حجت الاسلام والمسلمین محمد صادق یوسفی مقدم در نشست «ایران قدرت اول جهان؛ بر اساس محاسبات الهی» که امروز ۱۸ مهر برگزار شد، با تأکید بر نقش باور به غیب در تحلیل قدرت اظهار کرد: اگر به غیب معتقد نباشیم یا درک درستی از آن نداشته باشیم، محاسبات ما صرفا بر مبنای عوامل مادی خواهد بود و به معادلات و محاسبات انسانی دل میبندیم؛ درحالیکه نظام آفرینش، آمیزهای از اسباب مادی و معنوی است.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن کریم دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم افزود: در آیات قرآن کریم، قدرت ترکیبی از قدرت معنوی و مادی است و این دو مؤلفه را باید در کنار یکدیگر محاسبه کرد، اگر از این ویژگی غافل باشیم، ارزیابی ما از قدرت نیز صرفا مادی خواهد بود.
یوسفی مقدم با اشاره به بیانات رهبر انقلاب درباره جایگاه قدرت ایران گفت: بر اساس محاسبات مادی، ممکن است ایران در رتبه چهارم قدرت قرار گیرد، اما بر مبنای محاسبات الهی، قدرت اول است؛ زیرا این ویژگی الهی و معنوی در دیگر قدرتهای جهان وجود ندارد و از اهمیت بیشتری نسبت به قدرت مادی برخوردار است.
وی با بیان اینکه الهیات قرآنی بر اساس سنتهای الهی شکل گرفته است، ادامه داد: خداوند در قرآن کریم به سنتهایی اشاره میکند که پیش از این وجود داشتهاند و انسان باید با سیر در زمین، آنها را بررسی و مطالعه کند و این موضوع راهی برای شناخت سنتهای الهی است و در میان آنها، سنتهای مرتبط با قدرت نیز اهمیت دارند.
یوسفی مقدم یکی از این سنتها را سنت تغییر دانست و بیان کرد: بر اساس این سنت، ابتدا باید تغییر رخ دهد، انقلاب اسلامی با توفیق الهی شکل گرفت، حاکمیت طاغوت کنار رفت و نظام اسلامی پدید آمد؛ بااینحال، نظام اسلامی به معنای واقعی کلمه هنوز بهطور کامل در عالم خارج تحقق نیافته است و برای رسیدن به این مرحله باید مراحلی طی شود.
وی افزود: تغییر میتواند ابعاد روانی و مادی داشته باشد و ابتدا باید در جامعه شکل بگیرد و پس از آنکه جامعه ایمانی برای یاری دین خدا اقدام کرد، سنت الهی بر این قرار میگیرد که قدرت پشتیبان حاکمیت دین را تثبیت کند و این حمایت صرفا معنوی و جدا از محاسبات مادی نیست، بلکه در نظام آفرینش، امداد خداوند به یاریدهندگان دین جریان پیدا میکند.
یوسفی مقدم با اشاره به دیگر سنتهای الهی گفت: قرآن کریم تعابیر متعددی درباره قوت و قدرت خداوند و حمایت از جامعه ایمانی دارد که یکی از این سنتها، نابودی کافران و از میان رفتن آثار و امکانات آنها است، واژه «دابر» به معنای عاقبت و پایان است و بر اساس این مفهوم، هنگامی که خداوند اراده کند کافران را از میان ببرد، آثار و امکانات متعلق به آنان را نیز نابود میکند.
وی تصریح کرد: این سنتها صرفا وعدههایی برای ایجاد انگیزه نیستند، بلکه در چارچوب وعدههای الهی در نظام آفرینش مطرح شدهاند و هنگامی که سخن از شکست ظالمان به میان میآید، باید این سنتها را نیز در نظر گرفت. خداوند با وجود غفور و رحیم بودن، هنگامی که اراده کند، ظالمان را به شکست میرساند؛ بهگونهای که آثار آنها نیز از میان میرود.
یوسفی مقدم یادآور شد: هر جریان و گروهی مهلتی دارد و هنگامی که زمان آن فرا برسد، قدرت خداوند در شکست ظالمان تحقق پیدا میکند و این اراده الهی را نمیتوان صرفا با محاسبات مادی، لیبرالیستی و سکولاریستی ارزیابی کرد، همچنین یکی دیگر از سنتهای الهی؛ بازگشت نیرنگ کافران به خودشان است، آنها برنامهریزی میکنند تا جامعه اسلامی را از بین ببرند، اما خداوند تدبیر و مکر آنها را به خودشان بازمیگرداند.
چگونگی شکل گیری قدرت در الگوی نبوی
در ادامه حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا برته با تأکید بر ضرورت بررسی فلسفی مفهوم قدرت اظهار کرد: برای تحلیل قدرت باید مبانی هستیشناختی آن را شناخت؛ زیرا مفاهیمی مانند قدرت، ضعف، عزت و ذلت، اگرچه اعتباریاند، دلبخواهی نیستند و ریشههایی در واقعیت دارند.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزههای علمیه با اشاره به اینکه خداوند تنها موجودی است که برای هستی خود به موجود دیگری وابسته نیست، افزود: سایر موجودات، وجود خود را از خداوند میگیرند و از این منظر، هرچه موجود به خداوند نزدیکتر باشد، از عزت، قدرت و تأثیرگذاری بیشتری برخوردار خواهد بود که این مبانی در تحلیل جامعه، حاکمیت و حکومت نیز کاربرد دارد و نگاه الهی میتواند برداشت ما از قدرت را تغییر دهد.
برته با اشاره به مفاهیمی مانند «ممکنالوجود» و «وجود رابط» در فلسفه اسلامی گفت: موجودات ممکن، قدرتی مستقل از خداوند ندارند و درک این حقیقت میتواند نگاه انسان به قدرت و شرایط بیرونی را دگرگون کند. الگوی شیطانی در صورتهای تاریخی مختلف، از مصر باستان تا یونان و روم و تمدن مدرن آمریکا، جلوههای گوناگونی داشته است؛ اما با وجود تفاوتهای ظاهری در زبان، فناوری و ساختارهای اجتماعی، هسته اصلی آن ثابت مانده است و در این الگو، خودمحوری و کامل دانستن خویشتن جایگاهی محوری دارد.
وی بیان کرد: پیامبران از دانش، بردباری، حکمت و تقوا برخوردارند و یکی از ویژگیهای برجسته آنان، ارادهای نیرومند است، برای نمونه، هنگامی که خداوند حضرت موسی (ع) را مأمور میکند نزد فرعون برود، با وجود شرایط دشوار، مأموریت خود را میپذیرد و در این الگو، مسئله اصلی امکانات ظاهری نیست، بلکه اعتماد به خداوند و اراده برای انجام مأموریت اهمیت دارد.

برته تصریح کرد: پیامبران در برابر امپراتوریها تسلیم نمیشدند، اما خود نیز در پی تبدیلشدن به امپراتوری و ابرقدرتی سلطهگر نبودند، الگوی نبوی نمیپذیرد که امت در موضع تحقیر و وابستگی قرار گیرد، اما هدف آن نیز سلطه بر دیگران نیست و پیامبران امپراتوریها را به چالش میکشند، بیآنکه خود در پی ساختن امپراتوری باشند. میان «قدرت اول» و «ابرقدرت اول» تفاوت وجود دارد و این تفاوت در تعابیر بهکاررفته در یکی از پیامهای رهبر انقلاب نیز مورد توجه قرار گرفته است و نباید این دو مفهوم را یکسان دانست.
وی ادامه داد: قدرت در تمدن نبوی ماندگار و عمیق است و بر فناوریهای نرم، ظرفیتهای فکری و درونی انسان و پیوند با خداوند استوار است و در این الگو، انسان با ارادهای خلاق پرورش مییابد، نه اینکه صرفا شهروندی مطیع باشد که رفتار او با بدهی، شهوت یا ترس هدایت میشود.
برته با اشاره به تفاوت مفهوم «امت» و ساختار «دولتملت» اظهار کرد: اگر جامعه سیاسی بر پایه مفهوم امت شکل بگیرد، مرزهای جغرافیایی تنها معیار تعریف هویت و مسئولیت سیاسی نخواهند بود و از این منظر، رهبری نیز میتواند در نسبت با امت اسلامی تعریف شود و به مرزهای یک کشور محدود نماند. تحولات اخیر در جهان نشانهای از گسترش توجه به الگوی تمدن نبوی در سطح بینالمللی است؛ تمدنی که امروز در ایران نمود پیدا کرده است.
برته یادآور شد: یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ایران در عرصه بینالمللی، برهمزدن قواعد متعارف روابط بینالملل است؛ قواعدی که عمدتا بر محور دولتملتها و منافع ملی تعریف شدهاند و تحریم یک نهاد بینالمللی از سوی آمریکا که پیشتر از آن حمایت میکرد، بیانگر تناقضهایی در نظم بینالمللی است.
انتهای پیام
