کامران داوری ۲۸ مهر در ششمین نشست علمی امنیت غذایی و توسعه پایدار زیستبوم با عنوان «از شورابه تا امنیت غذایی؛ اقتصاد چرخشی و راهکارهای نوین زیستفناورانه برای آینده» که در جهاد دانشگاهی خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: امنیت غذایی به این معناست که همه مردم، حتی افرادی که درآمد کمتری دارند، از امکان تأمین غذای کافی و مناسب برای خود و خانوادهشان اطمینان داشته باشند.
وی افزود: تحقق امنیت غذایی به فراهم بودن غذا، دسترسی مردم به آن، مناسب بودن کیفیت و مقدار غذا و همچنین ثبات در تأمین آن وابسته است. در این زمینه باید بتوانیم پیامدهایی مانند خشکسالی و کاهش تولید برخی محصولات را پیشبینی کنیم و برای مدیریت شرایطی که عرضه مواد غذایی را تحت تأثیر قرار میدهد، آمادگی داشته باشیم.
رئیس پژوهشکده آب و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: امروز امنیت غذایی با مخاطرات مهمی مواجه است، اما بخشی از این مخاطرات در مقیاسی فراتر از مرزهای یک کشور شکل میگیرد. افزایش جمعیت جهان و پیامدهای تغییر اقلیم میتواند تولید محصولات کشاورزی را در مناطق مختلف تحت تأثیر قرار دهد و حتی کشورهایی را که مستقیماً درگیر یک بحران سیاسی نیستند، با دشواری تأمین غذا روبهرو کند.
داوری با اشاره به پیشبینی افزایش جمعیت جهان به حدود ۹.۵ تا ۱۰ میلیارد نفر تا سال ۲۰۵۰ اظهار کرد: در کنار رشد جمعیت، تغییر اقلیم میتواند از طریق افزایش دما، خشکسالی، آتشسوزی و گسترش آفات و بیماریها، تولید محصولات غذایی را در نقاط مختلف جهان کاهش دهد. در چنین شرایطی، حتی اختلال در تولید یک محصول در یکی از کشورهای مهم تولیدکننده میتواند بازار جهانی غذا را تحت تأثیر قرار دهد.

شیرینسازی آب؛ فرصت و تهدیدی برای محیط زیست
رئیس پژوهشکده آب و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به ضرورت توسعه فناوریهای تصفیه و شیرینسازی آب گفت: کشور به این فناوریها نیاز دارد، اما شیرینسازی آب در صورت بیتوجهی به مدیریت شورابه میتواند به تهدیدی زیستمحیطی تبدیل شود. اگر آب شور شیرین شود و شورابه حاصل بدون مدیریت مناسب در محیط تخلیه شود، این فرایند میتواند به محیط زیست آسیب وارد کند.
وی افزود: یکی از رویکردهای مطرح در جهان، حرکت به سمت فناوریهای بدون پسماند مایع است؛ بهگونهای که شورابه حاصل از فرایند شیرینسازی نیز بهعنوان منبعی برای فعالیتهای اقتصادی و تولیدی مورد استفاده قرار گیرد. در این رویکرد، آب شور با توجه به میزان شوری و ویژگیهای آن، در مراحل مختلف برای کاربردهای متناسب به کار گرفته میشود.
داوری ادامه داد: برخی از این کاربردها میتوانند در حوزه تولید غذا، پرورش آبزیان و تولید بعضی گیاهان و جلبکها تعریف شوند. در ادامه نیز میتوان حجم باقیمانده را به میزان محدودی رساند و آن را در حوضچهای کوچک خشک کرد تا بهجای تولید حجم زیادی از شورابه، پسماند نهایی محدودتری باقی بماند. چنین رویکردی در صورت طراحی و اجرای مناسب، میتواند در مدیریت شوری منابع آب نیز مؤثر باشد.
عضو هیئتعلمی دانشگاه فردوسی مشهد با تقسیمبندی افق برنامهریزی به دوره کوتاهمدت تا ۱۰ سال آینده و دوره بلندمدتتر، اظهار کرد: در دوره پیش رو، یکی از اقدامات مهم افزایش بهرهوری در واحدهای تولیدی کشاورزی است. با این حال، بهرهوری بهتنهایی تضمینکننده بهبود وضعیت منابع آب نیست و اگر با مدیریت برداشت و تخصیص آب همراه نشود، حتی میتواند شرایط را بدتر کند.
وی با اشاره به هدفگذاریهای پیشین در زمینه افزایش راندمان کشاورزی و کاهش کسری مخزن آبهای زیرزمینی افزود: در برخی موارد، بهبود راندمان دنبال شده، اما کاهش متناسب مصرف و برداشت آب محقق نشده است؛ در نتیجه، افزایش بهرهوری لزوماً به کاهش فشار بر منابع آب منجر نشده است.

ضرورت بازنگری در الگوی ملی تولید محصولات کشاورزی
رئیس پژوهشکده آب و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر ضرورت برنامهریزی در مقیاس ملی اظهار کرد: سرزمین ایران از نظر منابع آب، خاک و شرایط اقلیمی تنوع زیادی دارد و نمیتوان بدون توجه به این تفاوتها، الگوی یکسانی برای تولید همه محصولات در مناطق مختلف در نظر گرفت. به گفته وی، باید ظرفیت و محدودیت هر منطقه در برنامهریزی تولید محصولات کشاورزی مورد توجه قرار گیرد.
داوری با اشاره به ضرورت استفاده از فناوریهای نوین در کشاورزی گفت: گلخانههای پیشرفته و محیطهای بسته تولید میتوانند با کنترل شرایط محیطی، از جمله تابش و جریان هوا، میزان تبخیر را کاهش دهند. حتی استفاده از پوششهای مناسب در مزارع نیز میتواند در تعدیل برخی عوامل محیطی مؤثر باشد؛ بنابراین، لازم است ظرفیت این فناوریها در کنار اصلاح الگوی کشت مورد توجه قرار گیرد.
وی یکی دیگر از زمینههای نیازمند بررسی را استفاده از جلبکها و حشرات در زنجیره تولید غذا عنوان کرد و افزود: برخی فناوریهای نوین تولید مواد غذایی هنوز در برنامهریزیهای متعارف کشاورزی جایگاه گستردهای ندارند، اما با توجه به محدودیت منابع آب و افزایش تقاضای غذا، بررسی امکان استفاده از آنها اهمیت دارد.
رئیس پژوهشکده آب و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد همچنین به تولید گوشت کشتشده با استفاده از سلولهای بنیادی اشاره کرد و گفت: در این روش، تولید گوشت در محیط کنترلشده دنبال میشود و در صورت توسعه فناوری و اقتصادی شدن فرایند، میتواند شیوههای تولید پروتئین را متحول کند. وی با اشاره به مصرف بالای آب در تولید گوشت قرمز، این فناوری را یکی از زمینههای قابل بررسی برای کاهش فشار بر منابع آب دانست.
داوری با تأکید بر اهمیت موضوع نشست گفت: در افق کوتاهمدت تا ۱۰ سال آینده، استفاده از فناوریهای مرتبط با شورابه و بهرهگیری از ظرفیتهای زیستفناورانه میتواند یکی از راهکارهای مهم برای مواجهه با محدودیت منابع آب باشد. بااینحال، دستیابی به امنیت غذایی پایدار به یک راهکار منفرد وابسته نیست و باید مجموعهای از اقدامات در سطح مزرعه، دشت و کشور دنبال شود.
وی خاطرنشان کرد: افزایش بهرهوری آب، مدیریت یکپارچه منابع، بازنگری در الگوی تولید محصولات متناسب با ظرفیت اقلیمی مناطق و توسعه فناوریهای نوین باید در کنار یکدیگر قرار گیرند. آینده امنیت غذایی به میزان آمادگی امروز برای مواجهه با تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع وابسته است و نمیتوان صرفاً با ادامه الگوهای گذشته، پاسخگوی چالشهای پیش رو بود.

مدیریت شورابهها میتواند به منبعی برای تأمین آب و املاح تبدیل شود
در ادامه محمود طباطبائی - مدیرعامل شرکت پیچآب شرق - اظهار کرد: ایران منابع قابلتوجهی از آبهای شور دارد که میتوان با فناوریهای مناسب، بهجای برخورد با آنها بهعنوان یک معضل، از این منابع برای تأمین آب و استخراج املاح ارزشمند استفاده کرد.
وی با اشاره به پروژه استخراج پتاس در مرکز ایران افزود: در این پروژه، شورابهای با غلظت حدود ۲۵۰ گرم نمک در هر لیتر از طریق کانالهای زهکش استخراج میشود. هدف اصلی، استحصال پتاسیم و منیزیم از این جریان است و این تجربه، نمونهای از بهرهبرداری اقتصادی از مواد معدنی موجود در شورابهها به شمار میرود.
طباطبائی با تشریح مفهوم شورابه در صنعت تصفیه آب بیان کرد: بخشی از منابع آبی کشور به دلیل وجود املاح بالا یا آلایندههایی مانند نیترات و آرسنیک، به تصفیه نیاز دارند. در این فرایندها، املاح و ترکیبات نامطلوب از آب جدا میشوند و بخشی از آنها در جریان مایع باقیمانده یا شورابه تجمع مییابند. بنابراین مدیریت این جریان در کنار تولید آب شیرین اهمیت دارد.
وی ادامه داد: میزان مطلوب املاح کل در آب شرب حدود ۵۰۰ میلیگرم در لیتر و حداکثر مجاز آن حدود ۱۵۰۰ میلیگرم در لیتر است، اما شوری برخی منابع آب بیشتر از این محدوده است. هر فناوری تصفیه نیز محدودیتهای اقتصادی و فنی خاص خود را دارد و انتخاب روش مناسب باید با توجه به کیفیت آب ورودی، هزینهها و میزان بازیابی آب انجام شود.
مدیرعامل شرکت پیچآب شرق با اشاره به فناوری اسمز معکوس گفت: این روش طی حدود ۵۰ سال گذشته پیشرفت چشمگیری داشته و مصرف انرژی در شیرینسازی آب دریا را از حدود ۱۲ کیلوواتساعت به کمتر از دو تا سه کیلوواتساعت برای هر مترمکعب کاهش داده است. با این حال، در این فرایند معمولاً حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد آب ورودی به آب شیرین تبدیل میشود و بخش باقیمانده بهصورت شورابه غلیظتر دفع خواهد شد.
وی با بیان اینکه دفع شورابه میتواند پیامدهای زیستمحیطی داشته باشد، اظهار کرد: برای نمونه، شیرینسازی روزانه یک میلیون مترمکعب آب در بندرعباس ممکن است حدود دو تا سه میلیون مترمکعب شورابه تولید کند. تخلیه نامناسب این حجم از آب با شوری بالا میتواند شرایط اکوسیستم دریایی را تغییر دهد.
طباطبائی افزود: در آبشیرینکنهای حرارتی، دمای شورابه نیز ممکن است به بیش از ۶۰ تا ۷۰ درجه سانتیگراد برسد و افزایش دما موجب کاهش اکسیژن محلول آب و آسیب به شرایط زیستی موجودات دریایی شود. در مناطق ساحلی، انتخاب محل و عمق مناسب تخلیه اهمیت دارد، اما در مناطق داخلی کشور، دفع شورابه و پساب میتواند با محدودیتهای بیشتری همراه باشد.
وی با اشاره به روشهای مختلف مدیریت شورابه گفت: فناوریهایی مانند تقطیر چندمرحلهای، تراکم بخار، الکترودیالیز، تقطیر غشایی، اسمز مستقیم، نمکزدایی خازنی، انجماد و استفاده از رزینهای تبادل یونی برای شیرینسازی آب یا کاهش حجم شورابه به کار میروند. در روشهای حرارتی، استفاده از حرارت مازاد صنایع میتواند به کاهش هزینهها کمک کند، در حالی که روشهای غشایی نیز امکان بازیابی آب با مصرف انرژی کمتر را فراهم میکنند.

توسعه فناوریهای بومی در صنعت آبشیرینکن
طباطبائی با اشاره به پیشرفت صنعت آبشیرینکن در ایران اظهار کرد: بخش عمده خدمات مهندسی مربوط به طراحی، ساخت، نصب، راهاندازی و بهرهبرداری سامانههای اسمز معکوس اکنون در داخل کشور انجام میشود و شرکتهای ایرانی توانایی اجرای پروژههای متعددی را دارند.
وی ادامه داد: با وجود این پیشرفتها، بخشی از تجهیزات، از جمله برخی لولهها، اتصالات و قطعات مقاوم در برابر خوردگی، همچنان وارداتی است. همچنین غشا بهعنوان بخش اصلی سامانه اسمز معکوس، موضوع پژوهشهای دانشگاهی در کشور است. در دانشگاه فردوسی مشهد نیز استادان و دانشجویان رشتههای مرتبط روی توسعه غشاها فعالیت میکنند، اما تجاریسازی تولید آنها با محدودیتهای اقتصادی و نیاز به سرمایهگذاری صنعتی روبهروست.
مدیرعامل شرکت پیچآب شرق تقطیر غشایی را از فناوریهای در حال توسعه دانست و گفت: این روش با ترکیب فرایندهای حرارتی و غشایی، امکان جداسازی آب از نمکها و افزایش غلظت شورابه را فراهم میکند. ظرفیت دستیابی به غلظتهای حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ گرم در لیتر در این فناوری مطرح شده، اما توسعه تجاری آن همچنان به پژوهش و بررسیهای اقتصادی بیشتری نیاز دارد.
وی افزود: در روش تخلیه مایع نزدیک به صفر نیز شورابه با استفاده از تبخیر در خلأ غلیظ و سپس با فرایندهایی مانند تبلور به مواد جامد تبدیل میشود. هزینه بالای سرمایهگذاری اولیه و مصرف انرژی از محدودیتهای این روش است، اما استفاده از حرارت مازاد میتواند بخشی از هزینهها را کاهش دهد.
اجرای پروژه شیرینسازی آب شور در بجستان
طباطبائی با اشاره به پروژه بجستان گفت: در مطالعات اولیه، تولید روزانه ۳۰۰۰ مترمکعب آب با میزان کل مواد جامد محلول کمتر از ۲۰۰ میلیگرم در لیتر هدفگذاری شده بود تا آب تولیدی پس از اختلاط با سایر منابع، کیفیت مناسبی برای ورود به شبکه شهری داشته باشد. با این حال، شوری منابع آب در جریان اجرای پروژه افزایش یافت و ضرورت استفاده از روشهای متناسب با شرایط جدید را بیشتر کرد.
وی با اشاره به افتتاح مرحله اخیر پروژه در هفته پیش از نشست اظهار کرد: در این مرحله، حدود ۳۵۰۰ مترمکعب آب در روز از چاهها برداشت میشود و پس از ورود به دو واحد اسمز معکوس، حدود ۳۰۰۰ مترمکعب آب تولید میشود. در طراحی متعارف، بخشی از آب ورودی به شورابه تبدیل میشود و مدیریت این جریان، یکی از چالشهای اصلی فرایند است.
مدیرعامل شرکت پیچآب شرق ادامه داد: در پروژه بجستان، جریان دورریز واحدهای اسمز معکوس به سامانه الکترودیالیز معکوس هدایت میشود تا کیفیت آن به آب ورودی نزدیک و امکان بازگرداندنش به چرخه فراهم شود. به این ترتیب، بهجای دفع مستقیم بخش عمده جریان باقیمانده، آب دوباره وارد فرایند میشود و حجم شورابه نهایی کاهش مییابد.
طباطبائی تأکید کرد: تجربه بجستان نشان میدهد که ترکیب فناوریهای غشایی و بازگرداندن جریانهای دورریز به چرخه داخلی میتواند به افزایش بهرهوری منابع آب شور و کاهش حجم شورابه کمک کند. توسعه این روشها در کنار بومیسازی تجهیزات، ظرفیت مناسبی برای مدیریت منابع آب شور و کاهش پیامدهای زیستمحیطی آنها در کشور فراهم میکند.

پرورش جلبک در شورابهها میتواند به تولید محصولات ارزشمند منجر شود
در ادامه مریم عامری -عضو هیئت علمی پژوهشکده تکنولوژی صنعتی جهاددانشگاهی خراسان رضوی- اظهار کرد: فعالیتهای پژوهشکده تکنولوژی صنعتی جهاددانشگاهی در حوزه جلبک با هدف توسعه فرایندهای زیستی و تبدیل دانش و دستاوردهای آزمایشگاهی به محصولات و راهکارهای کاربردی دنبال میشود.
وی افزود: یکی از رویکردهای اصلی در این حوزه، حرکت از تولید زیستتوده جلبکی به سمت استخراج ترکیبات ارزشمند و تولید محصولاتی با ارزش اقتصادی بالاتر است؛ رویکردی که با اقتصاد چرخشی و استفاده از پسماندها و منابع آبی نامتعارف برای تولید محصولات جدید ارتباط مستقیم دارد.
عامری با اشاره به فعالیتهای پژوهشکده در زمینه پرورش و فرآوری جلبکها بیان کرد: یکی از محورهای پژوهشی ما بررسی ظرفیت جلبکهای مقاوم به شوری برای رشد در آبهای شور و استفاده از شورابههاست. این منابع آبی که در بسیاری از فرایندهای صنعتی بهعنوان پسماند شناخته میشوند، میتوانند در صورت شناسایی ظرفیتهای زیستی خود به بستری برای تولید محصولات ارزشمند تبدیل شوند.
وی ادامه داد: جلبک مورد مطالعه این طرح توانایی رشد در محیطهای شور را دارد و میتواند ترکیبات مختلفی تولید کند. از جمله این ترکیبات، رنگدانهها و موادی است که ظرفیت استفاده در صنایع دارویی، تشخیصی و غذایی را دارند. همچنین، زیستتوده تولیدشده و ترکیبات ترشحی جلبک میتوانند در فرایندهای بعدی فرآوری مورد استفاده قرار گیرند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده تکنولوژی صنعتی جهاددانشگاهی خراسان رضوی خاطرنشان کرد: این جلبک در آبهایی با شوری بالا نیز رشد مناسبی نشان داده است. در آزمایشهای انجامشده، امکان افزایش شوری محیط کشت تا مقادیر بالا بررسی شد و نتایج نشان داد که جلبک همچنان توانایی رشد و تولید رنگدانه را حفظ میکند.
وی با اشاره به یکی از نتایج قابل توجه این پژوهش گفت: در جریان آزمایشها مشاهده کردیم که همزمان با رشد جلبک، میزان شوری آب نیز در شرایط مشخصی کاهش پیدا میکند. این جلبک میتواند بخشی از نمکها و عناصر موجود در محیط را جذب کند و آنها را روی سطح یا درون ساختارهای سلولی خود تجمع دهد. استفاده از این ظرفیت در مقیاس صنعتی مستلزم کنترل شرایط رشد و بهینهسازی فرایند است.

توسعه کشت از مقیاس آزمایشگاهی به حجمهای بالاتر
عامری با اشاره به روند توسعه این طرح بیان کرد: فعالیت پژوهشی در این زمینه از سال ۱۴۰۱ آغاز شد و در ادامه، با حمایتهای پژوهشی و همکاری دانشگاهی دنبال شد. این پروژه همچنین در قالب پایاننامه کارشناسی ارشد با همکاری دانشگاه فردوسی مشهد در حال پیگیری است. در مراحل مختلف، کشت جلبک از مقیاسهای آزمایشگاهی به حجمهای بالاتر توسعه پیدا کرد و امکان بررسی عملکرد آن در حجمهایی تا حدود ۱۰۰۰ لیتر فراهم شد. این مرحله برای ارزیابی شرایط رشد و بررسی قابلیت تکرار نتایج در مقیاسهای بزرگتر اهمیت دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده تکنولوژی صنعتی جهاددانشگاهی خراسان رضوی با اشاره به نقش فناوریهای غشایی در این مسیر اظهار کرد: یکی از بخشهای مهم کار، توسعه فناوریهای غشایی برای برداشت و فرآوری جلبک است. استفاده از این فناوریها میتواند جداسازی زیستتوده و بازیابی برخی ترکیبات تولیدشده را تسهیل کند و امکان حرکت به سمت فرایندهای صنعتی را افزایش دهد. در این پژوهش، علاوه بر برداشت جلبک با استفاده از غشاها، امکان جداسازی و خالصسازی برخی ترکیبات ترشحشده به محیط نیز بررسی شده است؛ موضوعی که در توسعه پالایشگاه زیستی جلبک و تولید محصولات با ارزش افزوده اهمیت دارد.
وی با بیان اینکه پس از بررسی رشد جلبک در محیطهای شور، استفاده از شورابههای واقعی در دستور کار قرار گرفت، گفت: آب دریا و شورابههای حاصل از فرایندهای صنعتی، علاوه بر نمک، ممکن است حاوی ترکیباتی مانند مواد ضد رسوب و مهارکنندههای رشد باشند. به همین دلیل، عملکرد جلبک در این محیطها باید بهصورت جداگانه ارزیابی شود. در همین راستا، نمونههایی از شورابه مناطق مختلف تهیه شد و رشد جلبک در آنها مورد بررسی قرار گرفت. در یکی از نمونههای شورابه، جلبک طی حدود یک ماه رشد مناسبی داشت و این نتیجه، امکان ادامه بررسیها در زمینه استفاده از شورابههای واقعی را تقویت کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده تکنولوژی صنعتی جهاددانشگاهی خراسان رضوی خاطرنشان کرد: بررسی شورابههای مختلف میتواند علاوه بر مشخص کردن ظرفیت رشد جلبک منتخب، امکان شناسایی گونههای دیگر جلبکی را نیز فراهم کند؛ زیرا ممکن است گونههای متفاوت در شرایط خاص هر شورابه عملکرد متفاوتی داشته باشند.
عامری با اشاره به ترکیبات تولیدشده در فرایند رشد جلبک گفت: یکی از محصولات مورد توجه در این پژوهش، رنگدانه پروتئینی صورتیرنگی است که ظرفیت استفاده در برخی صنایع را دارد. همچنین، بررسی ترکیبات تولیدشده در زیستتوده و محیط کشت میتواند مسیرهای تازهای برای استفاده از جلبک در صنایع غذایی، دارویی و زیستفناوری ایجاد کند.
وی افزود: رنگدانههای زیستی به دلیل کاربردهای بالقوه خود، از نظر اقتصادی مورد توجه هستند. برای نمونه، در یکی از سفارشهای سال گذشته، دو گرم از یک رنگدانه با قیمت حدود ۱۰ میلیون تومان تهیه شد؛ موضوعی که اهمیت اقتصادی برخی ترکیبات استخراجشده از جلبکها را نشان میدهد. البته تجاریسازی این محصولات به بررسی کیفیت، خلوص، استانداردهای تولید و امکان تولید پایدار در مقیاس صنعتی نیاز دارد.

ضرورت همکاری صنعت و دانشگاه برای تجاریسازی
عضو هیئت علمی پژوهشکده تکنولوژی صنعتی جهاددانشگاهی خراسان رضوی تأکید کرد: با وجود پیشرفتهای انجامشده در بخش پژوهش، برای ادامه مسیر و رسیدن به محصول تجاری، همکاری صنعت و دانشگاه ضروری است. در این مرحله، دسترسی به شورابه واقعی، تأمین منابع مورد نیاز برای بهینهسازی کشت و فراهم شدن امکان توسعه فناوری در مقیاس بالاتر اهمیت دارد.
عامری با اشاره به ظرفیت برخی مجموعههای صنعتی و اقتصادی در استفاده از این فناوری بیان کرد: شورابهها و پسماندهای صنعتی را میتوان بهجای یک مسئله صرفاً زیستمحیطی، بهعنوان فرصتی برای تولید محصولات ارزشمند بررسی کرد. در صورت ایجاد همکاری مؤثر میان پژوهشگران و مجموعههای صنعتی، بخشی از این ظرفیت میتواند در مسیر اقتصاد چرخشی به کار گرفته شود.
وی افزود: از برنامههای آینده این طرح، افزایش میزان تولید جلبک و بهینهسازی تولید رنگدانه در محیط شورابه است. همچنین، با توجه به ظرفیت رشد گونههای دیگر در این محیطها، بررسی سایر جلبکها و کاربردهای احتمالی آنها در حوزههایی مانند ترمیم زخم دیابتی و تولید رنگهای غذایی نیز در دستور کار قرار دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده تکنولوژی صنعتی جهاددانشگاهی خراسان رضوی خاطرنشان کرد: نتایج بهدستآمده نشان میدهد که پرورش جلبک در شورابهها ظرفیت تبدیل یک چالش زیستمحیطی به فرصتی برای تولید محصولات با ارزش افزوده را دارد؛ با این حال، تحقق این هدف به ادامه پژوهش، بهینهسازی فرایندها و مشارکت سرمایهگذاران و بهرهبرداران صنعتی نیازمند است.
انتهای پیام