به گزارش ایسنا، فشارهای ناشی از تداوم درگیری میان ایران و آمریکا در حال افزایش است؛ در شرایطی که پژوهشگران در ابتدای مسیر حرفهای خود با بلاتکلیفی در وضعیت مهاجرتی، نامشخص بودن وضعیت اشتغال و گرفتار شدن اعضای خانوادهشان در شرایط جنگی دستوپنجه نرم میکنند.
به نقل از نیچر، بابک میخواهد دوره دکتری خود را در سال ۲۰۲۸ به پایان برساند. او در سال ۲۰۲۴ تحصیل در این دوره را در دانشگاهی در جنوب آمریکا آغاز کرد. برای اینکه طبق برنامه پیش برود، در ماه ژوئیه امسال نگارش نخستین مقاله خود را درباره پژوهشهای مرتبط با حوزه مراقبتهای بهداشتی آغاز کرد. اما در میان مطالعه مقالات علمی و کدنویسی، تمرکز خود را از دست میدهد و ذهنش به موضوعات دیگری مشغول میشود. او که اهل ایران است، میگوید: باید اخبار را بررسی کنم تا ببینم کشورم بمباران شده است یا نه.
او و بسیاری از پژوهشگرانی که گروه شغلی مجله «نیچر» برای تهیه این گزارش با آنها گفتوگو کرده است، به دلیل نگرانی درباره امنیت خود و خانوادههایشان و همچنین ترس از پیامدهای احتمالی برای آینده شغلیشان، از نام مستعار استفاده میکنند.
زندگی مردم ایران در یک سال گذشته با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده است. نیچر با اشاره به اینکه ایران درگیر خشونتهایی بوده که از سوی کشورهای خارجی اعمال شده، نوشت که این رویدادها زندگی بسیاری از دانشجویان ایرانی و پژوهشگران تازهکار را، چه در داخل ایران و چه در کشورهای دیگر، دگرگون کرده است؛ بهویژه در آمریکا که ایرانیان با محدودیتهایی در زمینه سفر، دریافت ویزا و اشتغال نیز مواجه شدهاند.
بر اساس گزارش سالانه «اوپن دورز» (Open Doors) که موسسه آموزش بینالمللی در شهر نیویورک منتشر میکند، در سال تحصیلی ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ نزدیک به ۱۲ هزار دانشجوی ایرانی در مقاطع تحصیلات تکمیلی در آمریکا مشغول تحصیل بودهاند.
در ماه ژوئن سال ۲۰۲۵، رژیم صهیونیستی و امریکا ایران را مورد حملات موشکی قرار دادند و ایران نیز در پاسخ، حملات موشکی و پهپادی علیه آنها انجام داد؛ درگیریهایی که اکنون از آنها با عنوان «جنگ ۱۲ روزه» یاد میشود.
یکی از دانشجویان به مجله «نیچر» گفته است که برخی از اعضای خانوادهاش به دلیل بمباران مجبور شدهاند خانه خود را در یکی از شهرها ترک کنند و به روستایی که تعدادی از بستگانشان در آن زندگی میکنند، پناه ببرند.
نیچر همچنین با اشاره به قطعی سراسری اینترنت از ماه فوریه تا ماه مه نوشت که در این مدت، پژوهشگران ایرانی ساکن کشورهای دیگر نمیتوانستند به طور منظم با عزیزانشان در ایران ارتباط برقرار کنند. تغییرات در سیاستهای مهاجرتی آمریکا نیز وضعیت زندگی پژوهشگران ایرانی را بیش از پیش دستخوش آشفتگی کرد.
در ماه ژوئن سال ۲۰۲۵، دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، فرمان ممنوعیت سفر را صادر کرد که بر اساس آن، ورود شهروندان ۱۲ کشور از جمله ایران به آمریکا ممنوع شد؛ البته این ممنوعیت با استثناهای محدودی همراه بود و امکان صدور معافیت در موارد خاص نیز وجود داشت.
علاوه بر این، در ماه دسامبر سال ۲۰۲۵ و ژانویه سال ۲۰۲۶، دو یادداشت اداری از سوی نهادهای اجرایی دولت آمریکا با استناد به دلایل امنیت ملی صادر شد که بسیاری از پژوهشگران ایرانی حاضر در آمریکا را درباره وضعیت مهاجرتیشان در بلاتکلیفی قرار داد.
این دو یادداشت در مجموع، ممنوعیت سفر را به ۳۹ کشور گسترش دادند و عملا روند رسیدگی به تمام درخواستهای مهاجرتی اتباع این کشورها را متوقف کردند؛ درخواستهایی که شامل ویزای دانشجویی، اقامت دائم که با عنوان گرینکارت نیز شناخته میشود و مجوز کار بود.
در طول این دوره که تا ماه ژوئن ادامه داشت، دولت فدرال آمریکا نه درخواستهای مجوز کار را تایید میکرد و نه آنها را رد میکرد. همین وضعیت درباره درخواستهای تغییر وضعیت اقامت قانونی نیز وجود داشت.
این موضوع باعث شد شهروندان آن ۳۹ کشور در یک بلاتکلیفی اداری گرفتار شوند. برای پژوهشگران ایرانی حاضر در آمریکا، نامشخص بودن مسیر شغلی و حرفهای، در کنار نگرانی درباره عزیزانشان در ایران، احساس عمیقی از ناتوانی در کنترل آینده به وجود آورد.
پژوهشگرانی که با مجله «نیچر» گفتوگو کردند، میخواستند توجه جامعه دانشگاهی را به وضعیت خود جلب کنند. با این حال، حتی بیان ناشناس تجربههایشان نیز برای بسیاری از آنها پرخطر به نظر میرسید. چندین نفر از آنها نگرانی خود را درباره احتمال مواجهه با پیامدهایی از سوی دولت آمریکا ابراز کردند.
فرصتهای ازدسترفته
نیما، دانشجوی دکتری در رشتهای مرتبط با مراقبتهای بهداشتی در جنوب آمریکا، در سفری که بعدها مشخص شد زمانبندی بسیار نامناسبی داشته است، در ماه مه ۲۰۲۵ برای دیدار خانوادهاش به ایران سفر کرد. او قصد داشت تنها دو هفته در ایران بماند و سپس به آمریکا بازگردد تا با نامزدش که او نیز اهل ایران است، ازدواج کند.
نیما به این دلیل تصمیم به سفر گرفت که مادرش بیمار بود و پدرش به او گفته بود که خانواده دلتنگش شدهاند. این تصمیم خطرناک بود؛ زیرا اگرچه او از نظر قانونی اجازه تحصیل در آمریکا را داشت، اعتبار ویزایش که برای ورود مجدد به این کشور ضروری بود، به پایان رسیده بود. او قصد داشت در جریان سفر به ایران برای دریافت ویزای جدید اقدام کند. اما پس از اعمال ممنوعیت سفر در ژوئن ۲۰۲۵، نیما دیگر نتوانست به آمریکا بازگردد. او به شدت آشفته و پریشان شد. نیما که یک سال بعد از ایران با مجله «نیچر» صحبت میکرد، میگوید: هر روز گریه میکردم. او به مدت دو هفته در بیمارستان روانپزشکی بستری شد. در ماه اوت، مجبور شد از دوره دکتری خود انصراف دهد؛ زیرا دانشگاه محل تحصیلش مدت مجاز مرخصی تحصیلی دانشجویان را به دو نیمسال تحصیلی محدود کرده بود. او حتی اکنون نیز به تعداد کمی از دوستانش در ایران گفته است که به کشور بازگشته است. نیما میگوید: فکر میکنم آنها تصور کنند من یک بازنده هستم. او بازگشت به ایران برای دیدار خانوادهاش را «بدترین تصمیم زندگیاش» توصیف میکند.
او در یکی از کشورهای دیگر برای تحصیل در یک دوره کارشناسی ارشد مرتبط با حوزه مراقبتهای بهداشتی پذیرفته شد، اما دولت آن کشور به موقع برای او ویزا صادر نکرد و در نتیجه نتوانست تحصیل را در آغاز سال تحصیلی در ماه سپتامبر شروع کند. او نمیداند چه زمانی دوباره نامزدش را خواهد دید.
توقف مسیر شغلی
این فقط ممنوعیت سفر نبود که زندگی افراد را دگرگون کرد. توقف روند تایید درخواستها در پی صدور یادداشتهای دولتی، از دسامبر ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶، زندگی بسیاری از دانشجویان ایرانی حاضر در آمریکا را با آشفتگی روبهرو کرد. یکی از دانشجویان دکتری میگوید به اندازهای دچار فرسودگی روانی شده بود که اغلب حتی توان بیرون آمدن از خانه را نداشت. او میگوید: نمیدانید قرار است شغلی داشته باشید یا باید به کشور دیگری نقل مکان کنید. چندین دانشجو میگویند این توقف روند رسیدگی به درخواستها برایشان قابل درک نبود. آمریکا برای آموزش دانشجویان ایرانی هزینه کرده بود، اما به نظر میرسید نمیخواهند از سرمایهگذاری که انجام دادهاند، بهره ببرند. این دانشجوی دکتری میگوید: به نظر میرسد آنها نمیخواهند از چیزی که برایش سرمایهگذاری کردهاند، استفاده کنند.
به گفته کوان هریس، جامعهشناس دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس، این سیاست در راستای تلاشهای دولت ترامپ برای کاهش مهاجرت، از جمله مهاجرت دانشجویان بینالمللی قرار دارد. هریس میگوید: دولت فشار و دشواری بیشتری بر دوش افراد میگذارد و در نهایت بعضی از آنها میگویند: دیگر بس است، من از اینجا میروم.
آذین که در دسامبر ۲۰۲۵ مدرک دکتری خود را از دانشگاهی در منطقه غرب میانه آمریکا دریافت کرد، به دلیل توقف روند رسیدگی به درخواستها نتوانست کار کند. او میگوید مدت کوتاهی پس از فارغالتحصیلی، یک شرکت مهندسی در آمریکا قصد داشت او را استخدام کند، اما به دلیل نداشتن مجوز کار، پیشنهاد شغلی خود را پس گرفت. فرصت اشتغال به عنوان پژوهشگر پسادکتری نیز به همین دلیل از دست رفت.
آذین برای دریافت مجوز «آموزش عملی اختیاری» (Optional Practical Training یا OPT) درخواست داده بود؛ مجوزی که به دانشآموختگان رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) اجازه میدهد حداکثر به مدت سه سال در آمریکا کار کنند. اما توقف روند رسیدگی به درخواستها، این درخواست را نیز معلق کرد. او پس از فارغالتحصیلی بیشتر وسایل و داراییهای خود را فروخت و دیگر نه خانه دائمی داشت و نه درآمدی. او به مدت ۶ ماه در ایالتهای ایلینوی، آلاباما، میزوری، کارولینای شمالی و مینهسوتا سفر کرد و هر بار برای چند هفته نزد دوستان یا اعضای خانوادهاش اقامت داشت.
مجله «نیچر» برای دریافت پاسخ دولت ترامپ به این اظهارات درباره توقف روند رسیدگی به درخواستها، با این دولت تماس گرفت. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت این یادداشتها با هدف «حفاظت از امنیت ملی، امنیت عمومی و منافع ملی ایالات متحده و مردم آن» صادر شدهاند.
این سخنگو افزود: همانطور که وزیر امور خارجه بارها تاکید کرده است، ویزا یک امتیاز است، نه یک حق. او همچنین گفت این وزارتخانه هر درخواست ویزا را به صورت جداگانه و بر اساس شرایط همان پرونده بررسی میکند.
زک کاهلر، سخنگوی اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا (USCIS) که این یادداشتها را صادر کرده بود، نیز در پاسخ گفت: احراز هویت و بررسی سوابق شخصی تمام اتباع خارجی که متقاضی دریافت مزایای مهاجرتی هستند، مستلزم طی کردن فرایندی سختگیرانه است؛ فرایندی که با بررسی و ارزیابی دقیقتر تمام اتباع خارجی، امنیت مردم آمریکا را در اولویت قرار میدهد.
سایه بلاتکلیفی

چندین گروه مدافع حقوق مهاجران علیه توقف روند رسیدگی به درخواستها شکایتهایی را در دادگاه مطرح کردند؛ اقدامی که شرایط دانشجویان را وارد مرحلهای متغیر کرد، اما همچنان آشفتگیهای زیادی به همراه داشت. در ماه ژوئن، جان جی. مککانل جونیور، قاضی فدرال آمریکا، حکم داد که این توقف غیرقانونی بوده است.
او در رای خود در پرونده «موسسه بینالمللی دورکاس رود آیلند علیه اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا» نوشت: سیاستهای مورد اعتراض، زندگی شمار بیشماری از افراد را صرفا به دلیل کشوری که در آن متولد شدهاند، در حالت تعلیق قرار داده است.
او همچنین افزود: بیش از ۶ ماه از آن زمان گذشته است، اما بسیاری از این افراد همچنان بدون شغل، بدون وضعیت اقامت قانونی و بدون هیچ امکان معناداری برای برنامهریزی درباره آینده خود باقی ماندهاند. دولت ترامپ به حکم این قاضی اعتراض کرده و پرونده همچنان در جریان است.
پس از لغو توقف رسیدگی به درخواستها، یکی از دانشجویان ایرانی گزارش داد که در ماه ژوئیه ویزای H-1B دریافت کرده است؛ ویزایی که به او اجازه میدهد پیشنهاد تصدی یک موقعیت استادی دانشگاهی در مسیر استخدام رسمی و دائمی (Tenure-track) را بپذیرد.
آذین نیز مجوز کار خود را دریافت کرده و توانسته است در یکی از حوزههای مرتبط با علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات شغل پیدا کند. اما چندین نفر دیگر همچنان منتظر هستند تا روند رسیدگی به درخواستهایشان از سر گرفته شود.
بابک هنوز درباره درخواست گرینکارت خود که در اکتبر ۲۰۲۴ ثبت کرده بود، پاسخی دریافت نکرده است. اگرچه به نظر میرسد روند رسیدگی به پروندههای مهاجرتی از سر گرفته شده است، این وقفه مالی بسیاری از دانشجویان را به شدت تحت فشار قرار داده است.
بر اساس گزارشی از موسسه کاتو، اندیشکدهای در واشنگتن دیسی که از محدود بودن اختیارات دولت حمایت میکند، دولت فدرال آمریکا بیش از یک میلیارد دلار از محل هزینههای ثبت درخواست افرادی دریافت کرده است که مشمول این توقف و دو سیاست مهاجرتی دیگر دولت ترامپ شدهاند.
شایان، دانشجوی دکتری مهندسی در یکی از دانشگاههای شرق آمریکا، حدود ۱۰ هزار دلار بدهی کارت اعتباری دارد که بیشتر آن به هزینههای درخواستهای مهاجرتی و مخارج حقوقی خود و همسرش مربوط میشود. او حدود پنج هزار و ۵۰۰ دلار به یک وکیل پرداخت کرده تا در روند درخواست گرینکارت مبتنی بر اشتغال به او کمک کند. علاوه بر این، چند هزار دلار نیز برای هزینههای ثبت پرونده و رسیدگی سریعتر پرداخت کرده است. همسر او که در ایران مدرک دکتری در رشتهای مرتبط با پزشکی دریافت کرده است، به دلیل وضعیت ویزایش نتوانسته بود کار کند؛ وضعیتی که در دوران توقف رسیدگی به درخواستها امکان تغییر آن را نداشت. اکنون که این توقف برداشته شده است، همسر شایان به دنبال پیدا کردن شغل است.
شایان میگوید: کمکهزینه ماهانه تحصیلی او حدود دو هزار و ۱۰۰ دلار است. آنها امیدوارند همسرش بتواند مشغول به کار شود تا بدهی کارت اعتباریشان را پرداخت کنند. این پژوهشگران میگویند فشارهای مضاعف ناشی از جنگ در سرزمین مادریشان و بلاتکلیفی درباره وضعیت مهاجرتی در آمریکا، فشار زیادی بر آنها وارد کرده است.
بابک میگوید: خود دوره دکتری به تنهایی از نظر روانی بسیار سنگین و طاقتفرسا است. نگرانیهای دیگری که درباره ایران و آیندهمان داریم، این فشار روانی را بیشتر هم کرده است. با این حال، پژوهشها باید ادامه پیدا کنند.
شایان میگوید: استاد راهنمایش از او خواسته است تا پایان سال، دو مقاله علمی را به اتمام برساند. او میگوید: با یکی از دوستانم شوخی میکردم که دیگر نمیدانم چطور میتوانم بدون این همه استرس زندگی کنم.
دانشجویان و پژوهشگرانی که با مجله «نیچر» گفتوگو کردهاند، میگویند به صورت قانونی وارد آمریکا شدهاند. پس از آنکه پذیرش دانشگاهی گرفتند، دولت آمریکا سوابق آنها را بررسی کرد و با صدور ویزای دانشجوییشان موافقت کرد. بابک میگوید: ما بهشکلی کاملا دقیق و جدی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتیم.
او میگوید: تنها چیزی که میخواهد، داشتن «یک زندگی عادی» است؛ اینکه بتواند کار کند و به دیدار خانوادهاش در ایران برود.
انتهای پیام