به گزارش ایسنا، روزنامه «فرهیختگان» در ادامه نوشت: چند وقتی است برای پیگیری جزئیات یکی از طرحهای اخیر مدام با نمایندگان و اعضای کمیسیونهای مربوطه تماس میگیریم یا رد تماس میکنند یا حرفی نمیزنند و ... . خلاصه در بد وضعیتی گیر افتادهایم. در هر حال، ماجرا آنقدر اهمیت دارد که هرچه بگذرد و به آن نپردازیم، در آینده اتفاقات خوبی بر مدار آن نخواهد افتاد.
پیش از معرفی طرح جدید، بد نیست این را هم بگوییم که چنین طرحهایی از مصادیق این مثل است که آمدیم ابرو را برداریم، چشم را هم کور کردیم! چند وقت پیش نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نشست علنی، طرح اصلاح مواد یک و هفت قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی را برای تامین نظر شورای نگهبان مورد اصلاح قرار دادند و آن را تصویب کردند. براساس بند «م» ماده هفت این طرح، «کانونهای حرفهای و تخصصی دولتی و غیردولتی و همچنین خدمات قوهقضائیه و دستگاههای زیرمجموعه آن بنا به تشخیص هیات مقرراتزدایی و بهبود محیط کسبوکار» مکلف به ثبت شرایط اخذ مجوز و پروانه کسبوکار در درگاه ملی مجوزهای کشور و دیگر سامانههای مذکور در این قانون خواهند بود. براساس اطلاق موجود در این بند، کانونهای وکلای دادگستری نیز از جمله کانونهای حرفهای غیردولتی تلقی خواهند شد که مکلف به همکاری با هیات مقرراتزدایی وزارت اقتصاد خواهند شد. از اینروی، براساس بند «ب» ماده هفت این مصوبه کانونهای وکلای دادگستری موظفند «ظرف مدت چهار ماه پس از لازمالاجراشدن این قانون، نسبت به اظهار عنوان و تکمیل شناسنامه صدور، تمدید، اصلاح و لغو مجوزها براساس استاندارد تعیینشده توسط هیات مقرراتزدایی و بهبود محیط کسبوکار روی درگاه ملی مجوزهای کشور الکترونیکی اقدام کنند.»
به زبان سادهتر و به گفته متخصصان این امر، با این مصوبه، وکالت هم در جرگه کسبوکارهای اقتصادی و سودآور قرار خواهد گرفت و همین مساله، در تضاد با اساس و اصول این حرفه است. به یاد داریم که سال گذشته چه بلبشویی حول ماجرای اخذ مالیات از پزشکان و وکلا به راه افتاد. یادمان هست که یک مطالبه بحق و قانونی، چطور با کنشهای نسنجیده و پروپاگاندای کانونهای قدرت برآمده از همین مشاغل به حاشیه رفت و نشد که طرح صحیحی تهیه و اجرا شود. حالا بر مدار همان مطالبه و متاسفانه با همان روش ناصحیح گذشته، مجلس سعی در بهخطکردن وکلا و سامانبخشیدن به این حرفه دارد؛ کاری که لزوم آن حتما احساس میشود منتها مسیری که برای آن تعبیه شده است، چندان مورد قبول متخصصان نیست و انتظار و احتمالش میرود که در شورای نگهبان هم مورد تایید و توجه قرار نگیرد.
اگر دستگاه قضا سالم باشد، وکیل فاسد نمیشود
جستوجویی کردیم که ببینیم آیا چنین طرحی، پیوست پژوهشی و علمی و ... دارد یا نه که خب از مرکز پژوهشهای مجلس هم چیزی عایدمان نشد. با این اوصاف با دو تن از حقوقدانان و وکلای مطرح کشور گفتوگویی کردیم تا زوایای مختلف این طرح و ماجرا بیشتر و بهتر بررسی شود. ابتدا با محمود علیزادهطباطبایی، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری گفتوگویی انجام دادیم. او در رابطه با این طرح مجلس گفت: «همه اذعان دارند فرشته عدالت دو بال دارد، یک بال وکیل و بال دیگر قاضی است. وکالت با سوگندی که وکیل برای اجرای عدالت میخورد خیلی تفاوت با تجارت و کسبوکار دارد. متاسفانه نگران این مساله هستم که با این اقدامات این اصول تحتالشعاع قرار گیرد. الان که وکالت بهعنوان کسبوکار تلقی نمیشود و شغلی است که وکیل باید در راستای اجرای عدالت فعالیت کند، نواقص زیادی در آن ایجاد شده و میشود؛ آنهم با این وضعیتی که دستگاه قضایی دارد. بارها در پاسخ دستگاه قضایی که میگویند وکلا موجب فساد در دستگاه قضایی میشوند، بیان کردهام اگر دستگاه قضایی شما سالم باشد وکیل فاسد نمیتواند کاری کند. مشکل دستگاه قضایی است که یکسری از وکلا را نیز آلوده میکند. تا از آنسو طلب نباشد، از اینسو اتفاقی نمیافتد. در وکالت اگر این تبدیل به کسبوکار شود فاجعه است و امیدوارم شورای نگهبان متوجه این فاجعه شود و جلوی آن را بگیرد. متاسفانه چون مجلس تخصصی نیست و این طرح هم در مرکز پژوهشهای مجلس کار نشده، عواقب بهشدت وخیم این طرح پیشبینی نشده است. بخش عمدهای از وکلا، قضات هستند. به رئیس قوهقضائیه بیان کردم که معتقد هستید قوهقضائیه در طول این ۴۰ سال نقش تعیینکننده در امور داشته است؟ بر این امر تاکید کردند. گفتم این نقش را ساختمانها نداشتند بلکه آدمها این نقش را ایفا کردند و ۹۹ درصد این آدمها وکیل هستند. تمام کسانی که از روز اول انقلاب قاضی بودند امروز وکیل هستند. این برخورد با شغل وکالت جز غرض دلیل دیگری ندارد.»
وکلایی که درآمد کلان دارند از رانت استفاده میکنند
از آنجا که بسیاری از این طرحها بهخاطر همان ماجرای عدمپرداخت مالیات و عدموجود شفافیت در درآمدهای وکلاست، سوالی در همین رابطه از علیزاده پرسیدیم که او پاسخ داد: «این واقعیت تلخی در مملکت ماست که عدم اعتقاد به قانون بهخصوص قانون مالیات است. این عدم اعتقاد از بالاترین مقامها وجود دارد تا افراد عادی. مالیات در کشور ما فرهنگ نشده است. اگر یک فردی ۱۰۰ هزار تومان از اموال دولت را اختلاس کند بهعنوان مختلس تا هفت سال حبس محکوم میشود ولی اگر کسی ۱۰۰ میلیارد مالیات دولت را پرداخت نکند هیچ ضمانت اجرایی و کیفری برای آن پیشبینی نشده است. این امر باید به صورت کلی بررسی شود. وکلا، پزشکان، مهندسان و مسئولان مختلف باید مالیات پرداخت کنند. کسی که خانه او ۱۰ میلیارد تومان است و دو سال پیش سه میلیارد تومان بوده، باید مالیات هفت میلیارد افزایش ثروت خود را پرداخت کند. چه کسی در این کشور مالیات پرداخت میکند که وکیل این کار را بکند؟ من قبول دارم که وکلا باید مالیات پرداخت کنند و باید مکانیسمهایی پیشبینی شود که حقالوکاله واقعی در وکالتنامه درج شود و به استناد آن مالیات پرداخت شود ولی این امر باید عمومیت یابد. نمیتوان فقط دست روی وکلا گذاشت. وکلایی که درآمد کلان دارند از رانت استفاده میکنند. تبصره ماده ۴۸ قانون را غیرقانونی تصویب و بیان کردند در پروندههای کلان اقتصادی رقمهای میلیاردی حقالوکلا دریافت شد، در حالیکه به صراحت قانون باید مورد تایید رئیس قوه قضائیه باشند. این افرادی که مورد اعتماد شما بودند و شما مجوز تبصره ۴۸ به آنها دادید مالیات خود را پرداخت کردهاند که از سایر وکلا چنین انتظاری دارید؟ حرف درستی است که وکلا باید مالیات پرداخت کنند، کمااینکه همه افراد جامعه باید مالیات بپردازند.»
دریافت مالیات را از روسای ۳ قوه آغاز کنیم؛ من ثابت میکنم از پرداخت مالیات فرار کردند
علیزاده ادامه داد: «من در مصاحبهای بیان کردم پرداخت مالیات را از روسای سه قوه شروع کنیم. روسای سه قوه بگویند در طول ۴۰ سال از مالیات فرار کردند. من ثابت میکنم از پرداخت مالیات فرار کردند. روسای سه قوه اموالی داشتند و اموال آنها افزایش داشت و مالیات آن را پرداخت نکردند. درآمدهایی داشتند که مالیات آن را پرداخت نکردند. اگر میخواهید مالیات تبدیل به فرهنگ شود باید از روسای سه قوه شروع کنیم. صراحتا بیان کنند این میزان افزایش ثروت داشتند و طبق قوانین مالیاتی این میزان مالیات میشود و پرداخت کنند. بعد وزرا و نمایندگان مجلس و سایر مسئولان مالیات خود را بپردازند. در نهایت همه مردم مشتاقانه مالیات خود را پرداخت میکنند. چرا در همه دنیا مردم مالیات خود را میپردازند؟ برای اینکه میدانند اگر یک رئیسجمهور یک روز مالیات خود را پرداخت نکرده است، امروز افشا میشود. در کشور ما کجا گفتهاند فلان مسئول و فلان پزشک و فلان رئیسجمهور و فلان مهندس در سال این میزان مالیات پرداخت کرده و او را تشویق کنند؟ یا اذعان کنند چه کسانی از مالیات فرار کردهاند و آنها را تنبیه کنیم. در ایران این اتفاق نیفتاده است. تنها این انتظار را از قشر وکلا داشتن درست نیست.»
کار وکالت ضابطهمند نیست
این حقوقدان به مساله بیکاری تعداد زیادی از وکلای جوان اشاره کرد و گفت: «متاسفانه وکلای جوان بیکار هستند. من دو دوره هیاتمدیره بودم و با این مشکل مواجه بودم. توزیع مناسبی بین کارها انجام نمیشود. کار وکالت ضابطهمند نیست، این کار باید ضابطهمند شود ولی زیر نظر صنف وکلا باشد. چطور تمام اصناف کار ضابطهمند دارند و زیر نظر صنف خود هستند ولی وکالت را همه میخواهند دخالت کنند؟ قوه قضائیه را خوب اداره کردهاند که الان تشکیلات وکالت را هم اداره کنند؟ این مساله مالیات مساله قابل حلی است و من این آمادگی را دارم که با رئیس سازمان امور مالیاتی ضابطهای تنظیم کنیم که وکلا از پرداخت یک ریال