داوود سلیمانی کارشناس خبر و فعال حوزه انرژی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:
در شرایط جنگی، شاید این رفتارها کوچک به نظر برسند اما وقتی میلیونها نفر همزمان همین انتخاب کوچک را انجام دهند، نتیجه دیگر کوچک نیست؛ در شرایط جنگی، آگاهی، اعتماد و همراهی مردم و رسانهها یک ضرورت ملی است.
تابآوری اجتماعی؛ مقدمه عبور از چالشهای انرژی
در شرایطی که کشور با جنگ، تحریم، فشار اقتصادی و محدودیتهای زیرساختی مواجه است، تابآوری جامعه بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. تابآوری به این معنا نیست که جامعه نباید با هیچ محدودیتی مواجه شود؛ بلکه یعنی اگر با بحران یا محدودیت روبهرو شدیم، بتوانیم با آگاهی، آمادگی، اعتماد و همکاری، آثار آن را کاهش دهیم و خدمات حیاتی را حفظ کنیم.
در حوزه انرژی، این موضوع اهمیت بیشتری دارد زیرا انرژی مستقیما با زندگی روزمره مردم، فعالیت صنایع، حملونقل، بیمارستانها، شبکه آب، ارتباطات و امنیت اقتصادی کشور ارتباط دارد. بنابراین امروز تابآوری انرژی فقط وظیفه نیروگاه، پالایشگاه یا دستگاههای اجرایی نیست؛ بلکه یک مسئولیت مشترک میان دولت و صنعت، رسانه و مردم است.
مردم؛ بخشی از راهحل، نه بخشی از مشکل
یکی از مهمترین نکاتی که باید در افکار عمومی نهادینه شود این است که مردم صرفا مصرفکننده انرژی نیستند؛ بلکه بخشی از زنجیره تامین و مصرف انرژی کشور هستند. هر خانواده، اداره، فروشگاه، کارخانه و واحد صنعتی، یک حلقه از این زنجیره است.وقتی میلیونها مصرفکننده، برق، گاز و سوخت را بدون توجه به نیاز واقعی مصرف میکنند، فشار آن در نهایت به کل زنجیره منتقل میشود اما اگر همین میلیونها نفر مصرف غیرضروری را کاهش دهند، نتیجه میتواند بسیار بزرگ باشد. خاموش کردن یک چراغ اضافی بهتنهایی شاید اتفاق بزرگی نباشد اما میلیونها چراغ اضافی، دیگر یک موضوع کوچک نیست.
تنظیم صحیح وسایل سرمایشی، جلوگیری از روشن ماندن تجهیزات بدون استفاده، مدیریت مصرف گاز و برق و کاهش سفرهای غیرضروری نیز بخشی از همین رفتار مسئولانه است. صرفهجویی به معنای محرومیت نیست؛ به معنای جلوگیری از هدررفت منابع است. هدف این نیست که مردم کمتر زندگی کنند؛ هدف این است که منابع محدود کشور، درستتر و مسئولانهتر مصرف شوند.
رسانهها؛ ضلع مهم تابآوری اجتماعی
در شرایط جنگی و بحرانی، رسانهها نقش مهمی در شکلدهی به افکار عمومی دارند. یک خبر نادرست یا روایت ناقص میتواند نگرانی ایجاد کند و در مقابل، یک روایت دقیق و مسئولانه میتواند به آرامش، آگاهی و همراهی جامعه کمک کند. رسانه نباید مشکلات واقعی را پنهان کند اما نباید مسائل پیچیده انرژی را نیز به تیترهای ساده و دوگانه تبدیل کند.
اینکه فقط گفته شود «مازوت بد است» یا «برق باید تولید شود»، مساله انرژی را حل نمیکند. جامعه باید بداند پشت این دو مطالبه، یک زنجیره پیچیده از تامین سوخت، تولید برق، حفظ صنایع، اشتغال، اقتصاد و محیط زیست قرار دارد. رسانه باید رابطه میان بنزین، گاز، برق، پالایشگاه، نیروگاه و مصرفکننده را برای مردم قابل فهم کند، درباره روشهای کاهش مصرف اطلاعرسانی کند و در کنار بیان مشکلات، اقدامات و ظرفیتهای صنعت انرژی را نیز منصفانه روایت کند و مهمتر از همه، رسانه باید به شکلگیری اعتماد عمومی کمک کند.
اعتماد عمومی؛ پیششرط همراهی جامعه
نمیتوان از مردم انتظار همراهی داشت، اما واقعیتها را برای آنها توضیح نداد. اگر جامعه بداند یک محدودیت انرژی از کجا ناشی میشود، چه راهکارهایی برای مدیریت آن وجود دارد و دستگاههای مسئول چه اقداماتی انجام میدهند، آمادگی و همراهی بیشتری خواهد داشت. بنابراین اطلاعرسانی شفاف، بخشی از مدیریت انرژی است و اعتماد عمومی خود یک زیرساخت است.
همانطور که نیروگاه به تجهیزات، شبکه برق به خطوط انتقال و صنعت نفت به پالایشگاه نیاز دارد، مدیریت بحران انرژی نیز به اعتماد و همراهی مردم نیازمند است؛ البته مسئولیت فقط بر عهده مردم نیست و نباید مفهوم مدیریت مصرف به این معنا برداشت شود که مردم باید تمام مشکلات انرژی را حل کنند.
دولت و صنعت؛ مسئولیتهای مهم در تابآوری انرژی
دولت و صنعت نیز وظایف مهمی دارند از جمله: افزایش ظرفیت و راندمان تولید، توسعه و نوسازی زیرساختها، کاهش تلفات انرژی، تامین پایدار گاز، نوسازی تجهیزات نیروگاهها و پالایشگاهها، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، کاهش آلایندگی، افزایش بهرهوری و برنامهریزی بلندمدت برای امنیت انرژی. وزارتخانههای نفت و نیرو و مجموعههای وابسته به آن ها در این زنجیره مسئولیتهای مهم و تعیینکنندهای دارند. مردم باید مصرف را مدیریت کنند اما همزمان باید از دولت و صنعت نیز انتظار داشت که تولید کارآمدتر، زیرساخت پایدارتر و برنامهریزی دقیقتر داشته باشند.
مازوت؛ یک انتخاب مطلوب یا یک راهکار اضطراری؟
نیروگاههای حرارتی برای تولید برق، گاز طبیعی را بهعنوان سوخت اصلی و مطلوب خود مصرف میکنند اما هنگامی که در شرایط خاص، تامین گاز با محدودیت مواجه میشود، استفاده از سوختهای مایع مانند گازوئیل یا نفتکوره میتواند بهعنوان سوخت جایگزین، در چارچوب سیاستها و الزامات مربوط، مطرح شود.
این موضوع به هیچ وجه به معنای مطلوب بودن مصرف مازوت نیست. استفاده از سوختهای سنگین میتواند پیامدهای فنی و بهرهبرداری داشته باشد، نیاز به تعمیر و نگهداری را افزایش دهد و هزینههای بیشتری به مجموعه تولید برق تحمیل کند. از سوی دیگر، آثار زیستمحیطی سوختهای سنگین نیز موضوعی جدی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
بنابراین نیروگاه و صنعت برق همزمان دو دغدغه دارند؛ تولید برق پایدار و حفاظت از محیط زیست. راهکار پایدار آن است که با تامین مطمئن گاز، افزایش راندمان، کاهش مصرف سوخت، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و بهینهسازی زیرساختها، نیاز به استفاده از سوختهای سنگین تا حد امکان کاهش یابد.
شرایط جنگی، معادله انرژی را پیچیدهتر میکند
وقتی کشوری با شرایط جنگی، ناامنی منطقهای، تحریم و فشار اقتصادی مواجه است، زیرساختهای حیاتی اهمیت مضاعفی پیدا میکنند. انرژی فقط یک کالای اقتصادی نیست؛ بخشی از زیرساخت حیاتی کشور است. برق برای بیمارستان، کارخانه، شبکه آب، ارتباطات، حملونقل و زندگی روزمره مردم ضروری است. گاز برای خانهها، صنایع و نیروگاهها اهمیت دارد. بنزین برای حملونقل و فعالیت اقتصادی ضروری است و نیروگاهها باید در تمام این شرایط برای حفظ تولید برق آماده باشند.
در چنین وضعیتی، هر اختلال در یک بخش میتواند آثار خود را در بخش دیگری نشان دهد. بنابراین در شرایط جنگی، حفظ هر واحد تولید، هر مترمکعب گاز و هر لیتر فرآورده نفتی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اینجاست که موضوع مدیریت مصرف از یک توصیه عمومی فراتر میرود و به بخشی از تابآوری ملی تبدیل میشود.
امروز باید برای فردای دشوار آماده باشیم
هدف از طرح این مباحث، ایجاد نگرانی در جامعه نیست. برعکس، هدف این است که جامعه پیش از رسیدن به شرایط دشوار، آمادگی ذهنی و رفتاری لازم را داشته باشد. اگر روزی محدودیت بیشتری در تامین انرژی ایجاد شد، مردم نباید برای نخستین بار آن روز درباره چرایی مساله فکر کنند. باید از امروز بدانند که انرژی یک زنجیره است. باید بدانند که مصرف آنها اثر ملی دارد. باید بدانند که رسانهها در انتقال اطلاعات صحیح نقش دارند و باید بدانند که دولت و صنعت نیز در برابر امنیت انرژی، تولید پایدار و حفاظت از محیط زیست مسئولیت دارند؛ این یعنی آمادگی بدون اضطراب.
انتخاب ما فقط میان بنزین و مازوت نیست
شاید مهمترین نکته این باشد که مساله امروز را نباید به انتخاب میان «بنزین یا مازوت»، «برق یا محیط زیست» و «مصرف یا محدودیت» تقلیل داد. انتخاب اصلی، انتخاب میان مصرف بیمحابا و مصرف مسئولانه است، میان هدررفت و بهرهوری، میان بیتفاوتی و مشارکت و میان جامعهای که در برابر بحران غافلگیر میشود و جامعهای که برای عبور از شرایط دشوار آماده است.
برای هوای پاکتر، برق پایدارتر، بنزین کافیتر، استمرار فعالیت صنایع و حفظ سرمایههای ملی، همه ما سهمی داریم. هر کیلوواتساعت برقی که بیدلیل مصرف نشود، هر مترمکعب گازی که هدر نرود و هر لیتر سوختی که مسئولانه مصرف شود، بخشی از فشار زنجیره انرژی را کاهش میدهد. در شرایط جنگی، شاید این رفتارها کوچک به نظر برسند اما وقتی میلیونها نفر همزمان همین انتخاب کوچک را انجام دهند، نتیجه دیگر کوچک نیست.
امروز صنعت برق برای روشن نگه داشتن چراغ خانهها تلاش میکند، صنعت نفت و گاز برای تامین سوخت و انرژی تلاش میکنند و دستگاههای اجرایی برای حفظ زیرساختهای حیاتی کشور مسئولیت دارند اما این تلاش زمانی نتیجه بیشتری خواهد داشت که رسانهها آگاهی ایجاد کنند و مردم نیز آگاهانه همراه شوند. جامعه برای عبور از شرایط سخت، بیش از هر چیز به آگاهی، اعتماد و همدلی نیاز دارد. در شرایط جنگی، تابآوری انرژی فقط با ساخت نیروگاه و توسعه زیرساختها ایجاد نمیشود؛ بخشی از آن در رفتار روزمره ما شکل میگیرد. انرژی سرمایه مشترک ماست، امنیت انرژی مسئولیت مشترک ماست و تابآوری، حاصل همراهی همه ماست. از پالایشگاه تا نیروگاه، از شبکه گاز تا شبکه برق، از کارخانه تا خودرو و از رسانه تا خانه، همه ما بخشی از یک زنجیره هستیم. برای روشن ماندن چراغ ایران، باید این زنجیره را با آگاهی، مسئولیتپذیری و همراهی حفظ کنیم.
در نهایت میتوان مسیر تابآوری انرژی را در سه ضلع خلاصه کرد:
۱- دولت و صنعت؛ تولید پایدار، زیرساخت مقاوم، بهرهوری بیشتر و آلایندگی کمتر
۲- رسانه؛ اطلاعرسانی دقیق، تبیین واقعیتها، مقابله با اطلاعات نادرست و تقویت اعتماد
۳- مردم؛ مصرف مسئولانه، جلوگیری از هدررفت و همراهی در دورههای اوج مصرف و بحران
هیچکدام از این سه ضلع بهتنهایی کافی نیستند. تابآوری زمانی شکل میگیرد که دولت و صنعت، رسانه و مردم در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
در شرایط جنگی، افکار عمومی نیز باید آماده باشد
یکی از وظایف مهم امروز، آمادهسازی افکار عمومی برای مواجهه با شرایط دشوار احتمالی است اما این آمادهسازی نباید بر پایه ترس، نگرانی یا ایجاد احساس بحران دائمی باشد. جامعه باید واقعیت را بداند، اما نترسد. محدودیتها را بشناسد، اما ناامید نشود و نقش خود را بداند، اما احساس نکند تمام مسئولیت بر دوش اوست. این همان نقطهای است که مفهوم تابآوری اجتماعی شکل میگیرد. مردم زمانی همراه میشوند که بدانند چرا باید مصرف خود را مدیریت کنند، این اقدام چه اثری دارد و همزمان دستگاههای مسئول چه وظایفی بر عهده دارند.
انرژی؛ یک زنجیره بههمپیوسته است
وقتی از انرژی سخن میگوییم، معمولاً هر یک از حاملهای انرژی را جداگانه میبینیم. از بنزین مورد نیاز خودروها گرفته تا گاز مصرفی خانهها، برق مورد نیاز صنایع و سوخت نیروگاهها اما واقعیت این است که اینها جزیرههای جدا از هم نیستند. انرژی یک زنجیره بههمپیوسته است. این زنجیره از نفت خام و پالایشگاه آغاز میشود، به فرآوردههای نفتی میرسد، در شبکههای گاز و برق جریان پیدا میکند و در نهایت در خانهها، خودروها، کارخانهها، بیمارستانها، فروشگاهها و دیگر بخشهای جامعه به مصرف میرسد.
در شرایط عادی نیز مدیریت این زنجیره اهمیت دارد اما در شرایط جنگی، تحریم، فشار اقتصادی و محدودیتهای زیرساختی، اهمیت آن چند برابر میشود. در چنین شرایطی، موضوع فقط تولید بیشتر انرژی نیست بلکه حفظ زیرساختها، جلوگیری از هدررفت، مدیریت مصرف و افزایش تابآوری جامعه نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
مساله انرژی را نباید با یک سؤال ساده پاسخ داد. گاهی بحث انرژی به یک پرسش ساده تقلیل پیدا میکند: چرا نیروگاه مازوت مصرف میکند؟ اما پرسش کاملتر این است: چگونه میتوان همزمان برق پایدار برای خانهها و صنایع، گاز موردنیاز بخشهای مختلف، بنزین موردنیاز حملونقل و الزامات حفاظت از محیط زیست را تامین کرد؟
پاسخ این پرسش، ما را از نگاه تکبعدی به یک نگاه زنجیرهای میرساند. پالایش نفت خام فقط برای تولید بنزین نیست. در فرآیند پالایش، مجموعهای از فرآوردههای سبک و سنگین تولید میشود و میزان تولید هر فرآورده به نوع نفت خام، فناوری و ساختار پالایشگاه وابسته است. از سوی دیگر، نیروگاههای حرارتی برای تولید برق پایدار عمدتاً به گاز طبیعی متکی هستند. بنابراین هر تصمیم در یک بخش میتواند بر بخش دیگری اثر بگذارد.
این زنجیره را میتوان بهصورت ساده چنین دید:
نفت خام ← پالایشگاه ← فرآوردههای نفتی ← سوخت ← نیروگاه ← برق ← خانه و صنعت
در کنار آن، زنجیره گاز نیز به شکل دیگری با تولید برق، مصرف خانگی و فعالیت صنایع در ارتباط است. پس مساله انرژی را نمیتوان با نگاه «این بخش جدا از آن بخش است» مدیریت کرد.
رابطه افزایش تولید بنزین داخلی و مصرف مازوت
در شرایط جنگی و تحریم، محدودیت یا عدم امکان واردات بنزین، ضرورت تامین نیاز داخلی را افزایش میدهد و پالایشگاهها ناگزیرند با ظرفیت بیشتری به تولید و فرآوری نفت برای تامین سوخت موردنیاز کشور ادامه دهند. افزایش و تداوم فرآوری نفت، همزمان با تولید فرآوردههای مختلف، مستلزم مدیریت و خروج محصولات سنگین پالایشی از چرخه پالایش است.
در شرایطی که به دلیل تحریمها و محدودیتهای حملونقل و بازارهای صادراتی، امکان صادرات بخش قابل توجهی از این محصولات، از جمله مازوت، محدود یا دشوار است، یکی از مسیرهای مصرف داخلی آن، نیروگاههای حرارتی هستند؛ نیروگاههایی که از مصرفکنندگان عمده سوخت مایع کشور به شمار میروند. از سوی دیگر، کمبود گاز در برخی مقاطع، بهویژه در دورههای اوج مصرف، نیروگاهها را با محدودیت تامین سوخت اصلی خود مواجه میکند. بنابراین در چنین شرایطی، برخی نیروگاهها ناگزیرند برای حفظ پایداری شبکه برق و تداوم تولید، از سوخت مایع از جمله مازوت استفاده کنند.
به بیان ساده، در شرایط جنگی و تحریم، زنجیره انرژی بههم پیوسته است:
تامین بنزین مورد نیاز مردم، تداوم فعالیت پالایشگاهها، مدیریت محصولات سنگین پالایشی، محدودیت صادرات و تامین گاز نیروگاهها، همگی بر یکدیگر اثر میگذارند. به همین دلیل، موضوع مازوت را نمیتوان جدا از کل زنجیره تامین انرژی کشور تحلیل کرد.
انتهای پیام
