طاهره رزاقپور در گفتوگو با ایسنا به مناسبت هفته ملی سلامت روان که از ۱۸ تا ۲۴ مهر با شعار محوری «شنیدن روایتهای جامعه، گامی برای عبور از بحران» و با هدف تمرکز بر ارتقای سطح سلامت روان جامعه در کشور برگزار میشود، افزود: این تأخیر میتواند فشار روانی فرد و خانواده را افزایش دهد و فرایند حمایت و مداخله را دشوارتر سازد.
وی با بیان اینکه شنیدن روایتهای جامعه به معنای فراهم کردن فضایی امن و بدون پیشداوری و برچسبزنی برای بیان نگرانی، تجربه و نیازهای روانی افراد است، خاطرنشان کرد: این رویکرد به متخصصان و سیاستگذاران کمک میکند تا به جای تکیه صرف بر برداشتهای کلی، مسائل را بر اساس واقعیتهای زندگی مردم شناسایی و پاسخهایی متناسب با شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی ارائه کنند.
شنیدن؛ نقطه آغاز مداخله مؤثر
مدیرکل بهزیستی استان اردبیل اضافه کرد: شنیدن حرفهای تنها یک مهارت ارتباطی نیست بلکه بخشی از فرایند ارزیابی، تشخیص نیاز، اعتمادسازی و طراحی مداخله است و هرچه این فرایند دقیقتر و همراه با حفظ کرامت، محرمانگی و حقوق افراد باشد، زمینه استفاده بهموقع از خدمات تخصصی و افزایش اثربخشی حمایتها نیز تقویت خواهد شد.
رزاقپور، سلامت روان را یکی از بنیادیترین مؤلفههای سلامت عمومی و از پیششرطهای توسعه پایدار اجتماعی عنوان و بیان کرد: آثار این مؤلفه تنها به وضعیت روانشناختی افراد محدود نمیشود بلکه کیفیت روابط خانوادگی، عملکرد تحصیلی و شغلی، مشارکت اجتماعی، سرمایه اجتماعی و توان جامعه برای مواجهه با بحرانها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
وی تصریح کرد: سلامت روان را نمیتوان صرفاً موضوعی فردی یا محدود به خدمات درمانی دانست بلکه باید آن را مسئلهای اجتماعی، چندبعدی و نیازمند مشارکت هماهنگ خانوادهها، نهادهای تخصصی، دستگاههای اجرایی و جامعه مدنی تلقی کرد.

هفته ملی سلامت روان، فرصتی برای گذر از نگاههای محدودکننده به این حوزه
مدیرکل بهزیستی استان اردبیل ادامه داد: هفته ملی سلامت روان فرصتی است تا از نگاههای محدودکننده به این حوزه فاصله بگیریم و با نگاهی علمی و جامع، درباره چگونگی پیشگیری از مشکلات روانی، کاهش عوامل خطر، تقویت منابع حمایتی و فراهمکردن دسترسی عادلانه به خدمات تخصصی گفتوگو کنیم.
رزاقپور اظهار کرد: در این میان، شعار «شنیدن روایتهای جامعه؛ گامی برای عبور از بحران» یادآور این نکته اساسی است که مداخله مؤثر در مسائل سلامت روان، پیش از هر چیز با شنیدن دقیق، شناخت شرایط زندگی افراد و درک تجربههای واقعی آنان آغاز میشود.
سلامت روان، مسئولیتی فراتر از درمان
وی با تاکید بر اینکه نگاه جامع به سلامت روان مستلزم توجه همزمان به پیشگیری، شناسایی زودهنگام، مداخله تخصصی و حمایتهای پس از بحران است، گفت: سلامت روان تنها در اتاق مشاوره یا مراکز درمانی شکل نمیگیرد بلکه شرایط زندگی، امنیت روانی خانواده، کیفیت روابط اجتماعی، دسترسی به فرصتهای آموزشی و شغلی، احساس تعلق به جامعه و برخورداری از شبکههای حمایتی نیز در آن نقش دارند.
مدیرکل بهزیستی استان اردبیل افزود: برنامههای ارتقای سلامت روان باید علاوه بر ارائه خدمات تخصصی به تقویت مهارتهای زندگی، آموزش مدیریت هیجان، حل مسئله، ارتباط مؤثر، فرزندپروری آگاهانه و افزایش تابآوری فردی و خانوادگی توجه کند چرا که شناسایی افراد و خانوادههای در معرض آسیب و فراهمکردن امکان دسترسی بهموقع آنان به خدمات مشاورهای و روانشناختی، از اقدامات ضروری در مسیر پیشگیری از تشدید مشکلات است.
رزاقپور بیان کرد: در این چارچوب، رویکرد محلهمحور میتواند فرصت ارزشمندی برای نزدیککردن خدمات به زندگی روزمره مردم فراهم کند چون محله به دلیل برخورداری از شبکههای ارتباطی و ظرفیتهای مردمی، بستری مناسب برای شناسایی نیازها، توسعه حمایتهای اجتماعی، افزایش آگاهی عمومی و تقویت مشارکت شهروندان است و هرچه ارتباط میان مردم، نهادهای محلی و خدمات تخصصی منسجمتر باشد امکان شناسایی زودهنگام مشکلات و پاسخگویی متناسب به نیازهای جامعه افزایش مییابد.
نقش بهزیستی در توسعه سلامت روان اجتماعی
وی با بیان اینکه سازمان بهزیستی به واسطه مأموریتهای خود در حوزه سلامت اجتماعی، پیشگیری از آسیبها، ارائه خدمات روانشناختی و مشاورهای و حمایت از گروههای در معرض آسیب، جایگاه مهمی در ارتقای سلامت روان جامعه دارد، ادامه داد: این نقش زمانی اثربخشتر خواهد بود که خدمات تخصصی در کنار آموزش عمومی، حمایت اجتماعی، مداخلات بهموقع و همکاری بینبخشی قرار گیرند.
این مسئول خاطرنشان کرد: اداره کل بهزیستی استان اردبیل نیز در چارچوب وظایف و ظرفیتهای قانونی خود، توسعه دسترسی به خدمات مشاورهای و روانشناختی، تقویت برنامههای پیشگیرانه، حمایت از افراد و خانوادههای نیازمند خدمات تخصصی و ارتقای آگاهی عمومی را از زمینههای مهم فعالیت در حوزه سلامت روان میداند.
رزاقپور ادامه داد: مراکز و خدمات مشاورهای، برنامههای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، فعالیتهای تخصصی اورژانس اجتماعی و ظرفیت کارشناسان روانشناسی، مددکاری اجتماعی و سایر نیروهای متخصص میتوانند بخشی از زنجیره شناسایی، حمایت و مداخله را تشکیل دهند و پیوند مؤثر این ظرفیتها با خدمات بهداشتی و درمانی، آموزشوپرورش، دستگاههای حمایتی و نهادهای مردمی، امکان پاسخگویی جامعتر به مسائل روانی و اجتماعی را فراهم میکند.
وی اظهار کرد: در این مسیر توجه به گروههایی که به دلایل فردی، خانوادگی یا اجتماعی با موانع بیشتری در دسترسی به خدمات مواجهاند، اهمیت ویژهای دارد. کودکان و نوجوانان، خانوادههای درگیر بحران، افراد دارای معلولیت، سالمندان و افراد مواجه با آسیبهای اجتماعی، متناسب با نیازهای خود به خدمات قابلدسترس، تخصصی و پیوسته نیاز دارند.
رزاقپور در پایان تصریح کرد: طراحی برنامههای حمایتی برای این گروهها باید بر شناخت دقیق نیازها، حفظ کرامت انسانی و تقویت توانمندیهای فردی و خانوادگی استوار باشد.
انتهای پیام
