چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۲۲
منبع: مطبوعات
شکاف طبقاتی از باستی هیلز تا ...

شکاف طبقاتی از باستی هیلز تا ...

وقتی فاصله طبقاتی از بلندی‌های لواسانات مشرف به دریاچه سد لتیان در ویلاهای آنچنانی تا کارتن‌خوابی خیابان هروی یا زیر پل مدیریت است، یک آرزو به ذهنم می‌رسد: «به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را...»

به گزارش ایسنا، نعمت احمدی، حقوق‌دان، در روزنامه شرق نوشت: مدتی است نام شهرک ویلایی باستی‌هیلز بر سر زبان‌ها افتاده است؛ شهرکی خصوصی با دیوارکشی اختصاصی و گیت ورودی که ورود غیر ساکنان را ممنوع کرده بود؛ هرچند به دستور مقامات قضائی شهرستان لواسان گیت ورودی شهرک باستی هیلز برچیده شد و هم‌اکنون همه می‌توانند با ورود به شهرک، ویلاهای آن را که با دید ۳۶۰ درجه کل منطقه را در چشم‌انداز خود دارد، مشاهده کنند.

چشم‌اندازی که از کوه‌های سر به فلک کشیده لواسان تا دریاچه سد لتیان است. قیمت ویلاها بسیار بالاست، منطقه‌ای که این شهرک در آن احداث شده حدود هزارو ۹۰۰ متر از سطح دریا فاصله دارد و ۲۰۰ متر بالاتر از مرکز شهر لواسان است. یک نمای سه‌بعدی از شهرک نشان می‌دهد که به خاطر ارتفاعی که شهرک در آن ساخته شده، چشم‌اندازی ۳۶۰‌ درجه‌ای در دامنه کوه و با چرخشی دایره‌ای به سد لتیان و دریاچه آن منتهی می‌شود. متراژ بیشتر ویلاها بالای هزارو ۵۰۰ متر است و حیاط اختصاصی هر ویلا هم بیش از ۶۰۰ متر است. هر اتاق یک تراس مجزا دارد و مواردی از این دست در ساخت‌وساز ویلاهای شهرک باستی هیلز باعث شده قیمت فوق‌افسانه‌ای برای ویلاهای احداثی در خریدوفروش در نظر گرفته شود.

روزگاری که اتوبان‌های بابایی و ارتش در منتهی‌الیه شمال شرقی تهران تا دامنه‌های کوه احداث می‌شد، نگارنده در مقاله‌ای مستقل نوشتم این دو بزرگراه با هر نیت که احداث می‌شوند، یک نتیجه در پی خواهند داشت؛ لواسان لبریز از جمعیت سرریز به تهران خواهد شد با این تفاوت که جمعیت سرریز این منطقه، پولدارهایی هستند که از زندگی در تهران به تنگ آمده‌اند یا ثروت آنان دیگر در تهران قابل رؤیت نیست و عده‌ای می‌خواهند ثروت آنان در مرئی و منظر دیگران باشد. وقتی فلان کس ویلایی مدرن در منطقه زعفرانیه به مساحت باورنکردنی مثلا شش هزار متر زیربنا می‌سازد، طبیعی است این بنای فوق‌مدرن برای نه سکونت و نه برای فروش ساخته شده است؛ بلکه برای خودنمایی احداث شده.

در قرون وسطا که فئودالیسم در اروپا حاکمیت داشت، فئودال‌ها در اراضی وسیع خود قصرهایی برپا کردند که تا امروز باقی است. شرایط آن روز اروپا و دوره طولانی حاکمیت فئودال‌ها اجازه برپایی قصرهایی از این دست را می‌داد که امروزه مقصد گردشگران این کشورهاست؛ اما در ایران این چند دهه و درست در مرکز شهر تهران سربرآوردن قصرهایی رؤیایی، طنز تلخ و گزنده‌ای است که آیندگان راجع به آن قضاوت خواهند کرد.

سال‌های پایانی رژیم گذشته شهرک‌ غرب نماد زندگی وارداتی غربی بود و امروز ظهور و تولد شهرک‌هایی از قماش باستی هیلز را در کدام لایه‌های سیاسی - اقتصادی می‌توان تعریف کرد؟ صاحبان این قصرها ابایی از دیده‌شدن ندارند؛ بلکه نوع معماری به‌ رخ‌ کشیدن سازه‌های شیک که تنها در افسانه‌های هزارویک شب می‌توان قصرهایی از این دست را جست‌وجو کرد، ظاهرا قبح ثروت‌اندوزی و تجمیع ثروت را از بین برده است.

از منظر حقوقی، بررسی درآمدها و پول‌های حاصل از فعالیت‌های اقتصادی برای اخذ مالیات آن، امری پذیرفته‌شده است و در عین‌ حال پیشینه مالکان برخی از این واحدها را هم می‌توان به‌راحتی در سامانه‌های موجود بررسی کرد. معروف است که برژنف، رهبر شوروی سابق، علاقه زایدالوصفی به اتومبیل داشت و به پشتوانه همین علاقه کلکسیونی از اتومبیل‌های مختلف را جمع‌آوری کرده بود. یک روز مادر پیر خود را برای دیدن کلکسیون اتومبیل‌هایش همراه برد و سوار یکی از ماشین‌های مدرن کرد، راست و دروغ قصه بماند برای منتشرکنندگان آن؛ برژنف از مادر پیرش می‌پرسد ماشین‌سواری خوبی بود؟ مادرش نجواکنان و درگوشی به برژنف می‌گوید پسرم از کمونیست‌ها نمی‌ترسی؟ حکایت بالا خواه راست باشد و خواه دروغ، آیا اهالی شهرک‌ها