فیلم سینمایی «هناس» به کارگردانی کارگردانی حسین دارابی حول محور شهید داریوش رضایینژاد دانشمند هستهای ایران است و به روایت تلاشهای همسر شهید نیز میپردازد که در قالب فیلم سینمایی به نمایش درآمده است.
شهره پیرانی (همسر شهید داریوش رضایینژاد) شامگاه دیروز (۳۱ خردادماه) در نشست پرسش و پاسخ بعد از اکران فیلم هناس، اظهار کرد: اگر فیلم من را تحت تاثیر قرار نمیداد از آن راضی نبودم. پیش از اینکه فیلم را ببینم فکر میکردم نمیتواند من را تحت تاثیر قرار دهد ولی فیلم به گونهای بود که من را تحت تاثیر قرار داد و خانم زارعی نیز نقش خود را خیلی نزدیک به من بازی کرده بود.
وی در پاسخ درباره تفاوت پوششی خود در فیلم و زمان حال با بیان اینکه من هم مانتویی بودم و پیش از شهادت همسرم چادری بودنم شروع شده بود. البته از قبل در دانشگاه هم چادر داشتم ولی از بعد شهادت همسرم تا به امروز چادر پوشیدهام، افزود: سازندگان فیلم و من اصرار داشتیم به مخاطب دروع نگوییم و بخشی از مخاطبی که فیلم را میبیند، شهره پیش از شهادت را نیز دیده بود و اگر من را با چادر میدیدند به کل فیلم شک میکردند. همچنین برآیندی که از این نوع روایت میشود، این است که راه شهات برای هر قشر، تفکر و اعتقادی در این کشور باز است.
همسر شهید داریوش رضایینژاد تصریح کرد: برای من مهم بود بازیگری نقش را بازی کند که به آن اعتقاد داشته و برای نقش ارزش قائل است. این قصه تنها روایت من نیست، بلکه روایت زنها و مردهای شبیه من است و اگر در جزئیات غرق شویم شاید هدف اصلی شهید و سازندگان فیلم را گم کنیم.
پیرانی ادامه داد: مسئله هستهای باعث محدودیتهای اقتصادی شده ولی قطعاً من به انتخاب داریوش احترام گذاشته و با او همراهی میکردم. خداوند دو نقش برای ما قرار داده بود و ما میتوانستیم خائن باشیم یا خادم باشیم که ترجیح دادیم در مسیری قدم برداریم که خادم کشور باشیم.
حسین دارابی، کارگردان فیلم هناس نیز اظهار کرد: در فیلم ما قهرمان قصه همسر شهید است که قهرمانانه از خاک خارج میشود و راه را همسر شهید ادامه میدهد و ارمیتای قصه نیز راه شهید را ادامه خواهد داد.
تهیهکننده فیلم هناس نیز بیان کرد: وقتی میخواهیم فیلم سینمایی بسازیم باید قصه را دراماتیک کنیم و نمیتوانستیم عین زندگی شهید را ساخته و مستندسازی کنیم، به همین دلیل مجبور بودیم در مواقعی شخصیتی اضافه کنیم و جاهایی را پررنگتر یا کمرنگتر کنیم تا قصه جذابی روایت شود و این قصه عین به عین زندگی شهید نبوده و روح کلی زندگی آنها در فیلم وجود داشته و صحنه شهادت نیز بسیار شبیه اتفاق رخ داده بوده است.
محمدرضا شفاه گفت: زندگی این افراد فراز و نشیب داشته و در این قصه زنی را میبینیم که میخواهد همسر خود را از شرایطی خطرناکی که برای زندگی میبیند نجات دهد و ما نمیتوانستیم خیلی وارد فضای امنیتی شویم و میخواستیم قصه یک قصه خانوادگی باشد البته سعی کردهایم تهدیدها را نیز نشان دهیم ولی هدف ما فیلم جاسوسی یا امنیتی نبود.
وی خاطرنشان کرد: در مورد حجاب بازیگر اینگونه است که خانم پیرانی قبل از شهادت همسر تا ماههای پایانی شهادت پوشش چادر نداشتند و سال آخر شهادت به مرور به لحاظ علاقه شهید به چادر، علاقه پیدا میکنند و ما اصرار داشتیم که همان را نشان دهیم چون خیلی از افراد تصور میکنند خانواده شهدا از اول خانواده شهدا هستند ولی اینگونه نیست و همه مثل ما هستند و هدف مختلف دارند تا اینکه یک جایی به دلایلی که ما نمیدانیم و خداوند میداند و این امتحان برای آنها میشود و این توفیق به شهدا داده میشود و ما به همه جوانان میگوییم که اینکه اگر یک روزی شهادت نصیبت خودشان یا اطرافیانشان شود را دور ندانیم و همه ما میتوانیم یک روز قهرمانهای کشور شویم.
انتهای پیام

