به نقل از هایراجوکیشن، جدیدترین ویرایش مجموعه داده سالانه آموزش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان میدهد که تمرکز شهرهای بزرگ بر داشتن فارغالتحصیلان بیشتر است. منطقههای اطراف پایتخت در همه کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، بیشترین سهم از جمعیت بزرگسالی را دارند که حداقل تا سطح عالی تحصیل کردهاند اما شکاف بین مناطق با بالاترین و کمترین سهم افرادی که مدرک تحصیلی عالی را کسب کردهاند، در تعدادی از کشورها بسیار گسترده و در برخی موارد بیش از ۳۰ درصد است.
بهعنوانمثال میتوان به ایالاتمتحده اشاره کرد که در آن نرخ دستیابی به تحصیلات عالی از ۳۲ درصد در ایالت ویرجینیای غربی تا ۶۷ درصد در واشنگتن دی سی متغیر است و به نظر میرسد این شکاف در کشورهای دیگر بسیار کمتر است. در میان کشورهای انگلیسی زبان، کانادا و استرالیا نسبت به بریتانیا و ایالاتمتحده شکاف کلی کمتری مشاهده میشود. در اروپا، فرانسه، آلمان و هلند اختلاف نزدیک به ۲۰ درصد است. برخی از کشورهای اسکاندیناوی مانند سوئد و به ویژه فنلاند حتی از این میزان هم پایینتر هستند.
دادهها به تعداد مناطق یک کشور بستگی دارد و میتوان با مقایسه مناطق پرجمعیت با مناطق کم جمعیت آنها را تغییر داد و کاهش چنین نابرابریها بر اساس دلایل عدالت اجتماعی و کارایی اقتصادی مهم است و کشورهایی که از نظر این کاهش به نتایج بهتری دست یافتهاند، چندین ویژگی مشترک دارند. برای مثال کشورهایی مانند فنلاند و کرهجنوبی، آموزش ابتدایی و متوسطه را با کیفیت خوب در همه جا ارائه میدهند. همچنین موسسات آموزش عالی با کیفیت خوب در تمام مناطق دارند تا گروههای حاشیهای به راحتی به آموزش دستیابی داشته باشند.
البته برخی کشورها ازجمله فنلاند، رویکردهای نوآورانهای برای این مشکلات اتخاذ کردهاند. فنلاندیها زمان زیادی را صرف تلاش برای راهاندازی نه تنها دانشگاههای منطقهای بلکه مراکز منطقهای کردهاند که در آنها دانشگاههای مختلفی با امکانات مشترک هستند.
استفان گاوازی، استاد دانشگاه ایالتی اوهایو که شکاف آموزشی و سیاسی شهری و روستایی را در زمینه دانشگاههای دولتی ایالاتمتحده بررسی کرده است، گفت: گاهی اوقات حضور فیزیکی در همه جا عملی نیست و یکی از موارد بررسی این است که دانشجویان در هر کجا به آموزش با کیفیت یکسان دسترسی داشته باشند.
همچنین کاهش نابرابریهای منطقهای به ادغام سیاست آموزش عالی با حوزههای دیگر ازجمله تقویت نوآوری، مهارتها، کسبوکارهای کوچک و زیرساختهای حملونقل وابسته است و بدون چنین هماهنگی و پشتیبانی حتی اگر دانشجویان بتوانند به آموزش عالی محلی دسترسی داشته باشند ممکن است پس از فارغالتحصیلی منطقه را ترک کنند.
اگر قرار است فرصتهایی برای فارغالتحصیلان ایجاد شود، سرمایهگذاری اقتصادی ضروری است و اطمینان از موفقیتآمیز بودن این سرمایهگذاری بدون رهبری محلی خوب بسیار سختتر است اما سیاستهای آموزش عالی ملی نیز میتوانند مهم باشند. همچنین کمکهای مالی به دانشجویان برای غلبه بر موانع اقتصادی دانشجویان گروههای محروم در مناطق روستایی و دورافتاده ضروری است.
انتهای پیام
