بازماندن از تحصیل فقط به معنای ترک نیمکت مدرسه نیست. دانشآموزی که درس را نیمهکاره رها میکند، ممکن است در سالهای آینده برای پیدا کردن شغل مناسب، کسب درآمد و پیشرفت در زندگی با مشکلات بیشتری روبهرو شود. البته همه کسانی که ترک تحصیل میکنند، سرنوشت یکسانی ندارند؛ اما وقتی مشکلات اقتصادی، ازدواج زودهنگام یا مخالفت خانواده مانع ادامه آموزش میشود، فرصتهای پیش روی نوجوانان نیز محدودتر خواهد شد.
از سوی دیگر، نمیتوان انتظار داشت که آموزش و پرورش بهتنهایی این مشکل را حل کند. ساخت مدرسه، تأمین معلم و فراهم کردن امکانات آموزشی زمانی نتیجه میدهد که دانشآموز نیز فرصت و امکان ادامه تحصیل داشته باشد. در چنین شرایطی، همراهی خانوادهها، حمایت مسئولان و توجه به مشکلاتی که دانشآموزان با آن روبهرو هستند، اهمیت زیادی دارد.
موضوع زمانی جدیتر میشود که بدانیم برخی از این نوجوانان نه به دلیل بیعلاقگی به درس، بلکه به دلیل شرایطی که خارج از اختیارشان است، از ادامه تحصیل بازمیمانند؛ بنابراین، پیش از آنکه درباره ترک تحصیل قضاوت کنیم، باید دید چه عواملی دانشآموز را از مدرسه دور کرده و برای بازگرداندن او چه کاری میتوان انجام داد.
اشتغال و ازدواج عامل اصلی ترک تحصیل پسران و دختران
بازماندگی از تحصیل همچنان یکی از چالشهای حوزه آموزش است که عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بروز آن نقش دارند. در شهرستان کلات، اشتغال پسران و ازدواج دختران از مهمترین دلایل ترک تحصیل دانشآموزان عنوان شده است؛ عواملی که در کنار مهاجرت، مشکلات اقتصادی و دشواری رفتوآمد، ادامه تحصیل برخی دانشآموزان را با مانع مواجه کرده است.
معاون آموزشی آموزش و پرورش شهرستان کلات، با تشریح وضعیت بازماندگان از تحصیل در این شهرستان گفت: عوامل اصلی بازماندگی از تحصیل در شهرستان بیشتر به مهاجرت، ازدواج دختران، اشتغال پسران، مسائل اقتصادی و دشواری رفتوآمد دانشآموزان بازمیگردد.
حسن حسینی ثابتی، در گفت و گو با ایسنا در تشریح وضعیت بازماندگان از تحصیل و اقدامات انجام شده برای بازگرداندن آنان به چرخه آموزش اظهار کرد: میزان بازماندگی از تحصیل در شهرستان کمتر از یک درصد است و بخش عمده این موارد به مسائلی همچون مهاجرت، ازدواج، شرایط فرهنگی، فاصله محل سکونت تا مدرسه و هزینههای رفتوآمد مربوط میشود.
وی افزود: برخی دانشآموزان پس از تحصیل تا پایه نهم یا یازدهم، برای اشتغال به مشهد مهاجرت میکنند و به دلیل ورود به بازار کار، دیگر به مدرسه باز نمیگردند. در این میان، عوامل اقتصادی نیز در ادامه ندادن تحصیل برخی دانشآموزان نقش دارد.
حسینی ثابتی با اشاره به پیگیریهای انجام شده برای شناسایی و بازگرداندن دانشآموزان بازمانده از تحصیل تصریح کرد: اسامی این افراد استخراج شد و همکاران ما با مراجعه به محل زندگی آنان و گفتوگو با پدران و مادران، تلاش کردند زمینه بازگشتشان به مدرسه را فراهم کنند. در مواردی نیز برای رفع مشکل رفتوآمد، هزینه سرویس ایابوذهاب تأمین شد.
وی ادامه داد: با وجود این اقدامات، بخشی از دانشآموزان به چرخه تحصیل بازگشتند، اما تعدادی نیز به دلایل مختلف از جمله مشکلات اقتصادی، بعد مسافت و سایر موانع، با وجود پیگیریهای صورت گرفته، به مدرسه بازنگشتند. آموزش و پرورش شهرستان برای بازگرداندن این افراد از ظرفیتها و امکانات موجود استفاده کرده و در این زمینه از هیچ تلاشی دریغ نکرده است.
معاون آموزشی آموزش و پرورش کلات با اشاره به تفاوت عوامل بازماندگی از تحصیل در میان دختران و پسران گفت: ازدواج دختران یکی از عوامل مهم ترک تحصیل در شهرستان است؛ بهگونهای که در برخی موارد، پس از ازدواج، همسران آنان اجازه ادامه تحصیل نمیدهند و این دانشآموزان از ادامه حضور در مدرسه بازمیمانند.

وی با بیان اینکه دلیل درصد زیادی از ترک تحصیل دختران ازدواج و پسران اشتغال است، افزود: برخی دانشآموزان پسر پس از تحصیل تا پایه یازدهم، به ویژه در رشتههای فنی و مهارتی، مهارتهایی کسب میکنند و برای ورود به بازار کار راهی مشهد میشوند.
حسینی ثابتی در پاسخ به پرسشی درباره مقطع تحصیلی دانشآموزان بازمانده از تحصیل اظهار کرد: این موضوع در مقاطع مختلف متفاوت است، اما در میان مواردی که با آن مواجه هستیم، ازدواج دختران و اشتغال پسران از عوامل اصلی به شمار میروند.
وی همچنین درباره تأثیر ترک تحصیل بر آسیبهای اجتماعی در شهرستان کلات اظهار کرد: با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی منطقه، بخش قابل توجهی از دانشآموزان پس از ترک تحصیل به فعالیتهای کشاورزی، دامداری یا اشتغال در مشاغل دیگر روی میآورند. از اینرو، مواردی که بتوان به طور مستقیم ترک تحصیل را عامل بروز آسیبهای اجتماعی دانست، در شهرستان بسیار محدود است.
معاون آموزشی آموزش و پرورش کلات افزود: برای مثال، دانشآموزی که تا پایه یازدهم در رشته الکتروتکنیک یا طراحی و دوخت تحصیل کرده، ممکن است با کسب مهارتهای اولیه، وارد بازار کار شود؛ بنابراین در بسیاری از این موارد، مسئله اصلی اشتغال و شرایط اقتصادی است و نه لزوماً گرفتار شدن در آسیبهای اجتماعی.
وی در ادامه، با اشاره به اقدامات حمایتی برای جذب مجدد بازماندگان از تحصیل اظهار کرد: در کنار شناسایی این دانشآموزان و پیگیری وضعیت خانوادگی آنان، تلاش شده است با فراهم کردن امکانات موردنیاز، زمینه بازگشتشان به مدرسه فراهم شود.
ترک تحصیل؛ زنگ خطری برای آینده اجتماعی نسل نوجوان
ترک تحصیل دانشآموزان، فراتر از محرومیت از آموزش، میتواند پیامدهای عمیقی بر سلامت روان، آینده شغلی و جایگاه اجتماعی نسل نوجوان داشته باشد؛ مسئلهای که شناسایی ریشهها و پیشگیری از پیامدهای آن، نیازمند توجه جدی خانوادهها و نظام تعلیم و تربیت است.
یک روانشناس و صاحبنظر حوزه تعلیم و تربیت و آموزش فلسفه برای کودکان، با تأکید بر پیامدهای ترک تحصیل دانشآموزان گفت: خروج زودهنگام کودکان و نوجوانان از چرخه آموزش، تنها به محرومیت از تحصیل محدود نمیشود، بلکه میتواند زمینهساز مشکلات روانشناختی، محدودیت فرصتهای شغلی و افزایش آسیبپذیری اجتماعی آنان شود.
دکتر احمد اکبری در گفت و گو با ایسنا با اشاره به اهمیت تحصیل در رشد همهجانبه کودکان و نوجوانان اظهار کرد: مدرسه صرفاً محلی برای انتقال دانش و آموزش مطالب درسی نیست، بلکه یکی از مهمترین محیطهای رشد اجتماعی، عاطفی و شناختی دانشآموزان به شمار میرود و نقش مهمی در شکلگیری شخصیت، تقویت مهارتهای ارتباطی، مسئولیتپذیری و آمادهسازی آنان برای زندگی اجتماعی دارد.
وی افزود: هنگامی که دانشآموزی پیش از تکمیل دوره تحصیل از مدرسه خارج میشود، ممکن است بخشی از فرصتهای ضروری برای رشد فردی و اجتماعی را از دست بدهد. ازاینرو، ترک تحصیل را نباید صرفاً یک مسئله آموزشی تلقی کرد، بلکه باید آن را موضوعی چندبعدی دانست که ابعاد روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در بر میگیرد.
این استاد دانشگاه با اشاره به پیامدهای روانشناختی ترک تحصیل بیان کرد: دانشآموزانی که به دلایل مختلف، از جمله مشکلات تحصیلی، فشارهای خانوادگی، شرایط اقتصادی یا تجربه ناکامیهای مکرر، مدرسه را ترک میکنند، ممکن است با احساس شکست، کاهش اعتمادبهنفس و تضعیف انگیزه برای برنامهریزی آینده مواجه شوند.
وی ادامه داد: البته نمیتوان گفت ترک تحصیل در همه افراد پیامدهای روانی یکسانی ایجاد میکند؛ زیرا شرایط خانوادگی، برخورداری از حمایت اجتماعی، ویژگیهای شخصیتی و فرصتهای جایگزین آموزشی و شغلی در تعیین مسیر آینده آنان تأثیرگذار است. با این حال، اگر خروج از مدرسه با احساس طردشدگی، ناامیدی و فقدان حمایت همراه باشد، احتمال بروز مشکلات روانی و دشواری در سازگاری اجتماعی افزایش مییابد.
این روانشناس تأکید کرد: شناسایی زودهنگام دانشآموزانی که در معرض ترک تحصیل قرار دارند و فراهم کردن خدمات مشاورهای و حمایتی برای آنان، میتواند از تشدید مشکلات جلوگیری کند. در این زمینه، خانواده و مدرسه باید به نشانههایی مانند غیبتهای مکرر، افت تحصیلی، کاهش مشارکت در فعالیتهای آموزشی و تغییرات رفتاری دانشآموزان توجه جدی داشته باشند.
اکبری با اشاره به ارتباط میان شرایط اقتصادی خانوادهها و ترک تحصیل دانشآموزان گفت: یکی از عوامل مهم خروج زودهنگام از مدرسه، فشارهای اقتصادی و ضرورت ورود به بازار کار است. برخی نوجوانان به دلیل مشکلات معیشتی خانواده، ناچار میشوند پیش از تکمیل تحصیلات خود مشغول به کار شوند؛ این تصمیم ممکن است در کوتاه مدت بخشی از نیازهای مالی خانواده را تأمین کند، اما در بلندمدت فرصتهای شغلی آنان را محدود سازد.
وی افزود: افرادی که بدون برخورداری از آموزش کافی و مهارتهای حرفهای معتبر وارد بازار کار میشوند، ممکن است بیشتر در معرض اشتغال ناپایدار، درآمد پایین و نبود امنیت شغلی قرار گیرند. تداوم این وضعیت میتواند در برخی خانوادهها به بازتولید فقر و محدود شدن فرصتهای آموزشی نسل بعد منجر شود.
این صاحبنظر حوزه تعلیم و تربیت خاطرنشان کرد: برای مقابله با این مسئله، نمیتوان صرفاً خانوادهها را به ادامه تحصیل فرزندانشان توصیه کرد، بلکه باید موانع اقتصادی نیز مورد توجه قرار گیرد. حمایت مالی از خانوادههای نیازمند، تأمین لوازمالتحریر، فراهم کردن سرویس رفتوآمد، توسعه مدارس شبانهروزی در مناطق موردنیاز و ایجاد فرصتهای آموزش فنیوحرفهای، از جمله اقداماتی است که میتواند زمینه ادامه تحصیل را برای دانشآموزان فراهم کند.
اکبری با تأکید بر نقش مدرسه در حمایت و مراقبت از دانشآموزان اظهار کرد: مدرسه علاوه بر کارکرد آموزشی، محیطی برای شناسایی مشکلات رفتاری، فشارهای روانی، تجربه خشونت و برخی مسائل خانوادگی و اجتماعی است. هنگامی که نوجوان از این محیط خارج میشود، ممکن است دسترسی مستمر او به بخشی از حمایتهای آموزشی، مشاورهای و مراقبتی کاهش یابد.
در شرایطی که نوجوان از حمایت کافی خانواده و جامعه برخوردار نباشد و فرصتهای مناسبی برای یادگیری، فعالیت اجتماعی و اشتغال ایمن در اختیار نداشته باشد، احتمال مواجهه او با خطراتی مانند بهرهکشی اقتصادی، مشاغل ناایمن و روابط آسیبزا افزایش پیدا میکند.

این روانشناس تصریح کرد: البته نباید همه دانشآموزانی را که ترک تحصیل کردهاند، افرادی در معرض قطعی آسیبهای اجتماعی دانست؛ زیرا بسیاری از آنان با برخورداری از حمایت خانواده، کسب مهارت و دسترسی به فرصتهای شغلی مناسب میتوانند مسیر موفقی را در زندگی دنبال کنند. آنچه اهمیت دارد، شناسایی عوامل خطر و تقویت حمایتهای خانوادگی، آموزشی و اجتماعی برای پیشگیری از پیامدهای نامطلوب است.
اکبری ادامه داد: آموزش مهارتهای زندگی، دسترسی به خدمات مشاورهای، فراهم کردن زمینه فعالیتهای فرهنگی و ورزشی و ایجاد فرصتهای معتبر برای بازگشت به تحصیل یا ورود به دورههای مهارتی، میتواند به افزایش تابآوری نوجوانان و کاهش آسیبپذیری آنان کمک کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت روشهای نوین تعلیم و تربیت و آموزش فلسفه برای کودکان گفت: یکی از موضوعات مهم در نظام آموزشی، توجه به نیازهای فکری، عاطفی و اجتماعی دانشآموزان و فراهم کردن محیطی است که آنان در آن احساس ارزشمندی و مشارکت داشته باشند.
وی خاطرنشان کرد: در رویکرد فلسفه برای کودکان، دانشآموز صرفاً دریافت کننده اطلاعات نیست، بلکه فرصت مییابد پرسش مطرح کند، دلایل خود را بیان کند، دیدگاههای دیگران را بشنود و از طریق گفتوگو و استدلال به بررسی مسائل بپردازد. این شیوه میتواند به تقویت تفکر انتقادی، مهارت گفتوگو، قدرت تصمیمگیری و مسئولیتپذیری کمک کند.
اکبری ادامه داد: هنگامی که دانشآموز احساس کند پرسشها و دیدگاههای او در محیط آموزشی جدی گرفته میشود، امکان افزایش مشارکت و شکلگیری ارتباط معنادارتر با فرایند یادگیری فراهم میشود. چنین محیطی میتواند در تقویت انگیزه تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه نقش داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: البته آموزش فلسفه برای کودکان بهتنهایی راهحل ترک تحصیل نیست و نمیتواند جایگزین رفع مشکلات اقتصادی، دسترسی به امکانات آموزشی و حمایتهای روانی و اجتماعی شود. این رویکرد زمانی میتواند اثربخش باشد که در کنار سیاستهای حمایتی و اصلاح شرایط آموزشی قرار گیرد.
اکبری با تأکید بر ضرورت همکاری میان خانوادهها، مدارس و نهادهای مسئول اظهار کرد: پیشگیری از ترک تحصیل زمانی موفق خواهد بود که همه عوامل مؤثر بر این پدیده به صورت همزمان مورد توجه قرار گیرند. خانوادهها باید از اهمیت حمایت عاطفی و آموزشی از فرزندان آگاه باشند و مدارس نیز لازم است مشکلات دانشآموزان را پیش از آنکه به ترک تحصیل منجر شود، شناسایی کنند.
وی افزود: وجود مشاوران متخصص، ارتباط مستمر با والدین، شناسایی دانشآموزان در معرض خطر و طراحی برنامههای حمایتی متناسب با شرایط هر فرد، از اقدامات ضروری در این زمینه است. همچنین باید برای دانشآموزانی که به دلایل مختلف امکان ادامه تحصیل در مسیر متعارف را ندارند، فرصتهای انعطافپذیر آموزشی و مسیرهای معتبر مهارتآموزی فراهم شود.
این صاحبنظر حوزه تعلیم و تربیت تأکید کرد: در مواجهه با دانشآموزان بازمانده از تحصیل، نباید صرفاً بر بازگرداندن آنان به کلاس درس تمرکز کرد، بلکه باید دلایل اصلی خروج آنان از مدرسه نیز شناسایی و برطرف شود. اگر مشکلات اقتصادی، خانوادگی، آموزشی یا اجتماعی همچنان پابرجا بماند، احتمال بازگشت پایدار دانشآموز به چرخه آموزش کاهش خواهد یافت.
هر دانشآموزی که از چرخه آموزش خارج میشود، ممکن است با مجموعهای از موانع اقتصادی، خانوادگی، فرهنگی یا روانشناختی روبهرو باشد. به همین دلیل، برخورد با این مسئله نیازمند رویکردی حمایتی، تخصصی و به دور از قضاوت است؛ رویکردی که به جای سرزنش دانشآموز یا خانواده، بر شناسایی مشکلات و یافتن راهکارهای عملی تمرکز کند.
حفظ ارتباط کودکان و نوجوانان با آموزش، سرمایهگذاری برای آینده جامعه است. هرچه نظام تعلیم و تربیت در شناسایی زودهنگام مشکلات، حمایت از خانوادههای نیازمند، ارتقای کیفیت آموزش و ایجاد محیطهای یادگیری امن و انگیزهبخش موفقتر عمل کند، امکان کاهش ترک تحصیل و پیامدهای ناشی از آن نیز بیشتر خواهد شد.
انتهای پیام