این مدرس دانشگاه تربیت مدرس در گفتوگو با ایسنا، درباره وضعیت فرهنگ و ادبیات بهویژه در فضای آکادمیک آن، همچنین در زمینه نشر کتاب و ... در دولت دوازدهم اظهار کرد: با توجه به اینکه مقوله فرهنگ و ادبیات بسیار گسترده است و پاسخ به این سوال که وضعیت فرهنگ و ادبیات در فلان بازه زمانی چگونه بوده است، میتواند در سطوح مختلف پاسخ داده شود، بنده با توجه به حوزه شغلیام پاسخم را به دو بخش تقسیم میکنم؛ ابتدا بازتاب حضور فرهنگ و ادبیات در جامعه و استقبال مردم از آن و سپس انعکاس آن در فضای دانشگاه.
او در ادامه بیان کرد: چهار سال گذشته از جهات مختلف، قابل توجه و متفاوت از سایر دورههای سیاسی - اجتماعی در ایران است. پیدایش پاندمی کرونا در جهان و فراز و فرود گسترش آن در کشور ما، ناآرامی در برخی کشورهای همسایه، پیامدهای مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمها و برخی باندبازیها و ناکارآمدیها، همگی دست به دست هم داده و تا آنجا که میتوانسته در همه عرصههای موجود خلل رکود و گاه پسرفت ایجاد کرده و ادبیات و فرهنگ نیز از این مقوله برکنار نیست. مدرکگراییها و معیارها و ملاکهایی که برای سنجش میزان علم و دانش در جامعه مبنای تشخیص و انتخاب واقع میشوند، مانند مقالات، کتابها، همایشها، سخنرانیها و ... معضلاتی را در نشر آگاهی راستین به دنبال داشته است.
نجمه دری سپس با بیان اینکه خرید کتاب و به طور کلی کالاهای فرهنگی در ردیف نیازهای ثانویه در جامعه ما است، گفت: مردمی که غم نان دارند و یا نیازهای اولیه در زندگیشان کمتر تامین شده است، فراغت و فرصت پرداختن به دغدغههای فرهنگی را ندارند و از طرف دیگر، مردمی که با فرهنگ خو گرفتهاند، نیازهای اولیهشان هم رنگ و بوی متفاوت میگیرد و فرزندانی از جنس خودشان تحویل جامعه میدهند و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.
او با شرح مثالی به ارائه توضیح بیشتر دراینباره پرداخت و اظهار کرد: شاید مثلا در جامعه امروز گستره نیازهای اولیه را تا چه میزان وسیع یا محدود در نظر بگیریم و تشخیص و تعیین و بعد از آن تحدید آن، یک مسأله فرهنگی است. اینکه نیاز اولیه انسان خوراک، خواب، خشم و شهوت است، مطابق هرم مازلو یا جنبههایی از رفاه، تجملات، تکنولوژی و برخورداری از آنها نیز در شرایط فعلی جزء حداقلها و نیازهای اولیه محسوب میشوند و چشم و همچشمیها و سیطره عظیم تبلیغات تجاری نیز لحظه به لحظه دایره این نیازها را وسعت میبخشد و به دنبال آن، مجالی برای حضور و تاثیر فرهنگ و مولفههای آن باقی نمیماند.
دری در عین حال گفت: گاهی که از مقابل دکههای روزنامه و مجلات رد میشوم، به وضوح میبینم با وجود تعدد و تکثر نشریات، استقبال از آنها روزبهروز کمرنگتر است. روزگاری بود که دکههای مقابل هر دانشگاه، شلوغترین و پرجنب و جوشترین مکان فرهنگی بود و مجلات و روزنامهها هنوز نیامده، تمام میشدند و گاه لازم بود از یکی دو روز قبل مراجعه کنیم و بیعانه بگذاریم تا فلان مجله شعر و داستان را برای ما کنار بگذارند و حالا...
این استاد ادبیات و زبان فارسی با اشاره به لزوم مشارکت همه عوامل بیان کرد: باید دید آنچه دکهها را از رونق انداخته، مربوط به عوض شدن محتوای مجلات است یا مخاطبان آنها؛ من فکر میکنم هر دو. ولی نقش مورد دوم را پررنگتر میدانم و ریشه آن را در هجوم دغدغههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر ذهن مردم اجتماع و به حاشیه راندن مقوله فرهنگ میپندارم. برای پر کردن این گسل و ایجاد