۱۳ دی بود؛ صبح قبل از رفتن به سر کار تلویزیون را روشن کردم؛ خبر سختی بود میگفتند سرداری که همه مظلومان جهان رویش حساب کرده بودند از این دنیا رفته است. چشمانم از صفحه تلویزیون جدا نمیشد دوست داشتم اشتباه باشد؛ برای اولین بار در طول دوران خبرنگاریم دوست نداشتم این خبر واقعیت داشته باشد. در دل میگفتم کاش گوینده اعلام کند سردار حالش خوب است تنها مدتی باید در بیمارستان تحت معالجه باشد؛ اما اینها همه فکر و خیالاتی بود که به عنوان یک خبرنگار خودم هم میدانستم درست نیست.
خیابانهای آن روز را از یاد نمیبرم؛ چقدر غمبار بود؛ مردم همه خسته بودند انگار دوست نداشتند روزی به نام ۱۳ دی آغاز شود همه خبر را شنیده بودند و راجع به آن صحبت میکردند.
خاطرم هست معلمی میگفت یکی از فرزندان شهید مدافع حرم بعد از آن حادثه با گریه در سر کلاس میگفت برای بار دوم پدرم را از دست دادم. چقدر آن روزها غمبار بود و انگار دنیا رنگ خوشش را به آدمهایش پس از حاج قاسم نشان نداد.

سختی روزهای بدون حاج قاسم
حال پس از سه سال دوباره به میان مردم رفتم از آنان درباره دنیای بدون حاج قاسم پرسیدم پاسخ هایشان شنیدنی بود. مادری که میگفت دو پسر نوجوان دارد و آرزو دارد در راه اهل بیت(ع) شهید شوند؛ میگوید: دنیای بدون حاج قاسم معنایی ندارد؛ به خصوص برای مظلومان جهان.
دخترکی که تازه به سن تکلیف رسیده بود و با عکس حاج قاسم در مراسم سومین سالگردش در حسینیه جماران بیرجند حضور یافته بود، میگفت: من دنیای بدون پدر را دوست ندارم؛ حاج قاسم مثل پدرم بود.
مردی که در میان مداحیها گریه میکرد نیز میگفت: برایم دنیای بدون حاج قاسم دنیای عاری از خوبیها و مهربانیهاست؛ دنیایی که ظالم ظلم میکند و مظلوم به حقش نمیرسد؛ زندگی کردن در این دنیا برایم سخت است.
شاید سختی روزهای بدون حاج قاسم برای همرزمان او بیشتر حس شود؛ همرزمانی که هریک خاطرهای شیرین از تواضع و اخلاق وی در جنگ دارند و به گفته خودشان تاکنون مردی چون او را در میدان مبارزه ندیدهاند.
درک نیروها توسط سردار سلیمانی در میانه دفاع
محمدحسین خدادوست، همرزم حاج قاسم در منطقه جنوب شرق ایران به ایسنا میگوید: حاج قاسم برای نیروهایش ارزش زیادی قائل بود و جان آنان را به خطر نمیانداخت؛ همواره برنامه داشت و این برنامه در راستای حفظ جان نیروها بود.
وی با بیان اینکه سردار اجازه نمیداد سربازان در شب نگهبانی بدهند در حالی که در عملیات نظامی هیچ کس این چنین مهربانانه عمل نمیکرد، افزود: او برای نیروها برنامه ریزی دقیق داشت و از طرفی در فضای دور از جنگ نیز برای آنان و همراهیشان با خانواده شان برنامه میریخت؛ اسکان آنان در مشهد و یا فرستادن نیروها همراه خانوادهها به سفر از برنامههایی بود که او به عنوان یک فرمانده جنگ ترتیب میدید؛ به این ترتیب نیروها پس از روحیه گرفتن ناشی از گذراندن چند روز با خانواده، به درگیری با اشرار میآمدند و این امر توان آنان را افزایش میداد.
وی با تاکید بر بیان این خاطرات برای دانشجویان و قشر جوان، افزود: دشمنان نیز در این سالها پی بردهاند که با راه نظامی نمیتوانند باعث براندازی نظام شوند و تنها و بهترین راه تبدیل ارزشها به ضدارزش در نظام جمهوری اسلامی ایران است.
خدادوست بیان کر