وارد نمایشگاه دائمی اردبیل میشویم؛ برخلاف بسیاری از نمایشگاههایی که در این مکان برگزار میشود، خبری از ازدحام و رفتوآمد گسترده مردم نیست. سالن پایین نمایشگاه کاملاً بسته است و تنها سالن اصلی برای بازدیدکنندگان گشوده شده است. در فضای سالن نیز بخش قابل توجهی از رفتوآمدها مربوط به غرفهداران است و تعداد بازدیدکنندگان عادی چندان زیاد به نظر نمیرسد.
اما در میان این خلوتی، آنچه بیش از همه به چشم میآید، دستسازههایی است که با ظرافت و جزئیات فراوان خلق شدهاند؛ محصولاتی که پشت هر کدام ساعتها وقت، حوصله، ذوق و هنر یک زن قرار دارد.
تماشای این دستسازهها در روزهایی که دغدغه معیشت، گرانی و انبوهی از دردهای روزمره بخش بزرگی از زندگی مردم را درگیر کرده است، آدم را به فکر فرو میبرد؛ اینکه هنوز زنانی هستند که با وجود همه دشواریهای زندگی، از زاویهای لطیف و زیبا به جهان نگاه میکنند و بخشی از آن نگاه را با دستان خود به یک اثر تبدیل میکنند.
گاهی همین ظرافت و زیبایی میتواند برای لحظاتی انسان را از هیاهوی زندگی فاصله دهد؛ آرامشی که در جزئیات یک اثر دستساز، در ترکیب رنگها، بافتها و شکلهایی که با حوصله ساخته شدهاند، خودش را نشان میدهد.
اما درست همینجا یک تناقض شکل میگیرد؛ زنانی که هنوز زیبایی خلق میکنند، در بازاری فعالیت میکنند که قدرت خرید آن روزبهروز محدودتر میشود.
دو ماه کار برای یک آهوی چوبی
یکی از غرفهها، آهوی چوبی دستسازی جلب توجه میکند. سازنده میگوید برای ساخت این اثر حدود دو ماه زمان گذاشته و تنها هزینه تهیه چوب برای او حدود ۸۰۰ هزار تومان بوده است. قیمت نهایی کار را یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان تعیین کرده، اما با وجود تمام زمانی که برای ساخت آن صرف کرده، هنوز مشتری پیدا نشده است.
شاید برای کسی که به دنبال خرید یک کالای ارزان و آماده است، صرف دو ماه زمان برای ساخت یک اثر چوبی قابل درک نباشد؛ اما برای سازنده آن، این دو ماه بخشی از هنر، مهارت و زندگی اوست.
در واقع مسئله فقط قیمت یک آهوی چوبی نیست؛ مسئله ارزشگذاری بر زمان و مهارتی است که در پشت یک محصول دستساز قرار دارد. وقتی بازار توان پرداخت هزینه واقعی این کار را ندارد، تولیدکننده میان علاقه به ادامه هنر و ضرورت تامین معاش گرفتار میشود.
بازاری که بعد از نمایشگاه ناپدید میشود
یکی از زنان غرفهدار، نبود یک محل دائمی برای عرضه محصولات زنان را از مهمترین مشکلات عنوان میکند. به گفته او، نمایشگاههایی از این دست چند روز بیشتر ادامه ندارند و بعد از پایان آنها، زنان تولیدکننده دوباره با همان مسئله همیشگی یعنی پیدا کردن مشتری مواجه میشوند.
او معتقد است اگر محلی دائمی برای عرضه محصولات دستساز زنان در اردبیل ایجاد شود، مردم میدانند که هر زمان بخواهند میتوانند به آنجا مراجعه کنند و محصولات را ببینند و خریداری کنند.
مطالبه ایجاد بازار دائمی شاید در نگاه نخست ساده باشد، اما برای زنی که محصول تولید میکند و مشتری ندارد، میتواند به معنای ادامه دادن یا کنار گذاشتن کار باشد.
وقتی دیده نشدن، اعتمادبهنفس را هم نشانه میرود
در میان غرفهها، زنی مشغول بافتن دستکش و جورابهای پشمی است. میگوید به دلیل بیماری مجبور است این کار را انجام دهد، اما از هیچ نهاد یا سازمانی حمایت دریافت نکرده است.
او به تسهیلات و حمایت نیاز دارد، اما حتی نمیداند برای دریافت چنین کمکی باید به کجا مراجعه کند.
در گوشهای دیگر، فروشندگان کیفهای چرمی از خلوتی نمایشگاه میگویند. برخی از آنها از شهرستانهایی مانند خلخال و مشگینشهر به اردبیل آمدهاند و امیدوارند فروش همین چند روز دستکم هزینه رفتوآمد و حضورشان در نمایشگاه را جبران کند.
اما مسئله فقط فروش نرفتن محصولات نیست.
یکی از زنان غرفهدار میگوید وقتی مردم از کنار محصولات عبور میکنند و حتی برای دیدن آنها مکث نمیکنند، به تدریج احساس میکند شاید هنرش آنقدر که تصور میکرده زیبا نیست.
این جمله شاید یکی از مهمترین روایتهای این نمایشگاه باشد؛ جایی که نبود بازار فقط به معنای کاهش درآمد نیست و میتواند به تدریج اعتمادبهنفس و احساس ارزشمندی تولیدکننده را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
مردم مقصر نیستند
البته نمیتوان از مردم انتظار داشت در شرایطی که هزینه کالاهای ضروری زندگی افزایش یافته و قدرت خرید خانوارها کاهش پیدا کرده است، بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف خرید کالاهای هنری و دستساز کنند.
خرید یک کیف دستدوز، یک اثر چوبی یا یک محصول هنری، برای بسیاری از خانوادهها در اولویت نخست قرار ندارد. این مسئله بیش از آنکه به بیتوجهی مردم به هنر و تولید زنان مربوط باشد، به شرایط اقتصادی و محدود شدن قدرت خرید آنها بازمیگردد.
بنابراین اگر قرار است توانمندی زنان به درآمد پایدار تبدیل شود، تنها دعوت مردم به خرید کافی نیست. بازار باید برای این محصولات ایجاد شود و نهادهای مسئول نیز در این مسیر نقش جدیتری بر عهده بگیرند.
ایجاد بازارهای دائمی، اختصاص فضا برای عرضه محصولات، تبلیغات هدفمند، تسهیلات قابل دسترس، آموزش فروش و بازاریابی، توسعه فروش اینترنتی و اتصال تولیدکنندگان به بازارهای بزرگتر، بخشی از اقداماتی است که میتواند فاصله میان تولید و فروش را کمتر کند.
آموزش برای عبور از تولید به بازار
فریبا محمدلو، مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده استانداری اردبیل با اشاره به ضرورت توانمندسازی اقتصادی زنان عنوان کرد که حمایت از زنان فقط به برگزاری نمایشگاه محدود نمیشود و بخشی از این حمایت به آموزش، مشاوره، معرفی زنان برای دریافت تسهیلات و ایجاد مسیر ورود آنها به فعالیت اقتصادی مربوط است.
محمدلو عنوان کرد بسیاری از زنان مهارت و توانایی تولید دارند، اما برای ورود به بازار به آموزش و مشاوره بیشتری نیاز دارند و یکی از مشکلات اصلی آنها، نداشتن شناخت کافی از بازار و شیوه معرفی حرفهای محصولات است.
وی با اشاره به برگزاری دورههای آموزشی پیش از نمایشگاه در حوزه بازاریابی، برندینگ و معرفی محصول افزود که تلاش شده است این آموزشها در شهرستانها نیز دنبال شود.
مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده استانداری اردبیل همچنین از پیگیری برای استفاده از ظرفیت سکوهای فروش اینترنتی و شبکههای اجتماعی برای عرضه محصولات زنان خبر داد تا زنانی که توان تولید دارند اما بازار مناسبی در اختیارشان نیست، بتوانند محصولات خود را در فضای آنلاین نیز عرضه کنند.
حمایت نباید با جمع شدن غرفهها تمام شود
عارف جلیلی ایرانی، سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی استان اردبیل نیز با اشاره به حضور شماری از کسبوکارهای خانگی و تولیدکنندگان خرد در این نمایشگاه عنوان کرد که بسیاری از این زنان توان پرداخت هزینههای حضور در نمایشگاه را ندارند و تلاش شده است با حمایتهای انجام شده، زمینه حضور آنها فراهم شود.
وی هدف از برگزاری نمایشگاه را تنها فروش چندروزه محصولات ندانست و عنوان کرد که مهمتر از فروش مقطعی، ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان و بازار و فراهم کردن زمینه سفارشهای بعدی است.
جلیلی ایرانی با اشاره به ظرفیت دانشگاه آزاد اسلامی استان اردبیل در زمینه مرکز رشد و سرای نوآوری افزود که قرار است یک تیم تخصصی از دانشگاه پس از پایان نمایشگاه با غرفهداران ارتباط برقرار کند و مسیرهای همکاری و حمایت از آنها را پیگیری کند.
این بخش از ماجرا شاید مهمتر از خود نمایشگاه باشد؛ اینکه بعد از جمع شدن غرفهها، ارتباط با این زنان قطع نشود و تولیدکنندهای که امروز در یک غرفه کوچک ایستاده است، بتواند فردا به بازار گستردهتری دسترسی پیدا کند.
نمایشگاه توانمندی بانوان چند روز بیشتر ادامه ندارد، اما مسئله زنانی که در آن حضور دارند چند روزه نیست.
پشت هر محصولی که روی میز غرفهها قرار گرفته، ساعتها کار، هزینه، مهارت و گاهی بخشی از معیشت یک خانواده قرار دارد. اگر قرار است توانمندی این زنان به استقلال اقتصادی و درآمد پایدار تبدیل شود، حمایت نیز نباید با پایان نمایشگاه تمام شود.
هنر هست، مهارت هست و زنانی هستند که هنوز با وجود همه دشواریها چیزی زیبا خلق میکنند؛ آنچه کم است، بازاری است که بتواند این توانمندی را ببیند، برای آن ارزش اقتصادی قائل شود و امکان ادامه مسیر را برای تولیدکنندگان فراهم کند.
انتهای پیام
