شنبه ۱۶ آبان، باران آرام بر سنگفرش خیابانها میبارید؛ قطرهها بر آسفالت خیابان مینشستند و انعکاس قدمهای مردمی را به تصویر میکشیدند که آمده بودند تا میزبان شش مسافر آسمانی باشند؛ شش مردی که سالها پیش، بینام و نشان، جان خود را برای سربلندی ایران اسلامی فدا کردند و امروز، نامشان در بلندای تاریخ این سرزمین جاودانه است.
گرمسار در هوای بارانی، حالوهوایی دیگر داشت. خیابانها رنگ حماسه گرفته بودند و جمعیتی از اقشار مختلف مردم، مسئولان و خانوادههای شهدا، در کنار یکدیگر قدم برمیداشتند. دستان بسیاری بر سینهها نشسته بود و نگاهها به تابوتهایی دوخته شده بود که حامل پیکرهای مطهر شش شهید گمنام دفاع مقدس بودند.
مسیر تشییع از میدان انقلاب آغاز شد؛ خیابان در سکوتی آمیخته با احترام و اندوه، شاهد حرکت کاروانی بود که هر قدم آن یادآور روزهایی از جنس غیرت، ایستادگی و فداکاری بود. باران میبارید، اما نه از شور مردم کاسته میشد و نه از گرمای محبتشان به فرزندان این سرزمین.
در میان چهرههای حاضر، پیر و جوان، مسئول و شهروند، همگی زیر آسمانی ابری و در کنار یکدیگر، بدرقهکننده مردانی بودند که حتی پس از گذشت سالها، همچنان در حافظه تاریخی ملت ایران زندهاند.
این کاروان نور، در ادامه مسیر به میدان امام خمینی(ره) رسید، اما حقیقت آن است که مقصد این شش شهید، تنها یک میدان و یک خیابان نبود. آنان بار دیگر به قلب مردمی بازگشتند که امنیت، آرامش و عزت امروز خود را وامدار فداکاریهایشان هستند.
امروز باران نیز گویی در سوگ این مسافران آسمانی میبارید؛ شش شهید گمنام آمدند تا یادآوری کنند گمنامی در زمین، گاه بلندترین نام در آسمان است.
گرمسار امروز زیر باران ایستاد تا به فرزندان بیادعای ایران بگوید: شاید نام شما را ندانیم، اما راهتان را فراموش نکردهایم.


انتهای پیام