عبدالقاسم کریمی، در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به اینکه چرا دین اجبارپذیر نیست، اظهار کرد: اعتقادات امری قلبی و عقلی است، بنابراین اجبار را نمیپذیرد و فرد باید با همه وجود خود و بهصورت انتخابی آن را بپذیرد.
وی ادامه داد: فرد ممکن است بهصورت ظاهری و از روی اکراه و اجبار با در نظر گرفتن مصالح و مفاسد شخصی باوری را قبول کند، اما زمانیکه آن عامل اکراه و اجبار از بین برود فرد آنچه را میپذیرد که آن را قلباً و عقلاً نیز باور دارد.
کریمی بیان کرد: این مسئله به این معنا نیست که هر اعتقادی که پذیرفته شد درست است یا خداوند نیز آن را تأیید میکند، بلکه خدا اعتقادات راستین را از طریق انبیاء و کتب مقدس اعلام میکند که عقل و فطرت نیز آنها را تأیید کرده و راه نجات و رستگاری است؛ بنابراین اگر کسی آنها را رد کرد باید عواقب آن را نیز بپذیرد.
این عضو هیأتعلمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه لازم است میان دین وراثتی و دین مبتنی بر شناخت و اعتقاد واقعی تفاوت قائل شد، تصریح کرد: دین شناسنامهای در ابتدا برای همه امری وراثتی است؛ به این معنا که از پدر و مادر به او منتقل میشود و خود فرد در انتخاب آن نقشی ندارد، زیرا کودک تازه متولدشده و درک و شناخت کافی برای بررسی ادیان مختلف و انتخاب دین خود را ندارد.
وی با تأکید بر اینکه وراثتی بودن دین شناسنامهای منحصر به اسلام نیست و در همه ادیان وجود دارد، بیان کرد: در ادیان الهی و غیرالهی دین شناسنامهای افراد بهصورت وراثتی است، زیرا در این مرحله فرد به رشد عقلی کافی نرسیده است تا ادیان مختلف را بررسی کند و دین خود را برگزیند.
کریمی ادامه داد: ممکن است برخی افراد در سنین مختلف زندگی خود بر دین پدر و مادر باقی بمانند و آن را تغییر ندهند؛ بنابراین دین شناسنامهای وراثتی و ظاهری است که از پدر و مادر به فرزند منتقل میشود و از آن با عنوان دین تقلیدی نیز یاد میشود که فرزند حق تغییر آن را دارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به جنبه دیگری از دین با عنوان دین تحقیقی گفت: در این مرحله فرد به رشد عقلی رسیده و درباره ادیان و فرقههای مختلف تحقیق میکند و با بررسی این ادیان متوجه میشود که علاوه بر دین شناسنامهای خود، عقاید دیگری نیز وجود دارند که میتواند آنها را انتخاب کند؛ بنابراین به بررسی و ارزیابی آن باورها میپردازد.
کریمی در تبیین آیه «لا إکراهَ فی الدّین(بقره، ۲۵۶)» تصریح کرد: این آیه بدین معناست که در دین اجبار و اکراهی وجود ندارد، اما منظور دین شناسنامهای افراد نیست و آیه به این موضوع اشاره دارد که اعتقادات امری درونی است و نمیتوان اعتقاد را با اجبار وارد ذهن افراد کرده و آن را به باور قلبی تبدیل کرد؛ بنابراین فرد باید خود به آن عقیده دست یابد و آن را بپذیرد تا عقیدهاش به مرحله عمل برسد.
وی ادامه داد: برای نمونه نمیتوان شخصی را به اجبار به اسلام و خداپرستی معتقد کرد، زیرا امکان دارد فردی بهصورت زبانی و ظاهری اعلام کند خداپرست شده، اما در قلب خود به خداوند یا چارچوبهای آن دین اعتقاد نداشته باشد.
این عضو هیأتعلمی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: با توجه به اینکه انسان امکان بررسی باورها و عقاید قلب و ذهن دیگران را ندارد نمیتوان از واقعیبودن عقاید دیگران آگاه شد و با زور و اجبار اعتقاد حقیقی را در ذهن و قلب فرد ایجاد کرد، بلکه لازم است خود شخص به این اعتقادات دست پیدا کند.
کریمی در ادامه با اشاره به اینکه پذیرش ایمان ظاهری بهمعنای باور قلبی افراد به احکام و دین اسلام نیست، افزود: ممکن است پذیرش اعتقاد بهظاهر اتفاق بیفتد، اما اگر شخص بخواهد به اعتقاد واقعی برسد باید پس از پذیرش دین، احکام آن را نیز بپذیرد و در زندگی خود به آنها عمل کند.
وی تصریح کرد: بنابراین صرف اینکه فرد بگوید به خداوند اعتقاد دارد کافی نیست، زیرا زمانیکه شخص اعتقاد خود را اعلام میکند شرط لازم این است که احکام آن دین را نیز بپذیرد و به آنها عمل کند.
انتهای پیام