بابک پرهام در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: «دراماتورژی» امری خوانشگر برای اجرا است، به این معنا که دراماتورژ، متن نمایشنامه را با خوانشی که میتواند رویکردهای کمرنگتر و یا لایههای عمیقتری در متن اصلی داشته باشد را برای کارگردان بازنویسی کرده و یا آنها را در طول تمرین به کارگردان منتقل میکند. این خوانشها در متن از آنچه نمایشنامهنویس خلق کرده است فراتر نمیرود و تنها ممکن است خطوطی کمرنگتر یا تأویلی پنهانتر را آشکار کند.
وی ادامه داد: دراماتورژ پس از انتخاب متن به عنوان اولین فرد در گروه به کارگردان اضافه میشود، چراکه خوانش او میتواند مسیر انتخاب عوامل و بازیگران را معرفی کند. پس از خوانش دراماتورژ، کارگردان قادر به تولید ایده اجرایی خواهد بود. مهمترین وظیفه دراماتورژ این است که با وفاداری به متن، آن را با مغلطه شخصیسازی تبدیل به نمایشنامهای دیگر از آنچه نویسنده خلق کرده است نکند.
این کارگردان تئاتر افزود: امر دراماتورژی صرفا به تحلیل و اصلاح متن محدود نمیشود و این توانایی را دارد تا در زمینههایی مانند طراحی میزانسن و به طور کلی ساختار اجرایی اثر نمود پیدا کند. خوانش دراماتورژ تأثیر اصلی را در اجرا دارد و چنانچه کارگردان یا دیگر عوامل از آن خوانش فاصله بگیرند، وظیفه او خواهد بود تا در تمام مراحل به کارگردان مشورت داده و با توافق قبلی حتی امکان دخالت مستقیم خواهد داشت.
اهمیت حضور فرد دراماتورژ در تولید آثار تئاتر
پرهام با بیان اینکه نمایشنامهنویس اگر در نزدیکی گروه اجرا باشد میتواند با گفتوگو با کارگردان و درک وضعیت اجتماعی و سیاسی متن خود را بازنویسی مجدد کند، ادامه داد: کارگردان نیز این قابلیت را دارد که با دانش یک دراماتورژ، تحلیل و خوانش جدیدی برای یک متن در قالب ایده کارگردانی ارائه کند، نکته مهم این است که در این دو حالت چه نویسنده و چه کارگردان امکان اطلاق سمت دراماتورژ را به خودشان ندارند، چون به واقع دراماتورژی در هر دو وضعیت ذکر شده جزئی از وظایف نمایشنامهنویس یا کارگردان است و تنها زمانی که این امر به دیگری واگذار شود میتوان نام و سمت را تولید کرد.
وی بیان کرد: کارگردان یا نمایشنامهنویسی که دانش و توانایی کافی را دارد تا برای متنی به غیر از آنچه محصول مستقیم خودش است، میتواند نقش دراماتورژ را به عهده بگیرد. اما در اثری که خودش تولید میکند، چنانچه این کار را انجام دهد، جزئی از وظایفش خواهد بود. دراماتورژ به غیر از دانش تحلیل و شناخت نمایشنامه، باید در حوزه تئاتر در تمام امور دیگر ازجمله کارگردانی، طراحی، نور و صحنه مسلط باشد ولی مهمتر از این موارد، او باید در اسطورهشناسی، تاریخ، روانشناسی ، فلسفه و همچنین علوم سیاسی دانش مکفی داشته باشد تا بتواند لایههای مختلف یک نمایشنامه را با رویکردهای متفاوت استخراج کند.
دراماتورژی در ایران، تخصصی ناشناخته و ناقص
این کارگردان تئاتر با اشاره به عواقب بیتوجهی به امر دراماتورژی بر کیفیت تولیدات آثار نمایشی، توضیح داد: احتمال تکراریشدن ایدهها و برداشتها از یک نمایشنامه اولین آسیب آن است و در مرحله بعد کپیبرداری دراماتورژی آثار اجرا شده درخارج از کشور و اجرای همانگونه آن در شرایطی که شاید مناسبات اجتماعی-سیاسی و روانی تماشاگر ایرانی با آن همراه و هماهنگ نباشد. اینها آسیبهایی است که عدم حضور دراماتورژ میتواند موجب تنزل کیفی آثار و عدم ضرورت اجرا باشد که در نهایت موجب دلزدگی تماشاگر خواهد شد.
پرهام با اشاره به اینکه دراماتورژی در ایران امری ناشناخته و در برخی از موارد ناقص است، مدعی شد: این چالش دو دلیل اصلی دارد. نخست، نبودن این دانش به صورت آکادمیک و عدم آشنایی دانشگاهیان با این تخصص و دوم، نبودن کمپانیها که باعث شده است نه تنها دراماتورژ که به مرور زمان دیگر تخصصها هم کمرنگ و یا حذف شوند. طراح حرکت یا کروگرافر، رقصندگان، آهنگساز و حتی گرافیستها و متاسفانه نمایشنامهنویسها هم کمرنگ شدهاند، کارگردان در تئاتر ایران که در واقع سرمایهگذار هم هست برای کمتر شدن هزینه، بیشتر تخصصها را به عهده گرفته است.
وی ادامه داد: مهمترین چالشهایی که هر دراماتورژ با آن روبهرو میشود فارغ از احساس عدم نیاز به این حرفه در یک اثر، متونی هستند که قابلیت دراماتورژی ندارند و دراماتورژ به دلیلی خود را مجبور به این کار میکند، دومین چالش، عدم پذیرش کارگردان است، کارگردانها میخواهند دراماتورژ ایده اجرایی آنها را صورتبندی کند و گاهی او را با مشاور کارگردان جایگزین میکنند و انتظار یک مشاور بر اساس ایده اجرایی و تحلیل خودشان از دراماتورژ دارند. در نهایت اختلاف با با نمایشنامهنویس مشکلساز خواهد بود (اگر وطنی و در قید حیات باشد) چراکه گاهی صاحب اثر، پافشاری بر گونهای از اجرا که تلقی خودش است دارد و یا انتظار تمرکز بر لایهای از متن را دارد که ممکن است با خوانش دراماتورژ متفاوت باشد.
این نمایشنامهنویس تصریح کرد: دراماتورژی امری پویا و وابسته به وضعیت و انتظار جامعه دارد، بنابراین هیچوقت تبدیل به امری سنتی نشده و نخواهد شد. امیدوارم با نشستها و حضور اساتید و صاحب نظران، جایگاه دراماتورژی تبیین شود و افرادی که دانش لازم برای خوانش درست یک متن و ارائه آن به گروه اجرایی را دارند برای متون ارزشمند وارد این حوزه شوند تا شاهد اجراهایی عمیقتر و نوآورانهتر باشیم.
انتهای پیام