چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ | ۱۰:۵۵
آنقدر هزینه‌ها بالاست که نمی‌توانیم مثل سابق کار کنیم!

گفت‌وگوی ایسنا با آزاده امیری، آهنگساز و نوازنده

آنقدر هزینه‌ها بالاست که نمی‌توانیم مثل سابق کار کنیم!

«اکنون ۶ ماه از سال را پشت سر گذاشته‌ایم و تعداد اجراهای امسال نسبت به سال‌های گذشته به یک‌چهارم و شاید کمتر از آن هم رسیده است.» این را آزاده امیری می‌گوید که آهنگساز و نوازنده است. او معتقد است افزایش هزینه‌ها، کاهش تولید آثار و اجراهای موسیقی را به دنبال داشته است تا جایی که می‌گوید «آن‌قدر هزینه‌ها بالاست که نمی‌توانیم همانند سابق کار کنیم.»

در شرایطی که به نظر می‌رسد تحت تاثیر اقتصادی تولید آثار موسیقی و اجراهای زنده کاهش یافته است، ایسنا در گفت‌وگو با آزاده امیری ـ آهنگساز، نوازنده تار و مدرس موسیقی ـ به بررسی این موضوع پرداخت.

ـ با توجه به شرایط اقتصادی و شرایط اجتماعی که از سال گذشته پشت سر گذاشته شد، اظهاراتی مبنی بر کاهش تولید آثار و اجراهای موسیقی مطرح شده است. دیدگاه و تجربه شما در این باره چیست؟

موسیقی، چون یک هنر جمعی است، در تمام دنیا هنری پرهزینه محسوب می‌شود؛ چه در شکل اجرا و چه در شکل ضبط، وقتی یک اثر تولید می‌شود، یک آهنگساز و تعدادی نوازنده باید در آن دخیل باشند. اجرای اثر به رهبر، خواننده، اعضای ارکستر و سالن نیاز دارد. از سوی دیگر، اعضای گروه برای برگزاری کنسرت به محل تمرین نیاز دارند.

رزرو استودیو برای ضبط اثر به صورت ساعتی هزینه‌بر است. حال در کنار آن اثر به میکس و مستر و کارهای دیگر نیاز دارد که تمام این‌ها، هزینه تولید موسیقی را افزایش می‌دهد که در شرایط فعلی این هزینه‌ها به شدت بالا است. برای مثال، صدابردار باید هزینه استودیو را افزایش دهد، چون هزینه آب و برق، تعمیر  میکروفون‌ها و سیستم‌های صوتی بالا رفته است.

این شرایط یک هزینه مضاعف به موسیقی تحمیل کرده است، گرچه در همه جای دنیا، موسیقی از حمایت دولتی برخوردار است. اداره موسیقی به شکل خصوصی بسیار دشوار است و باید منابع مالی به این حوزه تزریق شود تا بتوان از آن حمایت کرد و امکان تداوم آن را فراهم آورد.

متأسفانه در ایران حمایتی از موسیقی صورت نمی‌گیرد. درنتیجه مخارج و هزینه‌ها به تماشاگر منتقل می‌شود و تماشاگر موسیقی‌ای را می‌پسندد که عمومی‌تر، قابل‌درک‌تر، قابل‌حس‌تر و قابل‌دسترس‌تر باشد. حال این روند موجب می‌شود ارکسترها خصوصی کار کنند که در این شرایط، به‌گونه‌ای کار می‌کنند که برای اسپانسر درآمدزا باشند.

در چنین شرایطی، موسیقی جدی به‌تدریج جای خود را به موسیقی عامه‌پسند می‌دهد، چون موسیقی‌ای که مخاطب بیشتری دارد، می‌تواند باعث فروش بلیت شود و برای اسپانسر بازگشت مالی خواهد داشت.

ما در سال‌های اخیر، به‌ویژه امسال، به سمت مهجورترشدن موسیقی حرکت کرده‌ایم که در نتیجه آن وضعیت اجرا، ضبط و برگزاری کنسرت فاجعه‌بار و بسیار نگران‌کننده است.

از طرفی، بسیاری از فعالان موسیقی که آثاری را در گذشته ضبط و منتشر کرده‌اند، وقتی که شرایط را به لحاظ مالی بررسی می‌کنند، متوجه می‌شوند که اگر آن آثار را با همان تعداد نوازنده و در همان استودیو و سالن‌ اجرا کنند، دیگر توانایی پرداخت هزینه را ندارند. علت این است که دستمزد نوازنده‌ها، هزینه اجاره سالن و استودیو امسال بسیار بالاتر رفته است و اگر آن آثار سال‌های قبل ضبط و اجرا نمی‌شد، امروز توانایی انجام دوباره آن را نداشتند. 

و این یعنی فاجعه؛ یعنی روزبه‌روز تولیدات موسیقی کاهش پیدا خواهد کرد، تعداد کنسرت‌ها کمتر خواهد شد و در نهایت، تنها موسیقی‌ای می‌تواند به حیات خود ادامه دهد که مورد پذیرش عموم باشد و آن هم موسیقی پاپ است.

ـ آیا نسبت به سال‌های اخیر، تعداد پروژه‌هایی که در آنها فعالیت می‌کردید یا حتی کنسرت‌هایی که در آنها حضور داشتید، تغییر محسوسی داشته است؟

بسیار زیاد، به‌خصوص پروژه‌هایی که از خارج از کشور پیشنهاد می‌شوند، به‌دلیل شرایط مالی سختی که وجود دارد، هزینه‌های بالای سفر و تهیه بلیت هواپیما، شرایط دشوار دریافت ویزا و پروژه‌هایی که در داخل ایران در حال برگزاری است، این تغییر کاملاً محسوس است.

اکنون ۶ ماه از سال را پشت سر گذاشته‌ایم و تعداد اجراهای امسال من نسبت به سال‌های گذشته به یک‌چهارم و شاید کمتر از آن هم رسیده است. تعداد ضبط‌های استودیویی نیز همین وضعیت را دارد.

در بخش آموزش نیز، هزینه‌هایی که آموزشگاه‌ها با آن مواجه هستند، بسیار سنگین شده است. برای مثال، کوک کردن یک پیانو اکنون هزینه میلیونی دارد. تعمیر ساز نیز و پوست و پرده انداختن تار، هزینه میلیونی دارد و بسیاری از این هزینه‌ها نسبت به سال گذشته چند برابر شده‌اند. حال زمانی که هزینه‌ها بابت تعمیر و نگهداری سازها، اجاره آموزشگاه و پول آب و برق و گاز افزایش پیدا می‌کند، ما نیز باید افزایش شهریه داشته باشیم اما هنرجویان توانایی پرداخت آن را نداریم.

آموزشگاه‌های بسیار زیادی را می‌شناسم که مجبور به تعطیل کردن شده‌ و نتوانسته‌اند به فعالیت خود ادامه دهند و یا به سختی بسیار کارشان را ادامه می‌دهند، آن هم به این دلیل که سال‌ها برای راه‌اندازی یک مجموعه زحمت کشیده‌اند و اکنون تعطیل کردن آموزشگاه برایشان سخت است، درصورتی که هزینه‌های آنها با مخارجی که دارند یکسان می‌شود و سود مالی به همراه ندارد.

ـ کاهش تولید آثار موسیقی چه اثری بر وضعیت کاری نوازنده‌ها گذاشته است؟

نوازندگان در ایران از طرق مختلفی امرار معاش می‌کنند؛ تدریس می‌کنند، اجرا دارند، در استودیو فعالیت می‌کنند و تعدادی از آنها تمامی این فعالیت‌ها را هم‌زمان انجام می‌دهند و یا مشغول آهنگسازی هستند.

وقتی تمام این فعالیت‌ها تحت تأثیر شرایط اقتصادی قرار گرفته‌، درآمدزایی در عرصه موسیقی نیز به‌شدت دچار مشکل شده است. پیش‌تر اشاره کردم که تولید آثار موسیقی به‌دلیل افزایش هزینه‌ها بسیار کاهش پیدا کرده است، حال در چنین شرایطی، نوازندگان باید دستمزد بالاتری دریافت کنند.

هزینه اجاره سالن‌های کنسرت نیز مدام بالا می‌رود که همین امر موجب بالا رفتن قیمت بلیت‌ها می‌شود تا یک گروه مستقل، بتواند هزینه نوازنده‌ها، خواننده و رهبر یا آهنگساز را تأمین کند و در عین حال، قیمت بلیت‌ها به‌گونه‌ای باشد که مردم توان خرید آن را داشته باشند.

درحقیقت با یک چرخه بسیار دشوار مواجه هستیم که به‌شدت نیازمند حمایت است؛ اما حمایتی نمی‌شود. شرایط بسیار بحرانی است و فشار عظیمی به فعالان موسیقی وارد می‌شود.

ـ با توجه به وضعیت اقتصادی، آیا با پروژه‌هایی مواجه شده‌اید که برای کاهش هزینه‌ها ترجیح دهند از تعداد نوازنده کمتری استفاده کنند؟

بله. ممکن است یک ارکستر به ۱۶ نوازنده زهی نیاز داشته باشد، اما برای اینکه دستمزد نوازندگان متناسب باشد، تنها ۶ نوازنده روی صحنه بروند. درحالی که برای تامین صدادهی اجرای ۱۶ نوازنده زهی، قطعات از قبل ضبط می‌شود و اجرای ضبط شده حین اجرا پخش می‌شود و ۶ نوازنده فقط به شکل سمبولیک روی سن قرار می‌گیرند.

وقتی تعداد نوازنده‌ها به حجم واقعی برسد، سفر برای آن ارکستر دشوار می‌شود، حمل‌ونقل آنها هزینه بیشتری دارد و پیدا کردن محل تمرین دشوارتر خواهد بود. به‌دلیل تمام این هزینه‌ها، هرچه تعداد نوازنده‌ها کمتر باشد، محل تمرین راحت‌تر و با هزینه کمتری پیدا می‌شود، صدابردار راحت‌تر در دسترس خواهد بود و هزینه مربوط به میکروفون و سایر تجهیزات کاهش پیدا می‌کند. درحقیقت، تمام هزینه‌ها با کاهش تعداد نوازنده‌ها پایین‌ می‌آیند.

ـ آیا کاهش اجراها و شرایطی که اکنون در آن قرار داریم، باعث شده است نوازنده‌ها فعالیت موسیقی خود را محدود کنند یا حتی به سراغ کسب‌وکارهای دیگری بروند؟

براساس شنیده‌هایم چنین اتفاقاتی رخ داده است، بعضا حتی ساز خود را هم فروخته‌اند و یا به خاطر شرایط سخت یکی از هنرمندان، سایرین تصمیم به کمک گرفته‌اند.

طبیعی است که اگر در این شرایط یک هنرمند از طریق تدریس امرار معاش می‌کند، بالا نرفتن شهریه‌ها متناسب با افزایش هزینه‌ها، موجب شود که درآمد او پاسخگوی هزینه‌های زندگی نباشد.

از طرف دیگر، نوازنده‌ای که قبلا ماهی چهار بار کنسرت داشت، اکنون چهارماه یک بار روی صحنه می‌رود، بخشی از درآمدش قطع شده است. پس طبیعی است که به دنبال راه دیگری برای تأمین هزینه‌های زندگی خود برود تا بتواند به زندگی و فعالیتش ادامه دهد.

ـ شرایط اقتصادی و اجتماعی فعلی چقدر بر انگیزه‌ خود شما برای ادامه فعالیت حرفه‌ای تأثیر گذاشته است؟

من سال ۶۹ وارد هنرستان موسیقی شدم. در آن زمان بسیاری از هم‌نسل‌های من تصوری از اینکه یک نفر می‌تواند تحصیلات موسیقی داشته باشد، نداشتند، تا جایی که از من می‌پرسیدند «مگر چنین رشته‌ای داریم؟»

زمانی که به هنرستان می‌رفتم، یک کارت داشتیم که همیشه همراهمان بود تا اگر در مسیر به علت حمل ساز مانعمان می‌شدند، کارت را نشان دهیم و ساز ضبط نشود. می‌خواهم بگویم که ما از یک شرایط باثبات و آرام وارد موسیقی نشدیم و به چالش‌ در عرصه موسیقی و اجرا عادت داریم. طی سال‌ها اتفاقات بسیار زیادی رخ داده است و همیشه تا آخرین لحظه چشم‌انتظار مجوزهایمان بوده‌ایم.

در نتیجه، مسیری که طی کرده‌ایم، ساده‌ نبوده است. این مسیر از دوره آموزش من در هنرستان آغاز شد و تا امروز ادامه دارد. ما شاهد انحلال‌ها، از بین رفتن‌ها و دوباره شکل گرفتن‌های بسیاری بوده‌ایم.

در نتیجه، آن‌قدر مسیر سختی را طی کرده‌ایم که همیشه به شاگردها و دوستانم می‌گویم که ما به نوعی سخت‌جان شده‌ایم و یاد گرفته‌ایم که برای ادامه دادن، خودمان برای خودمان انگیزه ایجاد کنیم. گویی ما آن آب باریکی هستیم که از میان سنگ‌ها عبور می‌کند؛ باعث فرسایش سنگ‌ها می‌شود، خاک‌ها را کنار می‌زند و راه باریکی برای ادامه پیدا می‌کند.

من معتقد نیستم که کار هنرمند صرفا آفرینش یا نشان دادن زیبایی‌هاست، چون همه‌چیز در دنیا وجود دارد و زیبایی‌ها و زشتی‌ها در کنار یکدیگر هستند.

واقعیت این است که در ۳۰ سالی که فعالیت موسیقی داشته‌ام، حمایت‌های گسترده و قابل‌توجهی از موسیقی وجود نداشته است. اگر موسیقی تداوم پیدا کرده، فقط و فقط بر شانه‌های تک‌تک موزیسین‌ها، با شرایط مالی خودشان و با حمایت‌های خودشان اتفاق افتاده است.

وقتی که به‌عنوان یک آهنگساز قطعه‌ای را می‌نویسم، از لحظه‌ای که در ذهن من خلق می‌شود و تا زمانی که روی کاغذ می‌آید، و تا زمان تولید و انتشار، تمام این مراحل بدون کوچک‌ترین حمایتی اتفاق می‌افتد و همه آن بر دوش ماست.

ما در این سال‌ها عادت کرده‌ایم برای خودمان انگیزه و امید ایجاد کرده و آینده‌ای را تصور کنیم که موسیقی در آن ادامه پیدا می‌کند، نفس می‌کشد و به حیات خود ادامه می‌دهد؛ به سختی، اما همیشه همین‌طور بوده و ادامه داده‌ایم.

ـ اگر وضعیت به همین صورت ادامه پیدا کند آینده فعالیت حرفه‌ای نوازنده‌ها را چطور می‌بینید؟

سخت. نمی‌توانم تشخیص دقیقی درباره آینده بدهم، چون افرادی که همیشه پرانگیزه‌ بوده‌اند، دیگر انگیزه‌ای ندارند. حتی خودم که شاید به‌عنوان فردی باانگیزه و امیدوار شناخته می‌شدم، بسیاری از انگیزه‌هایم را از دست داده‌ام. همه ما خیلی کم‌کارتر، منزوی‌تر و بی‌حوصله‌تر شده‌ایم.

در نهایت، هر زمان که در حال تولید یک اثر، انجام یک کار یا پیش بردن یک پروژه هستیم، در گوشه‌ای از ذهنمان این سؤال وجود دارد که «خب که چه؟». این  اثر کجا قرار است عرضه شود؟ چه تعداد مخاطب ظرفیت دریافت و توان حمایت از آن را دارند؟

مسئله فقط مالی نیست. بخش گسترده‌ای از موسیقی، شنونده است که به آن پرداخته نمی‌شود. ما شنونده حرفه‌ای نداریم و شنونده حرفه‌ای باید از سن کم در مدارس تربیت شود و در عین حال از طریق رسانه، موسیقی خوب بشنود، تا در بزرگسالی به شنونده‌ای حرفه‌ای تبدیل شود.

وقتی موسیقی‌ای که بچه‌های ما از صبح تا شب می‌شنوند، در برخی موارد از نامناسب‌ترین و ضعیف‌ترین انواع موسیقی است، نتیجه همین می‌شود. در ذهنم هیچ ممنوعیتی برای هیچ سبک موسیقی قائل نیستم و برای هر نوع موسیقی، در شکل ارزشمند آن، ارزش قائلم اما شاگردان کودک و نوجوان زیادی دارم که گاهی آهنگ‌هایی را برایم پخش می‌کنند که اصلاً نمی‌دانم چه نوع موسیقی‌ است.

حال زمانی که یک گروه با وجود تمام مشکلات، یک اثر را به مرحله اجرا می‌رساند، برای کنسرت آماده می‌کند یا برای شنیده شدن به مرحله تولید می‌رساند، حمایتگر اصلی این آثار باید شنونده‌های حرفه‌ای باشند، شنونده‌ای که موسیقی را بشناسد. اما اینجا نیز حمایتی صورت نمی‌گیرد و ما با چنین معضلی مواجه هستیم. در نتیجه، در چنین شرایطی، آینده این عرصه بسیار سخت به نظر می‌رسد.

ـ درباره کارهایی که خودتان اخیراً در حال انجام آن هستید و پروژه‌ای که با آقای روشن‌روان داشته‌اید، توضیح می‌دهید؟

امسال به‌نوعی با خودم عهد کردم که به پروژه‌های آهنگسازی‌ام بپردازم. حالا که اجراهایمان بسیار کمتر از سال‌های قبل شده است، فرصت بیشتری برای پرداختن به این آثار پیدا کرده‌ام.

پروژه‌ای به نام «رقصان» دارم که ضبط شده و اکنون در مرحله ساخت ویدیو است. پروژه دیگری به نام «بت بزرگ» نیز ضبط شده و باید مراحل بعدی آن انجام و منتشر شود. قطعه «عبور» نیز باید به ضبط و به مرحله عرضه برسد.

شرایط، چه اجتماعی و چه فشارهایی که در این مدت به ما وارد شده، تا حدی رخوتی ایجاد کرده است و احساس می‌کنم نسبت به سال‌های قبل، سرعتم برای انجام کارها کمی کاهش پیدا کرده است.

اما اثر «تم و واریاسون» ساخته آقای روشن‌روان است و یک تم و ۱۷ واریاسیون دارد و حدود ۱۸ دقیقه است. این اثر برای یک خط سولو تار و یک کوارتت زهی نوشته شده است. بخش زهی این کار در سال ۱۳۹۹ ضبط شد و خط سولو تار آن را در سال ۱۴۰۲ اجرا کردم.

پدرام فریوسفی، علی جعفری‌پویان، میثم مروستی و آتنا اشتیاقی در اجرای بخش زهی این اثر حضور داشته‌اند. ناظر ضبط این اثر آقای مهدی بزرگمهر هستند و این اثر در استودیو صبا ضبط و توسط آقای کاوه عابدین میکس و مستر شده است. شرایط جنگی و اتفاقات دیگری که رخ داد، موجب شد اثر در زمان از پیش تعیین شده منتشر نشود، اما در نهایت خود را وادار کردم که تا پایان شهریورماه منتشر شود و در آخرین دقایق و روزهای شهریورماه منتشر شد.

این قطعه برای من چالش‌برانگیز و نیازمند تفکری متفاوت بود. در قطعاتی از این دست، با آثاری مواجهیم که نمونه‌های کمتری از آنها برای این ترکیب وجود دارد و در نتیجه، مسئله‌ای که برای نوازنده ایجاد می‌کند، دقت و وسواس بیشتر برای اجرای هرچه بهتر اثر است.

تمام انگشت‌گذاری‌ها، نوع مضراب‌گذاری‌ها و تکنیک‌هایی که استفاده کردم، با فکر انتخاب شدند، به شکلی که تکنیک‌ها، انگشت‌گذاری‌ها و حتی نوع دینامیک، هم در موسیقی ما معنا و مفهوم داشته باشد و هم به بهترین شکل به موسیقی کلاسیک غربی و فرمی که این قطعه در آن نوشته شده است، نزدیک شود. برای من مهم بود که تار بتواند در کنار این سازها در قطعه، به اندازه کافی خود را نشان دهد و در عین حال به اصول، قواعد و نگاه موسیقی کلاسیک ایرانی نیز نزدیک باشد، همچنین به تکنیک‌ها و اصول نوازندگی تار به عنوان یک ساز محوری در موسیقی کلاسیک ایرانی.

از صمیم قلب می‌خواهم این کار شنیده شود؛ زیرا طبیعتاً در کشور ما موسیقی با کلام و در شکل آوازی مخاطبان بیشتری دارد، اما مخاطبان سازی مخاطبان کمتری. برای این اثر زحمت بسیاری کشیده شده، فکر بسیاری پشت آن است و از لحاظ استانداردهای موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی در جایگاه بسیار مطلوبی است. فارغ از آنکه آهنگساز اثر یکی از پیشکسوت‌های عرصه موسیقی است، نوازندگان بسیار مهم و تأثیرگذاری در این اثر حضور دارند، همچنین استودیو و ناظرین ضبط این کار زحمات بسیاری کشیدند و تلاش شده است اثر در یک جایگاه بسیار باکیفیت ضبط و ارائه شود. درنتیجه تمام آرزوی من این است آنچه در تلاش بودیم به بهترین شکل به مخاطب ارائه شود، توسط آنها شنیده شود.

این اثر آن مخاطب خاص خود را دارد، اما شما با تمام عشق و حس آن را انجام می‌دهید، چون می‌دانید اثری است که ماندگار خواهد شد.

انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری