سمیه شیخی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: در مورد خاستگاه «بتهجقه» نظرات متفاوتی وجود دارد اما چند نظریه اصلی مطرح است. منشأ آن را برخی در ایران باستان و خاور نزدیک میدانند؛ برخی آن را تحولیافتهی سرو، درخت زندگی، برگ یا جوانه گیاه میدانند و بعضی دیگر نیز بر شکلگیری و تکامل آن در حوزه فرهنگی ایران و سپس هند تأکید دارند. بنابراین نمیتوان به صورت دقیق به موردی خاصی اشاره داشت. نمونههای اولیه بتهحقه به هزاره اول میلادی و دوره ساسانی نسبت داده شدهاند؛ اما بتهجقه با فرم مشخصتر و بهویژه سرِ خمیدهی امروزی در دورههای بعد تحول پیدا کرد و در اواخر صفوی به شکل بسیار نزدیکتری به بتهجقه امروز رسید.
وی ادامه داد: نمیتوان با قطعیت گفت بتهجقه یک نماد کاملا ایرانی است. خاستگاه ایرانی برای آن بسیار جدی و در پژوهشهای تاریخ نساجی رایج است اما این نقش در طول تاریخ میان ایران، هند، کشمیر، آسیای مرکزی و سپس اروپا جابهجا و دگرگون شده بنابراین بهتر است آن را یک نقش ایرانی با تاریخ فراملی بدانیم. این نماد از فرمهای نسبتا ساده و گیاهی، به تدریج به فرمی انتزاعیتر، کشیدهتر و دارای نوک خمیده تبدیل شد و در دوران مختلف به شکلهای متفاوتی بنا بر نیاز آن روزگار تبدیل شد و در صفویه به خصوص در هنر پارچهبافی که بسیار در آن زمان پیشرفته بود به شکلی که امروز میشناسیم تثبیت شد، در قاجار بسیار گسترده و متنوع و در دوره معاصر به یک موتیف گرافیکی و تزئینی بسیار انعطافپذیر تبدیل شده است.
این طراح چاپ پارچه افزود: اگر تداوم و تنوع را معیار قرار دهیم، هنرهای نساجی مهمترین بستر بتهجقه بودهاند؛ بهخصوص ترمه، پارچههای نفیس، شال و فرش. بته در نساجی امکان تکرار، تغییر اندازه، قرینهسازی و ترکیب با نقوش دیگر را بهخوبی دارد. هنر پارچهبافی و نقش بتهجقه آنقدر بهم وابسته هستند که امروز گاهی این دو کلمه معادل همدیگر در نظر گرفته میشوند مثلا به جای اینکه بگویند نقش بتهجقه، میگویند «ترمه»! در حالی که ترمه پارچهای است که نقش بتهجقه بر خود دارد.
نساجی؛ مهمترین بستر تداوم و گسترش بتهجقه
شیخی با بیان اینکه تفاوت حضور بتهجقه و قابلیتهای اجرایی آن در ترمه، قلمکاری، کاشی و نگارگری در شکل و هویت بصری این نماد تاثیر مستقیم دارد، گفت: در ترمه میتوان بتهجقهها را در نهایت ظرافت و جزئیات بالا دید اما در فرش بیشتر تابع ساختار هندسی و ترکیببندی کلی فرش است و در قلمکاری به دلیل محدودیتهای چاپ پارچه، بتهجقهها را سادهتر و گرافیکیتر و مناسب چاپ تکرارشونده میبینیم. در کاشیکاری تابع محدودیت ایجاد نقش بر روی سطح کاشی هستند. در نگارگری معمولا بته بهعنوان یک نقش مستقل کمتر اهمیت دارد و بیشتر در پارچه لباس، منسوجات و عناصر طبیعت دیده میشود که با توجه به اینکه یک نقش فرعی است جزئیات کمتری را در برمیگیرد.
وی در پاسخ به این پرسش که این نماد چه ارتباطی با دین زرتشت و اسلام دارد، پاسخ داد: نکته مهمی که باید در نظر داشت این است که در ایران و نقاط مختلف جهان «درخت زندگی» یک موتیف نمادین است که درباره هویت این درخت در هر فرهنگ تفاوتهایی وجود دارد. مثلا در ارتباط با فرهنگ زرتشتی بیشتر «سرو» بهعنوان نماد درخت زندگی، پایداری و جاودانگی مطرح میشود؛ اما مدرک مستقیمی که ثابت کند بتهجقه یک نماد رسمی زرتشتی بوده، در دست نیست. مثلا صادق هدایت در کتاب «فرهنگ عامه» خود به این نکته اشاره دارد که زرتشت، شاخه سرو را از بهشت به زمین آورده است. پس از اسلام نیز این نقش به حیات خود ادامه داد و در هنر اسلامی بهعنوان یک نقش گیاهی-تزئینی کاملا پذیرفته شد و تحولات خود را در دوران اسلامی با توجه به هر دوره پذیرفت و به حیات خود ادامه داد.
این استاد دانشگاه افزود: تفسیرهای مختلفی در مورد معنای نمادین بتهجقه مانند زندگی، باروری، رشد، جاودانگی، درخت زندگی، سرو، جوانه و رویش وجود دارد اما نباید همه این معانی را بهعنوان یک معنای تاریخی قطعی معرفی کرد؛ بخشی از آنها تفسیرهای متأخر نمادشناختیاند. ارتباط این نماد با سرو خمیده از لحاظ تاریخی اثبات شده نیست. این نظریه بسیار جذاب و از نظر تطبیق فرمی قابل دفاع است، اما زنجیره مستند و قطعی که سیر تحول این نقش را نشان دهد اثبات نشده است. ولی در فرهنگ بومی هموطنان زرتشتی در یزد و برخی پژوهشگران استناد میشود به نقش بال پرندگان که در زمان ساسانی نماد قدرت بوده و در تاجها و سکهها و... استفاده میشده و در آرم دانشگاه تهران هم این بالها را میتوانیم ببینیم.
سرو خمیده؛ روایتی نمادین از استقامت ایرانیان
شیخی با اشاره به تاریخچه سرو خمیده در طول تاریخ و فرهنگ ایران، اینگونه توضیح داد: در فرهنگ زرتشتی «سرو» به معنای استقامت، آزادگی و پایداری بوده و این خصوصیت واقعی درخت سرو است که اگر باد شدیدی هم بوزد، معمولا نمیشکند، خم میشود و دوباره به حالت اول برمیگردد. حتی اگر بر اثر شدت باد یا سیل و... بشکند، مجدد از جایی که شکسته و افتاده، جوانه میزند و رشد میکند. البته که عمر زیادی دارد و بسیار دیر زیست است و از نمونههای آن میتوان به سروهای چندین ساله و هزاران ساله در ایران مثل «سرو ابرقو» که جزو درختان مقدس است، اشاره داشت.
وی ادامه داد: روایت است که بعد از جنگ اعراب با ایرانیان که زرتشتیان زیادی قتل عام شدند و عده زیادی مقاومت کردند، این بتهجقهها یا نمادهای درخت سرو، سرشان خمیده تصویر میشده است هر چند پیش از آن همیشه راستقامت و استوار بوده. این معنای نمادین از آن جهت به بتهجقه نسبت داده شد که سرو خم میشود اما نمیشکند پس به عنوان نماد استقامت ایرانیان قلمداد میشود.
عضو هیات علمی دانشگاه ملی مهارت گرگان افزود: جدا از قابلیتهای فرمی و زیبایی بینظیری که این نقش برای تکرار در هنرهای مختلف دارد، پذیرش مردم و فرهنگ یک جامعه در ماندگار شدن هر رسم، موتیف و فرهنگی نقش دارد. بسیارند نقوشی که در درازای تاریخ به فراموشی سپرده شدند و فقط در یک دوره تاریخی دیده میشوند اما بتهجقه شاید به دلایل نمادینی که در حافظه جمعی ایران دارد ماندگار و محبوب است.
بازخوانی خلاقانه؛ راهی برای زنده نگهداشتن بتهجقه
شیخی با اشاره به اینکه بتهجقه در مناطق مختلف ایران متفاوت است، اظهار کرد: تفاوتها میتواند در ارتفاع و تناسب بته، میزان خمیدگی، تزئینات داخلی، گلوبوتههای درون آن، جهت قرارگیری، رنگ و نحوه تکرار دیده شود. این موضوع حتی میتواند موضوع یک پژوهش تطبیقی بسیار خوب باشد. نه تنها مناطق مختلف ایران، بلکه نقاط مختلف جهان نیز قابل مقایسه و بررسی هستند.
وی ادامه داد: ترکیب همزمان سادگی فرم، قابلیت انتزاع، امکان تکرار، قابلیت تغییر، پیوند با طبیعت و حضور بتهجقه در هنرهای متعدد باعث میشود تا این نماد تبدیل به یکی از نقشهای شاخص هنر ایران مبدل شود. مهمتر از همه، بتهجقه توانسته بین «نقش سنتی» و «فرم انتزاعی» قرار بگیرد. البته نمیتوان با قطعیت گفت که این نماد در محدوده جهانی هم شاخص هنر ایرانی شمرده میشود. با یک جستوجوی ساده در اینترنت متوجه خواهید شد که بیش از هنر ایرانی، هنر هند با بتهجقه شناخته میشود. دقیقا با نام «بوته» هم خوانده میشود و اگر میخواهید نتایج تصویری بیشتری از این نقش پیدا کنید که با نام تجاری paisley شناخته میشود، میتوان به این نقش رسید که نام یک شهر اروپایی است. شهری که روزی مرکز تولید پارچههایی با این نقش بوده و همین نام برای این نقش به زبان انگلیسی انتخاب شده. البته که من این موضوع را نتیجه بسته بودن فضای انتقال و صدور فرهنگ خودی به جهان میدانم.
این طراح چاپ پارچه با اشاره به ظرفیتهای بتهجقه در طراحی معاصر، مد، گرافیک، طراحی پارچه، زیورآلات و محصولات تجاری، خاطرنشان کرد: قطعا همانطور که در طول زمان بتهجقه با روح زمانه تغییر کرده، پذیرفته و ماندگار شده در حال حاضر هم نیاز هست که با زمانه تغییرات بصری و رنگی در آن ایجاد شود تا مجدد توسط مردم پذیرفته و استفاده شود. هر کسی که میخواهد نمادی از فرهنگ و هویت ایران را در محصول خود نشان دهد یکی از اولین گزینههایی که تست میکند، بتهجقه است.
مستندسازی و معرفی جهانی؛ وظیفه پژوهشگران و هنرمندان
شیخی با تاکید بر اینکه اگر بتهجقه صرفا به صورت یک آیکون تزئینی آماده و تکراری مورد استفاده قرار گیرد، از زمینه تاریخی و معنایی خود جدا و کلیشهای میشود، گفت: بازخوانی خلاقانه راهکاری است که میتوان در کنار جلوگیری از کلیشهای شدن، باعث زنده ماندن این نقش شود. این نماد از ظرفیت بالایی برای معرفی هویت بصری ایران در جهان برخوردار میباشد اما بهتر است به جای معرفی آن با ادعای نقشی کاملا ایرانی و بدون مشابه، آن را بهعنوان یکی از مهمترین نقشهای ایرانی با تاریخ تعامل و تبادل فرهنگی در منطقه معرفی کنیم. این روایت از نظر علمی معتبرتر و از نظر فرهنگی نیز جذابتر است.
وی با اشاره به نقش پژوهشگران و نهادهای فرهنگی در قبال حفظ این نماد، یادآور شد: مهمترین وظیفه آنها مستندسازی نمونههای تاریخی، تعیین تاریخ و محل تولید، ثبت تفاوتهای منطقهای، تفکیک واقعیت تاریخی از روایتهای عامه، ایجاد آرشیو تصویری و معرفی بینالمللی است. مهمتر از پژوهشگران، من این را وظیفهای برای طراحان و هنرمندان میدانم که با بهروزکردن این نقش و یا حتی کپی کردن با کیفیت بتهجقهها قدیمی و نمایش آن در فضای مجازی جهانی به تمام دنیا یادآوری کنند که یکی از خاستگاههای اصلی بتهجقه ایران بوده است چرا که اگر بوته هندی امروز در جهان بسیار دیده میشود به دلیل حضور آن در هنرهای هند و فروش و صادرات آن به سراسر جهان است.
انتهای پیام
