به گزارش ایسنا، فرزند شما دیگر یک کودک نیست، او دیگر سالهای نوجوانی و جوانیاش را میگذراند، یک روز میبینید که خیلی مودب و خوش رفتار است و روز دیگر در خود فرو رفته و اخلاق خوشی ندارد.
او دیگر به مسایل متفاوتی فکر میکند و از شما توقعات تازهای دارد، مثلاً دلش میخواهد در زمان رفت و آمد او محدودیتی وجود نداشته باشد و با دوستان خود بیرون برود بدون اینکه از او استنطاق شود.
شکی نیست که نوجوان و جوان هم خط قرمزهایی را که شما برایش گذاشته اید امتحان خواهد کرد تا ببیند شما تا چه اندازه در این قوانین جدی هستید و چقدر میتوانید سرکشیهای او را تحمل کنید.
با تمام این حرف ها او هنوز هم فرزند شماست و حتی اگر از قوانین شما سرپیچی کند باز هم به شما نیاز دارد، مهم این است که بتوانید تشخیص دهید کدام تلاش ها ارزشش را دارد و کدامیک نتیجه معکوس میدهد.
اشتباهات رایج والدین و نحوه اصلاح
انتظار بدترین را دارید و از آینده میترسید بر علایق و سرگرمیهای مورد علاقهاش تاکید کنید.
کتاب های فرزند پروری زیادی میخوانید و مو به مو عمل میکنید در هنگام برخورد و ارتباط با فرزندتان باید کتاب را کنار بگذارید و به تصمیم و انتخاب خودتان اعتماد کنید.
به چیزهای کوچک و کم ارزش گیر میدهید اگر این کار فرزندتان او را در معرض خطری قرار نمیدهد، خیلی سختگیری نکنید و اجازه دهید تصمیمات متناسب با سن خود را بگیرد.
مشکلات بزرگ را ندیده میگیرید الان وقتی است که باید واکنش نشان دهید و قبل از اینکه مشکل بزرگتر شود، کاری بکنید.
سختگیری بیش از حد میکنید یا او را کاملا آزاد گذاشته اید، لازم است بین آزادی دادن به فرزندتان و پیروی او از شما تعادلی وجود داشته باشد، پس قوانین واضح و روشنی برای آنها مشخص کنید و ارزش های خانوادگی و دینی خود را با کلمات و رفتار خود به نوجوانتان بگویید.
بسیاری از والدین به بزرگ شدن نوجوانشان به چشم یک مصیبت نگاه میکنند، با این باور که تنها میتوانند بدون هیچ کمکی تبدیل کودک دلبندشان به یک غول غیر قابل پیش بینی را تماشاکنند، اما این روش باعث میشود که شما و نوجوانتان سالهای بدی را بدون رضایت از در کنار هم بودن بگذرانید.
پیغامی که ما به نوجوانمان میدهیم این است که او تنها زمانی خوب است که کارهای بد نکند. مثلاً لباس ها و موهای خود را همانگونه که ما میپسندیم بیاراید و تنها با دوستانی که ما میشناسیم و تایید میکنیم ارتباط داشته باشد، همیشه در حال درس خواندن و یا ورزش باشد. زیرا میترسیم از دوستانش قرص و سیگار بگیرد و معتاد شود.
جالب است بدانید متخصصان میگویند انتظارات منفی شما میتواند او را به همان رفتاری که از آن میترسید سوق دهد.
تحقیقات نشان داده نوجوانانی که والدینشان از درگیر شدن آنها در رفتار پر خطر وحشت داشتهاند، تا یک سال بعد از بررسی بیشتر از بقیه درگیر همان رفتار پر خطر شده بودند، بنابراین به جای اینکه مدام فرزندتان را از کارهای بد بترسانید، بر علایق و سرگرمیهای مورد علاقهاش تاکید کنید، حتی اگر آنها را درک نمیکنید لازم است شما راه تازهای برای ارتباط با نوجوانتان پیدا کنید و دوباره با دلبندتان مرتبط شوید و چیزهای تازهای از او یاد بگیرید.
علاوه بر اعتماد به غرایز خود بسیاری از والدین با متخصصان درباره پرورش فرزندانشان مشورت میکنند، عدهای هم از کتاب های روانشناسی و تربیت کودک کمک میگیرند، البته اغلب کتاب های تربیت کودک هم مفید هستند اما کتاب ها وقتی مشکلساز میشوند که والدین از آنها استفاده میکنند تا مهارت های ذاتی خود را جایگزین کنند.
وقتی توصیهها و روش شخصی شان با موقعیت فرزندشان جور در نمیآید، این والدین بیشتر از قبل مضطرب و درمانده شده و در ارتباط با فرزندشان، اعتماد به نفس خود را از دست میدهند.
کتاب ها و مقالهها برای این هستند که به شما دورنمایی از آنچه هست و خواهد بود بدهند و به شما کمک کنند تا در رفتارهای پیچیده بتوانید صورت مساله را برای خود و خانواده تان روشن کرده و برای حل مشکلات تصمیم بهتری بگیرید.
بنابر این در هنگام برخورد و ارتباط با فرزندتان باید کتاب را کنار بگذارید و به تصمیم و انتخاب خودتان اعتماد کنید. بعد از یک عمر خوان