به گزارش ایسنا، اکبر قاسمی، سفیر پیشین ایران در اوکراین در یادداشتی با عنوان "دلایل واقعی کودتای ترکیه، چشمانداز آن بر روابط تهران و آنکارا" نوشت:
الف: چرایی کودتا
بررسی مولفههای واقعی چرایی کودتای ترکیه در این مقطع را میبایست با اتکای به قرائن مستند و دارای منطق متقن، مورد واکاوی قرار داد.
از خلال قرائت دادهها و یافتههای مستدل کارشناسان متنوع ترکیه مجموعهای از گزینههای سهگانه ذیل را بهعنوان دلایل اصلی و عمده چرایی کودتای ترکیه بهشرح ذیل میتوان جستوجو کرد:
1- طراحی طرفداران فتحالله گولن در بخشهای میدانی ارتش و قوه قضاییه با استفاده از بروز فساد در خانواده دولت و سیاستهای عوارضساز مقامات این کشور در هزینهسازی فراوان در بحران سوریه و نمایان شدن ضعفهای دولت در برقراری امنیت با افزایش چشگمیر ناامنیهای ناشی از ضعف شدید دولت در نتیجه رویکردهای پ.ک.ک و داعش، رویکرد اردوغان در برخورد با جنگنده روسیه و معذرتخواهی حیثیتشکن وی در قبال پوتین، چرخش در تعدیل روابط ترکیه و اسراییل، آثار هزینهساز رویکرد دولت ترکیه در کاهش شدید مراودات تجاری و توریستی ترکیه با همه همسایگان بهویژه با روسیه، عراق، سوریه و ایران را از جمله انگیزههای این طیف برای اجرای اهداف خود برگزیند.
2- گزینه دوم ناشی از مولفهها و اهداف سیاستخارجی آمریکا در راستای تنظیم رهبریهای جاهطلبانه اردوغان و انتقامگیری رژیم صهیونیستی در ماجرای کدورت معروف اردوغان و پرز در نشست داووس و حمایتهای بیدریغ اردوغان در رفع محاصره غزه و حمایت از حماس و برخی از کشورهای غربی همچون آلمان که در مدیریت بحران مهاجران از ترکیه به اروپا و مطالبات زیادهخواهانه مالی و سیاسی اردوغان از اروپا گلایهمند بوده و جانبداری آلمان در بحران کشتار ارامنه با مصوبه ضدترکی در تعامل و پیوند با مجریان کودتا بالاخص با عنایت به نفوذ این چند کشور در لایههای مختلفی از نظامیان و لاییکهای ترکیه را در راستای تاثیرگذاری منفی بر موقعیت رو به رشد حزب عدالت و توسعه در چارچوب آرزوهای بازسازی نوعثمانگرایی میدانند.
3- گزینه سوم با عنایت به موقعیت فزاینده معارضان بهویژه معارضان گولن در لایههای نظامی و قضایی و فقدان سازوکارهای قانونی و موثر اردوغان برای مقابله موثر با آنها، اردوغان درصدد برآمده تا با ایجاد یک بحران ساختگی، زمینه منطقی، پوستاندازی جدید خود را در حاکمیت سیاسی ترکیه با اتخاذ سیاست پیشدستی بهدست آورد.
بهنظر نگارنده گزینه اول با قرائن منطقی و مستدل همراه بوده و گزینه دوم هرچند میتواند از استحکام قرینههای بالقوهای برخوردار بوده و لیکن دارای قرائن متقن باروری واقعی نبوده است و گزینه سوم نیز بهعلت ریسکپذیریها و هزینههای فراوانی متضمن اعتبارزدایی بیشمار ،بهدور از رویههای معقول است و بیشتر شبیه به یک نوع خودزنی غیرقابل حساب و کارآمد بوده است و عملا مولفهای بهدور از مقومات عقلایی ارزیابی گردیده و از دیدگاه نگارنده بعیدالمنال مینمایاند.
ب) نتایج کودتا و پیامدهای آن
نتایج کودتا بهعلت این که کودتاگران بهلحاظ پلان، طراحی، سازماندهی و زمانبندی اجرایی آن فاقد انسجام و کارایی لازم در سطح مختلف بخشهای نظامی و با ضعفهای مفرطی در سطوح میدانی و همپوشانی اجرایی و رسانهیی و عمومی مواجه بودند، عملا در ساعتهای اولیه اجرا، و با بهرهگیری فراخوان خیابانی طرفداران حزب عدالت و توسعه و در سایه بهرهگیری درست از ظرفیتهای نهادهای امنیتی و پلیس و بخشهای نظامی طرفدار حزب حاکم و با استفاده از رسانههای مجازی و خصوصی، زمینه مدیریت خنثیسازی و کنترل کودتا را بهدست گرفته و در واقع کودتاگران خود را در مقابل آسیبرسانی و به عبارتی خود را از اختفا، عریان کرده و گرفتار با تلاق نیستی یا زندانی شدن گردیده، و عملا خود را غرق شده یافتند.
درخصوص آثار کودتا، قطعا پیامدهای گستردهای در بخش تضعیفسازی موقعیت و اعتبار ترکیه و افزایش ریسک مالی و اقتصادی و کاهش درجه سرمایهگذاری و تقلیل وضعیت مراودات توریستی و مبادلات تجاری این کشور در عرصه بینالمللی و منطقهیی بهعنوان شوکهای سنگین، ضربات هولناکی را بر پیکره اقتصاد و سیاست این کشور در کوتاه مدت بهبار خواهد آورد.
ج) چشمانداز آثار متقابل کودتا بر روابط ایران و ترکیه و دیگر کنشگران مهم
چشمانداز کودتا در چند سطح و بهویژه در ارتباط با کنشگران اصلی در روابط منطقهیی و بینالمللی ترکیه حائز اهمیت است.
ایران با بهرهمندی از سیاست پیشتازگونه و خردورزی بارز خود در اوائل بروز کودتا، موضع شفاف و سازنده و اصولی خویش را از زبان وزیر امور خارجه خویش ناشی از درک صحیح از حسن همجواری و همسایگی و احترام به آرای مردم و همبستگی با دمکراسی و مقابله با هرگونه بیثباتی و حمایت از توسعه ترکیه را بهمثابه، عملا پیشروترین اظهارات و موضعگیریهای بدون مجامله و تردید را، برای چندمینبار در بزنگاههای حساس و تاریخی بهگونهای حکیمانه و مدبرانه را متبلور کرد.
عربستان سعودی با اظهارات خنثی و متمایل به بیرغبتی و نظارهگری بار دیگر به مقامات ترکیه بهوضوح نشان دادند که مقامات سعودی چگونه در اوقات مصیبتبار و سختیها، دوستان و متحدان خود را با اظهارات مسموم خود، با بیحرمتی و فرصتطلبی مواجه میکنند.
پیشبینی میشود آثار کودتا در سایه عبرتآموزی از نتایج معکوس بحرانهای سوریه و عراق انتظارات منطقی نوینی را خلق کنند که دولت ترکیه در چارچوب مخاطرات جاری ناشی از بیثمر بودن اقدامات قبلی ترکها در اقلیم منطقهیی بهویژه در سایه عوارض ضدامنیتی که این بحرانها برای امنیت ترکیه بهبار آورده و بهمثابه وبالی بر گردن سیاست و اقتصاد ترکیه تحمیل کرده و موجب نگرانیهای فزاینده در زمینه تجزبهطلبی را برای ترکیه بههمراه داشته است، ضرورت یک بازنگری سازنده و معقول، در زمینه رویگردانی به سمت، یافتن راهحلهای سودمند را در برونرفت از مشکلات منطقه جستوجو کنند و رویکردهای حقیقی خود را بر دروننگری و بازسازی سیاست خارجی خردمندانه در مناسبات با همسایگان متمرکز کنند.
مناسبات ترکیه با روسیه و آمریکا نیز در پرتو مواضع تحفظ گونه دو قدرت جهانی در قبال کودتا، متغیری سیار از مجموعه منافع بین آنکارا و مسکو و واشنگتن را نمایان میکند و راهبردهای آمریکا در قبال امکانات استقراری نظامی این کشور را در پایگاه اینجرلیک، دچار یک تغییرات تاکتیکی خواهد کرد.
و حالا ترکیه را در پرتو آثار منفی متنوع و متعدد کودتا با یک دگردیسی عمیق با دروناندیشی داخلی بهمنظور یافتن جایگاه حقیقی فرو خواهد برد.
اکبر قاسمی
سفیر پیشین ایران در اوکراین و مولداوی
انتهای پیام