مراسم شام غریبان شهادت حضرت رضا(ع) امشب پنجشنبه ۲۳ مردادماه، همزمان با اقامه نماز جماعت مغرب و عشا در محل سازمان مرکزی سابق آستان قدس رضوی واقع در چهارراه شهدا آغاز شد. پس از اقامه نماز، خادمان آستان قدس رضوی، در حالی که لالههای روشن شمع را در دست داشتند، حرکت خود را به سمت حرم مطهر رضوی آغاز کردند، کاروانی که نور شمعهای آن در دل تاریکی شب، تصویری از غربت و مظلومیت امام هشتم(ع) را در ذهن تداعی میکرد.
خادمان از مسیر خیابان آیتالله شیرازی به سمت حرم حرکت کردند و پس از طی مسیر، از طریق بست طوسی وارد حرم مطهر رضوی شدند. این کاروان در صحن انقلاب اسلامی حضور پیدا کرد و با حضور آیتالله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، مراسم سوگواری و عزاداری شام غریبان حضرت رضا(ع) برگزار شد.

پس از اقامه نماز، میدان شهدا آرامآرام رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. خادمان آستان قدس رضوی با لالههای روشن در دست، در صفوفی منظم حرکت خود را آغاز کردند و مردم نیز در دو سوی مسیر ایستاده بودند. برخی به تماشای کاروان ایستاده و برخی دیگر شانهبهشانه خادمان، مسیر میدان شهدا تا حرم مطهر را طی میکردند.
در میان جمعیت، نوای «یا علی بن موسیالرضا» طنینانداز بود. مردم زمزمهکنان و سینهزنان به سوی حرم میرفتند و هرچه به بارگاه امام هشتم(ع) نزدیکتر میشدند، حال و هوای مراسم معنویتر و سنگینتر میشد.
صدای نوحه «حضرت فاطمه عزا به پا میکند» و نواهای «یا نبی، یا حسن، یا رضا» در فضای خیابان پیچیده بود. دستههای عزاداری یکی پس از دیگری در مسیر حرکت میکردند و مردم با نوای «مولا رضا جان» و «جانم رضا، جان جانم رضا» به سوگ امام خود نشسته بودند.
در هر چند قدم، موکبهایی برای پذیرایی از زائران و عزاداران برپا شده بود. چای، آب و دیگر نذورات میان مردم توزیع میشد و حال و هوای خدمترسانی در این شب، جلوهای از همان فرهنگ مهماننوازی و ارادت مردم مشهد به زائران امام رضا(ع) بود.
در کنار موکبهای پذیرایی، نیروهای هلال احمر و عوامل امدادی نیز در مسیر حضور داشتند، تا در صورت نیاز به مردم خدمترسانی کنند. حضور نیروهای امدادی و خدماتی، در کنار خادمان رضوی و هیئتهای عزاداری، نشان میداد که این مراسم تنها یک آیین سوگواری نیست، بلکه جلوهای گسترده از همدلی و مشارکت مردم و دستگاههای خدمترسان برای برگزاری شایسته این مراسم است.
ساعات اولیه غروب، کوچهها و خیابانهای اطراف حرم مطهر حال و هوای دیگری داشت. زائران از مسیرهای دور و نزدیک، بسیاری با پای پیاده، خود را به حرم رسانده بودند. ازدحام جمعیت هر لحظه بیشتر میشد و در میان این جمعیت، چهرههای داغدار و اشکهایی که بیاختیار جاری میشد، بیش از هر چیز دیده میشد، گویی مردم آمده بودند که در شب غربت امام هشتم(ع)، خود را شریک مصیبت خاندان اهل بیت(ع) کنند.
نوجوانان نیز با شور و حال خاصی در این مراسم حضور داشتند. برخی از آنان پرچمهای بزرگ مشکی را به دست گرفته بودند و در میان جمعیت حرکت میکردند. مردم در مسیر با احترام به پرچمهای عزای امام رضا(ع) نگاه میکردند و گاهی با بوسهای بر پرچم، ارادت خود را به امام مهربانیها نشان میدادند.
در گوشه و کنار مسیر، صحنههای دلنشینی به چشم میخورد، مادرانی که فرزندان کوچک خود را همراه آورده بودند، کودکانی که در آغوش مادرانشان آرام گرفته بودند و خانوادههایی که در کنار یکدیگر راهی حرم بودند. گویی عشق به امام رضا(ع) در این شب، سن و سال نمیشناخت، از کودکی که پرچم کوچکی در دست داشت تا پیرمردی که آرام و عصازنان به سمت حرم حرکت میکرد، همه یک مقصد داشتند، حرم امام رضا(ع).
در میان جمعیت، هیئتهای مختلف با طبل و سنج، فضای مسیر را از نوای عزا پر کرده بودند. صدای کوبش طبلها با نوحهخوانی و سینهزنی عزاداران درهم میآمیخت و خیابانهای منتهی به حرم را به صحنهای بزرگ از سوگواری تبدیل میکرد.

عطر اسپند نیز در مسیر پیچیده بود. در کنار صدای نوحه و سینهزنی، بوی اسپند و عطر گل محمدی به مشام میرسید. برخی عزاداران در گوشهای از مسیر نشسته و شمعهای خود را روشن کرده بودند.
شعلههای کوچک شمع در تاریکی شب، در کنار پرچمهای سیاه و چهرههای عزادار، تصویری ماندگار از شام غریبان حضرت رضا(ع) ساخته بود.
در میان این جمعیت، کاروان خادمان رضوی بیش از هر چیز چشمها را به خود جلب میکرد، خادمانی که شمع در دست، آرام و باوقار مسیر میدان شهدا تا حرم را طی میکردند. مردم در اطراف کاروان ایستاده بودند و بسیاری نیز آنان را همراهی میکردند. پرچمهای مشکی در دست عزاداران به اهتزاز درآمده بود و صدای نوحه و ذکر، لحظهای از فضای مسیر جدا نمیشد.
هرچه کاروان به حرم مطهر نزدیکتر میشد، ازدحام جمعیت بیشتر میشد. مردم با چشمانی اشکبار و زمزمهکنان، خادمان را همراهی میکردند، خادمانی که در این شب، شمعهای کوچک در دستشان، نمادی از سوگ و غربت امامی بود که قرنهاست دلهای میلیونها عاشق را به سوی خود کشانده است.
و سرانجام کاروان خادمان رضوی با آوای «مولا رضا جان» وارد حرم مطهر شد. در ابتدای ورود کاروان، عطر اسپند در فضا پیچید. خادمانی که اسپند در دست داشتند، با حرکت خود فضای اطراف را معطر کردند و پس از آن، پرچم مشکی بزرگی در میان کاروان به حرکت درآمد، پرچمی که در میان نور شمعها و سیاهی شب، جلوهای خاص به مراسم بخشیده بود.
خادمان با شمعهای روشن در دست، وارد حرم شدند و اطراف آنان نیز عزادارانی با پرچمهای مشکی حرکت میکردند. صدای سینهزنی و نوای «جانم رضا، جان جانم رضا» لحظه ورود کاروان را همراهی میکرد. مردم در کنار خادمان، آرام و سینهزنان به سمت صحنهای حرم پیش میرفتند.
شام غریبان، شب غربت است، شب یادآوری تنهایی و مظلومیت امامی که سالهاست نامش با مهربانی و پناه دادن به دلهای خسته گره خورده است. در چنین شبی، حرم مطهر رضوی بیش از همیشه میزبان دلهایی است که از نقاط مختلف آمدهاند تا در کنار مضجع شریف امام رضا(ع)، برای غربت او اشک بریزند.
در میان این جمعیت عظیم، شاید هرکس حاجتی در دل داشت، اما همه یک زبان داشتند و یک نام را زمزمه میکردند: « امام رضاجان».
امشب مشهد، شهر امام رضا(ع)، یکپارچه در سوگ امام هشتم بود. از میدان شهدا تا بست طوسی و از خیابانهای اطراف حرم تا صحن انقلاب اسلامی، همهجا نشانی از ارادت مردم به امام مهربانیها دیده میشد، شمعهایی که روشن شدند، پرچمهایی که بر دوش مردم به حرکت درآمدند، نوحههایی که در خیابانها پیچیدند و خادمانی که در میان مردم، مسیر حرم را پیمودند.
اینجا مشهد است، شهری که در شب شهادت امام رضا(ع)، مردمش نه فقط برای عزاداری، که برای تجدید عهد با امامشان به حرم میآیند، شهری که امشب در سکوت و هیاهوی همزمانِ سوگ، یک صدا میگوید، «جانم رضا، جان جانم رضا».
انتهای پیام

