سالها پیش شاعران اردبیل در تمام فصول سال و حتی در سرمای استخوانسوز زمستان با دانههای برف روی شانههایشان، مسیر خانه تا حوزه هنری را طی میکردند تا در سهشنبههای شعر، سرودههایشان را بخوانند و در گرمای کارگاهها به کلمهها جان ببخشند.
آن روزها کارگاههای حوزه هنری و نشستهای شنبههای ادبی در تالار فرهنگ و ارشاد اسلامی، میزبان شاعرانی با سبکهای گوناگون، از غزل و ترانه تا شعر آزاد و نثر ادبی بود. شاعران مستقل و غیرمستقل در کنار یکدیگر شعر میخواندند و تفاوت در سبک و نگاه ادبی، مانعی برای حضور و مشارکت نبود. فضا بهگونهای بود که شاعران مستقل نیز فرصت دیدهشدن، آموختن و رشد داشتند و به حاشیه و انزوا رانده نمیشدند.
هنوز کارگاههای شعر ناهید اللهوردیزاده را به یاد دارم؛ روزی که لیوانی را روی میز گذاشت و از ما خواست برای آن دو خط شعر بنویسیم. تمرینهایی ساده که به ما میآموختند چگونه از اشیای معمولی اطرافمان به جهان شعر راه پیدا کنیم. سالها بعد، برخی از همان جوانان در جشنوارههای کشوری درخشیدند.
در نشستهای تالار فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مرحوم عاصم، با وجود گرایش خود به غزل، از شاعران سپیدسرا و دیگر جریانهای ادبی حمایت میکرد. محمد سیمزاری نیز از هنرمندان پرتلاش آن دوره بود؛ سالهایی که رفتوآمد شاعران به محافل ادبی رونق داشت و نشستها و کارگاهها فرصتی برای دیدار، تبادل تجربه و رشد ادبی فراهم میکردند. او در سالهای بعد نیز در مسئولیتهای مختلف فرهنگی و اجرایی فعالیت کرده و مدیریت مجموعههای گوناگون را بر عهده داشته است.
امروز اما جای بسیاری از آن نشستها و کارگاهها خالی است. دیگر از سهشنبههای شعر حوزه هنری و شنبههای ادبی تالار فرهنگ و ارشاد اسلامی به شکل گذشته خبری نیست. برفهای اردبیل نیز کمتر شاهد رفتوآمد شاعرانی هستند که سرما را به جان میخریدند، برنامههای هفتگیشان را کنار میگذاشتند و ساعتها میماندند تا شعر بخوانند، بشنوند و بیاموزند.
این خاطرات تنها یادآوری گذشته نیست؛ پرسشی است درباره امروز ادبیات این شهر: محافل ادبی چه جایگاهی دارند؟ نقد و آموزش شعر تا چه اندازه جدی گرفته میشود؟ و نهادهای فرهنگی برای حمایت از شاعران و نویسندگان مستقل چه میکنند؟
با همین پرسشها، در گفتوگو با این شاعر، نویسنده، کارگردان تئاتر اردبیلی و مشاور رئیس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل در امور فرهنگی و اجتماعی، به بررسی وضعیت محافل ادبی و چالشهای پیش روی شاعران و نویسندگان مستقل پرداختهایم.
نقد در محافل ادبی جای خود را به تشویقهای بیپشتوانه داده است
محمد سیمزاری در گفت وگو با ایسنا در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت محافل ادبی مستقل در اردبیل و نقش آنها در رشد شعر و ادبیات، اظهار کرد: چه در گذشته و چه امروز، محافلی که بتوانند به پیشرفت ادبیات کمک کنند، چندان شکل نگرفتهاند؛ چه محافل مستقل و چه محافلی که به نهادهای فرهنگی وابستهاند.
وی با اشاره به ریشههای فرهنگی این مسئله افزود: در فرهنگ سنتی ما، نقد اغلب بهمنزله مخالفت یا دشمنی تلقی میشود؛ در حالی که باید میان نقد یک اثر و دشمنی با صاحب اثر تفاوت قائل شد. همین نگاه سبب شده است که در بسیاری از محافل، بهجای نقد جدی، شاهد تعریف و تمجیدهای بیپشتوانه باشیم.
این شاعر و نویسنده ادامه داد: گاهی در جلسات ادبی، از سطری ضعیف چنان تعریف میشود که گویی با اثری درخشان روبهرو هستیم؛ در مقابل، ممکن است سطری ارزشمند چندان مورد توجه قرار نگیرد. چنین فضایی به رشد ادبیات کمک نمیکند، زیرا شاعر بهجای شناخت ضعفها و قوتهای اثرش، با تصویری غیرواقعی از کیفیت نوشته خود روبهرو میشود.
سیمزاری با اشاره به دیدگاه علامه جعفری درباره تفاوت فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، بیان کرد: برای حرکت به سمت فرهنگ پیشرو، باید امکان پرسشگری، نقد و ارزیابی آثار فراهم باشد. محفل ادبی زمانی میتواند مؤثر باشد که افراد در آن صرفاً برای تأیید یکدیگر حضور نداشته باشند، بلکه بتوانند با صراحت و احترام درباره کیفیت آثار گفتوگو کنند.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: مدتی است در محافل ادبی شرکت نمیکنم و گاهی آثارم را برای برخی شاعران و صاحبنظران میفرستم تا نظرشان را بدانم. به اعتقاد من، شاعر برای رشد به نقد واقعی نیاز دارد، نه صرفاً تشویق.
تعداد کتابها معیار سنجش کیفیت ادبی نیست
این شاعر و نویسنده در ادامه گفتوگو، درباره نقش نهادهای فرهنگی در حمایت از نویسندگان و شاعران اظهار کرد: یکی از مسائل مهم این است که گاهی مسئولیتهای فرهنگی در اختیار افرادی قرار میگیرد که شناخت کافی از حوزه فرهنگ و ادبیات ندارند. در چنین شرایطی، ممکن است معیارهای کمّی و ظاهری جای ارزیابی کیفی آثار را بگیرند.
سیمزاری افزود: تعداد کتابهای منتشرشده بهتنهایی نمیتواند معیار مناسبی برای سنجش ارزش ادبی یک شاعر باشد. ممکن است شاعری دهها مجموعه منتشر کرده باشد، اما شعری از او در ذهن و زبان مردم نمانده باشد؛ در مقابل، شاعری با تعداد کتابهای کمتر بتواند آثاری خلق کند که میان مردم دستبهدست شود و در حافظه جمعی جای بگیرد.
وی با اشاره به آثار اسد نیکفال، شاعر اردبیلی که با نام «فریاد» نیز شناخته میشود، گفت: گاهی ارزش یک اثر را باید در تأثیر آن بر مخاطب و ماندگاریاش جستوجو کرد، نه در شمارگان کتابها یا تعداد مجموعههای منتشرشده.
این شاعر با انتقاد از برخی شیوههای حمایتی در برنامههای فرهنگی عنوان کرد: وقتی حمایتها و مشوقها به شکلی توزیع میشوند که نویسنده و شاعر را به تولید اثر برای دریافت پاداش سوق میدهند، ممکن است انگیزههای ادبی تحتتأثیر قرار بگیرد. در این میان، کسانی که دغدغه جدیتری برای ادبیات دارند، گاهی از چرخه حمایتها کنار میمانند.
شاعران مستقل باید در برنامههای ادبی سهم داشته باشند
سیمزاری با تأکید بر ضرورت توجه به جریانهای متنوع ادبی در برنامههای فرهنگی گفت: نمیتوان از رشد ادبیات سخن گفت، اما در برنامهها و نشستها تنها به گروه محدودی از شاعران توجه کرد. در کنار شاعران باسابقهای مانند شاهی و بختیاری، باید از شاعران مستقل و نسلهای تازهتر نیز دعوت شود تا امکان حضور و گفتوگو میان جریانهای مختلف ادبی فراهم باشد.
وی با اشاره به نامهایی چون مظاهر شهامت، وحید درگاهی، سولماز نعمتی، پریناز ستونه، سولماز صادقزاده و علیرضا الفبایی اظهار کرد: شاعران و نویسندگان متعددی در استان فعالیت میکنند که آثار و تجربههایشان میتواند در محافل ادبی مطرح شود. حضور این افراد در برنامهها به معنای کنار گذاشتن شاعران باسابقه نیست؛ بلکه میتواند به ایجاد فضایی متنوعتر و پویاتر کمک کند.
این شاعر و نویسنده با بیان اینکه انتقادش متوجه ساختارها و شیوههای رایج است، نه لزوماً مدیران فعلی، افزود: ممکن است یک مدیر از دانش ادبی و نگاه فرهنگی برخوردار باشد، اما ساختار موجود امکان حمایت مؤثر از ادبیات مستقل را محدود کند. برای تغییر وضعیت، باید علاوه بر افراد، سازوکارهای انتخاب آثار، دعوت از شاعران و ارزیابی برنامهها نیز مورد بازنگری قرار گیرد.
سیمزاری با اشاره به وضعیت برخی شاعران خارج از مرکز استان ادامه داد: شاعرانی مانند فریبا ابراهیمی در مشگینشهر نیز با وجود فعالیت ادبی، آنطور که شایسته است دیده نمیشوند. اگر قرار است ادبیات استان رشد کند، نباید فرصت دیدهشدن صرفاً به محل فعالیت، تعداد کتابها یا میزان ارتباط افراد با نهادهای فرهنگی وابسته باشد.
کیفیت آثار باید ملاک حمایت از نویسندگان باشد
وی در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به برخی آسیبهای احتمالی در فرایند انتشار آثار ادبی اظهار کرد: باید سازوکاری روشن برای ارزیابی کیفیت آثار وجود داشته باشد. گاهی افرادی که تمکن مالی دارند، با پرداخت هزینه به دنبال انتشار آثاری هستند که دیگران برایشان نوشتهاند و سپس در جایگاه نویسنده معرفی میشوند. این موضوع پرسشهایی درباره معیارهای تشخیص نویسنده بودن و کیفیت ادبی آثار مطرح میکند.
سیمزاری افزود: مسئله اصلی این است که نهادهای فرهنگی و ادبی چگونه آثار را ارزیابی میکنند و چه معیاری برای حمایت از یک نویسنده یا شاعر دارند. اگر معیارها روشن و مبتنی بر کیفیت نباشند، ممکن است افرادی که توان مالی یا ارتباطات بیشتری دارند، بیش از صاحبان آثار ارزشمند امکان دیدهشدن پیدا کنند.
وی با اشاره به دشواری حمایت از ادبیات مستقل گفت: در شرایطی که سازوکارهای فرهنگی بهدرستی عمل نکنند، حمایت از جریان مستقل ادبی دشوار میشود. از سوی دیگر، حفظ موقعیتهای اداری و سازمانی نیز گاهی میتواند با پیگیری جدی مطالبات ادبیات مستقل در تعارض قرار بگیرد.
این شاعر و نویسنده در پایان تأکید کرد: برای تقویت ادبیات استان، باید نقدپذیری، آموزش مستمر، تنوع دیدگاهها و ارزیابی کیفی آثار جدی گرفته شود. محافل ادبی زمانی میتوانند به جایگاه واقعی خود بازگردند که فضایی برای یادگیری و نقد فراهم کنند و شاعران و نویسندگان، مستقل از وابستگیهای سازمانی، فرصت حضور و معرفی آثارشان را داشته باشند.
انتهای پیام