شامل شناخت نسخهها، روایتها، زمینه تاریخی و معنای دقیق سخنان شمس؛ دوم، تحلیل نظری و قرار دادن اندیشه شمس در گفتوگو با حوزههایی مانند فلسفه، روانشناسی، مطالعات ارتباطات، اخلاق، جامعهشناسی و نظریههای جدید ادبی، البته بدون تحمیل نظریه جدید بر متن؛ و سوم، بازخوانی مسئلهمحور و پرسیدن اینکه اندیشه شمس درباره مسائلی مانند تنهایی، بحران ارتباط، خشونت کلامی، تعصب، بیگانگی، بحران هویت و فقدان معنا چه پرسشهایی برای انسان امروز ایجاد میکند.
مدرسی خاطرنشان کرد: در این صورت، شمس دیگر فقط موضوع یک درس دانشگاهی یا یک شخصیت تاریخی نخواهد بود؛ به طرف گفتوگوی انسان معاصر تبدیل میشود و مهمترین رسالت پژوهش دانشگاهی درباره شمس این است که شمس را برای امروز ساده نکنیم، بلکه آنقدر عمیق او را بفهمیم که بتوانیم با او درباره مسائل امروز گفتوگو کنیم.
انتهای پیام
