مرتضی ابراهیمی ۱۶ مهر ماه، در نشست هسته سیاسی خارجی چندهمسایگی دانشگاه فردوسی مشهد، در تشریح تابآوری ایران در قبال منازعات اخیر با آمریکا، اظهار کرد: پیش از هر چیز ارائه تعریف تابآوری و منازعه ضروری است. تابآوری موضوعی میانرشتهای است که در علوم مختلف تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است. تابآوری توانایی بازیابی یا تغییر مثبت پس از وقوع فاجعه است. «بازیابی» در تابآوری اهمیت دارد. در یک تعریف خلاصهشده، تابآوری به معنای ظرفیت یک سیستم برای جذب شوک و سپس سازگاری با فشارهای خارجی و حفظ کارکردهای اساسی است.
وی با بیان اینکه چهار نکته جذب شوک، سازگاری، بازگشت و تحول در بحث تابآوری دارای اهمیت است، اضافه کرد: اگر نتوانیم شوک واردشده به جامعه یا فرد را تحمل، پذیرش و حل و فصل کنیم، قطعاً نمیتوانیم با آن بحران و اتفاق ارتباط برقرار کنیم و آن را در ادامه به نفع خود رقم بزنیم. لذا در تابآوری، این چهار اصل بسیار مهم است. جنگی که اکنون در آن هستیم، ناچار به جنگ تابآوری تغییر یافته است. یعنی آمریکا در ابتدا خواست جنگ را در چند روز به پایان برساند، اما چون نتوانست، ترامپ با مشورت مشاورانش به ناچار وارد جنگ فرسایشی شد.
این تحلیلگر اقتصاد بینالملل ادامه داد: دومین کلمهای که در این گزاره باید با آن بهتر ارتباط برقرار کنیم، منازعه است. منازعه میتواند سه سطح داشته باشد؛ یک، فشار اقتصادی و تحریمهای همهجانبه، دو، درگیری محدود چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم و سه، جنگ گسترده یعنی همان جنگ زیرساختها. نه در جنگ ۱۲ روزه و نه در جنگ رمضان، آمریکا و رژیم صهیونیستی به خواستههای خود نرسیدند و نهایتا وارد دورهای فرسایشی شدند. فشار و تحریم را نیز از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تجربه کردهایم.
ابراهیمی با اشاره به اینکه منازعه با آمریکا را در سه سطح فشار اقتصادی و تحریمهای همهجانبه، درگیری محدود مستقیم یا غیرمستقیم و جنگ گسترده تجربه کردیم، افزود: معمولاً بازارها به شدت، مدت و قابلیت پیشبینی منازعه واکنش نشان میدهند و زمانی که متوجه شوند صحبتهای ترامپ دیگر حالت واقعی ندارد، قیمتها را صعودی میکنند. اکنون میبینید قیمت نفت، به تعبیر بورسیها، روی صد دلار کفسازی کرده و دیگر به صحبتهای ترامپ اهمیت نمیدهد.
وی با بیان اینکه اکنون بازار از فرسایشی شدن جنگ مطلع شده است، اظهار کرد: البته قرار نیست به زودی خواستههای بازار انرژی تأمین شود. حتی اگر همین امروز تنگه هرمز باز شود، به دلیل وقفهای که در تأمین انرژی صنایع کشورها افتاده، قطعاً با رکود و نوسانات افزایشی قیمت انرژی روبهرو خواهیم بود. قرار نیست فعلاً قیمت انرژی کاهش پیدا کند. دورهای که با یک صحبت ترامپ، نرخ انرژی چند سنت یا چند دلار کاهش پیدا میکرد، تمام شده و قطعاً از این پس بازار با نگاهی بدبینانه به صحبتهای آقای ترامپ گوش میدهد.
۴ ستون تابآوری ایران
این مدرس دانشگاه با اشاره به چهار نقطه قوت تابآوری ایران، بیان کرد: اول تجربه طولانی از تحریمهاست؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، با تحریم سازگاری خاص پیدا کرده است و این تحریمها دیگر مانند دهههای پیش اثرگذار نیستند. نکته مهم بعدی در تابآوری ایران، جغرافیای سیاسی کشور است. ایران با هفت کشور مرز مشترک دارد. همچنین تنگه هرمز به عنوان کلید منازعهٔ ایران و آمریکا در این روزها، بیش از ۱۵۸ کیلومتر طول و حدوداً ۱۱چ کیلومتر عرض دارد. بر اساس نظر کارشناسان نظامی، به واسطه مرزی که ایران با تنگهٔ هرمز دارد، عملاً خارج کردن تنگهٔ هرمز از ید ایران عملی نیست. از سوی دیگر، هنگامی که بنادر ما را مورد ضربه قرار میدهند، مشاهده میکنید که بخش زیادی از کالاهای خود را از مرزهای زمینی وارد یا صادر میکنیم.
ابراهیمی اضافه کرد: به واسطهٔ جغرافیایی که ایران در آن قرار دارد، تحریم در ایران نیز با شکست مواجه میشود و بهراحتی میتوانیم از مرزهای زمینی و ریلی خود، که حدوداً پنج تا هفت مرز ریلی داریم، استفاده کنیم. لذا جغرافیا اجازه نداده که تحریمها چندان اثربخش باشند. جدا از جغرافیا، صادرات و واردات نیز ستون سوم از تابآوری ایران به عنوان ظرفیتی داخلی به شمار میرود. نقطهٔ قوت ایران دانش بومی است. آسیبهایی که پلها، پالایشگاهها و صنایع ما دیدند، پس از چند روز رفع شد.
وی ادامه داد: خدماتی هستند که ما بهراحتی میتوانیم آنها را در جامعه گسترش دهیم. در کشاورزی، لبنیات و تولید گندم و بسیاری از تولیدات داخلی دیگر نیازی به تأمین از خارج از کشور نداریم. اگر مقایسهای با کشورهای حوزهٔ خلیج فارس داشته باشیم آنها در خصوص محصولات کشاورزی و لبنی با مشکل تهیه و تأمین مواجه هستند. این ظرفیتهای داخلی و تنوع نسبی اقتصاد در ایران باعث شده است که ما بتوانیم نقطهٔ قوت دیگری در حیث تابآوری داشته باشیم.
این مدرس دانشگاه در تشریح ستون چهارم تابآوری ما یعنی ظرفیت جذب شوک، اظهار کرد: آشنایی چهل و چند ساله با تحریمهای آمریکا باعث شده است که دولت، خانوارها، بنگاهها و صنایع ما آمادگی تحریمها را داشته باشند. همه میدانند که با تحریم باید کنار آمد و آن جزئی از کار هر شخصی است. مدیریت، جایگزینی، رفع یا کاستن از شدت آن بخشی از کار هر کسی است که باید خلاقیت به خرج دهد. اگر کسی نتواند این کار را انجام دهد، قطعاً نمیتواند آن بحران را مدیریت کند. به واسطهٔ همین سالهای آشنایی با تحریمها شوکی که در اثر جنگ به ما وارد شد، هضم و جذب شد.
ابراهیمی در ادامه به پاشنه آشیل و مشکلات ایران اشاره و اظهار کرد: درآمدهای ارزی و صادراتی یکی از چالشهای اقتصاد ایران است. غرب و آمریکا این را خیلی خوب فهمیدهاند و در این چند سال فشار زیادی بر اقتصاد ایران وارد کردهاند. البته صرفا تحریمها دلیل وضعیت کنونی اقتصاد کشور نیست قطعاً فساد سیستمی که در طول سالها در بوروکراسی اداری ما رخنه کرده، مزید بر علت شده است. ترامپ فکر میکرد قیمت دلار، تولید ناخالص داخلی ایران، کاهش ارزش پول ملی به فروپاشی میرسد. بنابراین از جنگ نظامی ممانعت میکرد، تا اینکه با بازی کثیف نتانیاهو وارد درگیری مستقیم شد.
وی مشکل دوم را سرمایهگذاری و فرسودگی زیرساختها دانست و اضافه کرد: بخش زیادی از انرژی ما در فرآیند نقلوانتقال به دلیل فرسودگی هدر میرود و آثار جبرانناپذیری دارد. لذا در این زمینه نیاز به سرمایهگذاری بهشدت احساس میشود. موضوع حملونقل و کمبود قطعات باعث افت بهرهوری میشود. وقتی بهرهوری کاهش پیدا کند، هدررفت رخ میدهد. کشوری که زیرساخت آن از پیش فرسوده باشد، در برابر شوک آسیب بیشتری میبیند.
ابراهیمی با اشاره به چالش محدودیتهای مالی و بانکی، بیان کرد: درست است که تحریمها محدودیتهایی را اضافه کردهاند اما ذهنیت مردم و اقتصاد ایران باعث شده خیلی راحت با آن ارتباط برقرار کنند. جامعهٔ ما نسبت به تحریم بیتفاوت شده است. برای آنها تحریم مضاعف بازی آشنا است و میدانند قرار نیست این بحران ادامه پیدا کند و خود را برای روزهایی آماده کردهاند که مسائل پیش آمده حل شود.
وی با اشاره به تاثیر منازعه کنونی بر اقتصاد جهانی، اظهار کرد: ذخایر استراتژیک کشورهای شرق آسیا از جمله ژاپن و کره جنوبی تقریباً رو به اتمام است. عرضه دیگر محصولات تجاری که از تنگه هرمز عبور میکنند، همراه با اختلال در حملونقل و کالاهای تجاری بوده و باعث شده است در کشورهای شرق آسیا با اتفاقات ناگواری روبهرو شویم. به واسطهٔ آسیبدیدگی پالایشگاههای گاز قطر قیمت گاز اروپا افزایش پیدا کرده و بخشهای مختلف بازار آن قطعاً از این اتفاق آسیب میبینند.
این تحلیلگر اقتصاد بینالملل با اشاره به احتمال وقوع دو واکنش در بازار نفت، گفت: اول اختلال واقعی در عرضه و دیگری احتمال اختلال در آینده. احتمال اختلال همان انتظارات تورمی است؛ یعنی بازار خود را برای قیمتهای بالا آماده کرده است. یعنی به سخنان ترامپ دیگر واکنش مثبت نشان نمیدهد و میداند که در آینده به واسطهٔ شکافی که در تأمین انرژی ایجاد شده، حتماً با قیمتهای بالای انرژی روبهرو خواهد بود.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه اقتصاد جهانی به مسائل حملونقل، بیمه و زنجیرهٔ تأمین گرفتار شده است، افزود: اگر برای یک کانتینر دو هزار دلار بیمه در نظر گرفته میشد، اکنون حداقل پنج برابر شده است و آن کالا دیگر صرفهٔ اقتصادی برای نقلوانتقال ندارد. حتی ممکن است به خاطر ریسکها شرکت بیمه خسارات را تقبل نکند. اما با وجود تمام پیامدهای منفی منازعه، نباید غافل شد منازعات بر اقتصاد آمریکا نیز تأثیر گذاشته است. برای مثال قیمت انرژی از جمله بنزین و گازوئیل در آمریکا به طور میانگین حدوداً ۴۰ تا ۴۵ درصد افزایش پیدا کرده است.
انتهای پیام
